مؤسسه طراحی سوخوی روسیه را ما ایرانیان به خوبی میشناسیم و بهتر است بگوییم اکثر کشورهای خاورمیانه و آسیایی با نام این شرکت آشنایی دارند، زیرا در اکثر این کشورها هواپیماهای سوخو، یاور نیروی هوایی است. طراحیها و مدلهای جدید شرکت سوخو، تفاوتهای بسیاری با مدلهای قدیمی دارد. یکی از جدیدترین آنها ۴۷ـS است که در واقع یک هواپیمای نیمه رادارگریز است و برای مقابله با هواپیماهای رادارگریز آمریکایی ساخته شده است. لقب این پرنده، برکوت (Berkut) به معنی عقاب طلایی است. بالهای سوخو ۴۷ رو به جلو ساخته شده تا کمترین میزان نیروی پسا را داشته باشد و در مانورهای هوایی عکسالعملهای سریعی از خود نشان دهد.
خصوصیاتی مانند استفاده از مواد کامپوزیت در بدنه، تعبیه تسلیحات در قسمتهای داخل و مواد جاذب امواج راداری از عقاب طلایی یک موجود نامرئی ساخته است. عقاب طلایی رقیب هواپیمای ۲۲ـ F آمریکاست. سرعت سوخو ۴۷ حدود ۱۵۵۰ مایل در ساعت با سقف پروازی ۲۰ هزار متر است و از دو موتور برای مهیا کردن نیرو بهره میبرد. طول 1/74 فوت و ۷ متر ارتفاع با بالهای رو به جلو، عقاب طلایی را قادر میسازد تا در مانورهای هوایی بینظیر عمل کند و کمتر هواپیمایی در نبردهای هوایی با آن میتواند مقابله کند.
ماکو
آلمان هم در سه دهه اخیر از قافله هوافضا عقب نیفتاد و با وجود مشکلات بسیار در مورد ساخت تسلیحات نظامی، چندین نمونه هواپیمای مدل را آزمایش کرد. یکی از این طرحها ماکو نام دارد که یک هواپیمای پیشرفته آموزشی و یا جنگنده سبک به شمار میرود که از طرف مؤسسه نظامی EADS ساخته شده است. شرکت ایایدیاس در مونیخ واقع شده که در ماه نوامبر سال ۱۹۹۹ برای فروش ماکو با نیروی هوایی آلمان و کشور امارات متحده عربی چندین قرارداد امضا کرد. کار ساخت و تحقیقات این هواپیما در سال ۲۰۰۵ میلادی تمام میشود و طبق برنامه اولین پرواز آن در سال ۲۰۰۹ خواهد بود. شرکت سازنده تخمین زده است که در ۲۰ سال میتواند حدود ۳ هزار فروند ماکو را بفروشد.
تکنولوژی رادارگریزی به وضوح در ساخت آن دیده میشود و با کم کردن سطح مقطع راداری، رادارها در برد ۴۴ کیلومتری ماکو را به اندازه یک پرنده یک متری میبینند. موتور ماکو را شرکت جنرال الکتریک با مدل اف ۴۱۴ ساخته است و با وجود این موتور ماکو میتواند به سرعت 5/1 ماخ و سقف پروازی حدود ۱۵ هزار متر برسد. طول 75/13 متر، ارتفاع 5/4 و فاصله دو سر بال 25/8 متر نشان دهنده یک پرنده کوچک با مانورهای خوب است.
سنگ قرمز
موشکهای وی ـ۲ آلمان در جنگ جهانی را میتوان سرآغاز ساخت موشکهای بالستیک دانست هرچند که در آن زمان دقت و قدرت انهدام آنها نسبت به موشکهای بالستیک کنونی بسیار محدودتر بود. پس از آلمان، کشورهای آمریکا و شوروی نیز سریع شروع به تحقیقات و گسترش ساخت موشکهای بالستیک کردند تا امنیتشان را بالا ببرند و همواره تهدیدی برای کشورهای دیگر باشند.
طراحی و توسعه موشک سنگ قرمز در اوایل دهه ۱۹۵۰ آغاز شد. موشک سنگ قرمز را میتوان پایه و اساس ساخت موشکهای بالستیک نیروی زمینی ایالات متحده آمریکا دانست. در سال ۱۹۵۶ نیروی زمینی ارتش ایالات متحده آمریکا خواستار استفاده از سرجنگیهای هستهای در موشکهای بالستیک شد. تستهای پروازی موشک سنگ قرمز با موفقیت انجام شد. به گونهای که در طی ۱۵ تست پرواز این موشک که در بین سالهای ۱۹۵۳ و ۱۹۵۶ انجام شد، فقط در انجام یکی از تستهای پرواز با مشکل مواجه شد و مابقی تستها موفقیتآمیز بود.
در سال ۱۹۵۸ وقتی اولین پرتاب ردستون توسط نیروی زمینی ارتش ایالات متحده صورت گرفت، سامانههای موشک مذکور ۳۶ تست پرواز را با موفقیت انجام دادند و این در حالی بود که موشک فوق سال بعد به صورت کامل عملیاتی شد. از موشکهای سنگ قرمز در نبرد هستهای سال ۱۹۵۸ و در طی عملیاتهاردتک بر فراز جزیره جانستون استفاده شد و حتی برای حمل ماهواره ژوپیتر جی به عنوان موشک کمکی (booster) نیز از سنگ قرمز استفاده شد.
طول سنگ قرمز 13/21 و قطر آن ۷۷/۱ متر است و برای مأموریتهای زمین به زمین ساخته شده است. بردی حدود ۴۰۰ کیلومتر دارد و از سوخت مایع استفاده میکند. وزن کلی موشک سنگ قرمز حدود ۲۷۶۶۰ کیلوگرم و میتواند کلاهکی به وزن ۶۶۰ کیلوگرم را با خود حمل کند.
ضربتی دوربرد
نیروی هوایی آمریکا چندین سال بود که با ادغام چندین طرح هوایی و فضایی به دنبال ساخت یک هوافضاپیمای دوربرد بود. نیروی هوایی اگر یک هوافضاپیمای بمب افکن بسازد دیگر به فکر رادارهای زمینی دشمن نیست و به راحتی میتواند خود را به اهداف مورد نیاز برساند در حالی که رادارهای زمینی هیچ سیگنالی از وجود آن به دست نمیآورند. پروژه ساخت با نام LRSA که مخفف عبارت هواپیمای ضربتی دوربرد است آغاز شد. هواپیمای ضربتی با بهره گیری از پشتیبانی ماهوارهای پرواز میکرد و حتی در آینده احتمال میرود با ساخت و تغییراتی در تسلیحات آن، به عنوان یک هوافضاپیمای ضدماهواره نیز استفاده شود.
چنین پرندهای باید با سرعتهای مافوق صوت پرواز کند و محققان تمرکز خاصی بر ساخت یک بدنه یکپارچه با مقاومت حرارتی بالا دارند که کمترین میزان نیروی پسا را به وجود بیاورد و مصرف سوخت آن به کمترین میزان برسد. این هوافضاپیما را میتوان به عنوان نسل آینده هواپیماهای جنگنده ـ بمبافکن با کارایی گسترده شناخت که تاکنون چندین طرح تحقیاتی نظیر این مورد انجام شده و اکثر آنها موفقیتآمیز بوده است. طرحهایی مانند Xـ۴۳ را میتوان در همین رده شناخت.
استالما
با تشکیل یک کنسرسیوم قدرتمند متشکل از شرکت استاواتی و شرکت سیستمهای هوایی دیویژن در ایالت مینه سوتا، نیروی هوایی آمریکا سفارش ساخت یک هواپیمای جنگنده تاکتیکی را به وزارت دفاع داد تا بودجهای برای ساخت آن در نظر بگیرند. وزارت دفاع با ساخت یک هواپیمای تک نفره و تک موتوره موافقت کرد تا در نبردهای هوایی با سرعتهای مافوق صوت نسبت به هواپیماهای دیگر برتری داشته باشد. نام استالما درواقع مخفف کلمه هواپیماهای چندمنظوره سبک وزن پیشرفته با باند کوتاه پروازی است که برایش انتخاب کردهاند. پروژه تحقیقات در سال ۱۹۸۹ شروع شد و هدف اولیه ساخت یک هواپیمای جنگنده سبک وزن مفهومی (Concept) بود تا جایگزینی مناسب به جای هواپیمای ۱۶C ـ Fو ۱۸ـ F در اواخر دهه ۱۹۹۰ باشد.
استالما اولین نامزد برگزیده نیروی هوایی آمریکا برای هواپیماهای چندمنظوره بود که از زمان ریاست جمهوری بوش پدر آغاز شد. نام اختصاری اف ـ۲۶ را انتخاب کردند که حرف اف در هواپیماهای آمریکایی نشان دهنده نوع جنگنده بودن آنهاست. هواپیمای اف ـ ۲۶ دارای 4/16 متر طول و حدود 3/4 متر ارتفاع است. زاویه بالها تغییر میکند تا بهترین وضعیت را در هنگام فرود و برخاست و یا مانورهای هوایی داشته باشد. سرعت 3/2 برابر سرعت صوت را موتور توربوفن اف ۱۱۹ برایش مهیا میکند و به ارتفاع شصت هزار پایی نیز میرسد. بالهایش از زاویه پنج تا هفتاد درجه قابل تغییر است. تاکنون تصمیم خاصی برای ورود آن به نیروی هوایی آمریکا گرفته نشده است.
یاهوتی
در دهه،۱۹۴۰ نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا پروژه ساخت هواپیمای یاهوتی را شروع کرد و هدف ساخت یک هواپیمای نامرئی بود. البته لغت نامرئی در اینجا به مفهوم عدم وجود دید راداری نسبت به هواپیماست. هواپیمای بمبافکن نیروی دریایی آمریکا سرعتهای بسیار پایینی داشتند و در روشنایی روز توسط کشتیهای آلمانی شناسایی و منهدم میشدند. متأسفانه هنوز از وضعیت تحقیقات و یا ساخت یاهوتی هیچ گزارشی در دست نیست ولی احتمال میرود که چندین فروند هواپیمای خاص ساخته شده باشد که هیچگاه استفاده نشدند و به تولید انبوه نرسیدند.