تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۱۳۸۸ - ۱۱:۰۱  ، 
کد خبر : ۵۰۵۱۰

نمایش قدرت


بهراد فرهمند
تاکید نو‌محافظه‌کاران آمریکا برای برخورد با ایران و توسل به حملات پیشگیرانه که در سند استراتژی امنیت ملی ایالات متحده در ‌16‌ مارس ‌2000 به روشنی آمده است، چنان حائز اهمیت است که کارشناسان و تحلیلگران متعدد از اصول‌گرایان افراطی آمریکا نظیر «ویلیام کریستول»، «مایکل لیدن» و «توماس مک اینزی» تفاسیری را در مقالات خود در مورد این موضوع به رشته تحریر در آورده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند.
ویلیام کریستول، سردبیر هفته‌نامه «ویکلی استاندارد» متعلق به نو‌محافظه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کاران آمریکا معتقد است: «یک ملت بزرگ باید نسبت به مسئولیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایش جدی باشد. حتی اگر انجام این رسالت مشکل‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر از آن باشد که بتوان به تحقق آن امیدوار بود.»
مایکل‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌لیدن از دیگر نومحافظه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کاران تندروی آمریکا در پی درخواست برخی مقام‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های آمریکا و ایران برای مذاکره مستقیم واکنش تندی به این درخواست نشان داد و خواهان حمله نظامی به تاسیسات هسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای و نظامی ایران شد. ویلیام کریستول در بخش دیگری از نوشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایش تصریح می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند که ایالات متحده باید برای حملات نظامی ممکن به ایران دست به فعالیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های اطلاعاتی، عملیات سری، عملیات ویژه بزند و یک برنامه‌ریزی عملیاتی تهیه کند. توماس مک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اینزی، عضو کمیته سیاستگذاری بازهای آمریکا در قبال ایران ‌(lPC) نیز مقاله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای در همین راستا با عنوان «هدف فقط ایران» نوشت. وی نیز تصریح کرد اگر ایران در برابر فشارهای دیپلماتیک از خود مقاومت نشان داد، آمریکا باید دست به حمله هوایی قدرتمندی بزند و اهداف نظامی و هسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای ایران را مورد هدف قرار دهد.
جان بولتون سفیر آمریکا در سازمان ملل که از افراطیون همراه جورج بوش می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد و کینه عجیبی نسبت به ایرانیان دارد نیز تاکید می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند چنانچه تلاش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دیپلماتیک با ایران به شکست منجر شود باید دست به اقدامی نظامی زد.
روزنامه واشنگتن‌پست در 9 آوریل 2006 مطلبی را به قلم «پیتر باکرو» و نیز دو تن از خبرنگاران این روزنامه چاپ رساند که به نقل از مقامات ارشد سابق پنتاگون نوشته است: «تیم بوش در پی حملات هوایی به ایران است، زیرا بسیاری فکر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند حملات هوایی تنها گزینه واقعی و ممکن است.»
تمام این مطالب را بسیاری بلوف و دروغ سیاسی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانند که به عنوان ابزار سیاسی به منظور فشار به ایران در هنگام مذاکرات دیپلماتیک می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد. یکی از این افراد «ریول مارک گرشت» متخصص سابق ClA در حوزه خاورمیانه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد، وی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گوید: «بعید می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانم کسی در این موقعیت دست به گزینه نظامی بزند وی اضافه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند: صحبت از هر جمله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای یک حرکت دیپلماتیک است تا در صورت حل نشدن مساله طرف مقابل را تحت فشار قرار دهند.»
کارشناسان دیگری نیز براین باورند که ایالات متحده با صدها میلیارد دلار هزینه در جنگ با عراق. کشته و مجروح شدن هزاران سرباز خود، هیچ نتیجه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای جز درگیر شدن در یک با تلاقی که می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رود با شروع جنگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مذهبی و قومی واشنگتن را هرچه بیشتر در خود فرو ببرد، به دست نیاورده است.
آمریکا اگر چه از بعد جنگ گرم و عملیات سخت افزاری توانسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌است در مدت بیست روز کشور عراق را اشغال کند و حکومت دیکتاتوری حاکم برآن را سرنگون سازد، اما از نظر نرم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌افزاری و تشکیل دولتی با ثبات و فراگیر و ایجاد امنیت و وحدت ملی در این کشور، تاکنون موفقیتی حاصل نکرده ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌است.
بحران عراق به آستانه خود رسید و تبدیل به جنگ و اشغال شد.
اما از درون این بحران، بحران‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دیگر زائیده شدند. نظیر بحران دولت‌سازی، بحران امنیت، خشونت و‌ تر‌وریسم کور که همگی ماحصل ضعف مدیریت ایالات متحده در کنترل بحران می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد.
امروز بحران میان ایران و آمریکا و متحدینش بر سر برنامه صلح‌آمیز هسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای ایران وارد مرحله جدیدی شده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌است. رزمایش اخیر آمریکا با متحدین غربی و برخی کشورهای حوزه جنوبی خلیج‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فارس با واکنش مقتدرانه ایران مواجه شده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌است. رزمایش پیامبر‌اعظم(ص) پاسخی به این رفتار خصمانه آمریکا می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد.
رادیو بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سی در واکنش به این رزمایش موشکی در گزارشی به قدرت بازدارندگی ایران اشاره می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند و تلاش کرده تا برگزاری آن را به رزمایش اخیر دریایی آمریکا و تعدادی از کشورهای عضو گروه غیررسمی موسوم به «پیشگیری از گسترش سلاح‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های کشتار جمعی» معروف به A.S.P در آب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های خلیج ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فارس ربط دهد.
این رادیو دولتی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گوید: دولت جمهوری اسلامی ایران انجام حرکات نظامی نیروهای غیرمحلی در نزدیکی سواحل خود را «تحریک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آمیز» و اقدامی علیه امنیت و منافع خود می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بیند. این رادیو ابراز عقیده کرد که از این لحاظ رزمایش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های جداگانه و همزمان آمریکا و تعدادی از کشورهای عضو ‌A.S.P در آب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های بحرین و همچنین رزمایش نظامی ایران موسوم به «پیامبر اعظم(ص)» را می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بایستی عملیاتی در جهت نمایش متقابل قدرت تلقی نمود.
این حق مسلم هر کشور مستقل و مقتدر است که توان بازدارندگی خود را در برابر دشمن به نمایش گذارد. اما آن چیزی که مهم است، این می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد که دیپلمات‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های جمهوری اسلامی ایران باید سعی کنند تا بحران پیش‌آ‌‌‌‌‌‌مده را با خردمندی و دوری از احساسات مدیریت نمایند.
این واقعیتی غیرقابل انکار است که اگر آمریکا و متحدینش دست به حماقت بزنند با چنان واکنشی روبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رو خواهند شد که جز انگشت حیرت و پشیمانی به دهان گرفتن عکس‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌العملی بروز نخواهند داد. اما نباید فراموش نمود نتیجه هر جنگی چیزی جز خرابی و نقش برآب شدن تمام زحمات و فداکاریهای حال و گذشته مردان عرضه ایثار و تلاش نیست. پس بایستی نسبت به تفکیک سطوح «بحران، تهدید و جنگ» و پردازش هر سطح متناسب با آن اهتمام ویژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای مبذول نمود.
دستگاه سیاست خارجی باید ضمن نگرش نرم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌افزاری به مقولات امنیتی سیاست خارجی و دیپلماتیک خود را «سطح‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بندی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ شده» و «چند لایه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای» براساس «سیاست مقیاس» مورد اهتمام فزون‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تری قرار دهد.
امروز آمریکا توانسته با واردکردن برخی از کشورهای حوزه خلیج‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فارس در رزمایش اخیر خود ایران را به عنوان یک تهدید جدی برای آنان‌ تر‌سیم نماید. با توجه به اهمیت روابط بین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌الاذهانی در عصر کنونی و ضرورت بازسازی روابط ذهن- عین به عنوان کلید درک عقلانی متقابل، جمهوری اسلامی باید بر سیاست اعتماد‌سازی به منظور تعیین دیدگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، رفع سوءتفاهم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، تصحیح و پالایش سوءبرداشت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و تقویت همکاری‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های منطقه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای و تاکید بر گفتگو و مذاکره تمام سعی خود را به کار گیرد.
برنده در این بحران کسی است که بتواند با مدیریت صحیح ابزارهای چانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌زنی رابرای کسب حداکثر امتیاز به دست آورد. بدون شک موفقیت ما در کنترل و مهار این بحران، از ایران قدرتی بلامنازع و قابل احترام حتی برای دشمنان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سازد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات