ناصر علاقبندان
دولت احمدی نژاد بلافاصله پس از استقرار، طرح سفرهای استانی دولت را کلید زد. این سفرها که اینک در چهارمین ماه پس از شروع کار دولت به پنجمین سفر میرسد. در 2 مورد با تاخیر همراه شد. سفر دولت به ایلام به دلیل طرح موضوع رای اعتماد وزیر نفت در مجلس به تاخیر افتاد و سفر چهارمحال و بخیتاری که به دلیل بدی آب و هوا، طی 3 هفته پیش انجام نشد، قرار است این هفته یا هفتههای آینده انجام شود و سفر قم همین هفته پیش انجام شد. اولین سفر استانی دولت به خراسان جنوبی بود و سومین سفر به سیستان و بلوچستان. این در حالی است که بر حسب اعلام رسمی مقامات ذیربط دولت عزم آن دارد در هر ماه 2 سفر استانی انجام دهد تا بتواند وعده انجام بیش از یک دوره سفر به استانهای محروم را طی 4 سال عملی کند. در عین حال رئیسجمهور در لابهلای سخنرانیهای خود در شهرهای مختلف استانهایی که دولت به آنها سفر کرد، تصریح میکند دیدار وی که در سفرهای دوم و سوم باید دیدار از منطقهای باشد که دیگر محروم نیست.
برنامه سفرهای دولت که بتدریج از ابعاد دقیقی برخوردار شده، این گونه است که چند روز پیش از هر سفر، مقامات محلی به شناسایی کاستیهای منطقه اقدام میکنند و یافتههای خود را به اطلاع وزارتخانه ذیربط میرسانند و موضوعات مطرح شده در حوزههای کارشناسی وزارتخانهها مورد تبادل نظر، حلاجی و آنالیز قرار میگیرد تا زمان سفر رسمی دولت فرا برسد. در ایام حضور دولت در منطقه، عموما وزرا در ادارات کل ذیربط مستقر میشوند. با سفرهای داخلی که در سطح منطقه انجام میدهند به طور مستقیم با مسائل و مشکلات و کاستیهایی که کم و بیش با آنها از طریق گزارشهای مقامات محلی آشنایند، از نزدیک مواجه میشوند. در عین حال دولت بیش از ورود به منطقه پیشنویس مصوباتی را که قرار است در جلسه دولت رسیدگی شود، در اختیار دارد.
پس از بازدیدهای وزرا از شهرهای مختلف که در عین حال با حل و فصل آن دسته از مشکلات محلی که به مصوبه دولت نیاز ندارد، همراه میشود. معمولا در آخرین روز سفر با آخرین برنامه دومین روز سفر، دولت در منطقه جلسه تشکیل میدهد. تاکنون این گونه بوده که در این جلسات، دولت فقط موضوعات و مسائل منطقه را در دستور کار خود دارد. پس از پایان سفر و بازگشت دولت به تهران دست کم 3 روز صرف پیگیریهای تکمیلی حوزه معاونت اجرایی رئیسجمهور در خصوص نهایی شدن مصوبات میشود. از این پس همین معاونت بنا به دستوری که بیش از این رئیسجمهور صادر کرده است تا به نتیجه رسیدن کلیه تصمیمات دولت باید پیگیری خود را ادامه بدهد.
در حقیقت این اولین بار است که مناطق دورافتاده و محروم کشور شاهد حضور همزمان و رسمی مقامات ارشد اجرایی در منطقه خود هستند. قبلا چنین بوده که این مقامات عمدتا از طریق گزارشهایی که از مناطق به دفتر آنها ارسال میشده، با مسائل و مشکلات منطقه آشنا میشدهاند. در عین حال مقامات ارشد اجرایی همیشه با مسائل کلان سر و کار داشتهاند و مشکلات خرد علیالعموم در حیطه عملکرد مسئولان محلی مطرح و در حد وسع و اختیارات این مسئولان حل و فصل میشده است؛ البته گاه برخی مشکلات کلان و بعضا خرد در مناطق از طریق نمایندگان مجلس به مسئولان ارشد منتقل میشده و آنها حتی خود در راهروهای وزارتخانه پیگیر مشکلات حوزه انتخابیه خود بودند. اما در شرایط تازهای که انجام سفرهای پیدرپی استانی دولت فراهم آورده است. وزرا، معاونان رئیسجمهور و حتی خود رئیسجمهور مجبورند در مواجهه مستقیم مردم قرار بگیرند. به این گونه آنها نه از طریق گزارشهای پر زرق و برق بلکه به طور ملموس مشکلات را درک و رویت میکنند. با وجود این سفرهای استانی با اما و اگرهایی هم میتواند همراه باشد.
اول آن که اگر چه حضور دولت در یک منطقه دلگرمی مسئولان محلی را با خود همراه دارد، اما اگر این حضور به گونهای باشد که جای وزیر با مدیر کل چنان عوض شود که ذهن و اوقات وزیر مثل یک مقام محلی صرف مسائل محلی شود که از مسائل کلان غفلت کند، نتیجه این سفرها به یقین معکوس خواهد بود.
دوم. بودجههایی که علاوه بر اعتبار تخصیص یافته یک استان با مصوبه دولت نیز تخصیص مییابد. مبنای چندان شفاف حقوقی ندارد، زیرا هر نوع تخصیصی لزوما باید با مصوبه مجلس همراه باشد.
درباره اعتبارات تحصیلی صندوق ذخیره ارزی نیز همین گونه است پس دولت در این زمینه باید شفافسازی کند. حتی اگر مصوبات دولت در افزایش اعتبارات یک استان قرار است در برنامه سنواتی سال بعد پیشبینی شود. از آنجا که هنوز در صحن مجلس تصویب نشده موجب میشود میان مردم منطقه تنها یک توقع ایجاد کند.
سوم چون دولت به طور معمول تاکنون در هر هفته 2 جلسه داشته است (بجز ایام بررسی و تدوین لایحه بودجه) در شرایط کنونی در هر ماه 2 جلسه از 8 جلسه خود را به مسائل تنها یک استان اختصاص میدهد. بنابراین بنا بر آنچه معمول بوده دولت در هر ماه 2 جلسه از رسیدگی به مسائل کلان کشور عقب میماند. این عقبماندگی چگونه جبران میشود؟ دولت باید در این زمینه پاسخگو باشد.
بیش از این دولت البته به طور پراکنده استانداران استانهای مختلف را به جلسه رسمی خود در پایتخت فرا میخواند و از این رهگذر با مسائل متعدد هر استان آشنا میشد. آیا بهتر نیست این رویه در شرایط کنونی منظم و پرتعدادتر شده و در عوض از تراکم سفرهای استانی دولت کاسته شود تا به این طریق 2 طرح فراخوان استانداران به پایتخت و سفرهای استانی دولت با هم تلفیق شود و ضمنا احتمال غفلت دولت و اعضای آن از مسائل کلان کشور به صفر برسد؟