ایرج جمشیدی
یکی از مهمترین وظایف دولتها در راستای توسعه عمومی کشور به سیاستهای منطقهای آن دولت برمیگردد.
منظور از سیاستهای منطقهای به آن دسته از تصمیماتی گفته میشود که هر دولت برای توسعه مناطق مختلف هر کشور با توجه به ویژگیها و پتانسیلهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن منطقه اتخاذ میکند. معمولاً اتخاذ این نوع تصمیمها از طریق قانونگذاری صورت میگیرد و نقش مهمی را در روابط دولت و مجلس بازی میکند. در سفر اخیر محمود احمدینژاد به استان ایلام هم تصمیماتی برای توسعه این استان اعلام شد که در چارچوب سیاستهای منطقهای دولت قرار میگیرد اما اعلام این سیاستها اگرچه رضایتمندی مردم این استان را در پی داشت ولی همزمان باعث ایجاد نارضایتی در مناطق همجوار این استان و نمایندگان آنان در مجلس نیز شد.
ریشه نارضایتی نیز معلوم است زیرا نگاهی به تاریخ ایران از روزگار باستان تا عصر جدید نشان میدهد جادهای که اکنون مشهور به مرز بینالمللی خسروی بین ایران و عراق است، همواره مورد استفادههای متعدد تجاری، بازرگانی و حتی جنگی قرار داشته است. به عنوان مثال قشون انگلیس در جنگ جهانی دوم از این ناحیه وارد خاک ایران شد و بلافاصله به سوی مناطق مرکزی ایران پیش آمدند. این مرز که از گذرگاه مشهور طاق میگذرد و غرب ایران را به مناطق مرکزی کشور متصل میکند در واقع نزدیکترین نقطه خاک ایران به دریای مدیترانه و به تبع آن اروپا محسوب میشود.
از همین رو همیشه و تا پیش از وقوع جنگ هشت ساله بین ایران و عراق بزرگترین محمولههای تجاری و بازرگانی از این مسیر وارد کشور میشد و رونق خاصی به منطقه بخشیده بود. در کنار این تجارت پرسود، مرز خسروی نزدیکترین نقطه ایران به عتبات عالیات در خاک عراق به شمار میرود و از همین رو زواری که قصد زیارت داشتند ترجیح میدادند از این راه عازم عتبات عالیات شوند. نزدیکی مرز خسروی به عتبات عالیات به گونهای بوده که همیشه مورد توجه ایرانیان و سایر شیعیانی که از کشورهای شرق ایران نیز عازم عراق میشدند، قرار داشته است.
به طور کلی این مسیر در طول هزاره اخیر و به خصوص از عصر صفویه به بعد به یک شاهراه مهم زیارتی و تجاری تبدیل شده و بر سر این مسیر کاروانسراهای متعددی نیز قرار داشته است. اما جنگ هشت ساله بین ایران و عراق و تبعات بعدی آن باعث شد بنیادهای تجاری و بازرگانی این مسیر تقریباً نابود شود. همچنین تعطیل شدن اعزام زوار به عتبات عالیات طی سه دهه اخیر و تداوم آن تاکنون تاثیرات منفی دو چندانی بر این مسیر بینالمللی بر جای گذاشته تا جایی که اکنون این منطقه که زمانی یک راه تجاری و زیارتی پرسود و پررونق بود تقریباً به رکورد کامل رسیده است.
عدم بهبود روابط ایران و عراق پس از پایان جنگ و تحولات بعدی که در کشور همسایه رخ داد از جمله دلایلی به شمار میآید که مانع رونق دوباره این راه بینالمللی شد. تمام این تحولات در شرایطی رخ داد که مناطق غربی کشور به ویژه استان کرمانشاه به واسطه متحمل شدو خسارات سنگین ناشی از طولانیترین جنگ فرسایشی قرن بیستم هرچه بیشتر دچار فقر و محرومیت گردید و تقریباً تمام فعالیتهای عمرانی آن تعطیل شد. نتیجه این شد که استان یاد شده منفیترین شاخصهای توسعه نیافتگی در میان استانهای کشور را به خود اختصاص داد.
بیکاری نیمی از جمعیت کار، گسترش فقر، محرومیت و به تبع آن ناهنجاریهای اجتماعی از قبیل اعتیاد، سرقت، ایدز، خودکشی و افزایش بیماریهای روانی همگی از آثار فشارهای سنگین ربع قرن جنگ و ناآرامی در این منطقه به شمار میآید. با وجود چنین عوارض منفی طبیعی است که سادهترین انتظار مردم منطقه و نمایندگان آنان این است که استان به عنوان یک منطقه محروم شناخته شود و حداقل بار دیگر به سطح توسعه یافتگی خود قبل از دوران جنگ برگردد.
بر همین اساس مردم و به تبع آن نمایندگانشان در مجلس انتظار دارند به منظور رونق دوباره به این استان راه بینالمللی خسروی احیا گردد تا حداقل زمینههای درآمدی نه چندان زیاد برای بخشهایی از مردم که در این بخش مشغول به کارند، فراهم آید.
احیای این راه و امکان اعزام دوباره زائران به عتبات عالیات میتواند بر رونق بخشیدن به این منطقه تاثیرگذار باشد و البته از آنجا که این مسیر طبیعیترین، آسانترین و تاریخیترین راه اعزام زوار به عتبات عالیات هم به شمار میآید به خودی خود مردم استان نوعی از چنین حقی را برای خود قائل هستند و از دولتهای سهگانهای که پس از پایان جنگ بر سر کار آمدهاند انتظار دارند به احیای این حق بپردازند. دولتهای هاشمی و خاتمی تا حدود زیادی در راستای احیای این راه قدمهای مهمی برداشت و به تاسیس پایانههای مهم بینالمللی در شهر خسروی و احداث زائرسراهای مهم در این مسیر و احداث بزرگراه سراسری کربلا اقدام کردند.
اکنون دولت جدید بر سر کار آمده و مردم منطقه انتظار دارند رئیسجمهور جدید و وزارتخانههای ذیربط از جمله کشور و وزارت امور خارجه نیز سیاستهای منطقهای گذشته را ادامه داده و برای آنان اقدامات مثمرثمری انجام دهند. اما رئیسجمهور در سفر اخیر هیات دولت به استان ایلام اعلام کرد که به عنوان سیاست دولت برای رفع فقر از چهره این استان را اعزام زوار به عتبات عالیات از این استان عبور خواهد کرد. البته مردم کشور انتظار دارند که رئیسجمهور به وعدههای انتخاباتی خود مبنیبر محرومیت زدایی از چهره مناطق محروم عمل کند ولی این فقر زدایی نباید به طراحی سیاستهای منطقهای منجر شود که رضایت بخشی از مردم کشور را به قیمت نارضایتی بخش دیگری تمام کند.
رئیسجمهور میتواند برای فقر زدایی از چهره استانهای محروم تدابیر دیگری بیندیشد. این خلاف پیروی از سیاستهای عدالتخواهانه است که برای مهار فقر آن را از منطقهای به منطقه دیگر منتقل کنیم. یقیناً چنین تصمیماتی منجربه ایجاد نارضایتی خواهد شد که تاثیر آن بیش از هر چیز در روابط دولت با بخشهایی از نمایندگان مجلس محسوس خواهد بود.
در واقع بر همین اساس طی سه ماههای که دولت بر سر کار آمده بسیاری از نمایندگان مناطق محروم کشور از اینکه دولت بدون توجه به مشاورههای کارشناسی برخی طرحهای منطقهای را تغییر میدهد از خود نارضایتی نشان میدهند. به گونهای که حتی در یک مورد به خاطر احتمال تغییر مسیر راهآهن استان چهارمحال و بختیاری به سمت جنوب کشور نمایندگان این بخش زمزمه استیضاح وزیر راه را مطرح کردند.
استدلال آنان این بود که حتی وزارت اطلاعات نیز با تغییر مسیر راهآهن یاد شده موافق نیست ولی معلوم نیست چرا دولت جدید چنین تصمیماتی میگیرد. اکنون درباره تغییر مسیر اعزام زوار به عتبات عالیات نیز همین استدلال وجود دارد و حتی در یک مورد به طرح سئوالی از وزیر خارجه از سوی یکی از نمایندگان استان منجر شد. این مشکل مختص به یک استان نیست و بسیاری از نمایندگان چنین انتقادی را مطرح میکنند. بنابراین شکی نیست تغییرات ناگهانی در سیاستهای منطقهای دولت جدید میتواند به ایجاد مشکلات جدی در روابط مجلس و وزارتخانههای ذیربط و حتی با رئیسجمهور نیز منجر شود.