تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۱۷  ، 
کد خبر : ۵۰۶۰۵

نگاهی به تحولات سیاسی ایران در سال 1383

محمد فتحی / کارشناس مسایل بین‌الملل مقدمه: ایران سال 1383 را با تمامی خوشی‌ها و ناخوشی‌ها پشت‌سر گذاشته و قدم به سال جدید نهاد. سال جدید در شرایطی آغاز شد که بسیاری از مسایل بغرنج داخلی و بین‌المللی در ارتباط با ایران باید در این سال حل و فصل شده و پی‌گیری شود. به همین دلیل این سوال مطرح است که آیا سال 1384 سال موفقیت‌های ایران خواهد بود و یا فرصت‌سوزی‌ها و از دست دادن موقعیت‌ها در این سال نیز گریبان ما را گرفته و مشکل‌ساز خواهد شد؟ در سال گذشته مسایلی تلخ و شیرین بسیاری را مشاهده و تجربه کردیم که پرداختن به هر یک نیاز به نگارش مقالات طولانی دارد. به همین دلیل ناگزیر به بررسی تعدادی از آنها به صورت اختصار می‌پردازیم.

فعالیت مجلس هفتم
مجلس هفتم با شعارهای رفاهی و توسعه اقتصادی فعالیت خود را آغاز کرد و با انتقاد از مجلس ششم که توسعه سیاسی را در راس برنامه‌های خود قرار داده بود درصدد جامه عمل پوشاندن به شعارها و برنامه‌هایش بر آمد. اکثریت مجلس هفتم که شامل جناح راست می‌شدند و با مساعدت و یاری شورای نگهبان موفق به کسب کرسی‌ها شده بودند بر خلاف آن چه عنوان می‌کردند در عوض پیش گرفتن سیاست تعامل با دولت و رییس جمهوری، چالش و مقابله با آن را نمایان ساختند که در این رابطه می‌توان بن تغییرات اساسی در برنامه چهارم، استیضاح وزیران، ندادن رای اعتماد به وزیر پیشنهادی رییس‌جمهوری و در نهایت دگرگون کردن لایحه بودجه سال 1384 اشاره کرد.
انتخاب حدادعادل به ریاست مجلس که اولین رییس مجلس غیر روحانی است و سخنان وی درباره تبدیل ایران به ژاپن اسلامی این ذهنیت را به وجود آورده بود که هدف مجلس حل مشکلات معیشتی مردم است اما در ادامه مشاهده شد که آنها با استیضاح وزرا در حقیقت درصدد انتقام‌جویی از قوه مجریه برآمده‌اند که در این رابطه می‌توان به استیضاح احمد خرم وزیر راه و ترابری تلاش برای استیضاح وزرای کشور و آموزش و پرورش اشاره کرد که عاقبت با نامه رهبر انقلاب این روند متوقف شده و استیضاح‌های سیاسی که سدی در برابر تعامل مجلس و دولت بود خاتمه یافت. روزی یکی از اعضای اکثریت مجلس هفتم گفته بود که این گروه برای هر معضل و مشکلی راه‌حلی دارد ولی در مدتی که از فعالیت مجلس گذشت مواجه با ارایه راه حل اصولی برای مشکلات کشور نبودیم. حتی طرح تسهیلات رفاهی نمایندگان که از سوی برخی نمایندگان عنوان شده بود با اعتراض مواجه شده و عملا دیده شده که آنها به مراتب بیشتر از نمایندگان مجلس ششم از تسهیلات بهره گرفته‌اند.
جابه‌جایی مجلس به بهارستان نیز که بارها از سوی جناح راست احداث آن نوعی ولخرجی تلقی شده بود، نشان داد که بسیاری از جناح‌ها و افراد زمانی که به قدرت می‌رسند شعارها را فراموش کرده و قدم در وادی دیگر می‌گذارند.
مجلس هفتم که تمامی امکانات تبلیغی را برای بی‌اعتبار کردن مجلس قبلی و موجه جلوه دادن خود به کار گرفته و حتی به ائمه متوسل شده باید در عمل نشان بدهد که قادر به مقابله با معضلات اقتصادی بوده و می‌تواند رفاه نسبی را در کشور حاکم سازد. هر چند آنچه از این مجلس در سال 1383 مشاهده کردیم صرفا شعار دادن‌هایی بود که نشان‌ای از رفاه در آن دیده نمی‌شود به طور مثال بازگشت به دوران کوپنیسم و کوپنی کردن بنزین، آرد، نان و امثالهم و یا اجباری کردن چادر خواسته‌ی مردم نیست. به همین دلیل اگر این مجلس می‌خواهد موفق باشد باید به خواسته مردم و جامعه توجه کرده و همراه و همگام با آنها به پیش برود.
تهدیدات آمریکا
دومین دوره ریاست‌جمهوری جورج بوش در آمریکا با تشدید حملات واشنگتن به ایران همراه بود و رییس‌جمهوری آمریکا به همراه دیک چنی معاون خود و خانم رایس وزیر خارجه جدید این کشور بارها در سخنانشان علیه تهران موضع‌گیری کرده و اتهاماتی را متوجه ایران کردند که از جمله می‌توان به مسایلی نظیر نقض حقوق بشر، تلاش برای دست‌یابی به سلاح‌های کشتار جمعی، دخالت در امور عراق و سنگ‌اندازی در روند صلح خاورمیانه اشاره کرد. البته آن چه از سوی مقامات واشنگتن عنوان می‌شود مسایل جدیدی نیست، بلکه در سال 1383 خصوصا ماه‌های آخر این سال، اتهامات و تهدیدات افزایش چشمگیری یافت به گونه‌ای که در این زمان مساله دخالت و یا حمله نظامی آمریکا به ایران نیز مطرح شد. به گونه‌ای که سیمورهرش روزنامه‌نگار معروف آمریکایی در مقاله‌ای از رخنه کماندوهای آمریکایی از طریق پاکستان به ایران برای شناسایی مراکزی که گفته می‌شود در آنها فعالیت مخفیانه هسته‌ای صورت می‌گیرد و یا اعتراف روزنامه آمریکایی واشنگتن پست به پرواز هواپیماهای شناسایی این کشور بر فراز آسمان ایران اشاره کرد.
مقامات ایران مایل بودند که در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، جان کری از حزب دموکرات به پیروزی برسد ولی مردم آمریکا خواسته آنها را لبیک نگفته و به جرج بوش جمهوری‌خواه رای دادند که همین مساله رابطه بین واشنگتن و تهران را پیش بحرانی کرد به طوری که مقامات آمریکایی بارها ایران را دشمن اصلی اعلام کرده و علیه این کشور سخن‌پراکنی کردند.
در پی برگزاری انتخابات در افغانستان و عراق و با سبک‌تر شدن مسئولیت آمریکا در این دو کشور که در همسایگی ایران قرار دارند ممکن است واشنگتن متوجه ایران شده و دخالت‌هایشان را در امور داخلی این کشور افزایش دهد و از سخنان مقامات آمریکایی می‌توان به این واقعیت پی برد که آنها درصدد هستند در سال جدید فعالیت‌های ضد ایرانی خود را تشدید کنند.
انتخابات ریاست‌جمهوری
با وجود این که چند ماه به انتخابات ریاست‌جمهوری باقی مانده ولی از اواسط سال 1383 چهره برخی از کاندیداها آشکار شده و فعالیت‌های تبلیغاتی تشدید گردید به طوری که تعدادی از کاندیداها ستادهای خود را فعال کرده و به صورت غیررسمی به تبلیغ پرداختند.
در این دوره بر خلاف دوره‌های قبل که رقابت اصلی بین دو جناح راست و چپ چهره‌های مستقل از شانس بیشتری برای پیروزی برخوردارند و دو جناح چپ و راست که اولی قوه مجریه را در دست داشته و دومی با مدد شورای نگهبان بر مجلس حکومت می‌کند از موقعیت مناسبی برخوردار نیستند، زیرا این دو جناح دچار انشعاب و بحران ناشی از اختلاف سلیقه شده و انسجام و یکپارچگی خود را از دست داده‌اند. به طور مثال در جناح راست که در قالب شورای هماهنگی نیروی‌های انقلاب فعالیت می‌کند. ولایتی، محسن رضایی، احمدی‌نژاد و آبادگران با نارضایتی از فعالیت‌ها و سمت‌گیری این شورا، اقدام به خروج از آن کرده‌اند. به همین دلیل به نظر نمی‌رسد کاندیدایی که این شورا معرفی می‌کند از حمایت و پشتیبانی تمامی احزاب و گروه‌های جناح راست برخوردار باشد. مگر این که چهره جدیدی به استثنای افرادی که مطرح هستند پا به میدان گذارده و از مرجعی فراتر از شورای هماهنگی تایید شود که در آن صورت جملگی احزاب و گروه‌های وابسته به این جناح ناگزیر به حمایت از او شوند که در این رابطه ممکن است حداد عادل به عنوان چهره جدید مطرح شود.
در جناح اصلاح‌طلب نیز تشتت آرا به حدی بوده که 4 نفر خود را برای انتخابات کاندیدا کرده‌اند که به نظر نمی‌رسد بتوانند آرای قابل قبولی را به خود اختصاص دهند هرچند در این میان مجمع روحانیون از کروبی حمایت کرده و مشارکتی‌ها نیز دکتر معین را به صحنه آورده‌اند.
موازنه قدرت و یا در حقیقت اوضاع زمانی تغییر کرده و دو جناح را دچار سردرگمی نمود که هاشمی‌رفسنجانی به صورت غیررسمی تمایل خود را برای شرکت در انتخابات اعلام کرده و همین مساله این واقعیت را آشکار ساخت که تمامی کاندیداهای دو جناح و حتی مستقل‌ها قادر به رقابت با رفسنجانی نبوده و باید صحنه را برای او خالی کنند به همین دلیل جناح راست که در پی کسب موفقیت در مجلس و شوراهای شهر درصدد یکپارچه کردن حاکمیت بود دچار سر در گمی شده و به صورت غیر رسمی به تهدید رفنسجانی پرداخت.
سخنرانی برخی عناصر وابسته به جناح راست در مجلس و یا مسایلی که در روزنامه‌های وابسته به آن جناح مطرح می‌شود حکایت از این واقعیت دارد که آنها بیش از جناح چپ از حضور رفسنجانی در صحنه انتخابات نهم هراسان و نگران هستند و این حضور را مغایر طرح‌ها و برنامه‌های خود می‌دانند. در حال حاضر در مقایسه با افرادی که از دو جناح و یا مستقل‌ها خود را کاندیدا کرده و یا زمزمه کاندیداتوریشان مطرح است هاشمی‌رفسنجانی را باید برترین چهره به حساب آورد. ولی باید دید او چه طرح و برنامه‌ای برای کاستن تنش میان ایران و آمریکا داشته و چگونه می‌تواند ایران را از بن‌بست و انزوا خارج سازد. با توجه به فعالیت‌های انتخاباتی که در سال 1383 شاهد بودیم باید در سال جدید شاهد این فعالیت‌ها و مطرح شدن چهره‌های جدید باشیم.
فعالیت‌های هسته‌ای ایران
آیا ایران به خواسته جامعه جهانی تن داده و دست از برنامه‌ها و فعالیت‌های هسته‌ای خود برداشته و یا هم چون پاکستان بی‌توجه به آنچه از سوی آمریکا و دوستانش مطرح است این فعالیت‌ها را ادامه خواهد داد؟
یکی از سوال‌هایی که مطرح است این است که چرا ایران روش لیبی یا پاکستان را در فعالیت هسته‌ای خود در پیش نگرفته و همواره سعی کرده که از سیاست کجدار و مریز بهره بگیرد؟ لیبی زمانی که با فشارهای جامعه اروپا و بین‌المللی مواجه شد فعالیت‌های هسته‌ای خود را تعطیل کرده و برای همیشه بر روی آن خط بطلان کشید. ولی پاکستان که امروز دارای سلاح اتمی است از همان ابتدا به تمامی تهدیدها و تحریم‌های بی‌اعتنا شده و در نهایت نیز موفق به دست‌یابی به سلاح اتمی گردید.
ایران در سال 1383 با فشار فزاینده جامعه جهانی مواجه شد که در این رابطه توافق نامه پاریس را با 3 کشور اروپایی امضا کرد که در پی آن داوطلبانه غنی‌سازی اورانیوم را به حالت تعلیق درآورد. به همین دلیل شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل خودداری کرد. ولی ادامه مذاکرات ایران با اروپایی‌ها این واقعیت را آشکار ساخت که آنها خواستار تغییر چرخه سوخت نیروگاه بوشهر از آب سنگین به آب سبک و تعلیق همیشگی غنی‌سازی اورانیوم هستند. زیرا معتقد بودند هدف تهران از این فعالیت‌ها دستی‌یابی به سلاح اتمی است. در همین رابطه جورج بوش رییس‌جمهوری آمریکا صراحتا اعلام کرد که ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند و پوتین رییس‌جمهوری روسیه که نقش بسزایی در پروژه‌های اتمی ایران دارد نیز با پیوستن ایران به کشورهای هسته‌ای مخالفت کرده و وزیر خارجه این کشور نیز از ایران خواست غنی‌سازی اورانیوم را به حالت تعلیق درآورد.
این جوسازی و موضع‌گیری‌ها در شرایطی صورت می‌گرفت که ایران از یک سو بر تهدید خروج از NPT پافشار می‌کند و از سوی دیگر بر این مساله تاکید داشت که فعالیت‌هایش صلح‌آمیز است.
با اعلام پایان احداث فاز اول نیروگاه بوشهر و در شرایطی که تهران و مسکو درباره سوخت‌رسانی به نیروگاه و چگونگی انتقال زباله‌های هسته‌ای به روسیه مذاکره می‌کردند تهدیدهای خارجی شدت گرفته و اسراییل اعلام کرد که نیروگاه بوشهر را هدف حملات خود قرار خواهد داد. در این رابطه حتی شایعاتی مبنی بر دیده شدن ناوچه‌های اسراییلی در خلیج فارس به گوش رسیده و دیک چنی معاون رییس‌جمهوری آمریکا نیز از دست زدن اسراییل به حمله به بوشهر ابراز نگرانی کرد. ولی آنچه همه چیز را تحت‌الشعاع قرار داد افشای ارتباط عبدالقریر خان پدر بمب اتمی پاکستان با ایران و در نهایت شایعه حمله موشکی به بوشهر بود. این دو مساله نشان داد ایران باید ضمن اعتمادسازی در جامعه جهانی درباره فعالیت‌هایش، از نظر امنیتی و اطلاع‌رسانی هسته‌ای نیز هوشیار باشد. این کشمکش‌ها تا آخرین روزهای سال 1383 ادامه داشته و به احتمال قوی در سال جدید هم از جانب آمریکا، اروپا و ایران پی گرفته خواهد شد. ملاقات بوش و پوتین در سفر اروپایی رییس‌جمهوری آمریکا در جمهوری اسلواکی که در آن مساله هسته‌ای ایران نیز مطرح شد گویای جدیت طرفین در پی‌گیری این موضوع است.
ماجرای فرودگاه امام(ره)
پس از 30 سال انتظار فرودگاهی که قرار بود با 2 سال تاخیر در افتتاح و 3 بار تلاش ناموفق برای بهره‌برداری رسمی فعالیت خود را آغاز کند به یک باره با حضور خودروهای نظامی در باند خود مواجه شده و جلوی فعالیتش گرفته شد. در حالی که رسما به جهانیان و سازمان‌های هواپیمایی اعلام شده بود که پروازهای خارجی باید به فرودگاه امام(ره) هدایت شده و در این فرودگاه خدمات فرودگاهی را انجام دهند.
این حادثه در شرایطی روی داد که بهره‌برداری از آن به عنوان مهم‌ترین راه حل مشکلات عظیم هوانوردی کشور بارها مورد تاکید قرار گرفته و قرار بود به عنوان یک منبع درآمد تلقی شود. به طوری که گفته می‌شد بعد از درآمد حاصل از نفت، باید به این فرودگاه چشم دوخت زیرا درآمد روزانه آن 100 میلیون تومان برآورد شده بود.
فرودگاه امام خمینی(ره) در 35 کیلومتری جنوب غربی تهران بین آزاد راه قم و ساوه و نزدیک رباط‌کریم ساخته شد. در حالی که فرودگاه بین‌المللی مهرآباد به دلیل مشکلاتی که ایجاد کرده و یا داراست باید هر چه سریع‌تر جای خود را به یک فرودگاه بین‌المللی و مدرن می‌داد. نظامیانی که اقدام به بستن باند فرودگاه و در حقیقت اشغال آن کرده‌اند نسبت به بکارگیری شرکت ترکیه‌ای "تاو" در آن معترض بودند و در بیانیه‌ای که در این رابطه ستاد کل نیروهای مسلح منتشر کرد بر این موضوع تاکید شده بود که "در حال حاضر که در مرحله تکمیل فرودگاه بین‌المللی امام خمینی قرار داریم متاسفانه مسوولان دست‌اندرکار این فرودگاه بدون توجه به نکات امنیتی و حفاظتی و مصوبه شورای عالی امنیت ملی در جهت عدم به کارگیری نیروهای خارجی (ترکیه تاو) در این مرکز حیاتی، اقدام به این حرکت ناصواب نموده‌اند".
آنها بارها اعلام کرده‌اند که اجازه نخواهد داد خارجی‌ها در این فرودگاه مشغول به کار شوند، ولی احمد خرم وزیر وقت راه و ترابری که به دلیل پافشاری بر مواضع خود از سوی مجلس اصول‌گرایان استیضاح شده و با رای عدم اعتماد مواجه گردید همان زمان پاسخ داد 31 شرکت را در چارچوب قانون انتخاب کردیم. هیچ کس هم تا یک ماه قبل به ما نگفت این کار را نکن و یا با ترکیه قرارداد نبند و یا با کس دیگری قرارداد ببند. من کاملا هماهنگ با وزارتخانه‌های امور خارجه و اطلاعات و هماهنگ با دستگاه‌های دیگری که در کشور تصمیم‌گیرنده هستند، حرکت کردم. در چنین پروژه‌ای همه باید همکاری کنند نه کارشکنی. من بسیار متاسف هستم که باید بگویم بسیاری از دستگاه‌ها کارشکنی کردند" در پی تعطیلی فرودگاه اعلام شد که اگر قرارداد شرکت تاو فسخ شود ترک‌ها درخواست 20 میلیون دلار غرامت خواهند کرد و هزینه نگه داری این فرودگاه ماهانه یک میلیارد تومان است. ولی تا پایان سال خبری از فعالیت آن نبود و فقط وعده داده شد که در سال 1384 در این راستا اقدام شود. اما آنچه جالب توجه بود و در ماههای آخر سال اتفاق افتاد اعلام واگذاری احداث فاز دوم این فرودگاه به یک کنسرسیوم شامل فرانسه، اتریش، امارات و ایران بود. در حالی که قبلا نظامیان اعلام کرده بودند به هیچ وجه اجازه فعالیت خارجی‌ها را در این فرودگاه نخواهند بود. در خبری که در اواخر بهمن ماه منتشر شد آمده بود که کنسرسیومی شامل 2 شرکت بنیاد مستضعفان به همراه شرکت‌هایی از امارات، فرانسه و اتریش تفاهم نامه‌ای را به امضا رسانده‌اند تا به عنوان پیمانکار سیویل، مهندس مشاور، مدیریت بهره‌برداری فرودگاه و تامین کننده مالی اقدام به احداث فاز دوم کنند در حالی که هنوز رسما تکلیف شرکت ترکیه‌ای مشخص نشده است.
ماجرای هاشم آقاجری
هاشم آقاجری که به مدت 2 سال در زندان به سر می‌برد عاقبت با نظر مثبت دادگاه و با وثیقه یک میلیارد ریالی آزاد شد تا اندکی از فشارهایی که درباره حقوق بشر به ایران می‌شود کاسته شود. ماجرای آقاجری از صدور حکم اعدام تا آزادی یک میلیارد رالی از آن جا آغاز شد که وی طی سخنانی در سالروز درگذشت دکتر شریعتی در سال 1381 در سخنانی در خانه معلم همدان تحت عنوان شریعتی و پروژه پروتستانیسم اسلامی به بحث درباره تقلید و مقلد پرداخت که بلافاصله با واکنش کیهان و جناح راست مواجه شد که در این رابطه اتهاماتی متوجه او شده و این جناح که به دنبال تسویه حساب‌های حزبی و گروهی یا جناح رقیب بود حکم به اعدام او بود. ولی آنچه جالب است این بود که از آن تاریخ تا کنون هیچ کجا متن کامل سخنرانی آقاجری انتشار نیافت و فقط چند جمله از آن در روزنامه‌های جناح راست منعکس شد.
صدور حکم اعدام برای آقاجری توسط دادگاهی در همدان واکنش داخلی و بین‌المللی یافته و با مخالفت‌ها و حمایت‌هایی مواجه گردید. در این رابطه مصباح‌یزدی در تیر ماه 1381 صراحتا گفت: امروز ما با کسانی مواجه هستیم که می‌گویند دین نه تنها افیون ملت‌هاست، بلکه افیون حکومت‌ها هم هست حال، این افراد چه تفاوتی با کسروی دارند؟
ولی خاتمی در خرداد 1383 در نامه‌ای برای فردا نوشت "امروز این مصیبت را داریم که انسانی دانشمند که شاید سابقه حضورش در انقلاب و جبهه بیش از سابقه تصدی فلان قاضی بی‌تجربه‌ای باشد که گشاده دستانه حکم ارتداد صادر می‌کند و مبارزی که پا و سلامت خود را برای انقلاب داده و همواره از موضع دین خواستار آزادی بوده است به ناحق به ارتداد متهم و بر اساس آن محاکمه می‌شود."
ذکرالله ‌احمدی رییس کل دادگستری همدان در حالی که آقاجری به خاطر سوء‌تفاهم ایجاد شده عذرخواهی کرده بود به اتهام توهین به مقدسات اسلامی و باورها و ارزش‌های مردم از او شکایت کرده و دادگاه نیز به جرم ارتداد، سب‌النبی، اسلام‌ستیزی، اهانت به علما و بر هم‌زدن نظم و آرامش عمومی او را به اعدام، یک سال حبس در طبس، 74ضربه شلاق، دو سال تبعید در زابل و 10 سال محرومیت از تدریس تحصیل محکوم کرد.
ولی پس از 2 سال و در پی دستور رهبر انقلاب مبنی بر تجدیدنظر در حکم، پرونده در تهران مورد بررسی قرار گرفته و ارتداد، نفی شده و در نهایت به 5 سال حبس محرومیت از حقوق اجتماعی که اجرای آن پس از پایان حبس قطعی می‌باشد، محکوم شد.
آقاجری اگر چه با وثیقه آزاد شد ولی در انتظار محاکمه مجدد به سر می‌برد.
دیپلماسی خارجی
اگر چه دیپلماسی خارجی تا حدودی فعال بود ولی فشارها نیز افزایش یافته و ایران با مشکلات بسیاری مواجه شد. که در این رابطه کشورهای همسایه نقش به ‌سزایی در دامن زدن به مشکلات سیاست خارجی داشتند. در سال 1383 شاهد چندین سفر خاتمی رییس‌جمهوری به کشورهای خارجی بودیم که در این میان دیدار او از جمهوری آذربایجان بسیار مساله‌ساز بود به این دلیل که در قبال مواضع ضد و نقیض باکو در قبال خزر و حمایت ضمنی از تجزیه‌طلبان آذریجان، خاتمی از موضع باکو در قبال مناقشه قره‌باغ حمایت کرد که این مساله اعتراض ارمنستان را در پی داشت.
ایران که هم‌چنان رابطه خود را با سوریه در سطح عالی حفظ کرده و در حقیقت با طناب دمشق در چاه خاورمیانه رفته برای واکنش در قبال تحولات کردستان عراق، متاسفانه با سوریه و ترکیه همراه شده و از سیاست‌های آنکارا در قبال کردها حمایت کرد که این مساله به هیچ وجه به نفع تهران نیست. چاپ یک نقشه مخدوش از سوی موسسه نشنال جئوگرافی و ادامه ماجرای 3 جزیره از جانب امارات که توانسته شورای همکاری خلیج فارس را هم با خود همراه سازد، نشان از این واقعیت داشت که اوضاع در منطقه چندان به نفع تهران نیست و تهران متاسفانه در حال رجعت به دوران قبل از خاتمی است که با نوعی انزوا مواجه بود. در این میان سفرهای آفریقایی او که در سودان به پشتیبانی از موضع دولت این کشور در قبال قتل‌عام مردم دارفور انجامید و تغییر لحن رییس‌جمهوری در قاره سیاه که در حقیقت عقب‌گرد او نسبت به دیپلماسی گفت‌وگوی تمدن‌ها بود، حکایت از نوعی واپسگرایی در گفتمان خارجی ایران داشت که این مساله می‌تواند به تضعیف موقعیت ایران بیانجامد. در این سال هم چنین اتهاماتی در ارتباط با دخالت ایران در امور عراق و یا کارشکنی در روند صلح خاورمیانه از سوی برخی از کشورها و مجامع و یا نقض حقوق بشر مطرح شدند که قابل بررسی و پیگیری هستند.
روند امور در سال 1383 بیانگر این مساله بود که ایران ابستن حوادثی است که این حوادث و رویدادها می تواند سال 1384 را به یک سال سرنوشت‌ساز تبدیل کند. زیرا در این سال باید تکلیف پرونده‌های بسیار مهمی مشخص شود که از جمله آنها می‌توان به فعالیت‌های هسته‌ای، چالش مجلس و دولت، ریاست جمهوری و برخورد با همسایه‌ها خصوصا عراق و افغانستان اشاره کرد. به همین دلیل باید در انتظار فرا رسیدن ماههای آتی باشیم تا نتیجه این پرونده‌ها و تلاش‌ها و تقابل‌ها را مشاهده کنیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات