تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۰  ، 
کد خبر : ۵۰۶۲۹

دانائی محوری


علی صالح‌آبادی
آینده و مسایل آن سال‌هاست که موضوع تحقیق و تفکر بسیاری از اندیشمندان معاصر قرار گرفته است و به طور کلی «آینده‌نگری» به معنای تبیین و پیش‌بینی روندهای آینده، چه آن بخش که از مدل‌های پیشرفته کامپیوتری و آمار بهره می‌گیرد و چه بخشی دیگر که صرفاً به تحلیل کیفی می‌پردازد، جایگاه ویژه‌ای یافته است. الوین و هایدی تافلر با کتاب‌های «شوک آینده»، «موج سوم»، «جابه‌جایی در قدرت» و «جنگ و ضدجنگ» به شهرت جهانی دست یافته‌اند. زیرا هر یک از این کتاب‌ها با نظری جامع تحولات پیچیده‌ جهان را تحلیل کرده و مسایلی را فراروی اندیشمندان قرار داده که به راستی اندیشیدنی و آموختنی است.
«جابه‌جایی در قدرت» اوج 25 سال تلاش آنان برای بیان تغییرات حیرت‌آوری است که ما را به قرن بیست و یکم پرتاب می‌کند. در سراسر این کتاب اهمیت محوری قدرت تبیین می‌شود و نشان می‌دهد که چگونه عناصر سه‌گانه قدرت ـ زور، پول، دانایی ـ در حیات اقتصادی و سیاسی بشر نقش داشته‌اند و هر چند که در طول تاریخ اهمیت آن‌ها دگرگون شده است، ولی همچنان نفوذ خود را در زندگی بشر حفظ کرده‌اند. اگر در اعصار گذشته به ترتیب زور و پول ابزار اصلی قدرت بودند، اکنون دانایی مهم‌ترین ابزار قدرت را تشکیل می‌دهد و این جابه‌جایی است که تحولات، جهانی معاصر بر حول آن در حال شکل‌گیری است.
اقتصاد و سیاست به هم وابسته‌اند. ثبات سیاسی پیش‌شرط شکوفایی اقتصادی است. نظام نوین تولید ثروت به نظم نوین سیاسی و اجتماعی متناسب با آن نیاز دارد. در حوزه سیاست نیز مثل اقتصاد، هر چند استفاده از زور و خشونت همچنان ادامه خواهد داشت، اما تردیدی نیست که دانایی روز به روز اهمیت بیش‌تری خواهد یافت. آنچه در بالا خواندید نتیجه تراوشات شخصیت برجسته، الوین تافلر و همسرش هایدی بود که چگونه پرتاب جهان از قرن بیستم به شکل نوتر آن را به قرن بیست و یکم با پانزده سال مطالعه و بررسی، پیش‌بینی کرده‌اند. اینان بر خلاف کسانی که جهان را استاتیک (بدون تغییر) می‌بینند، آن را دینامیک (متحرک) و نقش دانایی محوری را تعیین‌کننده‌تر از پول و زور که هزاران سال سرنوشت مردم را ورق می‌زد، در قرن حاضر می‌دانند. با گذشت زمان و ورود به سده جدید آثار دانایی محوری دانایی در تصمیم‌گیری دولت‌ها و سرنوشت ملت‌ها پیش از هرگونه زمان دیگر رخ نشان می‌دهد. با بازنگری گذشته، به وضوح می‌توان غروب سلسله پهلوی را از دهه 40 به بعد مشاهده کرد، زیرا این رژیم به جای تکیه بر دانایی، به زور و سرکوب و پول نفت توجه اصلی داشته. ناکارآمدی، تکیه بر حکومت فردی، مخالفت با مطبوعات و احزاب مستقل و نهادهای مدنی، ناشی از تکیه بر نظریه زور و پول و غفلت از دانایی محوری در این نظام سلطنتی بود. مردم در سال 1357 با جایگزینی «جمهوری اسلامی» به جای «سلطنت مطلقه» ساختار حکومت را جابه‌جا کردند، اما در این روند دانایی، محور قرار نگرفت و یا از آن به خاطر شور انقلابی و جنگ تحمیلی، غفلت شد. تشکیل دولت‌های پس از انقلاب، یکی پس از دیگری بر اساس آرمان‌های انقلابی و یا اصلاح‌طلبانه شکل گرفت. هیچ کدام از روسای جمهور در شعارهای انتخاباتی دانایی محوری را شعار اصلی خود قرار ندادند، هاشمی‌رفسنجانی با شعار «ایجاد رفاه و سازندگی»، محمد خاتمی با شعار «احترام به حقوق شهروندی،‌ قانون‌مداری و دفاع از آزادی» و محمود احمدی‌نژاد با شعار «عدالت‌خواهی، مردی از جنس مردم، مبارزه با فساد و دفاع از حقوق ضفعا» به عرصه آمدند و مردم با را خود همراه کردند. هر چند برخی نامزدها در انتخابات نهم ریاست ‌جمهوری برای نخستین بار از دانایی محوری سخن به میان آوردند، اما این شعار در مقابل شعارهای دیگر کم‌رنگ بود و مورد توجه واقع نشد. چنان که الوین تافلر در کتاب «جابه‌جایی در قدرت» به طور مفصل به آن پرداخته، امروز ثابت شده است که دانایی بر زور و پول در حال غلبه کردن است و می‌رود که علم، تکنولوژی، فناوری و در یک کلمه دانایی متکثر و انحصار آن که قبلا در دست چند کشور بود، شکسته شود. روزگاری نه چندان دور و در دوران جنگ سرد، علم اتم در انحصار آمریکا، روسیه، فرانسه و چین بود. در حالی که در دنیای کنونی بیش از 30 کشور به تکنولوژی پیچیده ساخت بمب اتم دست یافته‌اند، از همین روی غرب از گسترش دانایی در پهنه جهانی که در نهایت آن را به زیان منافع خود می‌داند، به خشم آمده است و بیش از هر کشوری بر جمهوری اسلامی که به فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای دست پیدا کرده است، فشار وارد می‌کند. انتظار می‌رفت پس از دولت اصلاحات، دولتی روی کار آید که محور سیاست‌های آن دانایی باشد، اما در عمل با دولتی مواجهیم که به لحاظ مدیریت و کار بلدی به مراتب از دولت‌های قبل ضعیف‌تر است، زیرا در برنامه‌های این دولت، دانایی محوری چندان جایگاهی ندارد، در مقابل یکی از برنامه‌های این دولت مهرورزی است که یک توصیه اخلاقی و عاطفی به شمار می‌رود و رابطه‌ای با دانایی محوری ندارد. صاحب این قلم، چند ماه قبل از انتخابات نهمین دوره ریاست‌جمهوری طی یادداشت‌هایی با هدف اصل قرار دادن دانایی محوری، پیشنهاد کرد برای رسیدن به این هدف نیاز به تکنوکرات مسلمان داریم، مشروط بر این که او برای اداره کشور دارای طرح و برنامه از پیش تعیین شده باشد و پیچیدگی‌های دنیای مدرن را بیش از دیگران بداند تا از قافله تمدن امروزی عقب نمانیم.
دولت جدید در عمر دو ماهه‌اش دو لایحه تامین کسری بودجه سال 84 که در آن دو نرخی کردن بنزین، تامین یارانه گندم و... پیش‌بینی شد و لایحه تاسیس صندوق مهر رضا را به مجلس ارایه داد که هر دو لایحه به خاطر ایرادهای شکلی و ماهوی مورد اشکال مجلس قرار گرفت و پذیرفته نشد. در آخرین انتخابات شاهد بودیم که احمدی‌نژاد با انگشت گذاردن دولت‌های قبل و توجه ویژه به مستمندان به جای شعار «دانایی محور» مورد توجه بسیاری از جمله فرودستان جامعه قرار گرفت و به ریاست‌جمهوری برگزیده شد. مردم به طور عادی سرگرم زندگی خود هستند. این رسانه‌ها و دولت‌ها هستند که فکر و ذهن آن‌ها را جهت می‌دهند. تا زمانی که در کشور ما رسانه‌های فوق و مستقل به وجود نیاید که بی‌پرده و صریح، حقوق و مطالبات مردم را برجسته کند و آن‌ها را در معرض قضاوت و نقد صاحب‌نظران قرار دهند و نیز دولت‌ها خود را ملزم به عملیاتی کردن آنچه که صاحب‌نظران و کارشناسان می‌گویند بدانند و در شعارهای انتخاباتی و برنامه‌ریزی‌ها در دولت و مجلس، دانایی محوری اصل قرار نگیرد، می‌توان پیش‌بینی کرد دولت‌هایی که در آینده نیز بر سر کار خواهند آمد، سرنوشتی بهتر از دولت‌های قبل و دولت کنونی نخواهند داشت.
بنابراین اگر بپذیریم که دوران زور و پول در اداره کشور سپری شده است، آنگاه نباید قبول کنیم که درآمد نفت را نباید بر سر سفره‌ مردم برد، بلکه افزایش درآمد نفتی با استفاده از برنامه‌هایی که بر اساس دانایی محوری تدوین شده باشد، موجب پیشرفت خواهد شد و در مقابل هرگونه هزینه کردن درآمد نفتی بدون این گونه برنامه‌ها همان گونه که برای رژیم قبل خطر آفرید، برای جمهوری اسلامی ایران نیز خطرناک است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات