تاریخ انتشار : ۰۷ آبان ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۹  ، 
کد خبر : ۵۰۵۰۲

تخریب‌کنندگان را بشناسیم


محمدعلی مشفق
تخریب پدیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای است که علاوه بر جنبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های سیاسی ذی‌مدخل در منازعات قدرت، وجود دیگری را هم دربر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیرد که در این یادداشت صرفا به جنبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های ایدئولوژیک و سیاسی ناظر به رفتارشناسی تخریب‌کنندگان پرداخته می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. بدون شک عاملان تخریب، غالبا کار ویژه‌های خود را در خارج از ساختارهای قدرت و نظم حاکم، اعمال می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند و روش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های تخریبی اعمال شده، به ندرت از طریق مجاری رسمی اعم از رسانه‌های جمعی، مطبوعات، نشریات و کتب انجام می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گردد، بلکه در شکل سنتی آن در قالب شب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، جلسات محفلی و... صورت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیرد و در شکل جدید و مدرن آن، از طریق سایت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، وبلاگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و اخیرا SMS مبادرت به تخریب چهره‌ها و شخصیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های قدرتمند و متنفذ و بعضا محبوب در ساختارهای قدرت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نمایند. به نظر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رسد که عناصر تخریب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کننده غالبا توسط بعضی از صاحبان قدرت– که تخریب‌شوندگان را رقیبان خود می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانند- حمایت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شوند. نکته قابل توجه اینکه کسانی بیشتر در معرض تخریب قرار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیرند که در ساختارهای قدرت از جایگاه، منزلت و قدرت مهمی برخوردار بوده و یا از محبوبیت زیادی در میان مردم و یا نخبگان و... برخوردارند، اما با چرخش نخبگان و جابجایی در قدرت، چنین احساس می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود که نخبگان خارج شده از قدرت نه تنها همگرایی سیاسی و فکری با نخبگان جدید ندارند بلکه تداوم و تثبیت قدرت آنان، در گرو تخریب، تضعیف و حذف عناصر فوق است. با این فرض که نخبگان حاکم در گذشته، نه تنها از قدرت سوءاستفاده کرده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند بلکه مسیر حرکت انقلاب و ملت را منحرف و در جهت منافع فردی و گروهی خاص، هدایت و سوق داده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند. هر چند که پیاده سازی و اجرای این پروژه در وجه نرم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌افزارانه آن، توسط عناصر هوادار و سمپات که با سرچشمه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های قدرت متصل بوده و مصونیت دارند انجام می‌شود. بدون شک این پدیده جایگاه غیرمشروع و مذمومی در تعالیم اسلام و سیره پیامبر‌(ص) دارد و در جامعه ایران بویژه پس از پیروزی انقلاب، تخریب، حذف و‌ تر‌ور اعم از‌ تر‌ور شخصیت و‌ تر‌ور فیزیکی غالبا ریشه در نگرش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های ایدئولوژیک محض و اندیشه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مارکسیستی و تفکر منافقین و عناصر برانداز داشته است.
