مسعود رضایی
توسعه فرهنگ و تمدن اسلامی در طول چهارده قرن گذشته در میان ملل و مناطق مختلف جهان و دستاوردهای عظیم و چشمگیر آن در عرصههای گوناگون، چیزی نیست که پوشیده و مکتوم باشد. این همه بیتردید ناشی از غنای ذاتی این دین الهی است که جوششی پایانناپذیر دارد و در هر عصر و زمان، ملتها و جوامع بسته به میزان سعی و تلاش خود، توفیق بهرهمندی از این منبع لایزال را به دست آورده و میآورند.
بدیهی است که اسلام همواره دشمنان و بدخواهانی را نیز در پیش روی خود داشته است. در زمره این بدخواهان، «استهزاءکنندگان»، سیاهترین و بلندترین نوع عملکرد را داشتهاند و اتفاقا بنا به تصریح قرآن کریم، هیچ پیامبری مبعوث نشد مگر آن که مورد طعن و تمسخر این جمع سیاه کار قرار گرفت. (یس: آیه 30) این جماعت در ابتدای بعثت با طرح القاب و برچسبهای گوناگون مانند ساحر، مجنون، شاعر و امثالهم، آزار و اذیت بر پیامبر را آغاز کردند و حتی جمعی از اینان به سرودن اشعار هجوآمیز در باره حضرت و آیین توحیدی اسلام، روی آوردند.
ادامهدهندگان این سیاهکاری را در طول تاریخ پر فروغ اسلام نیز میتوان سراغ گرفت و اگر چه تلخی و گزندگی چنین رفتارها و کردارهایی کم نبوده است اما در مقابل، حلاوت ذاتی اسلام به حدی بوده که این قوم، طرفی از خباثتهای خود نبستهاند.
در دوران حاضر چنین به نظر میرسد که سیاه کاران جهانی با بهرهگیری از ابزار و روشهای نوین در حال برنامهریزی برای پیریزی دور جدیدی از دستیازی به «استهزاء» برای مقابله با اسلام هستند. نگارش و انتشار کتاب «آیات شیطانی» توسط سلمان رشدی در همین راستا قابل تجزیه و تحلیل است. بر خلاف آنچه عدهای در زمان انتشار این کتاب عنوان میکردند و آن را صرفا تراوشات مغزی یک فرد به شمار میآوردند. و بر همین اساس موضعگیری صریح و قاطع امام خمینی(ره) در صدور حکم اعدام این نویسنده موهن به عنوان یک حکم مورد قبول تمامی مذاهب اسلامی و نیز جاری در طول زمان را به صلاح نمیدانستند.
روند حوادث و وقایع پشتیبانی جدی سیاهکاران بینالمللی از این اقدام ـ تحت پوشش دفاع از آزادی بیان ـ نشان داد که اینگونه حرکتهای به ظاهر فردی را باید در یک چارچوب بزرگتر، مورد ارزیابی قرار داد. بر همین مبنا، انتشار کاریکاتورهای توهینآمیز درباره رسول گرامی اسلام در حال حاضر را نمیتوان منقطع از اقدامات قبلی دانست و آن را مبنا و پایهای برای خیانتهای بعدی به شمار نیاورد.
در قبال چنین سیاست و برنامهای جهان اسلام نباید صرفا به پارهای واکنشهای مقطعی و موردی اکتفا کند، اگر چه تظاهرات مسلمانان در مناطق مختلف کاری بایسته و ضروری است.
در این برهه، سازمان کنفرانس اسلامی به عنوان محوریت سیاسی کشورها و ملتهای مسلمان در عرصه بینالمللی باید نقش و رسالت خود را به خوبی ایفا نماید.
این مساله مسلما به معنای نادیده انگاشتن مسئولیتهای هر کشور و نیز هر فرد مسلمان در این زمینه نیست. اما از سوی دیگر به هیچ وجه نباید از نوع و میزان تاثیرات اقدامات جمعی در فضای بینالمللی موجود غافل بود.
بنابراین، ایران در کنار اقداماتی که خود راسا دنبال میکند. باید فعال شدن سازمان کنفرانس اسلامی به منظور پیگیری این مساله تا رسیدن به یک معاهده بینالمللی مبنی بر ممنوعیت هر گونه توهین و استهزاء نسبت به ادیان الهی و مقدسات آنها را در دستور کار خود قرار دهد.
چنین اقدامی، قطعا با مخالفتها و کارشکنی کسانی که راه انداختن «جنگهای صلیبی» را برنامهریزی کرده و دنبال میکنند مواجه خواهد شد. اما حداقل دستاورد آن، پیوند و اتحاد ملتها و دولتهای اسلامی حول شخصیت پیامبر اکرم(ص) و قرآن خواهد بود که در جهان پرتلاطم کنونی، امری کاملا ضروری و اجتنابناپذیر است.
هیچ شکی نیست که اگر امروز سیاهکاران رو به حربه «استهزاء» آوردهاند، این حاکی از احساس عجز و ناتوانی در عرصه عقل و منطق و استدلال است. در مقابل، گسترش اسلام در مغرب زمین علیرغم تمامی تبلیغات منفی علیه آن، پیامی جز پویایی منطق و فرهنگ اسلامی در عصر و زمانه حاضر ندارد. در چنین شرایطی، وحدت امت اسلامی، مسلما دستاوردهایی بیکران را به دنبال خواهد داشت. این فرصت را نباید از دست داد.