تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۰۰  ، 
کد خبر : ۵۰۴۷۱

دنیای عرب و جانشین شارون


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
بحث بر سر جانشینی آریل شارون , جلاد صبرا و شتیلا همچنان درصدر مسائل خاورمیانه و حتی جهان قرار دارد. رسانه های غربی تقریبا در هر بخش عمده خبری خود , درباره این صهیونیست خون آشام , خبر یا تحلیلی را منتشر می کنند.
«تامس فریدمن» مفسر نیویورک تایمز و کارشناس مسائل خاورمیانه , در این میان تحلیل عجیبی از این موضوع دارد که در نوع خود قابل تامل است .
او معتقد است که جانشینی شارون در اسرائیل اهمیت چندانی ندارد بلکه آنچه مهم است اینست که باید در جهان عرب در جستجوی جانشینی برای شارون باشیم ! در توجیه این دیدگاه , مفسر نیویورک تایمز می افزاید : شارون پس از دستیابی به مقام نخست وزیری , تنها رهبری بود که جسارت داشت بگوید که در گذشته اشتباه کرده و حاضر شد مقام و سایه خود را برای نابود کردن آنچه در گذشته در مقام وزیر دفاع و وزیر کشاورزی و شهرک سازی , ساخته بود , به مخاطره بیاندازد. پس سئوال امروز اینست که آیا یک شارون عرب وجود دارد؟
شاید کسانیکه از عمق مسائل منطقه بی اطلاعند , این قرینه سازیهای فریبکارانه را باور کنند ولی آنها که از سوابق امر آگاهند و سیر حوادث ربع قرن اخیر در قلمرو فلسطین را از نزدیک پیگیری کرده اند , بهتر می توانند گواهی دهند که اساسا دوران نخست وزیری شارون , حلقه تکمیلی طرحها و اقدامات گذشته اش بوده است . در واقع شارون در مقام نخست وزیری اسرائیل , با دست بازتر و با اعمال فشار بیشتر به تداوم جنایاتی پرداخت که سالها پیش در مقام وزارت دفاع و وزارت کشاورزی و شهرک سازی مشغول آن بود و حتی صدای شرکای سیاسی و همفکران خود در اولویت های ائتلافی را هم در آورد. شارون بقدری در این مقوله افراط کرد که حتی هم پیمانانش در حزب «لیکود» هم ترجیح داد از او فاصله بگیرند و سرانجام باعث شد که وی و برخی دیگر از همدستانش از «لیکود» جدا شوند و با پایه گذاری حزب تازه , سعی کنند یکبار دیگر به قدرت برسند تا به جنایات خود در مقیاس تازه ادامه دهند.
البته خدا نخواست که مردم مظلوم فلسطین همچنان در معرض جنایات شارون باشند و امروزه به اعتراف پزشکان معالج شارون , حتی اگر وی از بستر بیماری پس از سکته کامل مغزی بیرون بیاید , دیگر هرگز قادر به ادامه کار نخواهد بود و پرونده سیاسی ـ جنائی وی برای همیشه به بایگانی تاریخ سپرده خواهد شد . با این حساب 3 سئوال در اینجا قابل طرح است .
1 ـ آیا شارون واقعا در طول دوران نخست وزیری خود , درصدد جبران گذشته ها بود و خط مشی خود را تغییر داد؟
2 ـ با وجود آنکه مفسر نیویورک تایمز و سایر رسانه های صهیونیستی از ابعاد جنایات شارون آگاهند , چرا سعی دارند از شارون جنایتکار , یک «قهرمان صلح» بسازند؟
3 ـ آیا سران عرب , نیازمند یک چرخش بسوی اسرائیل هستند یا چرخش بسوی ملتهای مسلمان و عرب بمنظور مقابله با «خطر اسرائیل»؟
برای یافتن پاسخ سئوال نخست , لازمست کارنامه جنایات اسرائیل دوران نخست وزیری شارون را که مشخصا با دستور مستقیم وی به مرحله اجرا درآمده است , مرور کنیم .
آیا جنایات سازمان یافته ارتش صهیونیستی در حملات مستمر به جنین , طولکرم , نوار غزه , اردوگاه جبالیه , جنوب لبنان و حتی بیروت در طول این دوران قابل فراموشی است؟
تیپ های موتوریزه بکمک سلاحهای سنگین و بولدوزرهای فوق سنگین ارتش صهیونیستی برای چندین بار «جنین» و نوار غزه را «شخم» زدند.
هزاران خانه را با خاک یکسان کردند , صدها تن را به قتل رساندند و صدها تن دیگر را به نقاط نامعلومی منتقل کردند که هنوز هم از سرنوشت آنها خبری دردست نیست .
شدت و دامنه حملات سازمان یافته شارون علیه «جنین» و نوار غزه آنچنان گسترده و چندش آور بود که حتی برخی از رسانه های غربی از آن بعنوان «نسل کشی» یاد کردند و در دو مورد , خبرنگارانی که سرگرم تهیه عکس و فیلم و گزارش از این جنایات بودند , آنچنان احساس انزجار کردند که زبان به اعتراض گشودند و بلافاصله توسط دژخیمان ارتش صهیونیستی به قتل رسیدند.
تمامی شواهد و قرائن موجود نشان می دهد که شدت و دامنه جنایات شارون در دوران نخست وزیریش اگر از جنایات گذشته اش بیشتر نباشد یقینا کمتر نیست . شارون با اعلام جنگ علیه فلسطینی ها به شکار انقلابیون مسلمان پرداخت و از زمین و هوا با کمک «نشانه گذاری» توسط جاسوسان و خبرچین ها , 3 نسل از رهبران فلسطینی را به شهادت رساند و آنچنان فضای غیرقابل تحملی را در فلسطین ایجاد کرد که جوانان و نوجوانان فلسطینی بخاطر گرفتن انتقام عزیزان خود , به استقبال شهادت می رفتند و با حمل بمب های نیرومند , به «عملیات استشهادی» می پرداختند.
برای درک اهمیت این مقوله کافیست به این نکته خاص توجه کنیم که یک نماینده پارلمان انگلیس و یک نماینده پارلمان کانادا در دو حادثه جداگانه تصریح کردند که اگر آنها هم در شرایط وخیمی قرار داشتند که فلسطینی ها از آن رنج می برند , قطعا آنها هم با انجام عملیات ضداسرائیلی به استقبال مرگ می رفتند. چون واقعا چیزی برای آنها باقی نمانده است که از دست بدهند.
تا این مرحله به این جمع بندی رسیدیم که دوران نخست وزیری شارون , چیزی از جنایات دوران گذشته را کم نداشته است . بنابر این سئوال دوم اینست که چرا کسانیکه قاعدتا از ابعاد جنایات شارون آگاهند , هنوز هم سعی دارند از شارون جنایتکار , یک «قهرمان صلح» بسازند پاسخ این سئوال , کاملا روشن است . مسئله اینست که حامیان صهیونیسم می خواهند حتی از جنازه شارون هم برای تامین منافع نامشروع صهیونیستی سواستفاده کنند و در این میان حتی از جسد مفلوک شارون هم حاضر نیستند بگذرند.
ممکن است در این میان , علت عقب نشینی تاکتیکی شارون از نوار غزه و تخلیه شهرک های صهیونیست نشین غزه , برای عده ای هنوز هم به درستی آشکار نشده باشد . واقعیت اینست که شارون پس از 3 بار شخم زدن غزه , با تلخکامی احساس کرد که وجود شهرکهای صهیونیست نشین , نه تنها کاری از پیش نبرده , بلکه حتی صهیونیست ها را در «تیررس» موشکهای «قسام» قرار داده است . به عبارت بهتر , عقب نشینی تاکتیکی شارون از نوار غزه , با این هدف استراتژیک صورت گرفت که صهیونیست ها را از تیررس فلسطینی ها خارج کند. بنابر این , حتی تخلیه شهرکهای صهیونیستی غزه هم نشانه «توبه» و پشیمانی شارون نیست بلکه از اهداف موذیانه بعدی او خبر می دهد ولی او فرصت نیافت که جنایاتش را توسعه دهد.
مسئله اینست که دوران تاخیر این قبیل تبلیغات برای معرفی نژادپرستان صهیونیست بعنوان قهرمانان صلح , به سر آمده و نشانه های مخالفت و اعتراض علیه اسرائیل , حتی در غرب هم به چشم می خورد. بگذار بوش کوچک همچنان از شارون بعنوان قهرمان صلح و حتی «معمار صلح» یاد کند , ولی تاریخ این هر دو را , بعنوان دو عامل جنایت و کشتار و نسل کشی , به نسل های آینده معرفی خواهد کرد.
سئوال بعدی اینست که آیا سران عرب نیازمند یک چرخش به سوی اسرائیل هستند یا چرخش بسوی ملتهای مسلمان و عرب بمنظور مقابله با خطر اسرائیل؟
برای یافتن پاسخ این سئوال , به یاد بیاوریم که سادات در توجیه خیانت خود در کمپ دیوید , ادعا می کرد که صلح با اسرائیل , امنیت و آرامش را به منطقه باز می گرداند و ملتهای عرب در کمال آرامش به رفاه و ترقی و پیشرفت خواهند رسید. این جمله پردازیهای فریبکارانه و این «سراب صلح» با این هدف در برابر ملتهای عرب و مسلمان مطرح می شد که زمینه ها برای تقویت اسرائیل فراهم شود تا صهیونیست ها بتوانند در تاروپود حاکمیت رژیم های عربی رسوخ کنند و برای تامین اهداف آینده اسرائیل , فضاسازی نمایند.
از عبرتهای بزرگ تاریخ معاصر اینست که اسرائیل حتی به سازشکاران عرب هم روی خوش نشان نداد و آنها را هم به خاک سیاه نشاند. سرنوشت عرفات و قتل وی توسط غذای مسموم از جانب اسرائیل تجربه خوبی برای سایر سران عرب در منطقه است . عرفات در پیمان «مادرید» و پیمان «اسلو» بیشترین خدمت را به صهیونیست ها کرد. اساسنامه سازمان آزادی بخش فلسطین را بنفع اشغالگران تغییر داد و الفبای مبارزه را به الفبای خدمت به اشغالگران تبدیل کرد اما برای 3 سال در معرض حملات سنگین ارتش صهیونیستی در زیرزمین زندگی کرد و سرانجام نیز با غذای مسموم بقتل رسید و رهبران فلسطینی پذیرفتند که وی توسط صهیونیست ها بقتل رسیده است .
در واقع فلسطین و دنیای عرب و جهان اسلام به جانشینی برای شارون احتیاج ندارد بلکه نیاز مبرم امروز دنیای اسلام به نوجوانان سلحشوری است که شهامت مبارزه با اشغالگران شرور را احراز کرده اند و یا برای هموار کردن راه پیروزی , به صفوف بهم فشرده رزمندگان سلحشوری پیوسته اند که نه تنها شارون جنایتکار را ناکام و رسوا کردند که برای تحمیل همین سرنوشت بر جانشینان شارون , چه در اسرائیل و چه در دنیای عرب , حتی برای لحظه ای هم تردیدی بخود راه نخواهند داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات