تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۹  ، 
کد خبر : ۵۰۴۱۸

کشف حجاب رضاخانی و مهارگسیختگی شهوات


شخصیت و حقوق زنان
کتاب «شخصیت و حقوق زنان در رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی » را موسسه فرهنگی قدر ولایت در 250 صفحه تدوین و منتشر کرده است . کتاب مذکور نه فصل دارد و عناوین فصول و برخی مطالب آن چنین است : شخصیت زنان در فرهنگ غرب , کشف حجاب با مهارگسیختگی شهوات , جایگاه زن در اسلام و مقایسه آن با نگاه غرب به زن , بحران خانواده در جهان , فرهنگ امپراتوری روم پایه تمدن امروز اروپا , کوشش زنان ایران برای کسب هویت اسلامی , نقش زنان در تحولات اجتماعی و سیاسی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی , فداکاری زنان در نظام اسلامی , اصول و مبانی تلاش برای دفاع از حقوق زنان در کشور اسلامی , نکات اساسی در دفاع از حقوق زنان , روکردن زنان به مسایل اخلاقی و معنوی , الگوی زنان در نظام اسلام , رویکردها و انتظارها از زنان مسلمان , استحکام خانواده در اسلام , تزلزل خانواده در غرب و عناوین متعدد دیگر.
در صفحاتی از کتاب مذکور چنین می خوانیم :
غرب , اگرچه با ابزارهای پیچیده ی هنری و ارتباطی می کوشد تا خود را مدافع حقوق بشر به ویژه حقوق زنان معرفی کند و منادی آزادی زنان بنمایاند , لیکن دقت نظر در فرضیه ها و تئوری های آنان و نیز آنچه در عمل , در جوامع غربی به ظهور و بروز رسیده , خلاف این ادعاها را نشان می دهد. آمارهای منتشر شده در غرب و هشدارهای اندیشه مندان غربی در خصوص خانواده , زنان , امنیت اجتماعی و شغل زنان , فساد و تباهی و آلودگی جامعه ی زنان , به خوبی پرده از ماهیت فرهنگ غرب در مورد زنان , برمی دارد. فرهنگ غرب ; فرهنگ برهنگی , لاابالیگری جنسی , سواستفاده ی اقتصادی ـ سیاسی از زنان , ستم به زنان در خانواده , ظاهرسازی و زیبانمایی مدنی , فقدان امنیت برای بروز استعدادهای معنوی و اخلاقی زنان , سستی و متلاشی شدن بنیان خانواده است . امروزه به زنان در مهد دمکراسی , ظلمی بیش از گذشته روا می شود و تنها هنر فرهنگ غرب , بسته بندی این بهره کشی ها , ظلم ها و تبعیض ها در لفافه ی زیبای آزادی , تساوی و مشارکت اجتماعی است !!
« در طول این نوزده سال از اول انقلاب تا حالا , نسبت به دیدگاه نظام جمهوری اسلامی و دیدگاه اسلامی درباره ی زن , به طور مستمر یاوه گویی کرده اند. اسلام , در مورد بینشی که نسبت به زنان و نقش بانوان در جامعه دارد ـ نقش فردی , نقش خانوادگی , نقش سیاسی , نقش اجتماعی ـ می تواند ادعا کند که همه ی ملت های مدعی باید از او پیروی نمایند. اگر قرار باشد که در این زمینه , کشورهای غربی پشت میز محاکمه ای قرار بگیرند و پاسخ بدهند , بدون شک آبروی آن ها خواهد رفت .
در همین کشورهای غربی , تا چند سال قبل از این ـ نه خیلی زیاد ـ زنانی که در مراکز آموزش عالی , تحصیل می کردند , حق نداشتند که مدرک کتبی تحصیلات عالی خودشان را بگیرند! در همین اواخر , در بعضی از کشورهای غربی , از جمله در انگلستان , یکی از مطبوعات یکی از کشورهای غربی ـ که نمی خواهم از آن کشور و از آن مجله اسم بیاورم ـ پیرزنی را معرفی کرده بود که در سال 1917 ـ یعنی مثلا هفتاد سال قبل ـ در حد دکترا تحصیلات عالیه کرده است ; لیکن به او مدرک تحصیل نداده اند! بعد سئوال می کند , چرا مدرک تحصیل نداده اند می گوید که : چون تا سال 1947 در انگلستان , به زنانی که تحصیل می کردند , مدرک تحصیلی نمی دادند و می گفتند که : زن نباید مدرک تحصیلی بگیرد! این ها حالا آمده اند و در مقابل جمهوری اسلامی , مدعی حقوق زن شده اند! در همان سال هایی که چنین حقارت هایی در فرهنگ غربی مشاهده می شد , در ایران اسلامی , بانوی اصفهانی , اجازه ی اجتهاد از مجتهدان درجه ی اول آن روز اسلام داشت ; در اصفهان , حوزه ی تدریس فلسفه و فقه را دایر داشت . اسلام , این است .
تا اوایل این سده ـ یعنی تا دهه های دوم و سوم همین قرن میلادی ـ در کشورهای غربی , زنان مالکیت به معنای حقیقی نداشتند! یعنی زنی که شوهر می کرد , بدون اجازه ی شوهرش نمی توانست در ثروت خود تصرف بکند. این را با احکام اسلامی مقایسه کنید , که زنان را مستقل می داند. مگر شوهر حق دارد که به زن بگوید , تو در مال خودت این کار را بکن , این کار را نکن , این تصرف را بکن در اسلام , چنین حقی به شوهر داده نشده است . درباره ی مساله ی زن , این ها آمده اند طلبکار نظام جمهوری اسلامی شده اند! چرا چون در نظام اسلامی , براساس معارف اسلام , بی بند و باری راه ندارد و فساد و فحشا اجازه داده نمی شود.
این ها می خواهند , همچنان که در نظام منحوس پهلوی , زن و مرد و پیر و جوان را به سمت بی بند وباری سوق می دادند , امروز هم همین کار را در نظام جمهوری اسلامی بکنند و همان بساط را به راه بیندازند; همان بلایی که امروز بر سر خود کشورهای غربی آمده است , که امروز دلسوزان در کشورهای غربی ـ و از همه بیش تر در آمریکا ـ نگران فساد و بی بندوباری نسل جوان خودشان هستند , که دیگر از قابلیت کنترل هم خارج شده اند و نمی توانند علاج بکنند.
می خواهند این فساد را هم در کشورهای اسلامی و در نظام اسلامی ما ـ که بر پایه ی قرآن است ـ به راه بیندازند. آن وقت با فشارهای تبلیغاتی , با تحقیر , با تمسخر , با دروغ , با نسبت های خلاف واقع , می گویند که زنان را شکنجه می کنند! با گفتن این دروغ ها , می خواهند نظام اسلامی را دچار انفعال بکنند و ملت و مسئولان ایران , در مقابل این حرف ها عقب نشینی نمایند; حاشا و کلا , چنین چیزی اتفاق نمی افتد.
ملت ایران , عزت و سربلندی خود را , از استقامت و خودباوری و نفی خودباختگی به دست آورده است . همه ی دنیا باید بدانند که این ملت , به سمت کمال و رفاه و علم و معرفت و گسترش فرهنگ و به سمت همه ی نیکی ها و زیبایی ها پیش خواهد رفت ; اما حتی یک روز و یک ساعت هم تسلیم فشارهای دشمنان نخواهد شد. »
« فرهنگ غرب , فرهنگ برنامه ریزی برای فساد انسان است , فرهنگ دشمنی و بغض باارزش ها و درخشندگی ها و فضیلت های انسانی است , فرهنگی است که همچون ابزار در اختیار خداوندان زور و زر و امپراتوران قدرت است . با این فرهنگ , درصددند نسل بنی آدم را از همه ی فضایل انسانی , تهی دست کنند و انسان ها را به موجودات فاسد و مطیع و تسلیم و غافل از یاد خدا و معنویت تبدیل کنند. منافع آن ها , جز از طریق گسترش این فرهنگ تامین نمی شود. این فرهنگ , برهنگی و اختلاط و امتزاج بی قید و شرط زن و مرد با هم است , که یکی از پایه های اصلی فرهنگ غربی می باشد و از روز اول , برای فساد انسان ها و خروج انسانیت از دایره ی فضایل انسانی بنیانگذاری شد. آن ها که دلشان برای انسانیت نسوخته است . »
کشف حجاب یا مهارگسیختگی شهوات
سردمداران فرهنگ غرب و صهیونیسم جهانی , برای هموار کردن راه تسلط خود بر کشورهای جهان به ویژه کشورهای اسلامی , برنامه هایی را در راهکارهای استراتژیک خود , گنجاندند. از جمله ی این برنامه ها , از بین بردن حجاب و گشودن چهره و اندام زنان از پوشش اسلامی بود. در ایران برنامه ی تغییر لباس ملی و کشف حجاب را در ابتدا , به وسیله ی زور و خشونت دنبال کردند و عنصر نالایق و سست بنیادی چون رضاخان را مهره ی مناسب برای اعمال استبداد دلخواه دمکراسی غرب ! تشخیص دادند. بعد از او محمدرضا , از هر دو طریق , هم زور و خفقان و سرکوب و هم تبلیغات و هنر و ادبیات , برای برهنگی و عنان گسیختگی شهوات در جامعه و تثبیت بی حجابی بهره برد.
تحمیل بی حجابی به زنان ایران !
« کسانی که تاریخچه ی ورود بی حجابی و عریانی زنان در جامعه ی ما را که به وسیله ی خاندان شوم پهلوی انجام گرفت , خوانده اند و یا کسانی که سنشان اقتضا می کند و آن روزها را دیده اند , می دانند که چه گونه بی حجابی و بی حد ومرزی و اختلاط زن و مرد را به داخل کشور وارد کردند و آن را به ملت تحمیل نمودند. ملت ما به آسانی این پدیده را نپذیرفت , ولی متاسفانه به دلیل گذشت دو سه نسل در زیر سایه ی سنگین و شوم خاندان پهلوی تا پیروزی انقلاب اسلامی , عده یی با این فرهنگ به دنیا آمدند و قبح آن را نفهمیدند و سلامت و صفای محیط ناب اسلامی را درنیافتند. دستگاه های تبلیغاتی ما هم , توان شناسایی عیوب فرهنگ غربی را به آنان نداشتند. »
عنان گسیختگی شهوات , راه مبارزه با دین !
« پس در هر جامعه یی , راه مبارزه ی ساده و آسان با ادیان این است که راه عنان گسیختگی و مهارگسیختگی شهوات را باز کنند.
در ایران , این کار را شروع کردند. یکی از راه هایش ـ که جزو مهم ترین کارها بود ـ کشف حجاب بود. یکی دیگر از راه هایش , رواج می خوارگی بود , که این کار را انجام دادند. کار دیگر این بود که رابطه ی محدود زن و مرد را بشکنند. این , جزو کارهای تجربه شده است . »
تغییر لباس ملت و کشف حجاب !
« روشنفکری ایران , متاسفانه , بیمار و وابسته متولد شد. چندنفری هم که آدم های سالم و خالصی بودند , گم شدند. بقیه , وابسته بودند. بعضی وابسته به روسیه ی آن روز (مثل میرزافتحعلی آخوندزاده ) , یا وابسته ی به اروپا و غرب (مثل میرزاملکم خان و امثال این ها). این کارها در داخل ایران شده بود , لکن بردی نداشت . کسی که به نفع فرهنگ غربی (یعنی در حقیقت , به نفع سلطه ی غرب بر ایران ) و به نفع استعمار به وسیله ی انگلیس , در آن روز بزرگ ترین قدم را برداشت , رضاخان بود.
شما ببینید این کارها در وضع امروز چه قدر رسواست , که پادشاهی بیاید و یک باره لباس ملی یک کشور را عوض کند! مثلا شما به هند که تشریف ببرید , یا در اقصانقاط عالم که بگردید , ملت ها لباس های خودشان را دارند , احساس افتخار هم می کنند , احساس سرشکستگی هم نمی کنند. اما این ها آمدند و یک باره گفتند : « این لباس قدغن است ! » چرا چون با این لباس , نمی شود عالم شد! عجب ! ما بزرگ ترین دانشمندهایمان ـ دانشمندهای ایرانی که امروز آثارشان هنوز در اروپا تدریس می شود ـ با همین فرهنگ و در همین محیط پرورش یافتند. مگر لباس چه تاثیری دارد! این , چه حرفی است ! چنین منطق مسخره ای را مطرح کردند.
لباس یک ملت را عوض کردند. چادر زن ها را برداشتند. گفتند : « با چادر نمی شود که یک زن , عالم و دانشمند بشود و در فعالیت اجتماعی شرکت کند. » من سئوال می کنم : با برداشتن چادر , در کشور ما , چه قدر زن ها در فعالیت اجتماعی شرکت کردند! مگر فرصتی داده شد برای این که زن های ما , در دوران رضاخان و پسر رضاخان , در فعالیت های اجتماعی شرکت کنند! به مردها هم فرصت داده نمی شد; به زن ها هم فرصت داده نمی شد.
آن روزی که زن های ایران وارد فعالیت اجتماعی شدند و کشور را با دو دست توانای خود بلند کردند و مردهای این کشور را به دنبال خودشان به میدان های مبارزه کشاندند , آن روز , زن ها با همان چادر آمدند توی میدان ها. چادر , چه تاثیر منفی ای دارد! لباس چه تاثیری دارد در این که مانع شود از فعالیت یک زن , یا یک مرد! عمده این است که این مرد , دلش چه گونه است ; فکرش چه گونه است ; ایمانش چه قدر است ; روحیه اش چه گونه است ; چه انگیزه ای برای فعالیت اجتماعی یا علمی , در او گذاشته شده است
این مرد قلدر نادان بی سواد , آمد و در اختیار دشمن قرار گرفت . ناگهان لباس این کشور را عوض کرد; بسیاری از سنت ها را عوض کرد; دین را ممنوع کرد! کارهایی کرد که همه شنیده اید و در دوران پهلوی ها انجام گرفته است . آن هم با قلدری . و شد چهره ی محبوب غرب ; یعنی استعمارگرها! » .

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات