عطاءالله مهاجرانی
سخن پاپ در یورش به اسلام از سه جهت ناکام مانده است. نخست اینکه پاپ دقیقاً به کانون اقتدار و اندیشه اسلامی که توحید است، یورش آورده است و دوم اینکه اهانت به پیامبراسلام، موجب جوشش مهر و دلدادگی بیشتری خواهد شد. کسی را که خداوند به جان او قسم میخورد و او را صاحب خلق عظیم میداند مگر میشود که با سخن امپراتور درماندهای مثل مانوئل دوم و تلاش بیسرانجام پاپ بندیکت آسیب ببیند؟
سوم: پاپ در روزگاری به جهاد یورش آورد که مسلمانان شاهد شکست نظامی ارتش در لبنان بودند. همان نگرانی توینبی از بعد جهادی هم اتفاق افتاد آن روزی که آرزو میکرد دور باد! رسید.
تازگی سرود «احبایی» جولیا پطرس خواننده لبنانی را گوش میکردم. سرود برای حزبالله و مقاومت ساخته شده است. بیتردید یکی از زیباترین و عمیقترین سرودههای دهههای اخیر است. در این سرود، یکی از اوجهایش این شعراست که:
سمعت الی رسالتکم
و انتم مثل ما قلتم...
بکم ستغیر الدنیا
و یسمع صوتنا القمر
چه اتفاقی افتاده است؟ یک خواننده مسیحی درخشانترین سرود را برای حزبالله و مقاومت لبنان خوانده است. پاپ از این بعد هم گویی چشم به روی جهان اسلام و دنیای مسلمانان بسته است. در این سرود خطاب به مقاومت میگوید:
«پیامتان را شنیدم
شما همان بودید که میگفتید
با شما جهان دگرگون میشود
ماه صدای ما را میشنود.»
البته از زاویه دید تحقیق و تفحص به سبکی که میشناسید، این سرود مسالهدار و موجب اشاعه کذا و کذا است و شایسته همان ضربت طعنه طعانهای که: خاطر سادهدلی را پی کند...
اگر پاپ با اسلام آشنا بود مطلقاً بحث خدای غیر معقول را مطرح نمیکرد. سخن پاپ چیزی شبیه این است که فردی بگوید اورست کوتاهترین تپه دنیاست. پیداست آن فرد تصویر روشنی از ارتفاع و از واقعیت ندارد. حق با پروفسور خوری است که گفته است پاپ سر رشتهای از اسلام ندارد.
بحث اراده معقول خداوند، دقیقتر از هر آیین دیگری در بین مسلمانان مطرح شده است.
شیخ مفید بیش از هزار سال پیش رسالهای نوشته است با عنوان «النکت فی مقدمات الاصول». این رساله کاملاً! به شیوه جدلی سقراطی نوشته شده است. بحثی که شیخ مفید درباره توحید و یگانگی خداوند مطرح کرده است. بحثی که درباره «معانی الفاظ» دارد نشان میدهد که دست کم چنین ما حتی سابقه هزار ساله در میان مسلمانان دارد. تفاوت «نظر» و «عقل» و «اعتبار» در همین مبحث معانی الفاظ آمده است.
در کتاب «التذکره باصول الفقه» شیخ مفید عقل را راه شناخت اصول احکام شریعت و راه شناخت حجیت قرآن میداند. علاوه بر عقل، امکان دوم برای شناخت «زبان» و بحثهای زبانی است. مسلمانان در بحث اصول فقه؛ دقیقترین مباحث زبانی را مطرح کردهاند. به عنوان نمونه شاخص؛ آیتا... سیستانی کتاب بینظیری در اصول دارد به نام «الرافد فی العلم الاصول». در این کتاب ایشان در مورد نسبت میان فلسفه و اصول، تأثیرپذیری اصول از فکر فلسفی، عوامل تأثیرپذیری و آثار آن سخن گفتهاند. آیتا... سیستانی به نکته بسیار مهمی اشاره میکنند، به گمانم این نخستین بار است که به زبان قرآن و ظرفیت زبان عربی و نقش اصولیها در تبیین احکام اسلامی اشاره دقیقی شده است. اشاره آیتا... سیستانی به ظرفیت زبانهای فارسی و عربی؛ توجه به واژه «است» در فارسی و «استن» در یونانی و تفاوت ساخت این دو زبان با زبان عربی سخن بدیعی است که برای بار نخست یک فقیه اصولی ممتاز جهان اسلام به آن اشاره کرده است. بیتردید پاپ بندیکت با تسلطی که بر زبانهای گوناگون از جمله زبان یونانی کلاسیک، عبری کلاسیک و زبانهای معاصر اروپایی دارد بیش از هر کسی میتواند ظرافتهای تبیین زبان در الفراد را درک کند. در آن صورت پاپ به نتیجه شگفتانگیزی میرسد. اسلام دینی است که متن مقدس آن اولاً به زبان اصلی باقی مانده است. ثانیاً نیازی به وام گرفتن از فلسفه برای تبیین خود ندارد. ثالثاً فکر معقول و فلسفی از متن کتاب میجوشد.
و مهمتر از همه کارنامه شگفتانگیز قرآن در خلق یک زبان مناسب است. زبان عربی تنها صورت زبان قرآن است. اتفاق مهم اتفاقی است که در زبان عربی افتاده است.
کتاب منظومهای است که خود بیانگر است. نیاز به امر بیرونی ندارد. داوری دیگر پاپ که قرآن تفسیرناپذیر است دلالت دیگری است که ایشان به کلی از شناخت قرآن و تفاسیر متعدد آن، به ویژه تفاسیری که مثل دریا از اندیشه موج میزند بیخبرند. یک وقتی گارسیا مارکز در مصاحبه با دوست قدیمش، پلینومندوزا گفته بود دوست دارم رمانی بنویسم که در هر صفحه آن یک اتفاقی بیفتد.
این تعبیر را سالها در ذهن داشتم. ناخودآگاه کتابی را که میخواندم با همین معیار در ذهنم ارزیابی میکردم. در تفسیر کبیر امام فخر رازی به این استنتاج رسیدم که در این کتاب هیچ صفحهای نیست که در آن نتوان موج جدیدی از اندیشه را سراغ گرفت مثل سوره یوسف، که زیباترین داستان کوتاه جهان است و در هر صفحهای سه یا چهار اتفاق میافتد.
گوهر تفسیر امام فخررازی شناخت عقلانی است تفسیری که متکی بر برهان است.
نکته قابل تامل این است که معمولا مفسران کتاب مقدس وقتی با دشواری در تبیین مسائلی که در کتاب مقدس آمده است، رویارو میشوند، به تفسیرهای تاویلگرا گرایش پیدا میکنند. البته به دلیل تنوع بیش از حد مطالب و دوره نزدیک به هزار و پانصد سالهای که حدوداً چهل نفر رسالههای کتاب مقدس را نوشتهاند کار تبیین و تفسیر یا تاویل بسی دشوار میشود.
قرآن به رغم تلاش بسیاری که صورت گرفت تا در چگونگی گردآوری آن تشکیک شود یا درباره منابع آن و زبان قرآن سخنان شبههناکی را مستشرقین مطرح کردهاند از جمله کار پراهمیتاندکه درباره قرآن اما همه مسلمانان با هر گرایشی که دارند، یک قرآن دارند و تلاش برای نشان دادن اختلاف در این مورد بیحاصل است. مثل مقالاتی که اخیراً عابد جابری در روزنامه الاتحاد امارات درباره باور شیعه به تحریف نوشت... قرآن هم مسلمانان را تشویق به تعقل میکند. تشویق میکند که مسلمانان با بصیرت از پیامبر تبعیت کنند.