حسین رزمنده
محمد البرادعی، دبیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی طی سخنانی در آلمان، ضمن انتقاد شدید از عملکرد شورای امنیت؛ به ناکامیها، غفلتها و شکستهای این شورا در برقراری صلح و امنیت جهانی پرداخت و گفت: شورای امنیت به دلیل اطلاعات غلط و جعلی درباره توان تسلیحات شیمیایی عراق با اعمال تحریمهای همه جانبه و برنامه نفت در برابر غذا، نه تنها در دگرگونی اوضاع عراق و منطقه تاثیری مثبت بر جای نگذاشت، بلکه هزاران کودک بیگناه و مادرانشان به طرز فجیعی بر اثر فقر و گرسنگی مردند.
شورای امنیت در جریان بحران دارفور منفعلانه و به شدیدترین وضع ممکن عمل نمود که به مرگ هزاران تن از مردم سودان در این منطقه منجر شد. در ماجرای قتل عام در رواندا و جنگهای داخلی کنگو نیز شورای امنیت نتوانست نقش قابل ملاحظهای را از خود نشان دهد.
امنیت کمترین تاثیری بر رقابتهای هستهای نداشت، بلکه رقابت قدرتهای موجود در این شورا به روند تندتر شدن تسلیحات هستهای و غیر قابل کنترل شدن آنها بیش از گذشته دامن زد.
مواضع صریح البرادعی اگر چه دیر هنگام مطرح شد، اما میتواند دلیلی بر بحرانی شدن ساختار کلی سازمان ملل و نیز تاثیرات این بحران ساختاری بر صلح و امنیت جهانی مطرح شود، لذا قبل از هر چیز با نگاهی به شورای امنیت به عنوان یکی از ارگانهای سازمان ملل، به مشکلات فرا روی این شورا میپردازیم.
جایگاه شورای امنیت در ساختار سازمان ملل
شورای امنیت یکی از شش نهاد اصلی و تصمیمگیر سازمان ملل متحد است، که در منشور این سازمان به صراحت به ساختار تشکیلاتی آن پرداخته شده که عبارت است از حفظ صلح و امنیت بینالمللی.
نمایندگان حاضر در این شورا باید در مقر سازمانملل متحد در هر زمانی برای پاسخگویی به بحرانهای خلق الساعه حضور داشته باشند.
برگزاری جلسات، الزاماً نباید در نیویورک مقر این سازمان برگزار شود، بلکه میتواند در نقاطی غیر از مقر رسمی برگزار گردد. برای مثال در سال1972 شورای امنیت یکی از نشستهای خود را در آدیس آبابا، پایتخت اتیوپی برگزار کرد و در سال بعد از آن نیز در پاناما نشست خود را برگزار نمود. در صورت بروز اختلاف و طرح شکایت به شورای امنیت و نگرانی از تهدید علیه صلح، شورا در مرحله اول، به طرفهای متخاصم پیشنهاد و توصیه میکند که با استفاده از روشهای صلح آمیز به آشتی و توافق دست پیدا کنند. در بعضی موارد خود شورا مسئولیت تحقیق و بررسی و میانجیگری را برعهده میگیرد. در این راستا، ممکن است شورا نمایندگان ویژهای برای این کار منصوب و یا از دبیر کل سازمان ملل بخواهد که ضمن انجام ماموریتی دوایر مختلفی را که مناسب میداند مسئول پیگیری این مساله نماید و حتی خود شورای امنیت نیز اصول و قوانینی تازهای را برای حل و فصل صلح آمیز اختلاف و تعارض وضع مینماید. شورای امنیت در صورت نتیجه ندادن این راهکارها و نیز وقتی که این تعارضات به جنگ منجر گردد، اولین اقدام خود را به پایان دادن هر چه سریعتر جنگ معطوف میکند و پس از آن به اجرای آتش بس میپردازد و سپس نیروهای حافظ صلح سازمانملل برای کاهش تنش میان طرفهای متخاصم اعزام میشوند.
