تاریخ انتشار : ۰۷ آبان ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۹  ، 
کد خبر : ۵۰۳۴۵

«‌هویت اسلامی‌» یعنی چه؟


رضا انصاری، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
مدتی است که مساله «‌هویت انجمن‌های اسلامی دانشجویان‌» مورد نقد و بررسی صاحبنظران در محافل مطبوعاتی و دانشجویی قرار گرفته است. پاره‌ای از «‌بحران هویت» و شماری دیگر از «‌هویت جدید‌» سخن می‌رانند. عدهای «خطای غفلت از هویت دینی» و عده‌ای دیگر «غفلت در غفلت» را مطرح می‌کنند گر چه این نوع مباحث مدت‌هاست که در محافل دانشجویی مطرح بوده ولیکن از آن روز که شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران در آذر ماه سال گذشته به دیدار آقای موسوی رفتند و به نقد «‌اصلاحات‌» و «روشنفکری دینی» پرداختند و بر «هویت اسلامی» مجموعه انجمن اسلامی دانشجویان تاکید ویژه‌ای کردند، در محافل مطبوعاتی و دانشجویی شکل جدیدتر و البته جدی‌تر‌ی به خود گرفت.
مطلب حاضر قصد پرداختن به مباحث مطرح شده را ندارد و به دنبال طرح سوالات و البته جواب پاره‌ای از این سوالات است. اصلی‌‌ترین سوالاتی که در ذیل این مباحث مطرح می‌شود این است که واقعا اصل ماجرا چیست؟ چرا عده‌ای بعد از پیروزی اصولگرایان در انتخابات‌های اخیر به یکباره بر «هویت دینی» این تشکل پای می‌فشارند و عده‌ای دیگر بلافاصله بر می‌آشوبند! آیا نسل اول انقلاب و پیشکسوتان این تشکل صلاحیت و حق طرح این گونه مباحث را دارند؟ در این منازعه باید جانب حق را به کدامیک از طرفین داد؟ آیا برای پایان دادن به این منازعه راه حل وجود دارد؟ پاسخ به این گونه سوالات در این مقال کوتاه نه ممکن است نه مطلوب. در این یادداشت قصد بر این است که با نگاهی به «واقعیت‌ها» و نه صرفا «حقیقت‌ها» به کالبد شکافی این موضوع پرداخته شود تا شاید بتوان راه حلی ارائه نمود.
اگر نگاهی تاریخی به این تشکل با سابقه دانشجویی داشته باشیم می‌بینیم که اصلی‌‌ترین دغدغه بنیانگذاران این تشکل «تقویت پایگاه دینداران در جامعه دانشگاهی» و «تقویت روحیه خودباروری نسل جوان مسلمان دانشگاهی» بوده است که البته بعدها به عنوان پایگاه مبارزه با استبداد که با استعمار پیوند عمیقی داشت درآمد و تا پیروزی انقلاب اسلامی پایگاه دانشجویان روشنفکر مسلمان که سرنگونی رژیم پادشاهی را در سر می‌پروراندند بوده است اما پس از پیروزی انقلاب و ماجراهای پیش آمده که خود داستان مفصلی دارد و نیازمند تحلیل دقیق تاریخی میباشد، دفتر تحکیم وحدت با الهام از سخنان امام با هویتی جدید که مبداء هویت این تشکل می‌باشد شکل گرفت و تشکیلات دفتر تحکیم وحدت با ماهیت‌های رهبر انقلاب نه تنها در عرصه دانشگاه بلکه در عرصه سیاسی در سطح کلان آن به یکی از تاثیرگذارترین تشکلات درآمدند که اقدامات و اعلام مواضع این تشکل در طول دوران حیات امام گواه این مدعاست.
بنابراین امروز در تحلیل تاریخی این تشکل اولین واقعیتی را که باید پذیرا باشیم این است که دفتر تحکیم وحدت با هویت‌یابی از «گفتمان انقلاب اسلامی» توانست چنان جایگاهی پیدا کند که تا مدت‌های مدیدی پس از حیات امام همچنان یکه‌تاز میدان بود و از همین منظر است که باید بپذیریم عده‌ای که خود را در پیمودن مسیر دفتر تحکیم وحدت و به اوج رساندن این تشکیلات در جغرافیای سیاسی ایران سهیم می‌دانند به نقد این تشکل بنشینند و بر «هویت اسلامی» آن پای فشارند. واقعیت دومی که باید پذیرا باشم این است که اصلی‌ترین مولفه هویتی دفتر تحکیم وحدت، صرف‌نظر از اعتقاد به اسلام و ملتزم بودن به احکام عملی اسلام، اعتاد به «اسلام سیاسی» بوده و پسوند «اسلامی» این تشکلات مهر تاییدی بود بر اسلامی که امام خمینی(ره) به عنوان رهبر انقلاب به جامعه معرفی کرده بودند. بنابراین اگر امروز رهبران اصلاح‌طلب جامعه یغنی آقایان کروبی، موسوی‌خوئینی‌ها و خاتمی به انحای گوناگون از هویت این مجموعه سخن می‌رانند، دغدغه مشترکشان تاکید بر این مولفه اساسی است که در سال‌های گذشته به مرور زمان پذیرش آن در میان برخی از اعضای این تشکلات از دست رفته است. (چرایی این اتفاق خود بحث جدایی را می‌طلبد که هدف این یادداشت نیست گرچه اهمیت جدی دارد)
امروز نسلی از دانشجویان مسلمان بر برخی از انجمن‌های اسلامی دانشجویان سیطره یافته‌اند که با واقعیت‌های تاریخی این تشکل بیگانه‌اند و این خود به چالشی اساسی تبدیل شده است و هر از گاهی موجبات بروز خشونت‌هایی در دانشگاه می‌شود. اما واقعاً چرا این نسل اصرار دارد تحت عنوان دفتر تحکیم وحدت فعالیت نماید؟
پرواضح است که این تشکل باسابقه با اعتبار تاریخی خود بهترین و البته کم‌هزینه‌ترین بستر برای پیاده‌سازی این تفکر می‌باشد چرا که به دست آوردن چنین اعتباری کاری بس مشکل و دور از دسترس می‌باشد و جریانات پشت سر حاملان این اندیشه مخالف با اسلام سیاسی به خوبی به این مهم واقفند. البته باید از زاویه‌ای دیگر نیز بدین موضوع نگاه شود و آن اینکه اگر این نسل چنانچه از این تشکیلات بیرون رانده شوند، بستری برای فعالیت خود نمی‌بینند و این خود به یک معضل تبدیل شده است. راه چاره این است: اگر نهادهای اطلاعاتی و امنیتی نظام جمهوری اسلامی ایران بر این باورند که فعالیت تشکیلاتی به نام انجمن اسلامی دانشجویان در دانشگاه‌های سراسر کشور با حفظ هویت واقعی خویش در جهت حفظ منافع کلان نظام و اهداف عالیه انقلاب اسلامی می‌باشد، می‌بایست اولاً شرایط لازم را برای فعالیت این قشر در دانشگاه‌ها در قالبی به غیر از انجمن‌های اسلامی فراهم آورند و ثانیاً با نظارت دقیق، روشمند و قانونمند با مشارکت تشکل‌های دانشجویی باب هر نوع تخلف از اساسنامه و مرامنامه را ببندند و بدین طریق شرایط را برای فعالیت‌های سالم دانشجویی در دانشگاه فراهم آورند و قطعاً این شرایط می‌تواند گفتمان «امام و انقلاب» را پایدارتر و مستحکم‌تر نماید و الا گذر زمان مشکلات بیشتری را فراهم می‌آورد که افسوس گذشته دوای درد ما نخواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات