رسوخ قرائتهای غیرضابطهمند از متون دینی، علت انحراف در انجمنهای اسلامی
حسامالدین علامه، دبیر تشکیلات انجمن دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در گفتوگو با خبرنگار ما گفت: بعد از آنکه دولت اصلاحات در خرداد 76 توانست آرای مردم را کسب کند، شعار اصلی خاتمی توسعه سیاسی بود که با بیشترین استقبال از سوی دانشجویان مواجه شد، ولی متأسفانه متناسب با این شعار، ظرفیتها و محملهای انجام فعالیت سیاسی در دانشگاه ایجاد نشد. به طور مشخص تشکلهای موجود در سال 76 پاسخگوی تمام تفکرات در دانشگاه نبود و به این دلیل فضای عدم شفافیت و قانونگریزی به وجود آمد.
تضاد بین سنت و تجدد، دین با مدرنیته که در کل جامعه ما وجود دارد، به طور برجسته در دانشگاه هم وجود دارد و ایجاب میکند که دانشگاه با رویکردی علمی به نقد و بررسی علوم و نظریهپردازی در مورد اندیشههای نوین علمی بپردازد، ولی متاسفانه باید اعتراف نمود فضای حاکم در دانشگاه اجازه نقد علمی و بازشناسی اندیشههای دینی را ندارد.
علت اصلی رکود، تندرویها و نبود احزاب قوی در دوران اصلاحات بود و عدم تشکلهای فراگیر و عدم شفافیت در فعالیتهای سیاسی، تئوری فشار از پایین و چانهزنی از بالا، سپردن هدایت جریانات سیاسی و فکری در دانشگاه و مطبوعات به جریان سکولار موازی اصلاحات و ژورنالیستی شدن سطح مطالعه در بین دانشجویان و کم شدن رجوع به متن کتابهای دینی و اسلامی جایگزین تحلیلهای احساسی به جای تحلیلهای عمیق و برگرفته از متون و تصور غلط از اسلامی شدن دانشگاه و پرداختن به ظواهر و امور سطحی که موجب دینگریزی دانشجویان میشود و زمینهها را برای حرکات افراطی فراهم میکنند، عدم اعتماد به دانشگاهیان، فعال شدن برخی افراد و جریانات وابسته به بیگانه جهت براندازی خاموش و تغییر ساختاری قانون اساسی و انجام رفراندم را میتوان بیان نمود که بحث در این مورد بسیار وسیع میباشد.
وی در ارتباط با نگاه ابزاری برخی احزاب اصلاحطلب در دوران اصلاحات به تشکلهای دانشجویی گفت: نبود احزاب قوی در ایران و محدودیت برای این احزاب و تئوری فشار از پایین و چانهزنی از بالا، باعث شد که بعضی از تشکلات دانشجویی به طور ناخود آگاه و ناخواسته در فضایی قرار بگیرند که نقش پادوی بعضی از احزاب تندروی سیاسی را بازی بکنند و به یکی از بهترین اهرمهای سوءاستفاده برای بعضی از احزاب دچار شدند و خواستههای تند و خارج از ظرفیت دموکراسی در ایران و مطالبات قشر روشنفکر که بعضا حداقل جزو اولویتهای اصلی عموم مردم نبود، به مطالبات اصلی جریان اصلاحات تبدیل گشت و همین امر ضربات بسیار زیادی به احزاب وارد کرد، چون روشی برای کنترل و هدایت مطالبات سیاسی قشر تحصیل کرده وجود نداشت، این احزاب به سوی افراط کشیده شدند و بعد از مدتی دود این تندرویها به چشم خودشان فرو رفت، مسأله دیگر که به این افراط کمک میکند، تفکری امنیتی بود که در18تیر 78 این پروژه کلید خورد. این تفکر، سعی داشت این باور را که یا باید100درصد با مطالبات حاکمیت همراهی کرد و یا باید به صف اپوزیسیون و جریانات برانداز پیوست و به طرح رفراندوم، براندازی و نافرمانی مدنی پرداخت.
وی ادامه داد: از یک طرف ما در سالهای قبل شعار توسعه سیاسی میدادیم و ظرفیت آن وجود نداشت. این تضاد باعث قانونگریزی میشد و متاسفانه به دلیل تفکر امنیتی، هرگز با حرکت¬های تند و خارج از چارچوبهای قانونی موجود در دانشگاه، برخورد معقول و اصلاحی صورت نگرفت و شاهد بودیم که برخوردهای قضایی و امنیتی تحریککننده بیشتری برای تندشدن فضا و خارجشدن آن از اعتدال و حقانیت را موجب میشد.
علامه با اشاره به تناقضگویی دولت در شعار و عمل به این نکته اشاره کرد که دولت جدید از سویی شعار مهرورزی و نگاه یکسویه را سر میدهد و از سوی دیگر متاسفانه به صورت ناعادلانه از تشکلهای تفکر جناح راست حمایت بیدریغ انجام میدهد و در این مدت برخورد با انجمن اسلامی جز کوبیدن بر طبل تفرقه و اختلاف نبوده است. امروزه در مدیریت علمی و مدرن مشارکت تمام ارکان برای رسیدن به اهداف آن سازمان امری مسلم است، پس حق محیط علمی است که دانشجویان و اساتید آن در انتخاب مدیران، نقش موثر داشته باشند و این در بسیاری از دانشگاههای جهان نهادینه شده است و در دوران اصلاحات حرکاتی به سمت مشارکت دانشجویان قدمهایی برداشته شد که در دولت جدید به فراموشی سپرده شد.
یا مساله دیگر در مورد بازنشسته شدن اساتید که ما در بسیاری از دانشگاههای جهان امری به نام بازنشستگی نداریم، امری اشتباه و دارای اثرات سوء میباشد و یا در مورد بحث تشکلهای دانشجویی، بهترین راه برای شفافیت در فعالیتهای دانشجویی ایجاد تشکلهای جدید و فراگیر است، سیاستهای غلط دولت جدید به جای اینکه افرادی که به دلایل متفاوت وارد انجمنهای اسلامی شدهاند، به سمت تشکلی جدید، شفاف و قانونمند هدایت شوند، دست به تعطیلی و انحلال اینگونه انجمنها زدهاند.
نباید مسئولان با سرکوبکردن فضای پرسشگری و اندیشهورزی موجبات ایجاد یأس ناامیدی، در دانشگاه را فراهم آورند و اگر این چنین شود، اندیشه زیرزمینی میشود و حرکات غیرشفاف و خشونتآمیز و غیرمعقول افزایش مییابد و در نهایت دانشگاه ضرر خواهد کرد.
وی در مورد انحراف در انجمنهای اسلامی میگوید: اگر بخواهیم انحراف فعلی در انجمنهای اسلامی را به صورت صحیح بررسی کنیم، باید به سالهای آغاز دهه 70 برگردیم یکی از دلایل موثر، نبود تشکلهای متنوع و غیراسلامی و یا سکولار در آن سالهاست. از آنجا که انجمنهای اسلامی رویکردی نقادانه نسبت به مسائل اجرایی داشته، به تدریج دانشجویانی که تقیدی به عنوان اسلامی مجموعه نداشته نیز در این نقد و پرسشگری وارد انجمنهای اسلامی شدند. خصوصا بعد از دوم خرداد و شعار توسعه سیاسی آقای خاتمی شدت بیشتری گرفت. انجمنهای اسلامی به جای اینکه بر حق داشتن تریبون برای ارائه افکار دیگر در دانشگاه تأکید کند، به تدریج تریبون خود را در اختیار کسانی گذاشتند که هیچ اعتقادی به هویت تاریخی، اساسنامه و مرامنامه و عنوان این تشکل اسلامی نداشتند.
از دیگر علل انحراف در انجمنهای اسلامی رسوخ اندیشههای نسبیگرایانه و قرائتهای مختلف و حتی گاهی غیر ضابطهمند از متون دینی در سالهای آغازین دهه 70 به درون این تشکل بود، جایی که قرار بود به ترویج افکار اسلامی و اندیشههای نوگرایانه اسلامی بپردازد و پاسخگوی شبهات در محیط علمی دانشگاه باشد، به دلیل غلبه تفکر شکاکیت و نسبیگرایی رفتهرفته به سوی بیهویتی و دوری از اصول و تفکرات ناب اسلامی قدم برداشت. از علل دیگر رکود تفکر امنیتی و قضایی برای افراط کشاندن حرکات معتدل و معقول دانشگاهی در سالهای دولت اصلاحات بود، این تفکر برای اینکه دانشگاهیان از همراهی با تفکر اصلاحات دور بمانند و همراهی نکنند، در به افراط کشیده شدن انجمنهای اسلامی و ایجاد فضاهای تندروی سیاسی نقش زیادی داشت.
صدور احکام قضایی سنگین و برخوردهای امنیتی ناعادلانه، فضا را برای تندروی و اسطوره شدن افراد تندرو فراهم کرد. از دیگر علل انحرافات بیتوجهی احزاب اصلاحطلب به تئوری فشار از پایین و چانهزنی از بالا و عدم مرحلهبندی صحیح برای رسیدن به اهداف اصلاحات و طرح شعارهای غیر واقعی و بدون ظرفیت و ترویج آنها در فضای دانشگاه موجب شد که سطح توقعات دانشجویان فعال بالا برود و این ضربه سنگین به جریان اصلاحات وارد آورد.
علل دیگر نبود مطبوعات اصلاحطلب مذهبی و تنویر افکار روشنفکرانه حضرت اما برای نسل جدید بود. این واقعیت است که نیروهای خط امام کوتاهی زیادی در شناساندن اسلام معتقد و عقلانی آنچنان که شهید بهشتی و مطهری بر آن تاکید داشتند کردند و فضا را برای جولان دادن افکار لیبرالیستی و جریان سکولار به شدت مهیا کردند و اینها بودند که در حقیقت فضای تشکلهای دانشجویی را به کنترل خود درآورند.
امروز جنبش دانشجویی ظرفیت پذیرش حرکتهای رادیکالی را ندارد
کفشکنان- عضو شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم وحدت با بیان عواملی که موجب سایه انداختن رکود در دانشگاه شد به خبرنگار ما گفت: عواملی که موجب سایه انداختن رکود دانشگاهها شده به دو سری عوامل درونی و بیرونی تقسیم میشود یعنی یک سری تهدیدات بیرونی جریانات دانشجویی را تحت تاثیر قرار داده که موجب رکود جنبش شده و هم ضعفهایی از درون به ضعیفشدن این جنبش دامنزده و مهمترین تهدید خارجی فشار مضاعف امنیتی بر دانشجویان و تشکلهای دانشجویی است این سناریو در قالب دستگیری و زندان و تعلیق موقت از تحصیل و اخراج دائم از تحصیل، عدم ثبتنام از دانشجویان با ستارهدار کردن و گرفتن تعهد، احضار به کمیتههای انضباطی و... که این موارد برای فشار بر دانشجویان در حال انجام است و فشاری که بر تشکلهای دانشجویی انجام میشود بر عدم صدور مجوز فعالیت و گرفتار کردن آنها در چنبره آییننامهها و روابط و قوانین محدودکننده و مخالفت با روح قانون اساسی صورت میگیرد. شاید در هیچ دورهای حتی قبل از انقلاب متولیان امر جسارت تخریب دفتر انجمن اسلامی یک دانشگاه را نداشتند ولی امروز این کار به برکت اعمال سیاست مهرورزی دولت کریمه عملی شده است.
وی ادامه داد: اما مهمترین ضعف درونی در شکلگیری فضای رخوت و افول دانشگاه به پراکندگی ناشی از اختلافات و درگیریهای داخلی گروههای دانشجویی بر میگردد. طی سالهای اخیر بخش اعظمی از انرژی دانشجویی به جای توجه و کمک به ایجاد نیتهای دموکراسی در کشور صرف دعواها و اختلافات داخلی میشد که این امر ضربهپذیری این تشکلها را در برابر عوامل خارجی دو چندان کرد.
عضو شورای مرکزی ادوار تحکیم وحدت با اشاره به نگاه ابزاری به تشکلهای دانشجویی افزود: نگاه ابزاری احزاب و جریانات خارج دانشگاه به تشکلهای دانشجویی همیشه وجود داشته است و مختص دوران اصلاحات نیست بسیاری از احزاب سیاسی همیشه درصدد بهرهگیری و حتی سوءاستفاده از دانشجویان به سود منافع حزبی خود بودهاند اتفاقاً در دوران اصلاحات تشکیل شاخه¬های دانشجویی احزاب در تغییر نگاه ابزاری به دانشگاه موثر بود و جریانات بیرونی دانشگاه را برآن داشت به جای تلاش برای به خدمت گرفتن انجمنهای اسلامی از میان دانشجویان برای شاخههای دانشجویی خود یارگیری کنند و بخشی از تعاملات مثبت خود را با دانشگاه به این شیوه پیگیری نمایند. به اعتقاد من عامل نگاه ابزاری احزاب در شکلگیری فضای رکود و بینشاطی دانشگاه تاثیر چندانی نداشته ولی میتوان اذعان کرد که بنبست اصلاحات و عدم کامیابی اصلاحطلبان در پیگیری مطالبات شهروندی بذر ناامیدی را در میان مردم و فعالین سیاسی از جمله دانشجویان پاشید.
کفشکنان گفت: مهمترین عامل بیرونی و مانع نشاط سیاسی دانشگاه، برخوردهای امنیتی قضایی بوده است. در سال 1372 رهبر انقلاب گفتند: خدا لعنت کند دستهایی را که تلاش میکنند تا دانشگاه را غیرسیاسی کند ولی امروز نتیجه تلاش دستگاههای امنیتی قضایی ایجاد مانع بر سر راه فعالیت سیاسی دانشجویان و غیر سیاسی کردن دانشگاهها است.
وی ادامه داد: پرداختن به بحث هویت و اصول حاکم بر انجمنهای اسلامی و دفتر تحکیم وحدت مجال مفصلتری میطلبد ولی به طور خلاصه میتوان گفت غفلت از هویت دینی و حرکت به سمت رادیکالیسم آسیبپذیری تشکلهای دانشجویی را بیشتر میکند.
امروز جنبش دانشجویی ظرفیت پذیرش حرکتهای رادیکالی را ندارد و شرایطی برای اعضای انجمن اسلامی و دفتر تحکیم وحدت سخت شده است و حضور در این تشکلات موجب تحریم از حق اولیه تحصیل میشود، رادیکالیسم زمینه جمع کردن بساط تشکلهای آزاداندیش و مستقل و منتقد را برای افراطیون جناح حاکم فراهم میکند.
وی در ارتباط با راهحل برونرفت از این فضای رکود در دانشگاهها گفت: احیای مجدد جریان دانشجویان و فضای سیاسی دانشگاه و نقد جدی عملکرد و استراتژی گذشته امکانپذیر است. انجمنهای اسلامی و دفتر تحکیم باید استراتژی و تاکتیک مناسبی با فضای کنونی برای عرصه فعالیت خود تبیین کنند. یعنی اتخاذ رویکرد انتقادی و تحولخواهی توام با عقلانیت بیشتر. نکته دیگر وحدت و انسجام تشکیلاتی که با تاکید بر اشتراکات حداقلی میان طیفهای مختلف دانشجویی امکانپذیر است و مساله مهم توجه بیشتر به هویت دینی و بنیانهای مذهبی دانشجویان است که بهانه را از گروههای افراطی برای برخورد با انجمنهای اسلامی میگیرد و جبهه دانشجویان دموکراسیخواه را در برابر ناقضان حقوق بشر و حقوق شهروندی متحدتر میکند. سیاستهای دولت در جهت استقبال از رکود سیاسی و اعمال فشار بر فعالین سیاسی و فرهنگی دانشگاه است و نهادهای رسمی که باید موانع فعالیت دانشجویان را مرتفع سازند خود به یک مانع جدی تبدیل شدهاند و درصدد فشار روزافزون بر جنبش دانشجویی هستند. بر گروههای سیاسی و احزاب و همه فعالین جامعه مدنی واجب است که در برابر تهاجم به ساحت دانشگاه و دانشجویی سکوت نکنند.