سجاد صاحبان زند
کاریکاتور، هنر خط است و تصویر، هرگاه که کلمه از بیان چیزی درمیماند همین خطهای به ظاهر ساده به یاری میآیند و گاه به اندازه صد مقاله حرف دارند. همین خطهای ساده، گاه از سلاحی برندهتر و نقادتر میشوند. اما سوال اینجاست که نقد چیست و مرزهایش کجاست؟ آیا میتوان هر موضوعی را به نقد کشید و آیا توهین و افترا در قاموس هنر کاریکاتور میگنجد؟
کامبیز درمبخش کل ماجرا را پروژهای نادرست میداند و بیاحترامی به پیامبر مسلمانان جهان، حضرت محمد(ص) را نگاهی نابخشودنی تلقی میکند. به گمان این کاریکاتوریست، نمیتوان با استفاده از هنری مثل کاریکاتور، عقاید و باورهای دیگران را زیر سوال برد. او معتقد است که: «آنچه که به هیچ وجه نمیتواند در قالب کاریکاتور بگنجد، گناهی شتابزده، نادرست و افراطی به عقایده و باور دیگران است.» وی اضافه میکند که حتی اگر فرم اجرای یک اثر بسیار دقیق هم باشد و این عاملهای اولیه را نداشته باشد، نمیتوان آن را در حیطه کاریکاتور مورد بررسی قرار داد. مجموع این نظرات و گفتهها، همگی بیان یک نکته را در بردارند. آزادی بیان نباید وسیلهای برای توهین دیگران شود. آزادی تا آنجا جایز است و میتواند موجودیت داشته باشد که آزادی دیگران مورد هجوم قرار نگیرد. اگر من مسلمان، این آزادی را نداشته باشم که به باورهای دینی و مذهبیام عمل کنم، آیا میتوان این دنیا را آزاد دانست؟ آیا میتوانم این را بپذیرم که عمل یک گروه خشونتطلب را به کل دنیای اعتقادیام نسبت دهند؟
کاریکاتور، هنر خط است و تصویر. هرگاه که کلمه از بیان چیزی درمیماند همین خطهای به ظاهر ساده به یاری میآیند و گاه به اندازه صد مقاله حرف دارند. همین خطهای ساده، گاه از سلاحی برندهتر و نقادتر میشوند. اما سوال اینجاست که نقد چیست و مرزهایش کجاست؟ آیا میتوان هر موضوعی را به نقد کشید و آیا توهین و افترا در قاموس هنر کاریکاتور میگنجد؟
درست در روزهای پایانی سال گذشته میلادی، یعنی یک و نیم ماه پیش، یک روزنامه پر تیتراژ دانمارکی اقدام به چاپ دوازده کاریکاتور توهین آمیز از پیامبر اسلام کرد. مسلمانان ابتدا چندان توجهی به این اقدام نکردند یا میخواستند ندیدهاش بگیرند اما تکرار عمل، همه را به خشم آورد. آیا میتوان به اسم آزادی بیان، مقدسات ملتی بزرگ را زیر سوال برد.
توکا نیستانی، کار کاریکاتوریست را در دو حوزه بررسی میکند. او معتقد است که از لحاظ فنی، میتوان هر موضوعی را مورد بررسی قرار داد اما هر نکتهای را نمیتوان بیان کرد، چرا که مرزهای اخلاقی و اعتقادی، کاریکاتور را ملزم به رعایت یک سری مسائل میکند. نیستانی این سوال را پیش روی کاریکاتوریست دانمارکی میگذارد که «اصولاً کشیدن چنین کاریکاتوری چه کارکردی میتواند برای او داشته باشد؟» و در ادامه عنوان میکند که جوامع اروپایی، دیگر مثل دوران گذشته، تنها از سفید پوستان اروپایی تشکیل نشده و توهین به ملتهای دیگر، چیزی جز اغتشاش و نفاق نکته دیگری ندارد. او کاریکاتور را وسیلهای برای بیان نقد و نه فحاشی میداند و هیچ وقت خود را مجاز به توهین و هتاکی نمیداند و این را شدیداً رد میکند.
بزرگمهر حسینپور، جملهای از کیومرث صابری فومنی را بیان میکند و با توجه به آن نظراتش را بیان میکند: «کاریکاتور شبیه تیغ جراحی است، کمی درد دارد اما نهایتش سبب بهبودی بیمار میگردد.» حسینپور از این جمله نتیجه میگیرد که کاریکاتور نباید حالتی مخرب داشته باشد.
این کاریکاتوریست و انیماتور حساسیتبرانگیزی و توهین به یک باور و اعتقاد دینی را به هیچ وجه جزو شرایط یک کاریکاتوریست حرفهای نمیداند و معتقد است: «درست است که کاریکاتور به اغراق میپردازد اما نمیتوان هر چیزی را به هر شکلی در آن مورد بحث قرار داد. این مخالف اصول کاریکاتور است.»
هادی حیدری موضوع را از دو دیدگاه مورد بحث قرار میدهد. او این عمل کاریکاتوریست دانمارکی را حرفهای نمیداند، چراکه به نظرش کاریکاتور چنین چیزی را طلب نمیکند. حیدری این سوال را مطرح میکند که «ما از کاریکاتور چه میخواهیم؟ آیا کاریکاتور سلاحی است برای ترور یا وسیلهای برای نقد.» او حرکت کاریکاتوریست دانمارکی را نادرست میداند، چراکه یک عمل نادرست را، از سوی یک گروه منتسب به اسلام انجام میگیرد به کل دنیای اسلام و بدتر از آن به پیامبر آن نسبت داده است.
هادی حیدری، طرح کاریکاتوریست دانمارکی را از لحاظ اخلاقی نیز نادرست میداند: «درست که آزادی بیان وجود دارد، اما این آزادی بیان دارای مرز است و باید به عقاید دیگران احترام گذاشت.»
جمال رحمتی، به مرزهای بین نقد و توهین میپردازد و توهین و فحاشی را کار یک کاریکاتوریست حرفهای نمیداند. او در توضیح صحبتهایش میگوید: «کاریکاتور باید به گونهای عمل کند که نیاز به اثبات و توضیح نداشته باشد. کاریکاتورهای اخیر ما چنین حالتی ندارند.» او آن گاه به آزادی بیان اشاره میکند و معتقد است که توهین به عقاید دیگر به هیچ وجه در حوزه مسائل حرفهای کاریکاتور قرار ندارد و نمیتوان اسم آن را آزادی بیان دانست.
کامبیز درمبخش کل ماجرا را پروژهای نادرست میداند و بیاحترامی به پیامبر مسلمانان جهان، حضرت محمد(ص) را نگاهی نابخشودنی تلقی میکند. به گمان این کاریکاتوریست، نمیتواند با استفاده از هنری مثل کاریکاتور، عقاید و باورهای دیگران را زیر سوال برد. او معتقد است که: «آن چه که به هیچ وجه نمیتواند در قالب کاریکاتور بگنجد، گناهی شتابزده، نادرست و افراطی به عقایده و باور دیگران است.» وی اضافه میکند که حتی اگر فرم اجرای یک اثر بسیار دقیق هم باشد و این عاملهای اولیه را نداشته باشد، نمیتوان آن را در حیطه کاریکاتور مورد بررسی قرار داد.
مجموع این نظرات و گفتهها، همگی بیان یک نکته را در بردارند. آزادی بیان نباید وسیلهای برای توهین دیگران شود. آزادی تا آنجا جایز است و میتواند موجودیت داشته باشد که آزادی دیگران مورد هجوم قرار نگیرد. اگر من مسلمان، این آزادی را نداشته باشیم که به باورهای دینی و مذهبیام عمل کنم، آیا میتوان این دنیا را آزاد دانست؟ آیا میتوانم این را بپذیرم که عمل یک گروه خشونت طلب را به کل دنیای اعتقادیام نسبت دهند؟ اسلام من، اسلام مهربانیهاست؛ هنر من، هنر دوستیهاست. نمیپذیرم که با سلاح هنر، دنیایم را زیر سوال ببرند.