تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۰  ، 
کد خبر : ۵۰۳۷۱

ایالات متحده پیشگام در کاربرد تسلیحات کشتار جمعی


سرویس ترجمه: در حمله به آمریکا به شهرهای عراق در فاصله 8 تا 20 نوامبر 2004 نیروهای نظامی ایالات‌متحده با وجود حضور غیر نظامیان در این شهر از بمبهای فسفر سفید استفاده کردند. نظامیان آمریکا پیش از این که نیز به دلیل استفاده از سلاح‌های دارای اورانیوم ضعیف شده طی دو جنگ خلیج‌فارس و در افغانستان‌، صربستان و کوزوو مورد اتهام قرار گرفته بودند. این روشها به غیر از اثرات فوری خود، دارای نتایج تخریبی دراز مدتی هم هستند که گواه این امر وضعیت مردم ویتنام است که قربانی استفاده از «‌ماده نارنجی‌ رنگ» در حدود سی سال پیش شده بودند.
در میان سالهای‌1961 تا 1971 ، ارتش آمریکا در ویتنام اقدام به پاشیدن سم علف‌کش در سطح وسیعی در بین مردم ویتنام کرد تا از این طریق از پنهان شدن و مخفی ‌شدن آنان جلوگیری کند و نیز منبع آذوقه گیاهی آنان را کاملاً ‌نابود کرد و باعث فقر وگرسنگی مردم و نظامیان ویتنامی شد.
این مواد علف‌کش عمدتاً‌ شامل ماده نارنجی رنگی بود که خود حاوی دی‌اکسین است؛ یعنی ماده‌ای شیمیایی و بسیار سمی که کشتار وسیعی را به همراه داشت. پژوهشگران بار دیگر در سال 2003‌، مقدار ماده علف‌کش ریخته شده در ویتنام را ارزیابی کردند، که متوجه شدند این مقدار ماده نارنجی شامل‌77 میلیون لیتر و نیز4 هزار کیلوگرم دی‌اکسین بود که مساحتی بیش از 6/2 میلیون هکتار را در‌بر می‌گرفت؛ زیرا بین5 تا 10 بار متوالی روی این سطوح مواد سمی پاشیده شد. این مساحت برابر با یک دهم خاک ویتنامی جنوبی است و‌50 درصد جنگلهای نفوذ‌ناپذیر آن را تشکیل می‌دهد. در مجموع میان‌1/2 تا‌8/4 میلیون انسانی که در‌20 هزار دهکده ویتنامی می‌زیستند مستقیماً تحت تأثیر این مواد قرار گرفتند‌. برای مثال، در حادثه منطقه سوزو، که طی آن کمتر از دو کیلو گرم ماده دی اکسین در مدت30 دقیقه، بر روی1800 هکتار زمین ریخته شده، 37 هزار نفر از جمعیت این منطقه کاملاً نابود شدند. این اقدامات غیرانسانی و جنایت‌آمیز، فاجعه‌ای زیست‌محیطی و قتل‌عامی قرون وسطایی را بر سر مردم بی‌گناه ویتنام به همراه داشت؛ به طوری که اثرات این فاجعه هم اکنون ادامه دارد؛ زیرا دی‌اکسین که ماده‌ای شیمیایی و بسیار پایدار در زنجیره غذایی مردم ویتنام است، وارد شده و به راحتی از بین نمی‌رود و همچنان قربانی‌های خود را از میان مردم می‌گیرد، تا جایی که باعث مرگ، صدمات بسیار وخیم، نقص عضو در هنگام زایمان، معلولیتهای بدنی، ذهنی و یا اندام‌ اضافی و ضایعات عصبی برگشت‌ناپذیر و ....گردیده است. صیلب‌سرخ ویتنام شمار قربانیان را دو میلیون نفر برآورد کرد و صدمات عاطفی و روابط اجتماعی و هزینه‌های سرسام‌آور پزشکی، امروز به معضلی برای مردم ویتنام تبدیل شده است.
به لحاظ اثرات انسانی طی پژوهشی که در سال‌2001 در شهرستان کوانگ‌تری (در لبه مدار 17 درجه، منطقه‌ای که به ویژه تحت پوشش مواد علف‌کش قرار گرفته بود) صورت گرفته، نشان داده شده است که درآمد سرانه خانواده‌هایی که دارای حداقل یک عضو معلول هستند از درآمد خانواده‌های بدون عضو معلول، کمتر است و هزینه‌های سرانه پزشکی آنها 30 درصد بیشتر می‌باشد. با وجود آن که میزان دی‌اکسین موجود در خاکهای کشاورزی ویتنام پایین آمده، اما مناطق بسیاری همچنان غیرقابل کشت باقی مانده است. بسیاری از گیاهان که در ویتنام آن را به نام «علف آمریکایی» می‌شناسند هنوز حامل مواد سمی کشنده دی‌اکسین می‌باشند. حتی می‌توان گردش دی‌اکسین را در زنجیزه تغذیه شیرمادران و اثرات آن بر کودکان مشاهده کرد.
پس از فاجعه شیمیایی ویتنام، آمریکایی‌ها نیز در جنگ دوم خلیج‌فارس در سال‌1991 قبل از حمله به عراق با تزریق انواع واکنسهای ضد بیماری‌ها بومی و پیشگیری از تأثیرات حملات شیمیایی صدام به سربازان خود، ظاهراً اقدام به مقاوم‌سازی نیروهایشان نمودند، اما با پایان جنگ خلیج‌فارس و آزادی‌سازی کویت از اشغال صدام، و بازگشت سربازان آمریکایی به کشورشان یکی پس از دیگری به بیماریهای عفونی، پوستی، گوارشی، تنفسی و حتی ژنتیکی حاد متبلا شدند، تا جایی که پس از مراجعات مکرر آنان به پزشکان پایگاه‌های نظامی آمریکا در ایالتها و شهرهای محل اقامت خود و آزمایشهای مکرر خون پزشکان به این نتیجه رسیدندکه واکسیناسیون‌های گوناگون قبل از جنگ خلیج‌فارس معروف به «‌سندرم خلیج‌فارس» تمامی سیستم‌ مقاومت بدنی آنان را مختل کرده و بر تمامی اعضا و متابولیسم کامل بدنشان تأثیرات منفی برجای گذاشته است. این سربازان با تحمل دردهای مفصلی از ناراحتی‌های عصبی و نیز حالتهای تهوع و استفراغ و عدم کنترل ادار و بی‌خوابی‌های طولانی به شدت رنج می‌برند. آنان پس از بازگشت متوجه شدند که فرزندانشان قبل از زایمان، سقط می‌شوند و یا بصورت ناقص‌الخلقه و با همان علایم پدرانشان متولد می‌شوند. کار زمانی وخیم‌تر شد که زنان این سربازان از وضعیت بیماری همسران خود مطلع شدند و بیماری‌های این سربازان به همسرانشان سرایت کرد‌. سرانجام پس از شکایتها و اعترضات این سربازان و همسران و خانواده‌هایشان، مقامات پنتاگون پرونده پزشکی آنان را یکی پس از دیگری به جریان انداختند. اما همین که علت بیماری‌های گوناگون این سربازان، تزریق واکسنهای متعدد تشخیص داده شد، مقامات پنتاگون به عنوان متهم مورد‌ بازخواست قرار گرفتند. ناگهان پرونده‌ای قطور موسوم به سندرم خلیج‌فارس با انعکاسها و واکنشهای سراسری در رأس اخبار رسانه‌های جهان قرار گرفت. قبل از اینکه پرونده سندرم خلیج‌فارس به نتیجه نهایی خود نزدیک شود اتفاق غیرمترقبه‌ای به مفقود شدن تمامی پرونده‌ها و سابقه پزشکی سربازان بر درستی و صحت بیماری‌های سربازان آمریکایی ناشی از واکسیناسیونهای گوناگون در خلال جنگ خلیج‌فارس بود، بلکه این ادعا را ثابت کرد که سربازان امریکایی موشهای آزمایشگاهی پنتاگون و جنگ‌سالاران دوران حاکمیت جمهوریخواهان به رهبری بوش پدر بودند تا از این طریق بتوانند اثرات واکسنها را بر روی سربازان مورد ارزیابی قرار دهند. اما نگرانی و وحشت مردم آمریکا زمانی آغاز شد که آثار شوم به کاربردن اورانیوم ضعیف شده در عراق و انتشار تشعشعات حاصل از آن. علاوه، مردم این کشور دامان بسیاری از سربازان آمریکایی حاضر در منطقه را نیز در طول جنگهای‌1991و 2003 را گرفته است.
براساس گزارشهای بهداشتی با وجود استفاده ارتش آمریکا از تجهیزات مدرن حفاظت در برابر تشعشعات مذکور از مجموع 696 هزار و 638 سرباز آمریکایی که در زمان جنگ حضور داشتند‌، تعداد130 هزار نفر به آسیبهای خطرناک همان اسلحه که علیه عراق به کار بردند، گرفتار شدند تا جایی که آمار و تأثیرات آن وسیعتر از سندرم خیلج‌فارس؛ یعنی واکسیناسیون اجباری می‌باشد. در گزارش مرکز ملی اسناد جنگ آمریکا در عراق توسط پنتاگون آمده است.
1- پس از جنگ آمریکا و عراق در سال‌1991 میلادی تعداد 504 هزار و 47 نفر از سربازان یاد شده به دلیل نداشتن سلامتی ناشی از عوارض بوجود آمده از خدمت در ارتش آمریکا اخراج شدند.
2- تعداد‌9800 نفر از سربازان مذکور، پس از بازگشت از جنگ با عراق بر اثر عوارض مذکور فوت کردند.
3- تعداد 149‌هزار و 94نفر از سربازان یاد شده نیز به خاطر عوارض بعدی، رسما به عنوان معلولان جنگ معرفی شدند.
4- براساس گزارش وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) بیش از 35هزار نفر از سربازانی که در جنگ با عراق در سال1991 شرکت داشتند از قرصهای مخصوص معالجات آسیبهای تشعشعات بالای هسته‌ای مصرف کرده‌اند. علاوه بر اینها، 80 هزار سرباز قرصهای جدید را برای معالجات مذکور به نام « بوتیلینیویم توکسید» مصرف می‌نمایند. آمریکایی‌ها که با تبلیغات وسیعی تلاش دارند خود را مخالف گسترش سلاحهای غیر متعارف در جهان معرفی دادند، از بزرگترین تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان جنگ‌افزارهای شیمیایی و میکروبی و هسته‌ای در جهان می‌باشد که آثار مخرب آن را حتی با حمایتهای شیمیایی صدام در حلبچه، سردشت و سایر نقاط جهان می‌توان مشاهد نمود. علفهای آمریکایی در ویتنام و سندرم خلیج‌فارس نمونه‌هایی از این روی کاخ سفید می‌باشد.
حال با نگاهی هر چند گذرا، خواهیم دید که آمریکایی‌ها سالها قبل از جنگ جهانی اول و دوم به تولید و مصرف اورانیوم ضعیف شده و کشتار مردم مبادرت ورزیده‌اند، زیرا بسیاری از مردم چنین می‌پندارند که آمریکا تاکنون دوبار در سال‌1945 میلادی با بمباران هیروشیما و ناکازاکی دست به بمباران اتمی زده است. درسال 1789 میلادی شیمیدان آلمانی به نام «کلاپروت» عنصر اورانیوم را کشف کرد. در سال‌1938‌میلادی یک دانشمند دیگر آلمانی در علم شیمی به نام «‌هاهن» به همکاری دستیار فیزیکدان خود به نام «ماینتر» با آزمایشی توانست عنصر جدیدی پس از اورانیوم و با رقم اتمی بزرگتر از شماره اتمی آن را تحصیل نماید و با تاباندن موجی از نوترون بر اتم اورانیوم 335، برای اولین بار اتم مذکور را بشکافد و معادل200 میلیون الکترون- وات انرژی آزاد کند. این کشف جدید دانشمندان را وادار کرد تا مطالعات گسترده‌ای را در سطح اروپا و آمریکا و اتحاد شوروی سابق بر روی عنصر مذکور انجام دهند. با شروع جنگ جهانی دوم، گروه زیادی از دانشمندان فیریک اتمی اروپا را به خاطر فرار از ارتش «نازی» به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کردند و بنا به پیشنهاد آلبرات انیشتن به رییس‌جمهور وقت آمریکا، روزولت‌، اولین پایگاه اتمی را در آن کشور در سال1943 به بهره‌برداری رساندند. پس از پژوهشهای این متخصصان معلوم گردید که یک گرم اورانیوم 335 می‌تواند معادل‌33000 کیلو وات ساعت انرژی تولید کند. دانشمندان یاد شده با انجام پروژه‌ای سری با عنوان « لوس آلاموس» توانستند اولین بمب اتمی را اختراع کنند و دولت آمریکا در سال 1945 میلادی با بکار بردن این بمب علیه ژاپن به پیروزی در جنگ جهانی دوم دست یافت.
اورانیوم ضعیف شده نظیر اورانیوم 338 خالص است که بر اثر شکسته شدن اتم‌های اورانیوم 335 در نیروگاه‌های هسته‌ای پس از تصفیه جزو کوچکی از آن به پلوتونیوم تبدیل می‌شود. اولین نیروگاه هسته‌ای در ایالت پنسیلوانیا در آمریکا درسال 1957 میلادی، اورانیوم مذکور را تولید کرد. با وجود بیش از‌200 نیروگاه هسته‌ای در آمریکا و تولید روز‌افزون عنصر یاد شده، مسؤولان آن کشور در برابر مشکل جدیدی قرار گرفتند. بیش از 455 هزار تن از ماده خطرناک مذکور در انبارها جمع شده و هزینه حفظ و نگهداری آن برای دولت آمریکا مشکل بزرگی بوجود آورده بود. سرانجام مسؤولان آن کشور تصمیم گرفتند اورانیوم مذکور به پنتاگون تحویل گردید. متخصصان پنتاگون در پایگاه «لوس‌ آلاموس» در اواسط همان سال با انجام آزمایشهای متعدد به این نتیجه رسیدند که اورانیوم یاد شده به دلیل تصلب بسیار بالا و فشردگی فوق‌العاده‌ای که دارد، می‌تواند برای تولید سلاحهای تهاجمی و تدافعی به کار رود و استفاده از این ماده در بمبها و گلوله‌های تانکها و توپها و موشکها، قدرتی شکافنده به آنها می‌بخشد و به هنگام اصابت به هدف، اورانیوم مذکور به سرعت به ذراتی سمی و پرتوزا و خطرناک تبدیل می‌گردد. سازندگان اسلحه تصمیم‌ گرفتند ماده مذکور را در انواع بمبها به نام بمبها و گلوله‌های نقره‌ای معروفند و همچنین در انواع موشکها و سلاحهای دیگر مانند «‌نایک»‌، «‌شرایک»‌، «رویس» و «سارو» به کار برند. به عنوان مثال یک گلوله نقره‌ای 120 میلی‌متری تانک مقدار چهار کیلوگرم از ماده اورانیوم ضعیف شده را خود دارد و ویژگی این گلوله‌ها این است که می‌تواند از پوسته ‌فلزی تانکها و زره‌پوشها و پناهگها عبور کند و آنها را منفجر نماید. با توجه به آن چه گذشت باید گفت، براساس این گزارشها بالگردهای آپاچی و تانکهای آمریکایی در جنگ اول خلیج ‌فارس با عراق 300 تن سلاح دارای اورانیوم ضعیف شده را بر روی اهداف خود در این کشور فرو ریختند و بیش از ‌940 هزار گلوله 300 میلی‌متری دارای این ماده خطرناک و 1400 گلوله توپ با همین ویژگی ‌را در این جمله که توفان صحرا نامیده شد، شلیک کردند. بر اثر بمباران و شلیک بمبها، موشکها و گلوله‌های اورانیوم ضعیف شده در عراق 373 تن از غبار اورانیوم در سطح منطقه وسیعی از اراضی عراق منتشر شده است. همچنین پنتاگون در سال 2003 اعلام کرد که در جنگ بوسنی تعداد 18 هزار عدد و در جنگ کوزوو تعداد 31 هزار عدد از مهمات با اورانیوم ضعیف شده به کار برده است و 70 درصد از ماده مذکور به غبار پرتوزا و خطرناک تبدیل شده در آن منطقه منتشر گردیده است. علاوه بر آن اعتراف کرد که در سال 2001 در افغانستان نیز چنین کرده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات