محمدقاسم فروغى جهرمى
امروزه رایجترین واژه در هر حوزه ادبى، هنرى، پژوهشى، اجتماعى، تاریخى و... «آسیبشناسى» است. به راستى تاکنون به دور از ظاهر زیباى آن به مفهوم و عمق آن اندیشیدهاید؟ آیا حقیقتاً این عنوان پرجاذبه در جاى خود و توسط باورمداران این مسأله طرح و اجرا شده است؟ چند مورد سراغ دارید؟ اگر قرار باشد روزى براى همه موضوعات مطروحه، ابعاد و گستره زیباى این کلمه زیبا و آرامشبخش! چیده شود مسیر آغاز و انجام و حواشى آن چه خواهد شد؟ حتماً قبول دارید که در اجراى عملى هر طرح آسیبشناسى جامع و کامل، هزینههاى بسیار، نیروى انسانى گسترده، تشکیلات عریض و طویل، آییننامهها و دستورالعملهاى متعدد، برگزارى جلسات و نشستهاى تخصصى متنوع و خلاصه دهها برنامه زمینهساز دیگر براى تحقق اهداف آن ضرورى و واجب است.
یکى از روشهاى رسیدن به حقیقت مسأله مورد آسیبشناسى، فارغ شدن از پیش داوریهاى قبلى و قضاوتهاى غیرکارشناسانه است. اگر قرار باشد کارى براى آنکه در روند اجرایى و سازماندهى به نتایج مطلوب برسد و دستخوش سلیقهها و محدودیتهاى تصمیمگیرندگان قرار گیرد، لاجرم محقق یا پژوهشگر باید با رویکرد معین و کانالیزه شدهاى پیش رود تا به نتایج موردنظر دست پیدا کند. گرچه امروزه ابزار و روشهاى علمى، اطمینانبخش مىنماید اما در هر حوزه مىتوان راههایى براى گریز از حقایق را کشف! و به آن دل بست. بنابراین، در این حوزه به راحتى نمىتوان به نتایج تحقیق، پژوهش و یا به قول اهل علم امروزى «آسیبشناسى» اعتماد کرد.
حال ببینیم اگر بخواهیم در یک حوزه محدود از کل حیطه دفاع مقدس وارد شویم و بنا به دلایل عدیدهاى که امروز براى رکود ادبیات دفاع مقدس برمىشمارند به بررسى و علل این رکود یا توقف یا «پس رفت» برسیم چه ابزار و چه دیدگاهى باید بر کار احاطه پیدا کند تا عامل پیش رونده را از دل این ژرفنگرى استخراج نماید. محدوده ادبیات دفاع مقدس دو مفهوم «عام» و «خاص» را براى خود منظور مىکند. آنچه نوشته مىشود و به صورت حداقل «کتاب» منتشر مىشود در حوزه ادبیات عام و آن چه در زیر چتر ادبیات در مفهوم خاص آن منتشر مىشود، در حوزه ادبیات «خاص» قرار مىگیرد که این حوزه اخیر شامل داستان، شعر، نثر ادبى و دیگر مقولهها و گونههاى این چنینى است.
حال در یک سیکل حرکت به سوى خلق اثر خوب در زمینه ادبیات خاص چه عواملى دستاندرکارند؟ مراکز تصمیمگیرى یا متولیان اجرایى، ناشران، شوراهاى ممیزى (تأیید محتوا از بعد ادبى و ارزشى)، نویسندگان، دستاندرکاران هنرى و نشر کتاب و... که در یک نگاه از آغاز تا انتهاى کار مشخص است که گردونه هر یک از این عوامل به جزئیات و حواشى بسیار متصل است. بنابراین، هر یک از این جعبههاى جادویى مىتواند ارمغان آورنده خوبىها یا بدىهایى باشد و یا به عبارتى به کار خوب کمک کند یا مانع باشد. نویسنده و خالق اثر در این حرکت حلزونى در کجاى کار قرار دارد؟
سرمایهگذار یا سیاستگذار، ناشر یا متولى و بالاخره هر یک از دستاندرکاران باید به درستى جایگاه و شأن خود در این حرکت مؤثر که زایندگى ادبیات و نشر و بسط آرمانها و ارزشهایى را به همراه دارد، پیدا کنند و نقش سازندگى و راستین خود را در روند کلى کار ـ مانند چرخهاى یک دستگاه تولیدى ـ ایفا نمایند. اما ایفاى نقش در شکل حقیقى، مستلزم معرفت و شناخت لازم از موضوع و اهداف آن است که این تلاشى وافر را مىطلبد که در اثر ممارست، دقت نظر، باور و انگیزه داشتن، حسن تدبیر، درایت لازم و پیگیرى مستمر و خلاق حاصل مىشود.
اینک در فراخناى حوزه معرفتى کار و باورپذیر کردن اهداف و دیگر زمینهها هر یک از ما مسئولیت داریم که ابتدا به «آسیب شناسى خود» بپردازیم نه آنکه براى کل کار (و بیشتر با اشاره به حیطه خارج از خود) مرتب «سفارش آسیبشناسى» را سر دهیم و به اشکالات و موانعى که خود براى کارها ایجاد مىکنیم بى تفاوت باشیم. تجربهاى که پیش روى ماست حاکى از نقد نکردن خود و معصومیت حوزه اجرایى و هدایتى مجموعهاى است که ما براى آن تصمیم مىگیریم. اگر مخاطب یا نویسندگان و خالقان آثار خوب ما شعورمند و آگاه اند بنابراین با تکیه بر داشتهها و اندوختههاى ذهنى و تجربیات گرانقدرشان در بسیارى از موارد به ارائه راهحل و شمردن مشکلات توانا مىباشند.
آنها هم مىتوانند در این مسیر راهنما و چراغ راه باشند و اندیشه و تفکر در هر شرایط و موقعیت مىتواند کمال یابد و هدایتگر شود. از خود اسطوره نسازیم و بدانیم در حوزه راهیابى به معرفت و خاستگاه شهدا، تواضع و خشوع سرآغاز ورود به آستانه قدسى و حیاتبخش آنان است. لذا براى تحقق این آرمان و نشر این ارزشها در حیطه فرهنگ مکتوب دفاع مقدس نیاز به بازنگرىهاى عمیق و چارهساز است، که اگر چنین نباشد، باید اینک در بوستان کتابهاى منتشره، گلهاى بسیار متنوع و معطر را سراغ گرفت و مشام جان را با آنها نوازش داد و کتابخانههاى موجود را پر از این کتابها و انتشارات زمردین دید.
اما نتایج دورههاى اخیر انتخاب کتاب دفاع مقدس یا جشنوارهها و انتخاب آثار برتر در حوزههایى غیر از کتاب هم مؤید این وضعیت است. موضوعاتى اعم از فیلم، تئاتر، موسیقى و دیگر گونههاى ادبى و هنرى نیز این را صلا مىزند. اگر به عزم ملى و باور داشتن آنچه موجود است ومىتوانیم از آنها استفاده کنیم، بیندیشیم، آن وقت رمز اعجاز در کل حاصل خواهد شد وگرنه مرثیه آینده به شیون و ندامت بیشتر مىانجامد، که خدا کند چنین نباد.
از مخاطب و صاحبنظران دلسوز و آشنا به این مقوله بخواهیم تا به نقد آثار در همه زمینهها و موضوعات دفاع مقدس و مشکلات و موانع موجود در این مقوله بپردازند. برشمردن این موانع و ارائه راهکارهاى آن ـ چه سختافزارى و چه نرمافزارى ـ ما را در روشن کردن راه آینده کمک خواهد کرد. چه بسا که تلقىهاى ما آسیب بزرگ این حوزه به حساب آید. البته رسیدن به این منزل آسان نخواهد بود؛ اسباب و لوازم خاص خود را مىطلبد.
«لعل و گهر از دل کان مىطلب
هر چه بیابى به از آن مىطلب»
9/9/1384