در صورت عدم اعاده صلح، شورای امنیت روشهایی چون توسل به زور، تحریمهای اقتصادی اتخاذ میکند یا اقدام نظامی جمعی را در دستور کار خود قرار میدهد. در صورتی که کشور مورد نظر در مقابل این اقدامات مقاومت کند و برخلاف روشهای پیشگیرانه شورای امنیت عمل نماید، ممکن است به توصیه شورا، عضویتش در مجمع عمومی و برخورداری از حقوق حقهاش به عنوان عضو سازمان ملل لغو شود.
در این میان دولتی که عضو سازمانملل است، ولی عضو شورای امنیت نمیباشد، میتواند در بعضی از جلسات و مذاکرات شورا که در ارتباط با منافع آن کشور است شرکت کند، بدون آن که از حق رای برخوردار باشد لذا طرفهای متخاصم نیز مشمول این قانون میشوند.
ریاست شورای امنیت به صورت ادواری و بر اساس حروف الفبایی نام دولتهای عضو میباشد که به طور ماهانه انتخاب میشوند شورا دارای پنج عضو دایم و با حق وتو است که عبارتند از: آمریکا، انگلیس، چین، روسیه و فرانسه و 10عضو غیر دایم که برای مدت دو سال از سوی مجمع عمومی انتخاب میشوند. اعضای دایم و غیر دایم فقط حق یک رای دارند. در این راستا، تصمیمات معمول و غیر مهم و نه چندان حساس شورا با رای مثبت حداقل 9 عضو از 15 عضو اتخاذ میشود، هر چند وجود 9رای مثبت کافی است، اما حتماً باید 5 عضو دایم در میان این9 عضو که رای مثبت دادهاند وجود داشته باشد که در مجموع به 14رأی برسد.
اعضای غیر دایم فعلی شورای امنیت عبارتند از آرژانتین، کنگو، دانمارک، غنا، یونان، ژاپن، پرو، قطر، اسلواکی و تانزانیا. ایران نیز در سالهای 56-1955 میلادی عضو غیر دایم شورای امنیت سازمان ملل بوده است.
کارکردها و قدرت شورای امنیت بر اساس منشور سازمان ملل بشرح زیر است:
1- حفظ صلح و امنیت بینالمللی مطابق با اصول و اهداف سازمان ملل.
2- بررسی و تحقیق درباره هر تعارض با شرایطی که ممکن است منجر به اختلافات بینالمللی شود.
3- توصیهها و روشهایی برای تعدیل یا حل و فصل تعارضات.
4- طرحهایی برای قاعدهمند کردن تسلیحات و نیروهای مسلح.
5- تعیین وجود تهدید علیه صلح یا اقدام تجاوزکارانه و توصیه به اینکه چه اقدامی لازم است اتخاذ شود.
6- تقاضا از اعضای سازمانملل برای به کاربردن تحریمهای اقتصادی و دیگر معیارها غیر از استفاده از اقدام نظامی علیه تجاوزگر.
7- توصیه به پذیرش اعضای جدید در سازمان ملل.
8- اعمال عملکردهای قیمومیت سازمان ملل در حوزههای استراتژیک.
9- توصیه به مجموع عمومی برای انتصاب دبیر کل و مشارکت با مجموع عمومی در انتخاب قضات دیوان بینالمللی دادگستری.
کمیتههای شورای امنیت را میتوان به کمیتههای دایم که عبارتند از دو کمیته و هرکدام متشکل از نمایندگان همه دولتهای عضو شورای امنیت میباشد. این دو کمیته عبارتند از:
الف: کمیته کارشناسان درباره قوانین رویهای، اجرای مطالعات و ارایه توصیههایی درباره قوانین رویهای و دیگر موضوعات فنی
ب: کمیته پذیرش اعضای جدید، کمیتههای موقت که بر اساس نیازسنجی در زمانهای خاص تشکیل میشوند و متشکل از تمامی اعضای شورا هستند.
این کمیتهها جلسات خود را پشت درهای بسته تشکیل میدهند. از جمله این کمیتهها به کمیته شورای امنیت درباره تشکیل جلسات شورا خارج از مقرهای رسمی آن میپردازد. و دیگری شورای حکام کمیسیون غرامت سازمانملل که بر اساس قطعنامه 692 در سال 1991 بوسیله شورای امنیت تشکیل شد و همچنین کمیته پیگیری اجرای مفاد قطعنامه 1373 مصوب سال 2001 درباره موضوع اقدام بر ضد تروریسم.
علاوه بر آن شورای امنیت چند دادگاه بینالمللی در موارد خاص نیز تشکیل داده است که عبارتند از: دادگاه بینالمللی برای تعقیب افرادی که مرتکب نقض جدی حقوق بشر در سرزمین روآندا شدهاند. همچنین برای تعقیب شهروندان روآندایی که مرتکب چنین نقض حقوق بشری در سرزمینهای دولتهای همسایه شده اند. این دادگاه در سال 1994 تاسیس شد.
از ژوئن 1948 تا اوت 2000 شورای امنیت مسئولیت اجرای 53 عملیات حفظ صلح سازمانملل را بر عهده داشته است. شورای امنیت برای اجرای تحریمهایی که اعمال میکند، کمیتههایی را از دهه 1990 تا کنون تشکیل داده است که این کمیتهها عبارتند از:
1- کمیته شورای امنیت بر اساس قطعنامه 661مصوب 1990درباره وضعیت میان عراق و کویت.
2- کمیته شورای امنیت برای پیگیری اجرای مفاد قطعنامه747مصوب 1992درباره جمهوری عربی لیبی.
3- کمیته شورای امنیت برای پیگیری اجرای مفاد قطعنامه751مصوب 1992درباره سومالی.
4- کمیته شورای امنیت برای پیگیری اجرای مفاد قطعنامه864مصوب 1993درباره وضعیت آنگولا.
5- کمیته شورای امنیت برای پیگیری اجرای مفاد قطعنامه985مصوب 1995درباره لیبریا.
6- کمیته شورای امنیت برای پیگیری اجرای مفاد قطعنامه1132مصوب 1997درباره سیرالئون.
7- کمیتههای شورای امنیت برای پیگیری اجرای مفاد قطعنامههای 1160 مصوب 1998 و مصوب 1999.
8- کمیته شورای امنیت برای پیگیری اجرای مفاد قطعنامه1298 مصوب سال 2000 درباره وضعیت میان اریتره و اتیوپی.
9- کمیته شورای امنیت برای پیگیری اجرای مفاد قطعنامه 1343 مصوب 2001 درباره لیبریا.
ایران و شورای امنیت
با توجه به آنچه گفته شد، اکنون با گذشت بیش از یک ماه از گزارش پرونده ایران به شورای امنیت و اعلام دستیابی کامل ایران به چرخه سوخت هستهای، روسیه و چین دو عضو شورای امنیت، به دلیل مخالفت با بیانیهها و مواضع فرانسه، انگلستان و آمریکا در خصوص برنامههای هستهای ایران از صدور قطعنامه توسط شورای امنیت جلوگیری کردهاند، لذا شورا به محلی برای برخورد قدرتهای موجود تبدیل شده است.
نیویورک تایمز در این باره مینویسد: ایران پس از سالها تلاش برای حل مسایل هستهای خود، تصمیم گرفت با شورای امنیت رو به رو شود؛ زیرا با ایجاد شکاف گسترده برای چگونگی رویارویی با ایران، تهران این شانس را دارد که حتی با وجود تحریم بر ضد ایران که دومین تولیدکننده نفت اوپک محسوب میشود بازار نفت را بیش از پیش بیثبات میشود و هرگونه اقدام نظامی به دلیل گرفتاری آمریکا در افغانستان و عراق غیر ممکن میباشد.
اظهارات دکتر احمدی نژاد در خصوص اعلام دست یابی ایران به چرخه کامل سوخت هستهای، بیشتر باعث ارایه چهرهای قدرتمند از ایران شده است.
نیویورک تایمز در عین حال تایید کرد زمانی که صدام در سال 1980 به ایران حمله کرد، شورای امنیت هیچ بیانیهای صادر نکرد و خواهان آتشبس و یا خروج نیروهای عراقی از ایران نشد و حتی زمانی که صدام از سلاحهای شیمیایی بر ضد ایران استفاده کرد- که پس از جنگ جهانی این اولین باری بود که از سلاحهای شیمیایی استفاده میشد- باز هم شورای امنیت از محکوم کردن عراق خودداری کرد.
برزیل، آلمان، هند و ژاپن؛ تلاش برای عضویت دایم در شورای امنیت
اعترافات نیویورک تایمز در حالی صورت میگیرد که چهار کشور برزیل، آلمان، هند و ژاپن که موسوم به گروه 4 میباشند، تلاش دارند تا عضویت خود را برای عضویت دایم شورای امنیت سازمانملل به کرسی بنشانند تا در این راستا، خواستههای خود را به همراه یک کشور آفریقایی با قدرت بیشتری دنبال کنند. آنها نیز بر این باورند که وسعت و وضعیت آنها نه تنها به عنوان کشورهایی دموکراتیک میتواند باعث عضویت دایم آنها شود، بلکه شورای امنیت باید با توجه به صلح و امنیت بینالمللی، توانایی و ظرفیت پذیرفتن مسئولیتهای بزرگ توسط آنها را فراهم نماید. برزیل میگوید، با توجه به اینکه هم اکنون کشورهای آمریکای لاتین هیچ کرسی در شورا ندارند، آلمانها ادعا میکنند که تاوان جنگ جهانی دوم را دادهاند و هم اکنون قدرت اقتصادشان در سطح بینالمللی موثر است و کمکهای مالی بسیاری را به سازمان ملل ارایه داده اند. ژاپن نیز معتقد است که یکی از اصلیترین پرداختکنندگان هزینههای سازمان ملل است، اما فراتر از آن، ژاپن خود را یک قدرت عمده در آسیا میداند. هند، مدتهاست تمایل دارد در منطقه قدرت مهمی باشد و ادعا میکند که باید در سطح جهانی هم نقشی را عهدهدار باشد.
همچنین داشتن تسلیحات اتمی هند، مانعی برای برای سه کشور دیگر که هر سه جزو کشورهای غیر اتمی هستند، ایجاد نکرده است. در این زمینه رفتهرفته توافقاتی در حال صورت گرفتن است که آفریقا هم باید دارای یک کرسی دایم در شورای امنیت باشد که آفریقای جنوبی و نیجریه از کاندیداهای آن میباشند.
عملکرد شورای امنیت؛ آمریکاییتر شدن سازمان ملل پس از حوادث 11 سپتامبر
به دنبال بروز حادثه 11سپتامبر و تحولات پس از آن آمریکا تلاش دارد تا با استفاده از حقوق نامشروع و غیرمتعارفی که برای خود در سازمان ملل تعریف کرده است و با استفاده از حربهای که آن را «سازمان ملل» نامیده بیش از پیش به اشغال کشورها و سلطهگری بپردازد.
با مطرح شدن لزوم مبارزه با تروریسم، وظیفه اصلی مبارزه با این پدیده به شورای امنیت واگذار و سپس به مجمع عمومی سازمانملل پرداخت. البته مجمع عمومی یک نهاد اجرایی نیست و تصمیمات آن لازم الاجرا نمیباشند. ولی شورای امنیت میتواند کشورها را ملزم کند که تصمیمات این شورا را به مورد اجرا گذارند.
پس از 11 سپتامبر 2001 و تبلیغات آمریکا مبنیبر مورد حمله قرار گرفتن از سوی تروریسم جهانی، سازمان ملل از تروریسم به عنوان «تهدید صلح» نام برد. با رجوع به ماده 39 منشور سازمان ملل مبنیبر اینکه، شورای امنیت هر گاه وجود هر گونه تهدید صلح، نقض صلح و تجاوز را احراز کند باید اقدامات لازم را اتخاذ نماید لذا با تشکیل گروه کاری؛ کمیته ضدتروریسم را تشکیل داد تا بر فعالیتهای کشورها در خصوص مبارزه با تروریسم نظارت نماید، اما این فرایند در واقع ترفندی از سوی آمریکا برای ایجاد بحران در جهان و برداشت منافع سلطهجویانه از رهگذر این بحران بوده است، لذا بوش پس از 11 سپتامبر سند راهبرد امنیت آمریکا را در 8 سرفصل منتشر کرد که طبق این سند تغییرات کلانی را در امور نظامی و اطلاعاتی این کشور و در ساختار سازمان ملل و شورای امنیت به دنبال دارد. میشل کاکس، عضو گروه کاری سازمان ملل میگوید: آزادی برای آمریکا یعنی توسعه نظامی و یک جانبهگرایی پس از 11سپتامبر. آلبرایت، وزیر خارجه سابق آمریکا گفته بود: آمریکا تا زمانی که بتواند به طور چند جانبه و هر زمان که لازم باشد، به طور یک جانبه عمل میکند.
نخستین کنوانسیون بینالمللی مبارزه با تروریسم به سال1937 و پیش از تاسیس سازمان ملل باز میگردد. در این سال24کشور کنوانسیون «جلوگیری و مجازات تروریسم» را در آن زمان امضا کردند، البته هیچ یک از این کشورها این کنوانسیون را هرگز تصویب نکردند و آن بدین معناست که آن مصوبه اجرا نشد. آمریکا نیز به عنوان کشوری که خود را متولی سازمان ملل میداند و همواره به دلیل آنکه بیشترین بخش از بودجه این سازمان را تامین میکند، خواهان خودسری به دور از قوانین این سازمان است و هرگز این قوانین را امضا و یا تصویب نکرد و خود را در چارچوب آنها قرار نداد. ایالات متحده با سوءاستفاده از ماده51 منشور سازمان ملل که به کشورها اجازه میدهد، چنانچه خطری را برای خود متصور دانستند با استفاده از زور به دفاع از خود بپردازند، بیشترین استفاده از زور را در پاسخ به تهدیدات تروریستی که تعداد بیشماری از تحلیلگران، آنها را کار طراحان آمریکایی دانسته بودند، انجام داد و به کشورهایی که در مظان اتهام تروریسم قرار دارند، حمله کرد و آنها را اشغال نمود و پایگاههای خود را در مناطقی از جهان به این شکل به گمان خود مستحکم کرد و نیز سازمان ملل را به عنوان اهرمی برای فشار بر کشورهای دیگر مورد بهره برداری قرار داد و سازمان ملل و شورای امنیت بیش از پیش آمریکایی شده و حقوق کشورهای در حال توسعه آسیبپذیر را نادیده گرفت.
شورای امنیت همچنان محل چالشهایی است که منافع قدرتهای بزرگ به این چالشها دامن میزند و آن را تشدید میکند که پرونده هستهای ایران از نمونههای آن میباشد به طوری که سرانجام پس از حدود یک ماه اختلاف و کشمکش در میان اعضای شورای امنیت، این شورا را اقدام به صدور بیانیهای غیر قابل الزام آور درباره ایران کرد.
آمریکایی مدعیاند که خواسته این کشور در قالب این بیانیه محقق نشده است؛ زیرا واشنگتن تلاش نمود تا این بیانیه به گونهای تصویب شود که راه برای دخالتهای بعدی آن کشور هموار شود، اما مقاومت دیگر کشورهای عضو شورای امنیت، تلاشهای مقامات آمریکایی را ناکام گذاشت. با صدور این بیانیه بار دیگر پرونده ایران از شورای امنیت به آژانس بینالمللی انرژی اتمی بازگردانده میشود. در این راستا، 5عضو دایمی شورای امنیت سازمان ملل از پانزدهم اسفندماه جلساتی را برای بررسی پیش نویس این بیانیه آغاز کردند و حداقل طی 20نشست بدون نتیجه سرانجام به جمع بندی جدید رسیدند.
انگلیس و فرانسه به عنوان بانیان این پیشنویس بیانیه، ناچار شدند چهار بار بیانیه مذکور را اصلاح تا از سطح مخالفتها با اصل آن بکاهند، زیرا آنها و همراه با آمریکا مدعی بودند که باید در یکی از بندها فعالیت هستهای ایران را به تهدیدی برای صلح و امنیت جهانی گنجانده شود که این امر بر اثر مخالفتهای سایر اعضا حذف گردید. بند دیگر آن، مهلت 15 روزه بود که به 30 روز تغییر یافت.
جان بولتون، سفیر آمریکا در سازمان ملل با اعلام عصبانیت و ناراحتی خود از صدور این بیانیه گفت: تصمیم شورای امنیت اقدامی حاشیهای بود؛ زیرا ما بطور جدی تلاش کردیم تا به جای صدور بیانیه، قطعنامهای علیه ایران صادر شود تا بر اساس آن اقدامات بعدی خود را برنامه ریزی کنیم اما این گونه نشد.
بولتون که تا قبل از صدور بیانیه تقریباً روزانه در مقابل دوربینهای شبکهای تلویزیونی حضور مییافت و علیه برنامه صلحآمیز هستهای ایران صحبت میکرد و این نکته را مورد تاکید قرار میداد که ایرانیان حق ندارند، به انرژی هستهای دست یابند، پس از صدور این بیانیه از هر گونه پاسخی به دلیل شدت عصبانیت به خبرنگاران امتناع کرد و از کنار خبرنگاران عبور میکرد.
در این میان شبکه سی.ان.ان از یکی از دیپلماتهای عضو دفتر نمایندگی آمریکا که به دلیل عصبی بودند بولتون، به میان خبرنگاران آمده بود، سئوال کرد که با توجه به ادامه نشستهای بی نتیجه اعضای شورا درباره این بیانیه غیر الزام آور در خصوص ایران، پیش بینی میکنید که چه زمانی شورا به توافق برسد؟ دیپلمات آمریکایی که از این پرسش بشدت ناراحت شده بود، در پاسخ گفت: اگر من قادر به پیشبینی بودم بلیت بخت آزمایی میخریدم!
اندری دنیزوف، سفیر روسیه در سازمان ملل نیز در پاسخ به این پرسش خبرنگاران که چرا بند دوم پاراگراف دوم حذف شده است، گفت که هنوز چیزی درباره ایران ثابت نشده است که بخواهیم به این بند اشاره کنیم.
اشاره پاراگراف دوم، به نقش بعدی شورای امنیت مربوطه میشد که آمریکا تمام تلاش خود را بر تصویب آن بنا نهاده بود.
امیر جونزپری، سفیر انگلیس در سازمان ملل نیز اظهار داشت: پیام روشن بیانیه شورای امنیت، حمایت کامل شورا را از اقدامات آژانس بینالمللی انرژی اتمی و ارجاع پرونده مجدد ایران به آژانس میباشد، زیرا آژانس تنها مرجع ذیصلاح رسیدگی کننده به پرونده هستهای ایران است.
وانگ گوانگیا، سفیر چین در سازمان ملل در این راستا اظهار داشت که تاکید پکن بر تقویت نقش آژانس بینالمللی انرژی اتمی است. وی در پاسخ به این سئوال که چه چیز باعث شد تا شما سرانجام پس از حدود سه هفته بحث، در خصوص این بیانیه به توافق برسید؟ پاسخ داد: واژههای مختلف و نحوه بیان تغییر کرد من امیدوارم که ایران همچون گذشته بر شفافسازی خود ادامه دهد و حتی در آینده نیازی به طی شدن حتی این روند نباشد، زیرا ما معتقدیم که آژانس بینالمللی انرژی اتمی باید به این مساله رسیدگی کند و شورا نیز باید از آژانس حمایت کند.
وانگ در پاسخ به این سوال که به نظر شما پیام روشن این بیانیه چه خواهد بود؟ اظهار داشت: اولین پیام مهم این است که موضع و فعالیتهای آژانس بین المللی انرژی اتمی باید مورد حمایت قرار بگیرد و دوم اینکه حمایت از مذاکرات دیپلماتیک به عنوان مهمترین راه حل باید در نظر گرفته شود.
آنچه که بیش از همه در این بیانیه مهم و جالب توجه است؛ نقض ماده 34 از فصل پنجم منشور سازمان ملل میباشد؛ زیرا ماده 34 از فصل پنجم منشور سازمان ملل میگوید: به منظور تامین اقدام سریع و موثر از طرف سازمانملل متحد، اعضای آن مسئولیت اولیه حفظ صلح و امنیت بینالمللی را به شورای امنیت واگذار مینماید و موافقت میکند که شورای امنیت در اجرای وظایفی که به موجب این مسئولیت بر عهده دارد، از طرف آنها اقدام نماید. بند دیگر این ماده اشاره دارد که شورای امنیت در اجرای وظایف خود طبق معاهده و اصول ملل متحد عمل کند.
اختیارات مخصوصی که برای انجام وظایف مذکور به شورای امنیت واگذار گردیده در فصول 6 و 7 و 8 و 12 بیان شده است.
دیدار و اجلاس وزرای خارجه 5عضو دایم شورای امنیت با وزیر خارجه آلمان معروف به گروه 1+5 در برلین نیز در راستای صدور بیانیه صادر شده از سوی شورای امنیت بود. که فرانک والتر اشتاین مایر، وزیر خارجه آلمان گفته بود که هدف از اجلاس برلین، ایجاد انسجام بینالمللی اعضای شورای امنیت میباشد تا بیانیه شورای امنیت درباره ایران را برای جلب افکار عمومی دنیا تشریح کنند.
در واقع این بیانیه نشان داد که این نهاد امنیتی بینالمللی نوکر انگلیس، آلمان، آمریکا و فرانسه نیست و هنوز قواعد و قوانین حاکم بر روابط بین الملل قابل اطمینان است.
از آنجایی که نهادهای سازمان ملل هر کدام وظایف تعریف شده و چارچوب کاری خاص خود را دارند، لذا هر گونه اقدامی از سوی شورای امنیت و خارج از آژانس بین المللی انرژی اتمی در خصوص پرونده ایران، به فروپاشی کامل آژانس خواهد انجامید و این یعنی ناکارآمدی سازمانملل و نهادهای آن. بویژه که شورای امنیت وظیفهای سنگین در رسیدگی به موضوع هستهای ایران ندارد، بلکه این شورا مسایل امنیتی را که بر اساس ادله و متقن و نشان از به هم ریختن صلح و امنیت جهانی باشد، میتوان رسیدگی کند. حال آنکه مساله ایران دارای مسیر مذاکره بسیار مشخص و شفافی است و آمریکا و اروپا در این مسیر، سعی دارند ایران را از حق مسلم خود و برخلاف مقررات ان.پی.تی محروم سازند.
بوش، رییسجمهور آمریکا هر قدر که بخواهد با ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت، مشکل تراشی بکند، به لحاظ قانونی قادر به انجام آن نیست. حتی اگر ایران را نسبت به اجرای بیانیه شورای امنیت بیاعتنایی کند، باز هم سازمان ملل در شرایطی نیست که ایران با تحریم مواجه کند فراتر از آن رجز خوانیهای بوش در خصوص گزینه نظامی که هم اکنون آمریکا در شرایطی نیست که بتواند به تنهایی یا با کمک دیگران اقدام به حمله نظامی علیه ایران یا هر کشور دیگری کند؛ به طوری که حتی تا چند سال آینده به هم چنین اقدامی میسر نمی باشد.
اکنون کاخ سفید به این نتیجه رسیده است به دلیل مشکلاتش در عراق و قدرت و توان موشکی ایران که در رزمایش جدید در آبهای خلیج فارس با نام پیامبر اعظم(ص) برگزار شد، و بازتاب آن در رسانههای جهان بسیار بود؛ حتی حملات پراکنده علیه ایران نیز چیزی جز ضرر و زیان همه جانبه برای آمریکا در پی نخواهد داشت.
با توجه به اعلام رسمی ریاستجمهوری اسلامی ایران دکتر احمدینژاد مبنیبر این که ایران با تکمیل چرخه سوخت هستهای و پیوستن به باشگاه هستهای جهان به عنوان یکی از هشت کشور دارای غنیسازی با فناوری روز و دانشمندان بومی است که غرب این مساله را با وجود آنکه طبق معاهده ان.پی.تی غنیسازی حق مسلم ایران میباشد، نمیپسندد و واکنشهای متفاوت و عصبانی که غربیها همچون گذشته از خود نشان دادند نیز نشان از حقانیت ملت مسلمان ایران در دستیابی به انرژی صلحآمیز هستهای میباشد. اکنون البرادعی باید مواضع خود را شفاف و صریح بیان نماید.