* برخی معتقدند نرخ رشد تورم در ۹ ماهه سال جاری علیرغم رشد نقدینگی نسبت به سال گذشته کاهش یافته، نظر شما چیست؟
** در خصوص رقم 7/13 درصدی یا هر رقم دیگر تورم طی ۹ ماهه سال جاری که عنوان میشود طبیعتاً با روش آماری و محاسباتی بانک مرکزی این رقم اعلام میشود، اما این سؤال مطرح است که چرا با این شرایط تورمی روبهرو هستیم. نکته قابل توجه آن است که در سالهای گذشته نقدینگی هر ساله حدود ۳۰ درصد رشد داشته و امسال نیز این رشد به حدود ۳۵ درصد میرسد. از سوی دیگر تولید ملی نیز بیش از ۵ درصد رشد نکرده حال این معما وجود دارد که چه اتفاقی افتاده است؟! اکنون فشارهای تورمی براساس تزریق منابع، حدود ۲۵ درصد است. چند اتفاق شکل گرفته که با وجود رشد نقدینگی نرخ تورم کمتر نشان داده میشود.
یک موضوع، سرکوب قیمتها در کالاهای مهمی مانند آب، برق و گاز و برخی دیگر از کالاهایی است که توسط دولت تولید میشود. این سرکوب قیمتها سبب میشود تا شاخص خردهفروشی بانک مرکزی که شاخص آماری است رقم پایینتری را نشان دهد. این امر خبر خوبی نیست چرا که سرکوب قیمتها سبب میشود تا جریان ورودی منابع به بخشهای مهم زیربنایی دچار اختلال شده و امکانات سرمایهگذاری، جبران استهلاک و توسعه منابع تولید جدید را مختل نماید. این امر خود را چند سال دیگر به صورت حاد نشان خواهد داد.
* تناقض موجود بین اختلاف رشد پول و تولید ملی ناشی از چه مسائلی است؟
** تناقضی که بین اختلاف رشد پول و تولید ملی وجود دارد ناشی از دلایلی مانند سرکوب قیمتها است که خبر خوبی محسوب نمیشود. اگر شاخص قیمتها به دلیل ثابت نگه داشتن و کنترل قیمت بنزین، گاز و بقیه خدمات دولتی پایین آمده، نمیتوان به این اقدام نادرست دلخوش بوده و از آن به عنوان امتیاز یا نقطه قوت سیاستگذاری یاد کرد و از هماکنون مشخص است برای سال آینده با فرسایش این امکانات کشور که امانت مملکت در دست تصمیمگیران است، روبهرو خواهیم بود.
نکته بعدی واردات بیسابقه است، هیچ وقت در تاریخ کشور با این حجم واردات روبهرو نبودهایم این موضوع باعث ایجاد بیماری هلندی در اقتصاد کشور شده است، چرا که اگر قیمتها در یک جا کنترل شده و افزایش نمییابد مربوط به قیمت کالاهای قابل مبادله بوده که به دلیل واردات بالا نمیرود و این موضوع بر تولید در آینده کشور اثر منفی خواهد گذاشت. مسأله بعدی خروج سرمایه و کاهش سرعت گردش پول به دلیل این بیاطمینانیها و عدم اطمینانهایی است که وجود دارد. این موارد دلایلی است که میتواند بیانگر پایین ماندن نرخ تورم با وجود افزایش نرخ رشد نقدینگی باشد.
بنابر این بهتر است به جای آن که روی ارقام شاخصها مانور کنیم، دستگاههای تصمیمگیرنده مانند مجلس شورای اسلامی به عمق مسائل توجه بیشتری داشته باشند و مسائل را ریشهای بررسی کنند. نمیخواهم بگویم شاخص بانک مرکزی خوب یا بد است بلکه معتقدم نباید به مسائل ریشهای به شکلی سطحی نگاه کرد. اگر تا سال آینده با گرفتاریهای بینالمللی که برای کشورمان وجود دارد با شوکی روبهرو شویم نقدینگی فزاینده موجود، اقتصاد کشور را با مشکلات اساسی روبهرو خواهد کرد، باید به این مسائل توجه بیشتری شود.
ارقام بانک مرکزی جایگاه خاص خود را دارد اما باید توجه کرد به چه دلیل این ارقام سطح پایین تورم را نشان میدهند؟ روند ۳۵ درصدی نقدینگی و رشد ۵ درصدی تولید ملی با کاهش تورم مغایرت دارد این در حالی است که واردات افزایش یافته و قیمتهای سرکوب شده وجود دارد.
کاهش سرعت گردش پول، خروج سرمایه از کشور و سرکوب قیمتها موجب شده که قیمتها به شکلی تصنعی پایین نگه داشته شود و آثار و نتایج سرکوب قیمتها در سالهای بعد با شدت بیشتری به شکل فشار تورمی خود را نشان دهد. نمیخواهم افزایش تورم در سال آینده را پیشبینی کنم اما با این روند و وضع موجود آنچه مشخص است، حتماً در آینده بحران و گردبادی از تورم را شاهد خواهیم بود حال تفاوتی نمیکند که این بحران در سال آینده یا در سالهای بعد آشکار شود. با توجه به این موضوعات پیشبینی رشد تورم در سالهای آتی قطعی خواهد بود.
* آیا انتشار اوراق مشارکت میتواند به عنوان راهکاری برای کاهش نقدینگی و تورم مورد توجه قرار گیرد؟
** در صورتی که انتشار اوراق مشارکت توسط بانک مرکزی و برای اعمال سیاستهای پولی مورد توجه قرار گیرد حتماً ضروری بوده و نباید در این زمینه کوتاهی کرد. اما انتشار اوراق مشارکت ابزار بانک مرکزی بوده و نباید از اصل موضوع غفلت کرد، مانند آن است که فردی شیشههای یک ساختمان را شکسته و شخص دیگر به سرعت آن را جمعآوری کند. این که اوراق مذکور برای جمعآوری نقدینگی منتشر شود خوب است اما باید زمینههای افزایش نرخ رشد نقدینگی و تورم را از بین برد. نقدینگی را با این حجم ایجاد نموده و از بانک مرکزی میخواهیم به سرعت آن را جمعآوری نماید و بانک نیز چارهای جز انتشار اوراق مذکور ندارد.
* برخی معتقدند رشد انتظارات تورمی معمولاً با رشد بالای نقدینگی همراه است نظر شما چیست؟
** اینگونه نیست. رشد انتظارات تورمی از تجربه گذشته و انتظار آینده شکل میگیرد. در سالهای اخیر با افزایش قیمت نفت و شکل گیری حساب ذخیره ارزی، بورس بازان و محتکرین کالا متوجه شدند که دولت پولی را در اختیار دارد که هر وقت بخواهد نسبت به واردات کالا اقدام میکند، بنابراین بورس بازی روی کالا و احتکار بیفایده است پس کسی به دنبال آن نرفت. در کشور ما انتظارات تورمی بدین معنا بوده حال اگر این شرایط عوض شد و درآمد نفت کاهش یافته، محاصره اقتصادی صورت گرفت و بورس بازی روی کالا به صرفه شد، آن هنگام انتظارات تورمی شدید شده و توفانی از تورم در کشور ایجاد خواهد شد، باید به فکر آن موقع بود.
گرچه نمیتوان به درستی در مورد میزان کاهش انتظارات تورمی اظهارنظر کرد اما آنچه مشهود است اکنون تا حدودی سردرگمیبرای هزینه کردن پولهای در اختیار، بین مردم بخصوص در مورد کالاهای بادوام و سرمایهای وجود دارد در واقع این امر سبب شده تا سرعت گردش پول کاهش یابد.
* با این روند آیا در سال آینده شاهد افزایش نرخ تورم خواهیم بود؟
** وقتی نقدینگی رشد کند باید انتظار افزایش نرخ تورم را داشت ممکن است این امر دیر یا زود شکل گیرد اما آنچه مسلم است حتماً اتفاق خواهد افتاد. کافی است یک ضربه به درآمدهای نفتی وارد شود تا آثار تورمی نمایان گردد. افزایش تورم در پایان سال و ابتدای سال جدید هر ساله اتفاق میافتد اما وقتی شاخصی مانند شاخص قیمت خردهفروشی را در نظر بگیریم که در آن قیمت خیلی از کالاهای دولتی پایین نگه داشته شده است این امر به معنای نبود تورم نیست، بلکه به گونهای عمل کردهایم که تورم آشکار شود، این کار را تا مدتی میتوان ادامه داد.
* رشد بالا و مستمر اقتصادی به عنوان یکی از عوامل موثر در کاهش نرخ تورم در مدت یاد شده عنوان میشود. این عامل تا چه حد در کاهش تورم مؤثر بوده است؟
** رشد بالای اقتصادی باید با میزان رشد نقدینگی مقایسه شود، حداکثر رشد اقتصادی کشور ۵ تا ۷ درصد است. این در حالی است که رشد نقدینگی ۳۵ درصد بوده و با یک جمع و تفریق ساده اختلاف رشد نقدینگی و رشد اقتصادی مشخص میشود. معتقدم این موضوع نمیتواند دلیلی باشد که کاهش نرخ تورم ادعا شده در سایه آن توجیه شود.
* از دیگر عوامل مؤثر در کاهش نرخ تورم ثبات نرخ ارز مطرح شده است، این موضوع تا چه حد در کاهش نرخ تورم مؤثر بوده است؟
** نکته قابل توجه آن است که ثبات نرخ ارز در شرایط تورمی نیز تصنعی است. با خرج کردن موجودی حساب ذخیره ارزی، واردات و دادن اجازه برای واردات بیشتر، ثبات نرخ ارز ادعا شده شکل گرفته است اما باید توجه کرد که این عوامل بادوام و پایدار نخواهد بود.
آنچه در زمینه ثبات نرخ ارز مطرح میشود نیز در واقع ناشی از سرکوب قیمتها بوده که با بهرهگیری از موجودی حساب ذخیره ارزی صورت گرفته و عوامل مؤثر در شکل گیری این ثبات پایدار و دائمی نخواهد بود.
* با این روند آیا معتقدید نرخ تورم 4/13 درصدی اعلام شده واقعی نبوده یا ارقام اعلام شده صحت ندارد؟
** آمار و ارقام ارائه شده درست است و از سوی دیگر تورم کاذب یا غیرواقعی را شاهد نیستیم اما این که دلیل کاهش نرخ تورم را باید در پایین نگه داشتن و سرکوب قیمتها جستوجو کرد، نرخ تورم اعلام شده تحت تأثیر این عامل بوده و نرخی است که نباید سبب شود تا واقعیتهای اقتصادی از نظر دور نگه داشته شود، حال این که آثار و نتایج این شیوه کاهش نرخ تورم چگونه نمایان میشود در آینده پیامدهای آن آشکار خواهد شد.
* با این روند شاخص مناسب برای ارزیابی نرخ واقعی تورم در کشور چگونه خواهد بود؟
** بهترین شاخص تورم در کشور اختلاف درصد رشد نقدینگی از درصد رشد تولید ملی است. این موضوع مناسبترین شاخص برای محاسبه میزان فشار تورمی در کشور است حال اگر شرایط رکود حاکم شده، سرعت گردش پول کاهش یافته و آثار رشد نقدینگی فعلاً خود را در قیمتها نشان نمیدهد این امر بدان معنا نیست که در آینده نیز این شرایط ادامه یافته و آثار تورمی افزایش رشد نقدینگی در اقتصاد کشور ظاهر نخواهد شد.
* برخی بهبود شرایط در بخش کشاورزی، کاهش قیمت مواد غذایی و محصولات این بخش را به عنوان عاملی در کاهش شاخص قیمتها قلمداد نموده که بر نرخ تورم مؤثر بوده است، نظر شما چیست؟
** در مورد بهبود شرایط بخش کشاورزی، باید توجه کرد که کاهش قیمت مواد غذایی در این بخش پدیدهای فصلی بوده و همه سال این اتفاق میافتد. اگر دقت بیشتری صورت گیرد در همه سالها به غیر از سالهایی که خشکسالی شدید وجود دارد در فصل تابستان و پاییز آمارهای فصلی رشد قیمت، تخفیفی را نشان میدهند و معمولاً همه ساله اینطور است.
خوشبختانه در سالهای اخیر که وضع بارندگی مناسب بوده است و قیمتهای تضمینی نیز توسط دولت اعمال شده طبیعتاً این عوامل در کاهش نرخ تورم موثر بوده است اما در صورتی که بخشی از کاهش نرخ تورم را با بهبود شرایط تولید در بخش کشاورزی مرتبط بدانیم باید توجه کرد که این امر خاصیت فصلی داشته و آنطور نیست که در طول فصول سال شاهد تأثیر مثبت این شاخص بر کاهش نرخ رشد تورم باشیم.
* آیا مباحثی چون شیوع وبا یا آنفلوآنزای مرغی در کاهش مصرف محصولات کشاورزی و کاهش نرخ تورم موثر بوده است؟
** میزان این تأثیر چندان زیاد نبوده و نمیتوان گفت این عوامل باعث کاهش مصرف و نرخ تورم شده است. باید توجه داشت در کشورمان وقتی محصولات کشاورزی به بازار عرضه میشود از آنجا که توانایی ذخیرهسازی و نگهداری این محصولات را نداریم محصولات مختلف به یکباره به بازار عرضه شده و باعث کاهش قیمتها میشود، در صورتی که اگر امکان نگهداری این محصولات در کشورمان وجود داشت قیمتها به یکباره کاهش نیافته و در طول سال به تدریج قیمتها را کاهش میداد و اثرات مطلوبتری را به دنبال داشت.
* پیشبینی مصرف ۳۵ میلیارد دلار ذخایر ارزی در لایحه بودجه ۸۵ چه تأثیری بر رشد نقدینگی و افزایش تورم در سال آینده خواهد داشت؟
** در این زمینه بیشتر از آنچه کارشناسان مختلف اظهار نظر کردهاند چیزی برای گفتن ندارم اما میخواهم یک سؤال را مطرح کنم که امیدوارم قابل پاسخگویی توسط مجلس محترم شورای اسلامی باشد. وقتی در شرایط بینالمللی به دلیل مسائل سیاسی به سمت یک رویارویی بزرگ پیش میرویم چگونه میخواهیم چنین اثری را از نفت در بودجه سال آینده به جا گذاریم؟ وقتی در مجامع بینالمللی تنشهای سیاسی با کشورمان را شاهد هستیم چگونه است که راهکارها و آثار و پیامدهای احتمالی آن در لایحه بودجه سال آینده پیشبینی نمیشود.