امیررضا دهقانینیا
جنبشهای مقابل نگاه حداکثری به دین یهود با تشکیل نهضت (المزارحی) اقدامات خود را منسجمتر کردند و همین امر پایههای ایجاد حزب دینی (حبوعیل همزراحی) را در سال 1922بنیان گذارد؛ هدفی که در فضای آن دوره، دیدگاه حداکثری به دین یهود داشته و از پایگاه قدرتمندی در اسرائیل برخوردار است. آموزههای دینی موجود تورات کنونی، بهترین تمسک این حزب و جریان استعمار اروپا در تشویق و ترغیب یهودیان به مهاجرت به فلسطین بوده است؛ موضوع که هر روز در کیان دولت غاصب اسرائیل در تعامل با دنیای غرب و فرق مهاجر به حاشیهرانی کامل تورات در اجرائیات دولت رضایت داده است. از جمله کارکردهای این حزب با در محاق بردن گروههای متدین یهودی غیر صهیونیستی است. این گروهها را عمدتاً میتوان در اقوام ارتدوکس مشاهده کرد.
این گروه با توجه به مهاجرت به فلسطین، پایگاهی نیز کسب کرده بودند. "جنبش آگودات اسرائیل" نماینده این احزاب بوده و تشکیل دولت یهودی در فلسطین را پایان اراده منتظران یهودی در بازگشت "مسیح" میداند و هر حرکتی با این هدف را ضربهای از جانب کفر میدانند.
نکته لازم به ذکر درباره این گروه، پدیداری گرایش موافق به جریان صهیونیسم از درون آن است. حرکتی که این جریان را به یک جریان طرفدار بازشت به اسرائیل و تقویت صهیونیسم تبدیل کرد؛ اولی اصولگرایان موجود در این جریان یا به تعبیری دیگر ارتدوکسهای مهم در این جریان در سال 1935جدایی خود را از این جریان اعلام کردند. در نهایت پنج گروه در اسرائیل با عنوان "تاتوری کارتا" (نگهبان ناشور) وجود دارند که وظیفه خود را مبارزه علیه صهیونیسم میدانند؛ البته دلیل آن را عدول جریان صهیونیسم از سه عهد معروف یهودیان میدانند.
احزاب سیاسی بعد از تشکیل رژیم صهیونیستی
در یک نمای کلی میتوان سه گروه عمده احزاب سیاسی را به شرح ذیل برشمرد:
1- اردوگاه چپ گرایان.
2- اردوگاه راست گرایان.
3- اردوگاه مذهب گرایان.
در کنار سه حزب یهودی بالا به صورت حاشیهای احزاب عربی نیز حضور دارند. برخی از صاحب نظران سیاسی با دسته بندی بالا مخالف بوده و تقسیمات دیگری را ارائه میکنند؛ البته با تمام اختلافهای موجود این تقسیم بندی، بیشتر احزاب سیاسی موجود را در بر میگیرد. قبل از شرح مختصر هر یک از احزاب، ذکر چند نکته درباره خصوصیات مشترک موجود میان آنها ضروری به نظر میرسد:
گستره عملکرد: یا احزاب سیاسی موجود در اسرائیل دارای عملکردهای فرامسئولیتی یک حزب میباشند. احزاب اسرائیلی که عمدتاً در اروپا تشکیل شده اند، قبل از مهاجرت به فلسطین و غصب آن، مسئولیتهای متعددی را از جمله: مهاجرت، اسکان، بیمه گذاری و راجهت یهودیان تحت پوشش خود انجام میدادند؛ از این رو بسیاری از این احزاب بعد از تشکیل دولت غاصب اسرائیل و نیازهای موجود در سرزمینهای فلسطین اشغالی این وظایف را به صورت هدفمندتری انجام میدهند. از این رو کارکرد این احزاب از وجوه ممیزه آنها با دیگر احزاب موجود در دنیا میباشد.
اما بعد از تشکیل رژیم نژادپرست یهودی در فلسطین با استفاده از نفوذ حزبی و به کارگیری امکانات دولت در جهت اهداف حزبی، بازتاب نامطبوبی را در میان یهودیان مقیم اسرائیل داشته است؛ به ویژه احزاب سنتیتر یهودی که قدمت آنها به دوران (یشیوف) بر میگردد، مشمول این قاعده میباشند که از آن جمله میتوان به احزاب کارگری یا چپ گرای یهودی اشاره کرد که سرمایهای دولتی بسیاری را به سوی انجمنهای کیبوتس و موشاف هدایت کردند تا این سندیکاها را از ورشکستگی نجات دهند.
برداشتهای دینی: از ملاحظات مهم در احزاب و انشعابهای آنها میتوان به نقش عقیده مندی هر یک از گروهها در قبلاً مذهب و رابطه آن با حکومت اشاره کرد که به چند دسته تقسیم میشوند:
الف. گروه هایی که خواهان صلح با فلسطینیان و کشورهای عربی بوده و بر عقب نشینی از بخشی از سرزمینهای اشغالی تمایل نشان میدهند. احزاب کارگری و عربی را میتوان در این دسته دانست؛ البته احزاب دیگری ماننند شینوی لیبرال نیز در این دسته قرار دارد.
ب. گروههای یهودی که با هر نوع عقبنشینی از سرزمینهای اشغالی مخالف بوده و خواهان توسعه اسرائیل به این سرزمین هستند. احزاب دست راستی را نیز باید در این گروه جای داد؛ البته حزب هایی مانند تسوعت وجود دارند که دست راستی نیستند، ولی در این عقیده با این گروهها مشترک هستند.
ساختار همسان حزبی
احزاب اسرائیلی دارای ساختار و شاکله واحد یا مشترکی هستند. هر حزب یک کنگر که عالی ترین مرکز تصمیم گیری حزب میباشد را دارا است. کنگره، سیاستگذاری کلان حزب را انجام و معمولاً از 1000تا 3000عضو دارد؛ مانند (حزب لیکودو کارگر که دارای چنین اعضایی هستند.) کنگره در هر چند سال یکبار تشکیل جلسه میدهد و در خلال هر نشست کنگره با یک کمیته مرکزی چند صد نفره که از اعضای کنگره انتخاب شوند، در هر ده سال چند مرتبه جمع شده و هدف گذاری حزب را انجام میدهند.
البته این شاکله موجب شده بود تا بسیاری به دموکراتیک بودن احزاب اسرائیل اعتقاد یابند؛ ولی واقعیت این است که این کنگرهها تشریفاتی بوده و عده بسیار اندکی از رهبران سیاسی و متنفذان یهودی، تمام خط مشیها و انتخاب افراد جهت تصدی مناسب حزبی و دولتی را در انحصار داشتند. این عده با تشکیل طبقات گوناگون به خریداری آرا جهت تثبیت موقعیت خویش اقدام میکردند. ابزار بسیار مهم این گروه، وجود "کمیته داوطلبین" بود. رهبران یهود بر اساس معاملات پنهان، نامزدهای مقبول را به احزاب معرفی میکردند و احزاب از میان این عده، کاندیدا را بر میگزیدند.
"البته از دهه هشتاد به تدریج وضعیت تغییر کرده و یک سوی نظامهای مقدماتی انتخاباتی مشابه آمریکا در احزاب اسرائیل در حال شکل گیری است".
احزاب چپ که حزب کارگر را میتوان نمونه مناسب احزاب چپی دانست.
گروه میرتس مرکب از سه حزب شینوی "لیبرال" مبام "چپی" وراتس(میانهرو) معمولاً با لیست واحد در انتخابات کنست شرکت میکنند.
حزب کارگر از جمله احزاب سوسیال دموکرات صهیونیستی است که از اتحاد سه حزب کارگری به وجود آمده است که رهبران آن "اسحاق رابین" و بعد از هلاکت وی "شیمون پرز"، "موشه دایان"، "لوفاالیفا"، "شولامت الوانی" و هم اکنون "ایهود باراک" هستند. این حزبها مانند دیگر احزاب دچار مشکلات اساسی بوده اند.
این حزب در برابر عقب نشینی کامل یا الحاق کامل سرزمینهای اشغالی (سرزمینهای بعد از جنگ شش روزه سال 1967)مخالف و خواستار راه حل میان منطقهای است. مواضع این احزاب درباره فلسطین، سوریه و لبنان به شرح ذیل است:
1- فلسطین، آماده مذاکره و پیگیری قطعنامههای 242و338، مخالف تشکیل کشور مستقل فلسطین. حاکمیت کامل اسرائیل بر بیت المقدس، توقف شهرکسازی در برخی از زمینها، اسکان آوارگان عرب در خارج از اسرائیل.
2- سوریه، موافق حضور اسرائیل در بلندیهای جولان، احداث شهرکهای جدید در این مناطق و خلع سلاح نیروهای تحت حمایت سوریه.
3- لبنان، لبنان مستقل و همسایه را پذیرفته است؛ ولی خواهان حضور اسرائیل در جنوب لبنان است.
احزاب راستگرا، احزاب دستراستی اسرائیل را میان احزاب یعود، مولید، تومت، هتحیا و حزب افراطی میتوان دانست.
حزب لیکود در سال 1977برای نخستین بار در تاریخ اسرائیل توانست از احزاب چپگرا پیشی بگیرد و در یک ائتلاف با احزاب مذهبی، کابینه تشکیل دهد. مدتها یکی از رهبران و مردان پشتپردۀ یهود به نام "مفاخیم بگین" بر این حزب ریاست با ثباتی داشت و پس از کنارهگیری وی، سه جناح در آن به وجود آمد: (جناح شاهیر، آرنس، جناح شارون و دیوید لوی که در میان یهودیان شرقی پایگاه مستحکمی داشت.)
احزاب مذهبی: در اسرائیل طرفداران مذهب به دو گروه عمده تقسیم میشوند:
الف. مذهبیون افراطی (حریدیم یا پرهیزکاران) ب. مذهبیون عمومی (هتسونیم هداتیم) گروههای مذهبی به جناح ارتدوکسی یهودیت وابستهاند.
احزاب اغودات اسرائیل، دیغل هتواره و شاس وابسته به مذهبیون افراطی و حزب مفدال وابسته به مذهبیون صهیونیست است.
نکته لازم به ذکر، حضور سیاسی کمرنگ یا غیر سازمانیافتۀ مذهبیون اصلاحطلب و محافظهکار در اسرائیل است. جنبشی در قرن هجدهم در لتوانی لهستان آغاز شد که در مقابل برداشتهای رایج زمانه خود ایستاد و به مخالفت با آن پرداخت؛ عقیدهای که اقامه شعائر را بدون نیاز به عمیق شدن در دستورات تورات کافی میدانست. این نهضت که بعدها "حسیدیه" نام گرفت، شاخهای از مذهبیون افراطی است. شاخۀ دیگر فرقه "لتوانیه" است که در مقابل فرقۀ حسیدیه بود. منازعه میان دو فرقه تا قرن بیستم ادامه داشت و بعد از آن هر دو فرقه اقدام به تأسیس حزب اغودات اسرائیل شورای عالی علما تورات کرده و به بسیاری از اختلافات خود پایان دادند. این حزب از مخالفان سرسخت جریان صهیونیسم و تشکیل دولت یهود بود؛ ولی با روی کار آمدن رهبران جوانتر، خصومت میان این حزب و جریان صهیونیسم از بین رفت و داخل جریان سیاسی صهیونیسم گردید. ادامه دارد...