تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۹۱ - ۰۸:۳۷  ، 
کد خبر : ۵۰۴۷۴

سفر به عراق اشغالی (بخش چهارم)


م ـ ابوفاضل
صبح چهارشنبه 31 فروردین, بعد از زیارت حرم امیرالمومنین علیه السلام, به کوفه رفتیم .
دیشب صاحب هتل به ما تاکید کرده بود صبح زود بیرون نروید, حرم بسته است و نماز صبح هم مثل بقیه نمازها به جماعت خوانده نمی شود. همینجا نماز بخوانید و بعد از طلوع آفتاب به حرم بروید. ما هم به توصیه او عمل کردیم . حتی بعد از آفتاب هم که حرم رفتیم و آخر شب که از حرم برمیگشتیم هم اطراف حرم را مثل شهر اشباح یافتیم . صد حیف که همتی برای زنده نگهداشتن این مکان مقدس وجود ندارد.
در کوفه, خانه امیرالمومنین را زیارت کردیم . همه خاطرات به ذهن سپرده از زندگی مولا, آنجا زنده شد. دارلارماره را هم در فاصله بین خانه مولا و مسجد کوفه دیدیم که به علفزاری تبدیل شده و حتی یک آجر هم از آن باقی نمانده, همانجا که سر مبارک شهدای کربلا را به تماشا گذاشته بودند و بعد نوبت به ابن زیاد و مختار و مصعب رسید و «این سر مصعب به تقاضای کار ـ تا چه کند با تو دگر روزگار»!
مسجد کوفه هم به بهانه تعمیر بسته بود, همینطور حرم مسلم بن عقیل . جلوی در مسجد کوفه نماز تحیت خواندیم, مزار خدیجه بنت علی را زیارت کردیم, کنار شط کوفه چای عربی خوردیم, در مسجد حنانه نماز تحیت خواندیم و حرم کمیل بن زیاد نخعی, صحابی معروف امیرالمومنین, که بزرگ و با صفا و محل اتراق خانواده های مذهبی است, را زیارت کردیم و به نجف برگشتیم .
شب که برای نماز مغرب و عشا و زیارت به حرم امیرالمومنین علیه السلام رفتم, آیت الله حاج شیخ محمد مهدی آصفی, از علمای بزرگ نجف, را دیدم . از دیدار یک آشنای مسلط به اوضاع عراق خیلی خوشحال شدم . حرم, جای صحبت کردن نبود, بویژه که آقای آصفی مراجعات زیادی داشت و در همان چند دقیقه که با هم بودیم افراد زیادی از طلاب و علما و افراد معمولی به سراغ ایشان آمدند. قراری برای پیش از ظهر فردا پنجشنبه اول اردیبهشت گذاشتیم و به زیارت مشغول شدم .
بالای سر مبارک امیرالمومنین قبر آدم و نوح قرار دارند و از این نظر, این حرم, اهمیت خاصی دارد, کما اینکه قبرستان وادی السلام هم جایگاه پیامبرانی همچون هود و صالح و علمای بزرگ شیعه و مومنین و اوتاد است و در واقع به تنهائی یک تاریخ است . باز هم صد حیف که این گنجینه بزرگ, متروکه و مخروبه رها شده و در انتظار همتی بلند برای نجات از نابودی است .
صبح پنجشنبه سری به وادی السلام زدیم و با وقت کمی که داشتیم شاید فقط یک هزارم آنرا دیدیم و سپس به منزل آیت الله آصفی رفتیم . کوچه ای در شارع الرسول که بیت آیت الله سیستانی نیز آنجاست . رفت و آمد خودروها به این خیابان که از مقابل در جنوبی حرم امیرالمومنین علیه السلام شروع می شود, به دلایل امنیتی و حفاظتی, ممنوع است . شب چهارشنبه به همین خیابان آمده بودیم تا با تلفن ماهواره ای ثریا که دردست یک جوان نجفی بود و با آن کاسبی می کرد, با تهران تماس بگیریم و از حال و احوال خود خبر بدهیم و از حال و احوال بچه ها و دوستان و فامیل خبر بگیریم . در نجف فقط همین خیابان تلفن فعال دارد و بقیه فعلا از کار افتاده اند.
کوچه خانه آیت الله سیستانی و آیت الله آصفی هم پست ایست و بازرسی دارد. امنیت نجف, بویژه حفاظت حرم و علما را نیروهای بسیجی برعهده دارند. انصافا خوب هم عمل می کنند. نظم حاکم بر حرم قابل تحسین است و از خدام کلاه فینی سابق هم خبری نیست و خدا را شکر آنها که رفته اند میراث شوم سرکیسه کردن زائران را نیز با خود برده اند و از آن بساط که فقط درباره اش شنیده ایم و البته در خیمه گاه کربلا نمونه ای از آنرا دیدیم, خبری نیست .
آقای آصفی, وجود تروریست های القاعده و صدامی و نظامیان اشغالگر آمریکائی و انگلیسی و نارضایتی سنی ها از سهمی که در حکومت دارند را مشکلات آینده و حال عراق دانست و گفت : کار آقای سیستانی, که از انتخابات حمایت کرد, عاقلانه است, زیرا کنار کشیدن شیعه, یعنی تکرار تجربه 80 سال قبل و محروم ماندن دوباره شیعه از حاکمیت . مقاومت مقتدی صدر از نظر آقای آصفی, ستودنی اما تحریم انتخابات مجلس تدوین قانون اساسی یک اشتباه بود.
پرسیدم سرگرم شدن به انتخابات و چانه زدن با آمریکا بر سر وزارتخانه ها که الان دولت آقای جعفری به عنوان دولت انتقالی درگیر آنست, به مفهوم سازش با اشغالگران نیست آقای آصفی گفت : چرا, همینطور است, ولی فعلا به مقتضای این مقطع عمل میشود و مقاومت اگر بخواهد پیروز باشد نیاز به زمینه های لازم دارد.
امروز نجف به مناسبت 12 ربیع سالروز میلاد حضرت رسول به یک روایت, و همینطور چون شب جمعه است, شلوغ است و حرم امیرالمومنین علیه السلام از غربت خارج شده . بعد از ظهر به طرف کربلا حرکت کردیم تا شب جمعه به زیارت امام حسین علیه السلام نایل شویم .
فاطمه خانم و زهرا خانم, که هر دو مقلد امام خمینی هستند و افکار انقلابی شان را هم از امام دارند, از بی حالی اهالی نجف, بویژه علما, در مقابله با اشغالگران ناراحتند. البته حال معنوی خوبی هم دارند و بعید نیست در این سفر چیزی گیرشان بیاید. آنها از زنهای عراقی, که در حرم دیده اند, نقل می کنند که هنوز عده ای از آنها طرفدار صدام هستند. ما هم که با مردها حرف می زنیم آشکارا به ما میگویند طرفدار آرامش هستند و نمیخواهند با آمریکا درگیر شوند. البته خرده پاها, مثل کارگرها, راننده های کرایه, کارمندان و کاسب ها, برخلاف تجار و سرمایه داران و اشراف, طرفدار مبارزه هستند و به همین دلیل عکس صدرها بویژه مقتدی صدر را هر جا که این طبقه محروم و ضعیف حضور دارد به وفور میتوان دید. نوارفروش های کربلا و نجف هم نوارهای سخنرانی, فیلم های ویدیوئی و سی . دی های مقتدی صدر را همه جا آشکارا عرصه می کنند و البته مشتری زیادی هم دارند.
راستی, قشر خرده پای عراقی چرا انقلابی هستند آیا به این دلیل نیست که همیشه ثروتمندان, محافظه کارند و محرومان از همه چیز خود برای نجات کشور و حاکمیت دین و آرمان ها و ارزشها میگذرند این, بیان امام خمینی است که همیشه بار سنگین انقلاب ها از زمان انبیا تا امروز بر دوش پابرهنه ها بود. به همین جهت بود که امام میفرمود یک تار موی گودنشینان بر همه کاخ نشینان شرافت دارد.
آنچه مردم عراق با چشم خود می بینند, خرابی, فقر و اختلاف طبقاتی است . شهر نجف به یک مخروبه بیشتر شباهت دارد تا شهری که 1000 سال است مرکز علم است . در عراق, حتی در بغداد, از بهداشت و نظم و پیشرفت خبری نیست . نظم زمان صدام هم نظم نبود, خفقان و دیکتاتوری بود. حالا هم آمریکائیها و انگلیسی ها به چپاول و غارت و آدم کشی مشغولند و برای حاکم کردن مهره های خود به هر ابزاری متوسل می شوند. آیا محرومان عراقی, حق ندارند با نرمش و سازش مخالف باشند؟!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات