تاریخ انتشار : ۰۷ آبان ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۳  ، 
کد خبر : ۵۰۴۳۳

اعدام صدام


* یالثارات: بالاخره صدام دشمن بشریت و ملت‌های ایران و عراق به درک واصل شد. مقدمات اجرای این اعدام چه بود؟
** نعمت‌زاده
: آن که در روز محاکمه صدام شاهد آن بودیم نشان می‌داد که پرونده صدام یک پرونده طولانی است و قطعاً اگر قرار بود که تمام این پرونده مورد بررسی قرار گیرد زمان بسیار طولانی به خود اختصاص می‌داد. روز محاکمه هم خیلی برای افکار عمومی عراق رضایت‌بخش نبود. افکار‌عمومی به خصوص شیعیان انتظار داشتند که این روز سرعت بیشتری داشته باشد و جنایات صدام بیش از پیش مورد بررسی و محاکمه قرار گیرد. در این فرآیند البته شیعیان احساس می‌کردند که ممکن است طولانی‌شدن یک چنین روند‌ی منجر به این شود که به نحوی در تلاش‌های سیاسی آمریکا در مسیر سازش با جناح‌های سنی در عراق منجر به معامله بر سر صدام شود و این باعث شود که صدام از عقوبتی که می‌بایست در مورد او اعمال شود جان سالم به در ببرد؛ چون موارد دیگری هم وجود داشت که آمریکائیان هرگاه تشخیص دادند فردی را که در بازداشت دارند بایستی آزاد نمایند به طور محرمانه آزاد کردند و‌ تر‌تیب فرار او را به کشورهای همسایه فراهم کردند. بنابراین در میان شیعیان این نگرانی بسیار قوی بود که آمریکا ممکن است در جریان یک معامله با اهل تسنن عراق و با‌ تر‌وریست‌ها صدام را وجه المعامله قرار داده و آزاد نماید.
به همین دلیل به رغم آنکه پرونده محاکمه صدام ناتمام ماند و در مراحل اولیه‌اش قرار داشت دولت مالکی اصرار داشت که صدام را تحویل بگیرد و حکم اعدام را اجرا نماید. فکر می‌کنم هر چند ممکن است این مسأله منجر شود تا آمریکا در آغاز سال جدید میلادی یک برگ برنده‌ای را برای مردم خود داشته باشد که آن هم اعدام صدام بود، اما بیش از آنکه اصرار آمریکا بر این اعدام مترتب باشد اصرار شیعیان خصوصاً دولت نوری مالکی بر این بود که این اعدام صورت گیرد و پرونده صدام هم هرچه سریع‌تر بسته شود تا قضیه محاکمه صدام قربانی وجه المعامله قرار نگیرد.
* یالثارات: آمریکا در برابر این اعدام چه واکنشی نشان داده است؟
** نعمت‌زاده:
به نظر می‌رسد که به واقع صدام مهره آمریکا بود این به لحاظ کلی یک نشانی از این است که آمریکا به مهره‌های خود وفادار نیست و در هنگامی که مصالح او ایجاب کند آنها را قربانی خواهد کرد. به هر حال این عمل آمریکا در میان کشورهای منطقه بازتابی داشته است. صدام شاید اولین رهبر یک کشور عربی است که اعدام می‌شود. این برای همه رژیم‌های دیکتاتوری در منطقه یادآور سرنوشت آینده‌شان است. در مجموع اعدام صدام می‌تواند بسیاری از کسانی را که روزی امید بازگشت صدام به قدرت را داشتند و امیدوار به بازگشت حزب بعث بودند دلسرد کند. خصوصاً که حزب بعث حزبی فردمحور بود و بر محور صدام تشکیل شده بود. اصولاً ساختار گذشته عراق بر محور صدام بود و احزاب و جنبش‌ها در جهان سوم نیز بر محور افراد هستند. لذا خارج کردن صدام از بازی تحولات عراق جریانی را که با شیعیان می‌جنگد و امید دارد که دولت کنونی را ساقط و حتی شاید از طریق سازش با آمریکا یک دولت جدیدی را در چارچوب منافع و تعریف خود روی کار بیاورد، دچار ضعف می‌کند. مطمئناً حزب بعث که ستون فقرات جریان مخالف دولت نوری مالکی و تا حد زیادی هم مخالف دولت آمریکاست با از دست دادن صدام دچار یک نوع صف‌بندی‌های جدید با اختلافات جدید و شاید هم رقابت‌های درونی جدیدی خواهد شد.
* یالثارات: ارزیابی شما از مواضع کشورهای عربی در خصوص این اعدام چیست؟ عربستان و مصر این اعدام را محکوم کردند به چه دلیل؟
** نعمت‌زاده
: دو دلیل عمده برای این موضع‌گیری وجود دارد. اول آنکه اینها احساس کردند که یک باب جدیدی باز شود و آن اعدام رهبران مستبد عرب است و این قطعاً سرنوشت آینده همه رهبرانی است که برای آمریکا نوکری می‌کنند و منافع جهان اسلام و ملت‌هایشان را زیر پا می‌گذارند. طبیعی است که یک چنین مطلبی برای آنها وحشتناک است و اگر مخالفت هم بکنند امری طبیعی است. نکته دوم آن است که با توجه به اینکه اصولاً این رژیم‌ها معمولاً افکار عمومی ملت‌هایشان را زیر پا می‌گذارند و در حال حاضر تحت فشار زیادی از سوی ملت‌هایشان هستند خصوصاً درباره موضع‌گیری در مقابل اسرائیل و در حمایت از فلسطینیان یا در برابر اقداماتی که آمریکا در منطقه انجام می‌دهد و اینها تسلیم هستند، حداقل در این موضوع که مخالف اعدام صدام هستند سعی کردند با جهت‌گیری مردم کشورهای عربی که اصولاً با اعدام صدام مخالف بودند و آن را یک اقدام آمریکایی تلقی می‌کردند همراه باشند.
* یالثارات: مردم عراق در برابر این اعدام چه موضعی اتخاذ کردند؟
** نعمت‌زاده
: وقتی صحبت از مردم عراق می‌کنیم بایستی بگوییم که حدود 65-60 درصد مردم عراق شیعیان هستند و شیعیان همواره تحت سخت‌ترین جنایت‌ها و ستم‌های صدام به سر برده بودند. اگر بگوییم که 20 درصد از این جمعیت هم کردهای عراق بودند که اینها هم همواره در معرض حملات و جنایت‌های صدام بودند می‌توان گفت که به طور قطع بیش از80 درصد مردم با این اعدام موافق بودند اما از 18 درصد باقیمانده که جمعیت اهل سنت هستند قطعاً بخش عمده‌ای از آنها ممکن است که با اعدام صدام مخالف باشند چرا که دوران صدام دوران حاکمیت اهل تسنن در عراق بوده است. علاوه بر اینکه به هر حال چون آمریکا هم به عنوان اشغالگر در این قضیه نقش داشته است علی‌القاعده این‌ها را هم در چارچوب تحلیل سیاسی به عنوان یک مسأله منفی در مورد خود تلقی می‌کنند. بنابراین می‌توان گفت که 85 درصد از مردم عراق از این اقدام بسیار راضی هستند.
* یالثارات: تأثیر این اعدام بر کاهش یا افزایش ناامنی‌های داخلی عراق چیست؟
** نعمت‌زاده
: به نظر می‌رسد که برخلاف آنچه که معمولاً تحلیل می‌شود، با رفتن صدام ناامنی‌ها کاهش پیدا خواهد کرد. یعنی بسیاری از جریانات بعثی که ستون فقرات این ناامنی‌ها هستند ناامید خواهند شد. اگر هم جریانات سلفی در این قضیه نقش دارد بیشتر جریان سلفی افرادی هستند که از خارج می‌آیند و اینها با حمایت و راهنمایی و تأمین مهمات از سوی جریان بعثی می‌توانند چنین اقداماتی را انجام دهند. فکر می‌کنم اعدام صدام ضربه‌کاری به حزب بعث وارد آورده و احتمال دارد که باقیمانده‌های آنان بر سر رهبری آینده حزب بعث دچار تناقضات و اختلافات شوند و از سوی دیگر نوری مالکی با ایجاد یک فضای فعالیت برای بعثی‌هایی که سیاست صدام را محکوم می‌کنند سعی کرده که اینها را به روشهای سیاسی دعوت نماید. من فکر می‌کنم که در درازمدت این قضیه تأثیر مثبتی در کاهش نابسامانی‌ها و آشوب‌های داخلی عراق داشته باشد.
* یالثارات: اساساً برخی از صاحبنظران و یا مردم عادی که شخصیت صدام به عنوان یک کابوس برایشان مطرح بوده است حتی در مورد شخصیت صدام و اعدام او تشکیک می‌کنند و می‌گویند که این شخص خود صدام نبود و یکی از بدل‌های صدام بود. آیا چنین احتمالی وجود دارد؟
** نعمت‌زاده
: به هر حال دستگاه قضایی که صدام را محاکمه کرد – بر خلاف آنچه که مطرح می‌کنند که چنین دستگاهی در سایه اشغالگران تشکیل شده است – دستگاهی بود که از سوی دولت منتخب مردم عراق انتخاب شده بود یعنی دستگاه قضایی بسته‌ای نبود. بنابراین اگر ما به سیستم قضایی به عنوان یک سیستم قضایی ملی در عراق بنگریم قاعدتاً محاکمات صدام همه حاکی از این بود و این اعدام هم دور از واقعیت نیست. به نظر می‌رسد کابوسی که صدام در کل منطقه پدید آورده بود شاید در این برداشت و احساس نقش دارد. ما دلیلی نداریم که این مطلب را اثبات کنیم. به هر حال این اعدام پرونده سیاسی صدام را بست و علت آنکه دولت عراق هم اصرار داشت که فیلم اعدام صدام را نشان دهد برای جلوگیری از این داستان‌ها بود. پرونده سیاسی صدام بسته شد و بدل یا غیربدل نمی‌تواند در باز کردن این پرونده نقشی داشته باشد.
* یالثارات: دولت عراق با چالش‌های بزرگ امنیتی اقتصادی سیاسی و اجتماعی روبروست. این دولت برای تثبیت موقعیت خود در میان ملت و جلوگیری از تنش داخلی چه اقداماتی بایستی انجام دهد؟
** نعمت‌زاده
: مسأله عراق به هر حال یک مشکل پیچیده است. خصوصاً که این تلاش در میان کشورهای عربی و آمریکا وجود دارد که جنگ داخلی در عراق را به جنگ مذهبی تبدیل نمایند. یعنی در حال حاضر عراق تبدیل به مرکزی برای تولید اختلافات مذهبی و صدور آن به جهان اسلام شده است. در آمریکا دو نظریه وجود دارد. یکی معتقد است که ایران منشأ و ماد مشکلات منطقه است اگر ایران دست از سیاست‌های کنونی‌اش بردارد، بسیاری از بحران‌های منطقه حل خواهد شد؛ البته در چارچوب الگوی غربی و آمریکایی. از جمله بحران لبنان، فلسطین و عراق در چارچوب سیاست‌های آمریکا حل می‌شود. یک نظریه هم در مقابل آن وجود دارد که معتقد است مادر مشکلات منطقه رژیم صهیونیستی است تا زمانی که مشکل فلسطین حل نشود مشکلات دیگر در منطقه حل نخواهد شد. سفر و اظهارات بلر را وقتی که به منطقه آمد، در نظر بگیرید، چون موید نظریه اول است که ایران را منشأ مشکلات می‌داند. دولت بوش و بلر این نظریه را دنبال می‌کنند و بعضی کشورهای منطقه هم با چنین نظریه‌ای تا حدودی موافق هستند.
اما یک جریانی در آمریکا و انگلیس و اروپا وجود دارد و خصوصاً پس از انتخابات جدید آمریکا شکل گرفته است که معتقد است تا مشکل فلسطین حل نشود مشکلات دیگر حل نخواهد شد. پس از جنگ33 روزه بسیاری از کشورهای عربی هم چنین چیزی را به آمریکا یادآوری کردند که در حال حاضر مسأله فلسطین بهانه‌ای شده است که ایران روی موج فلسطین حرکت کرده و در جهان عرب محبوبیت پیدا کند. سید‌حسن نصرالله روی موج فلسطین حرکت کرده و جایگاه خاصی را در جهان عرب برای خود ایجاد نماید و افکار‌عمومی جهان عرب به شدت از سیاست‌های رژیم‌های عربی ناراضی است، لذا از نظر رژیم‌های عربی تا مسأله فلسطین حل نشود مسایل دیگر در منطقه قابل حل و آرامش نیست این دو جریان وجود دارد. اسرائیل سعی دارد جریان ضدایرانی را تقویت نماید و قاعدتاً ایران و جریان مقاومت هم سعی دارند که نشان دهند اسرائیل مادر مشکلات است. نکته‌ای که وجود دارد آن است که جریانی که می‌خواهد ایران را کانون بحران نشان دهد برای آنکه میان ایران و کشورهای عربی فاصله ایجاد نماید تلاش دارد تا اختلافات مذهبی را تعمیق ببخشد چرا که اگر اختلافات مذهبی شکل بگیرد اولاً تأثیرپذیری افکار‌عمومی عرب از ایران کاهش می‌یابد و ثانیاً به تأثیرگذاری حزب‌الله لبنان و سیدحسن نصرالله بر افکار عمومی عرب ضربه می‌زند و جنبش حماس تحت فشار افکار عمومی جریان مذهبی ناگزیر است تا روابط خود را با ایران و حزب‌الله کاهش دهد. سوریه هم در معرض دو فشار قرار می‌گیرد؛ یک فشار بین ملت و دولت به وجود خواهد آمد چرا که مردم اهل سنت هستند و رییس جمهور علوی است. و از سوی دیگر کشور سوریه در میان کشورهای عربی دچار انزوا خواهد شد. لذا جریان مقاومت دچار بحران می‌شود. بنابراین آمریکا و بسیاری از اذناب او در منطقه و انگلیس و اسرائیل تلاش می‌کنند تا اختلافات مذهبی را در میان مسلمانان تعمیق ببخشند. طبیعی است که اگر این اختلافات مذهبی تعمیق یابد بسیاری از خطرات علیه جریان مقاومت در منطقه شکل خواهد گرفت.
لذا یکی از مهم‌ترین مسائلی که وجود دارد که به نظر می‌رسد در این قضیه نقش شیعیان عراق و دولت نوری مالکی اهمیت می‌یابد جلوگیری از تعمیق این اختلافات خصوصاً در عراق است. عراق امروز مرکز تولید اختلافات مذهبی و صدور آن به جهان اسلام است. لذا خطر این مسأله از خطر کودتا بیشتر است چرا که در عراق اساساً خطر کودتا وجود ندارد. آنچه که وجود دارد بحث ناامنی است که این ناامنی هم در چارچوب کشتار مذهبی و اختلافات مذهبی دنبال می‌شود.
من فکر می‌کنم که کار بسیار سختی در پیش روی دولت عراق قرار دارد که به راحتی نمی‌تواند چنین کاری را انجام دهد و به نظر می‌رسد که ایران بایستی در این زمینه نقش مهمی را ایفا نماید. حتی حزب‌الله لبنان هم خواهد توانست نقش مهمی را در این زمینه ایفا نماید.
* یالثارات: چشم‌انداز آینده عراق را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ ایران چه نوع کمکهایی را می‌تواند انجام دهد؟
** نعمت‌زاده:
همه قبول دارند که ایران کشوری است که در منطقه دارای نفوذ و وضعیت عراق بر امنیت ملی ایران بسیار تأثیرگذار است. بنابراین ایران نمی‌تواند در مقابل تحولات عراق بی‌طرف باقی بماند. طبیعی است که این مسأله به معنای مداخله در امور عراق نیست. ایران بایستی تلاش نماید حتی‌الامکان جریانات اسلامی را در کنار همدیگر قرار داده و الگوی مناسبی را ایجاد نماید. ضمناً موضع کشورهای عربی که اصولاً با هر نوع مبارزه ضد‌آمریکایی به شدت مخالف هستند در مورد عراق متفاوت است.
یعنی احساس می‌کنند که دولت کنونی در عراق که یک دولت شیعی است باید سرنگون شود. البته معتقدم که ما نباید از زاویه مذهبی به عراق بنگریم و بایستی پرهیز نماییم که موضع‌گیری مذهبی در عراق داشته باشیم. شیعیان عراق بایستی در مقابل آمریکا مواضع روشنی داشته باشند و سعی نمایند که هر چه زودتر برای خروج آمریکا از عراق به یک برنامه‌ریزی برای اداره امور عراق توسط نیروهای داخلی اقدام نمایند.
نکته قابل اهمیت آنکه بسیاری از رهبران مزدور عرب تلاش می‌کنند که آمریکا را به برگزاری یک کنفرانس بین‌المللی‌ تر‌غیب نمایند که در مورد سرنوشت عراق تصمیم بگیرند. طبیعی است که اگر تصمیم‌گیری در مورد عراق در یک کنفرانس بین‌المللی انجام گیرد، در این کنفرانس شیعیان قطعاً در موضع اقلیت و ضعف قرار خواهند گرفت و حضور اقلیتی آنان را در موضع ضعف خواهد نشانید. پس یکی از خطراتی که وجود دارد و کشورهای عربی هم به دنبال آن هستند آن است که به نفع اهل تسنن در عراق این کار را دنبال و سرنوشت عراق را در یک کنفرانس بین‌المللی تعیین کنند که به نوعی بین‌اللملی کردن مسأله عراق به حساب می‌آید. به هر حال در مقابل چنین توطئه‌هایی‌– چه توطئه مذهبی کردن بحران عراق و چه توطئه بین‌المللی کردن بحران عراق – ایران بایستی با قدرت و سیاست شفاف و روشن بدون جهت‌گیری مذهبی و اتفاقاً با یک جهت‌گیری ضد آمریکایی در حل مسأله عراق کمک نماید وگرنه این بحران تبدیل به بحرانی فرسایشی خواهد شد که هم شیعیان و هم ایران و هم جنبش مقاومت ضد آمریکایی در منطقه را دچار مشکل خواهد کرد.
* یالثارات: پس دورنمایی که تصور می‌شود به چه سمتی خواهد رفت؟
** نعمت‌زاده:
تحلیلگران معتقدند که سال‌2007 سال بسیار سرنوشت‌سازی در تحولات منطقه است. در تحولات منطقه همانگونه که مطرح شد دو جریان آمریکایی و مقاومت ضد آمریکایی فعال است. ایران پرچمدار مقاومت ضد آمریکایی و ضدصهیونیستی است و آمریکا و اسرائیل و بخش‌هایی از اروپا در پی آمریکایی کردن منطقه هستند. البته روند تحولات به طور کلی نشان دهنده آن است که ایران به عنوان یک نیروی بالنده و رو به ظهور با قدرت هر چه بیشتر تقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در تحولات منطقه خواهد داشت و دشمنان هم تلاش می‌کنند که به هر شکل ممکن ایران را دچار بحران و مشکل نمایند. من نسبت به تحولات آینده خوشبین هستم اما احساس خطر از یک ناحیه وجود دارد. مهم‌ترین خطری که در مقابل ایران وجود دارد بحث جنگهای مذهبی است. ایران در عرصه فلسطین و لبنان در موضع قدرت است. قدرت تأثیرگذاری او بر عراق و افغانستان قابل انکار نیست. پتانسیلی که ایران در سطح منطقه دارد پتانسیل بسیار بالایی است در حالی که اسرائیل به عنوان یک قدرت برتر منطقه‌ای افول کرده است ایران به عنوان یک قدرت برتر منطقه‌ای در حال ظهور است و این چیزی است که اسرائیل و آمریکا و کشورهای منطقه را دچار وحشت کرده است. بنابراین، نباید خطرات را نادیده گرفت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات