در سال 2005، افکار عمومى آمریکا بیش از گذشته نسبت به حضور نظامى در عراق انتقادآمیز شد و محبوبیت جورج بوش در نظرخواهىها تا ۳۶% کاهش یافت. تنها انتخابات به نسبت موفقیتآمیز پارلمان عراق (و همینطور انتخابات افغانستان) تاحدى در مردم ایجاد خوشبینى کرد، اما انتقاد به هیچ وجه کاهش نیافته است و اکنون دولت آماده مىشود که سال آینده از تعداد نفرات ارتشاش در عراق بکاهد. مفسر روزنامه بانفوذ «وال استریت ژورنال» مىنویسد: «البته تهدیدات علیه امنیت آمریکا در این سال به هیچ وجه کمتر نشد و در سال آینده نیز وضع به همین منوال خواهد ماند.» از سویى، در مجلس کنگره آمریکا، نمایندگان حزب دموکرات بیش از پیش بدبینى خود را نسبت به نتایج حضور درازمدت در عراق ابراز کردند.
هم مدافعان و هم منتقدان اشغال عراق، در وهله نخست، از زاویه منافع آمریکا، بویژه امنیت ملّى، به مسأله نگاه مىکنند. آنها مىپرسند سیاستى که زیر عنوان «جنگ با ترور» پس از کشتار یازدهم سپتامبر از سوى دولت بوش آغاز شد و ادامه پیدا کرد، طبق چه تعریفى یک «جنگ» محسوب مىشود؟ ویژگى این جنگ چیست و دشمن چه کسى است؟ افراد، سازمانها، یا دولتها؟ معیارهاى موفقیت یا شکست در چنین جنگى کدامند؟ تا چه اندازه باید هزینه پرداخت؟ چه تعداد کشته و زخمى و چند میلیارد دلار از مالیات مردم؟ آینده این جنگ در سالها و دهههاى آینده به کجا مىانجامد؟ تأثیر آن بر زیرساخت اقتصادى بویژه اقتصاد نفت در سالهاى آینده چه خواهد بود؟
منتقدان اشاره مىکنند سیاست یک جانبهگرانه دولت بوش و لحن و بیان پرخاشجو و تعرضآمیز آن و اشغال عراق، نه تنها کمکى به امنیت نکرد، بلکه افراطىگرى را گسترش داد و به لشگر دشمنان و بدخواهان آمریکا در منطقه افزود. سازمان «القاعده» از یک تشکیلات متمرکز کوچک که در یک منطقه جغرافیایى محدود حضور داشت، حالا تبدیل به جنبش جهانى غیرمتمرکزى با امکانات تبلیغى وسیع شده است، که مدام بخشهاى پراکنده خودش را در سراسر جهان بازتولید مىکند.
اکنون عراق محل مناسبى براى تعلیمات چریکى اسلام رادیکال و نیز محیط ایدهآلى براى ترویج و تبلیغ آن ایدئولوژى، به همراه تصاویر بىپایانى از رنج و تحقیر مردم مسلمان براى رسانههاى اسلامى منطقه شده است. قدرتگیرى شیعیان عراق، حکومت ایران را نیز پابرجاتر کرد.
اما مدافعان دولت بوش عقیده دارند «جنگ با ترور» نتیجه داده است. یکى از مفسران نشریه «فارن افرز»، ارگان نظرى ستاد فکرى «شوراى روابط خارجى»، یادآور مىشود که بخش مهمى از رهبرى و کادرهاى القاعده کشته شده و هزاران تن از سربازان آن نیز به اسارت درآمدهاند، رژیم طالبان ناکارا شد و جایش یک مرحله انتقالى سیاسى و یک دموکراسى جوان آمد که ضمانت امنیت آن به تدریج به دست پیمان ناتو سپرده مىشود. دیکتاتورى چون صدام پشت میلههاى زندان است و رژیمهاى عربستان سعودى و پاکستان، که پیش از یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ زمین پایگاه اسلامگرایان افراطى بودند، با کمک سازمانهاى امنیتى آمریکا، به ریشهکن کردن موفقیتآمیز لانههاى ترور و امکان زاد و ولد آن پرداختهاند.
در هر حال، به احتمال بسیار، در سال آینده، حضور نظامى آمریکا در عراق کاهش مىیابد تا به تدریج در طول ۳ سال باقى مانده از ریاست جمهورى بوش، از هزینهها و تلفات این کشور آن اندازه کم شود که شانس انتخاب حزب جمهورىخواه در سال ۲۰۰۸ به خطر نیفتد.