اما با کمال تأسف برخی از عناصر و گروه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دیگر هم، در لباس دین و ارزش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مقدس و در پوشش دفاع از اسلام و انقلاب و حفظ نظام و غیرت دینی با استفاده از روش گروه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مطرود و منفور فوق در سطوح مختلف، این پدیده شوم را دامن می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌زنند و علاوه بر شخصیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های طراز اول، دیگر چهره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های خدوم و مدیر و... را هم در معرض تیرهای زهرآگین خود قرار داده و از صحنه قدرت، مدیریت و... حذف می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند. با این تفاوت که در گذشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دور نخبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کش و... در سطح محدودی انجام می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شده است ولی امروزه تخریب،‌ تر‌ور و گستره وسیعی را دربرگرفته که هم زندگان و هم مردگان را شامل می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود و بزرگان در معرض این تخریب و پرده دری و حرمت شکنی قرار گرفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند که سال‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها در زیر خاک مدفون شده و از ابراز و نیکان بوده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند. به دیگر سخن اگر امروز اقلیتی نورسیده و معدود با بعضی از شخصیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها عناد و دشمنی دارند چگونه به خود اجازه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهند تا پرونده پدران و اجداد آنها را در جهت خواست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و مطامع ضداخلاقی و انسانی خود مورد بازخوانی قرار دهند. آیا این رفتارها نشان از بروز و ظهور یک اپیدمی ضداخلاقی و منحط کردن و منحط نشان‌دادن اخلاقیات جامعه ایران نیست؟ و آیا استمرار این رفتار، القای این باور خطرناک در جامعه نیست که مردم به هیچ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کس حتی به محبوبترین کارگزاران و مدیران خدوم خود اعتماد نکنند؟ و اصل را بر بی اعتمادی به همه بزرگان و مصلحان و... و عدم سلامت آنان قرار دهند. معهذا تداوم این روند ویرانگر و مذموم، باعث گردیده که از تخریب کنندگان چهره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای مذهبی،ارزشی و انقلابی در میان بخش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی از جامعه‌ تر‌سیم گردد و از تخریب کنندگان چهره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی خائن و مفسد و از عناصر ناشناخته و تازه به دوران رسیده، چهره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای خدوم و انقلابی به جامعه عرضه نمایند و با فضاسازی شرایط را بر خوبان جامعه تنگ و محدود نمایند و به نسل جدید القای کنند که به هیچ یک از گروه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و شخصیت‌های مرجع، تکیه نکنند چراکه دیر یا زود همه سرنوشتی مشابه پیدا خواهند کرد و گذشتگان و گذشته با افتخار ملت در چنین نگاهی نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند چراغ راه آینده باشد بلکه همه چیز را باید از صفر شروع کرد و راه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های رفته و تجربه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مفید و ارزشمند اعم از مدیریتی و... را باید به دور انداخت و ظاهراً حکومتگران و بزرگان و علما هم با سکوت و عدم برخورد با این پدیده باعث گردیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند که راه تخریب،‌ تر‌ور شخصیت و... برای همیشه باز بماند و جامعه هر روز شاهد از دست دادن چهره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های خدوم، خدمتگزار و نخبه خود در عرصه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مختلف باشد و مشکلات مزمن جامعه ایران و ایرانی به دست توانای خدمتگزاران خود حل و فصل نگردد. علیهذا راقم این سطور، مؤلفه‌هایی که تا حدودی برگیرنده مختصات و ویژگی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های تخریب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنندگان و نگرش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های آنها است به شرح ذیل برشمرده است:
1- نظم شکنی و قاعده ستیزی
2- عدم پایبندی به قانون و خارج از موازین قانونی عمل کردن
3- تبعیت از نظریات و دیدگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های چهره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های افراطی
4- تقدس مآبی و خود را دیندارتر وانقلابی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر از دیگران دانستن
5- برخورداری از روحیه خشونت طلبانه حتی در مورد همکیشان خود
6- تلاش جهت دستیابی به قدرت از طریق تخریب،ترور و حذف
7- وجهه دینی و ارزشی دادن به مقوله تخریب و...
8- مشروع و جایزدانستن تخریب،‌ تر‌ور، حذف و... باتوجیه دینی
9- کافی ندانستن برخوردهای حکومت با مخالفان نظام و خودسرانه عمل کردن در این رابطه
10- تعصب ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ورزیدن به فهم و اندیشه خود به صورت مطلق و انحرافی دانستن فهم و استنباط دیگران
11- عدم تحمل همکیشان خود و بعضاً دشمن تلقی کردن آنان
12- وسیع دیدن دایره دشمنی و محدود دیدن دایره دوستان و...
13- تکلیف دانستن پرده دری و هتک حرمت دیگران
14- تولید نفرت و عقده از چهره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های محبوب مردم و یا قدرتمند و توانا
15- مخالفت با آزادی و آزاداندیشی و متعارض‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانستن آن با حفظ ارزش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و مقدمات
16- بدعت دانستن جمهوریت و مشروع دانستن حکومت و یا خلافت
17- اعتقاد به کشتن انسان گناهکار با تکیه بر غیرت دینی حتی در نظام ج.ا.ا
18- برخورداری از روحیات قدرت طلبانه و تمامیت خواهانه
19- فقدان پذیرش رأی و نظر مردم زمانی که نتیجه رأی و نظر مردم با باورهای آنان سازگاری ندارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات