یاسین موشارباش
ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی
به تازگی در یکی از وب سایتهای نزدیک به شبکه تروریستی زرقاوی چنین آمده است: «نه تنها طرفداران و تحسینکنندگان بلکه همه دنیا درباره ابومصعب زرقاوی صحبت میکنند و کسی نمیداند او به کدامین سو در حرکت است؟» علت چنین پرسش معما گونهای آن هم در یکی از سایتهای طرفدار زرقاوی، جدیدترین مانور این مرد اردنیتبار است که اعضای سازمان تروریستی وی تقریباً از سه سال پیش به این سو، هر روز با حملاتی وحشیانه، مردم عراق را به خاک و خون میکشند. زرقاوی که از اکتبر ۲۰۰۴ به طور رسمی با القاعده پیمان بست و سوگند خورد که در همه حال به بنلادن وفادار بماند، حال با اقدامی عجیب و شگفتانگیز همه را متعجب کرده است.
این تروریست از ۱۹ ژانویه امسال دیگر تحت لوای همیشگی سازمانش یعنی «القاعده بینالنهرین» عمل نمیکند! به جای آن، وی همراه با پنج گروه مسلح دیگر نوعی اتحادیه تروریستی به نام «شورای مشورتی مجاهدین» تاسیس کرده است و بنابه اعترافات برخی از طرفداران وی از زمان تاسیس این شورا هیچ یک از عملیات تروریستی این شعبه عراقی القاعده، بدون حضور و مشورت دیگر اعضا انجام نخواهد گرفت. حتی آرم و لوگوی جدیدی هم که برای این شورا انتخاب شده است، نشان از همین قانون جدید دارد. ظاهراً هدف از این همبستگی و اتحاد، همکاری در جهت بیرون راندن نیروهای اشغالگر خارجی و به قول خودشان «کافران» از عراق است.
اعضای این شورا توافق کردهاند تا شور و شوق و عطش مبارزه را با پرهیز از اختلاف حفظ کرده و به گفته خودشان برنامه اسلامی روشن و شفافی ارائه داده و دست به جذب نیروهای جدید بزنند. در یکی از نوارهای صوتی که به مناسبت تشکیل این شورا انتشار یافته، گوینده ناشناس (که البته زرقاوی نیست) از امیدواری رهبری برای اتحاد با «همه دیگر گروههای خط مقدم جبهه» میگوید.
«گویدو اشتاین برگ» کارشناس برجسته امور ترور عقیده دارد: «رابطه زرقاوی با القاعده همواره بر پایه همکاری و البته مرزبندی استوار بود.» به گفته این کارشناس زرقاوی با این به اصطلاح پوستاندازی در نظر داشته است تا خود را برای طرفدارانش به عنوان «شیخ پیکارجویان» و «شیر بین النهرین» مطرح کند. در واقع از سالهای اواخر دهه ۹۰ یعنی هنگامی که زرقاوی مدیریت اردوگاهی کوچک در شهر هرات افغانستان را به عهده گرفت، با وجود همکاری با بن لادن و همکارانش در اکثر صحبتهایش خود را به عنوان فردی مستقل که به صورت صوری تحتالحمایه القاعده قرار دارد، معرفی کرد.
زرقاوی به ویژه در دو مورد استراتژیک با بنلادن اختلافنظر دارد: اولین مورد اینکه زرقاوی خواهان جنگ و مبارزه بیامان با شیعیان است و مورد دوم اینکه مرکز ثقل منطقهای وی در عراق، اردن، سوریه و فلسطین قرار دارد. هدف نهایی و درازمدت زرقاوی ساقط کردن نظام سلطنتی اردن و حمله مستقیم به اسرائیل است. با این حال موقعیت زرقاوی در عراق است که میزان و چگونگی ارتباط وی با بن لادن و معاون او «ایمن الظواهری» را تعیین میکند.
هنگامی که زرقاوی در پاییز ۲۰۰۴ تصمیم گرفت به شبکه ترور القاعده بپیوندد، سازمانی را که خود بنیاد نهاده بود یعنی سازمان «التوحید و الجهاد» منحل کرد. در آن زمان کارشناسان احتمال میدادند که علت این اقدام زرقاوی این است که وی با این کار امید دارد تا تحت نام القاعده بتواند به اصطلاح سرباز و منابع مالی بیشتری در میان دولتهای خلیج فارس پیدا کند. بن لادن نیز کوتاه زمانی پس از انحلال آن سازمان، زرقاوی را تحسین کرد و این اقدام وی را ستود.
پذیرش رسمی کارگزاری القاعده در عراق توسط زرقاوی موجب شد تا وی عملاً تبدیل به کانون و مرکز ثقل ستیزه جویان بینالمللی بشود و این کار در واقع بیانگر اهداف بلندپروازانه وی در عراق بود. اما اینکه چرا دوباره وی دست به چنین تغییر و تحولی (حداقل در حد اسم) زده، پرسشی است که باید به اصطلاح با دلایل ترکیبی به آن پاسخ گفت.
«اشتاین برگ» در این مورد میگوید: «این تغییر نام توسط زرقاوی، آشکارا واکنشی است به انتقادهای شدیدی که ظواهری در اکتبر ۲۰۰۵ به دلیل روشهای وحشیانه وی، عنوان کرد.» ظواهری در نامه ای که به دست نیروهای ارتش آمریکا افتاد، ضمن انتقاد شدید نسبت به روشهای زرقاوی، هشدار داده بود که در صورت ادامه حملات وی به غیرنظامیان حمایت غیرقابل چشمپوشی مردم عراق را از دست خواهد داد.
و چیزی نگذشت که هشدار و پیشبینی آن مرد مصری درست از آب درآمد: در اثر یک عملیات تروریستی در اردن که توسط سازمان زرقاوی طرح ریزی شده بود، شصت نفر کشته شدند و این عمل جنایتکارانه باعث شد تا تعداد طرفداران زرقاوی در کشور خودش (اردن) به شدت کاهش پیدا کند. در عراق نیز طی هفتههای اخیر بسیاری از قبایل و طوایف مهم عراقی از تروریستهای القاعده تبری جستهاند.«روون پاز» یکی از کارشناسان اسرائیلی ضمن تایید دلیل قبل، اضافه میکند که این تغییر نام در واقع نه تنها به خاطر انتقادات ظواهری بلکه واکنشی است به رشته انتقادات صریح و شدیدی که از سوی فقها و حقوقدانان اسلامی نسبت به اعمال زرقاوی عنوان شد.
پاز عقیده دارد: «حال زرقاوی در تلاش است تا پشتیبانی فقهای عراقی را به دست آورد.» زیرا دیگر نمیتواند روی پشتیبانیهای استادان سابقش یعنی «مقدیسی» و «ابوقتاده» حساب کند، چون آن دو نفر دیگر حاضر به توجیه اعمال جنایتکارانه زرقاوی نیستند.
شاید این به اصطلاح دومین پوست اندازی تلاشی باشد از سوی زرقاوی برای آنکه به اصطلاح با یک تیر چند نشان بزند و به یکباره مشکلات متعدد خود در این عرصه را حل کند. چه بسا هدف زرقاوی از تشکیل این شورای جدید و به تبع آن اتحاد با دیگر گروههای تروریستی عراق این باشد که وی در نظر دارد این تفکر را که زرقاوی یک خارجی است و عراق مسئله او نیست، از ذهن عراقیها پاک کند. کارشناسان اطلاعاتی امنیتی آلمان نیز احتمال میدهند که زرقاوی دیگر حاضر نیست مانند یک خارجی با او رفتار شود. با توجه به نامه انتقادآمیز ظواهری میتوان این احتمال را هم داد که زرقاوی با این کار قصد فریب بن لادن و ظواهری را دارد.
اینکه تشکیل این شورای جدید چه پیامدهای احتمالی در عراق خواهد داشت، مسئلهای است که هنوز قابل ارزیابی نیست. تعداد حملات تروریستی در عراق در حال حاضر نه بیشتر و نه کمتر شده است. چیزی که هنوز روشن نیست، این که کدامیک از شش گروه تشکیلدهنده این شورا مسئول عملیات اجرایی است. و به این ترتیب برآورد میزان قدرت تخریبی شبکه زرقاوی برای کارشناسان مشکل تر میشود. با این حال این تغییر و تحول چندان بزرگ هم نیست زیرا چهار گروه این شورا تقریباً ناشناخته بوده و فقط طایفه المنصور گروهی است که از مدتها قبل جزء ابواب جمعی شبکه زرقاوی به شمار میآمدند و حملههای طرحریزی شدهای را نیز به دستور زرقاوی انجام داده بودند.
اما مسئله جالب اینکه نام گروه «انصار السنت» که از همان آغاز شورشها و درگیریها رابطه و همکاری تنگاتنگی با زرقاوی داشتند، در میان اعضای این شورا غایب است. انصار السنت گروهی از مسلمانان کرد عراقی هستند که برای تشکیل اولین هستههای مردان زرقاوی در عراق، کمکهای زیادی به وی کردند اما بعدها از زرقاوی جدا شده و با نام و آرم و علامتی جدید به فعالیت پرداختند. به هر حال هنوز نمیتوان در این مورد ک تشکیل این شورا نشانهای از ضعف یا قدرت زرقاوی است، نظر داد. کارشناسان امنیتی آلمان عقیده دارند که سازمان «القاعده بینالنهرین» مثل گذشته وجود دارد و تنها حضورش کمرنگتر شده است.
اما آنچه مسلم است اینکه طرفداران زرقاوی از این شاخه به آن شاخه پریدنهای وی گیج شده و از علتها و پیامدهای آن نگرانند. در یکی از سایتهای طرفداران زرقاوی آمده: «آیا اسامه بن لادن او را به خاطر انفجارهای اردن تنبیه کرده است؟» به هر صورت سئوالی که در اینجا مطرح است اینکه چرا تحلیلگران در این مورد سکوت اختیار کرده و نظری نمیدهند؟