* دلیل انتخاب رویکرد تشویق و امتیاز در قالب بسته پیشنهادی به جای تحریم و تهدید پس از قطعنامه تند علیه ایران در شورای امنیت توسط غربیها چیست؟
** بیانه شورای امنیت سازمان ملل لازمالاجرا نیست و طبیعتا وقتی غربیها به جایی برسند که طرف مقابل آنها مقاومت زیادی میکند و مسائل برای غربیها هزینهبر است ناچار میشوند که به توافقی برسند و ناگزیر شدند که تا حدودی کوتاه بیایند. وقتی آمریکا پیشنهاد میدهد که با ایران سر میز مذاکره بنشیند نشان میدهد که کوتاه آمدهاند و مساله دیگر این است که در پکیجی که ارائه میدهند براساس اعلام رسانهها دو پیشنهاد از سوی آمریکا مطرح شده است، یکی لغو تحریمهای ایران در زمینه برخی تکنولوژیها به خصوص هواپیماهای مسافربری است.
* چرا اروپا با علم به مخالفت ایران با تعلیق غنیسازی اورانیوم، پیش شرط ارائه مشوقها و آغاز مذارکرات را توقف غنیسازی عنوان کرده است؟ آیا گام اول در موفقیت استراتژی اعطای امتیاز به شکست نخواهد انجامید؟
** سیاست همه با هیچ جایی در جهان امروز ندارد و در این خصوص اروپاییها واقف هستند که ایران حاضر به تعلیق کامل غنیسازی اورانیوم نیست اما در حال حاضر غربیها هم یک سری پیشنهاداتی را ارائه دادهاند که احتمال میرود پس از بررسیها و مذاکرات یک راهحل بینابینی به دست آید. معمولا در سیاست اصلی تفاهم است بنابراین هیچ کدام از طرفین نمیتوانند سیاست همه یا هیچ را در پی بگیرند.
* راه حل بینابینی چه میتواند باشد؟
** این راه حل یک بخش فنی و یک بخس حقوقی- سیاسی دارد، بخش فنی این است که غربیها 164سانتریفوژ، را در رده تحقیقات بپذیرند اما برای نوع بازرسیها و عملکردی که روی این سانتریفوژها پیاده میشود در سطح دیگری از تعریف در نظر گرفت و وجه حقوقی- سیاسی نیز این است که وقتی آمریکاییها بپذیرند با ما سر میز ذاکره بنشینند و شرایط ما را بپذیرند موضوع حل شده است.
* ایران در شرایط کنونی باید چه بر خوردی را با مشوقهای اروپایی داشته باشد؟
** بستگی دارد که معشوقهای اروپایی چقدر بتواند ایران را ارضا کند، این مهم است که مشوقها در حدی باشد که ما بپذیریم میتوانیم بر اساس آنها به یک تفاهمی دست پیدا کنیم.
* ایران وقتی مشوقها را بررسی میکند آیا به شکل کلی بررسی خواهد کرد یا بندبند میکند؟
** معمولا همه موارد را بندبند بررسی میکنند چون اصل قضیه روی جزئیات است و کلیات مهم نیست چون آن جزئیات است که نشان میدهد ما چه امتیازاتی را اخذ میکنیم و چه امتیازاتی را از دست میدهیم. طبق گفتههای آقای لاریجانی ما نیاز به مذاکره داریم و روی مسائلی که قبول داریم مذاکره نمیکنیم اما روی مسائلی که قبول نداریم مذاکره میکنیم و آنها را بالا پایین میکنیم تا به نتیجه برسیم.
* اینکه آمریکا در شرایط فعلی استراتژی مذاکره با ایران را در پیش گرفته و با متحدان اروپاییاش هم پیمان شده چه استدلالی را در پی داشته است؟
**آمریکاییها در هر حال در موقعیتی نیستند که چالش دیگری را در منطقه خلیج فارس با توجه به شرایطی که دارند برای خود ایجاد کنند. به همین دلیل یا موقتا یا به صورت دائم فعلا سیاست مذاکره با ایران را در پیش گرفتهاند
* چرا سولانا را برای ارائه پیشنهادهای اروپا به ایران انتخاب کردند؟
** به خاطر اهمیت ایران است که رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا را برای ارائه این مشوقها انتخاب میکنند و گرنه میتوانستند این نامه را از طریق یک سفارت به ایران ارائه دهند.
* در شرایط فعلی راههای برون رفت ایران از بحران هستهای چیست؟
** اولا که در چنین شرایطی باید ابتکار عمل دست ایران باشد چون در سیاست خارجی آن کشوری موفق است که ابتکار عمل را به دست دارد، یعنی آنها در موضع انفعالی قرار گیرند و ایران میتواند با پیشنهادات سازنده خود آنها را مجبور به پذیرش کند و ما باید همیشه یک قدم از آنها جلوتر باشیم.
* به هر حال الان مسوولان دبپلماسی کشورمان به یک راهکار واحد رسیدهاند؟
** ایران میگوید که ما مذاکره میکنیم تا به تفاهم و یک راه حل بینابینی برسیم و مذاکره کردن به امتیاز دادن و امتیاز گرفتن میرسد.
* برخی رسانهها گمانه زنیهایی را انجام دادهاند مبنیبر اینکه آمریکا با لغو تحریمها علیه ایران موافق است.تحلیل شما از این موضوع چیست؟
** اگر آمریکا موافق این مساله نبود لغو تحریم را در پکیج خود جای نمیداد البته این مشمول همه تحریمها نمیشود بلکه برخی از تحریمها نمیشود بلکه برخی از تحریمها را شامل میشود ضمن اینکه آمریکا در حال حاضر در وضعیتی نیست که بتواند از موضع خصمانه و تند صحبت کند و ناگزیر است که به یک توافقی دست پیدا کند.