جایگاه روزنامه حزبی
شاید کلیدیترین پرسش در این میان، این پرسش باشد که جایگاه رسانههای حزبی در حالت عام و روزنامههای حزبی به طور خاص در بین رسانهها کجاست؟ آیا میتوان روزنامهای را که ارگان یک حزب سیاسی است، روزنامهای دانست که از رسالت خود که اطلاعرسانی آزاد، شفاف و صادقانه است دور میشود؟ پاسخ به این پرسش کار راحتی نیست. اما اگر ماجرا را از پیچیدگی خارج کنیم و سادهتر به آن بنگریم، شاید پاسخ را راحتتر پیدا کنیم.
در کشور ما در غیاب احزاب قدرتمند، روزنامهها ناخودآگاه و ناگزیر نقش احزاب را ایفا میکنند. اما از دهه 1370 خورشیدی که تنوع احزاب سیاسی در کشور افزایش یافت، روزنامههای حزبی هم وارد عرصه سیاسی- اجتماعی کشور شدند. روزنامه همبستگی ـ ارگان حزب همبستگی ایران اسلامی ـ و روزنامه مشارکت - ارگان حزب مشارکت ـ از جمله روزنامههای حزبی بودند که در مقطعی از زمان به شمارگان بالایی هم دست یافتند. روزنامههای حزبی اگر چه منعکسکننده خبرها و رویدادهای مرتبط به حزب متبوع خود هستند اما این مانع از ایفای رسالت مطبوعاتی این روزنامهها نخواهد بود. در حقیقت، میزان محبوبیت روزنامههای حزبی با نوع عملکرد حزب از ارتباط تنگاتنگی برخوردار است.
اگر وظیفه احزاب سیاسی را نقد قدرت، انعکاس دیدگاهها، پیشنهادها و انتقادهای مردم و تلاش برای رفع دغدغههای ذهنی عموم در حوزههای مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بدانیم، طبیعی است که هر چقدر این احزاب بیطرفانهتر به مسایل بنگرند و آنچه مردم در دل دارند و در سر میپرورانند بیان کنند، جایگاه بهتری نزد مردم مییابند. چرا که مردم به این نتیجه میرسند که فلان حزب، بهتر مشکلات آنها را درک میکند و توانایی بیشتری برای ارائه راهکارهای مناسب برای حل این مشکلات دارد. طبیعی است که در چنین شرایطی، روزنامه ارگان حزب نیز به تریبونی برای بیان مطالبات مردم تبدیل میشود. چرا که احزاب سیاسی به دلیل حضور فعالتر در عرصه سیاسی کشور، آگاهی دقیقتری نسبت به اوضاع و احوال کشور دارند و با توجه به برگزاری منظم جلسات حزبی در کار گروههای مختلف در هر حزب سیاسی، آگاهی و دید دقیقتری نسبت به مسایل جاری در کشور ایجاد میشود. البته این به خودی خود اگرچه یک مزیت بزرگ برای یک حزب سیاسی است که از مطالبات و نیازهای مردم آگاه شود، اما زمانی نتیجه مطلوبتری، هم برای حزب و هم برای جامعه خواهد داشت که انعکاس مطلوبی هم در جامعه داشته باشد. در حقیقت، چه هواداران یک حزب و چه تمامی فعالان سیاسی و اجتماعی باید از امکان آگاهی از دیدگاههای یک حزب سیاسی برخوردار باشند و روزنامه حزبی پاسخی به این نیاز است. اما زمانی روزنامه حزبی میتواند رسالت خود را به خوبی ایفا کند که دو پیش نیاز را مورد توجه قرار دهد. نخستین پیش نیاز در ارتباط با حزب مربوطه است و دومین پیشنیاز، در مورد عملکرد رسانهای روزنامه حزبی.
نخستین پیشنیاز یک روزنامه قدرتمند حزبی که توان برقراری ارتباط و تعامل نزدیک با مردم و انعکاس مطالبات مردم را با دیدی بیطرفانه داشته باشد، در اختیار داشتن عقبهای به صورت یک حزب توانمند است؛ حزبی که نه از بالا به پایین، بلکه از پایین به بالا و از بطن جامعه برخاسته باشد. وقتی اعضای هیات موسس یا شورای مرکزی یک حزب سیاسی، برآمده از مردم باشند طبیعی است که از مشکلات مردم و معضلات جامعه آگاهی بیشتری دارند و به همین دلیل مواضعی که در مورد مسایل مختلف کشور اتخاذ میکنند مواضعی نزدیک به نظرات مردم و گاه کاملا منطبق با آن است. بنابراین آنچه در قالب گفتوگوها، اطلاعیه و بیانیهها از سوی اعضای حزب یا شورای مرکزی آن مطرح میشود، تا حد بسیار بالایی منطبق با نظرات مردم است و به همین دلیل حتی بیان نظرات حزب و اعضای آن از طریق تریبونی که در اختیار حزب قرار دارد ـ روزنامه حزب ـ نه تنها منافی رسالت مطبوعاتی ارگان حزب نیست، بلکه مکمل آن است. وظیفه یک حزب، آگاهی از نظرات و مشکلات مردم به منظور جلب رضایت عامه است تا پس از جلب آرای مردم و قرار گرفتن در حاکمیت به حل مشکلات مردم بپردازد. وظیفه یک رسانه هم انعکاس مشکلات مردم به منظور فراهم ساختن زمینه حل این مشکلات است. زمانی که یک حزب تعامل نزدیکی با مردم ایجاد کند و از مشکلات جامعه آگاه باشد و آنها را در ارگان در اختیار خود انعکاس دهد، وظیفه خود را به نحو احسن انجام داده است. در حقیقت میبینیم که روزنامه حزبی قویتر از یک روزنامه معمولی است چرا که روزنامه معمولی صرفا امکان انعکاس مشکلات مردم را دارد، اما یک روزنامه حزبی، علاوه بر انعکاس مشکلات مردم در روزنامه میتواند این امید را در ذهن مردم به طور عام و مخاطبانش به طور خاص ایجاد کند که از طریق ساخت سیاسی قدرت هم، اعضای حزب، برای حل این مشکلات تلاش کنند.
البته این امر مشروط بر آن است که حزب سیاسی، حزبی برآمده از بطن مردم و آگاه از مشکلات و مطالبات جامعه باشد و یافتن پاسخ برای نیازهای مردم را هدف اصلی خود از حضور در ساختار سیاسی و قدرت بداند که همانطور که ذکر شد پیشنیاز اول برای موفقیت یک روزنامه حزبی محسوب میشود. البته قصد بر این نیست که این نوشتار به دفاعیهای در عملکرد روزنامه مردمسالاری به عنوان ارگان حزب مردمسالاری تبدیل شود اما از آنجا که بهانه این نوشتار، از سخنان آقای علیاکبر جوانفکر مشاور مطبوعاتی رئیسجمهور در نفی روزنامه مردمسالاری که آن را صرفا یک ارگان حزبی دانستهاند که نمیتواند وسیله ارتباط جمعی باشد، ناگزیر از اشاراتی مختصر و گذرا درباره عملکرد روزنامه مردمسالاری هم هستیم.
عقبه روزنامه مردمسالاری، حزب مردمسالاری است که از بطن جامعه شکل گرفته و حزبی از پایین به بالا محسوب میشود. تمامی اعضای حزب مردمسالاری - بدون حتی یک مورد استثنا» ـ هیچگاه در ساختار سیاسی قدرت حضور نداشتهاند و همین امر، دلیل واضحی بر جایگاه مردمی حزب است. به همین دلیل میتوان به این نکته اذعان کرد که آنچه از طریق گفتوگوها و مواضع اعضای حزب مردمسالاری یا شورای مرکزی و دفتر سیاسی این حزب بیان میشود، از آن جا که از فکر اعضایی سرچشمه میگیرد که از بطن جامعه، حزب را تشکیل دادهاند تا حد بسیار زیادی منطبق با نظر اکثریت جامعه است. ارتباط و تعامل نزدیک و تنگاتنگ حزب مردمسالاری با مردم از طریق دفتر مرکزی و دفاتر استانی حزب - که به بیش از 28 استان بالغ میشود ـ نشان میدهد که حزب مردمسالاری سعی کرده زمینه را برای تحقق نخستین پیش زمینه برای انتشار یک روزنامه حزبی که آگاهی حزب از مشکلات و معضلات مردم باشد فراهم ساخته است.
اما دومین پیش زمینه برای تحقق یک روزنامه حزبی قدرتمند، تفکیک مسائل حزبی از وظایف رسانهای این روزنامه است. یک روزنامه حزبی اگرچه ارگان یک حزب و تشکل سیاسی محسوب میشود، اما از آنجا که تریبونی برای بیان دغدغههای مردم است که رسالت اطلاعرسانی را در معنای عام ـ خارج از چارچوبهای حزبی ـ بر دوش دارد، باید مسائل حزبی را ـ هر چقدر هم که نتیجه تعامل نزدیک با عموم مردم و اقشار مختلف جامعه باشد و طبیعتا صحت داشته باشد ـ از رسالت اطلاعرسانی آزاد، شفاف و صادقانه تفکیک کند. روزنامهای حزبی که ارگان یک حزب محسوب میشود، اگر از صفحه اول تا صفحه آخر مملو از خبرها، رویدادها، گفتوگو و تحلیلهای حزبی باشد، نه تنها به هدف خود که اطلاعرسانی است نمیرسد، بلکه هیچ مخاطبی هم در جامعه پیدا نخواهد کرد. در چنین حالتی، روزنامه حزبی به یک بولتن داخلی تبدیل میشود که صرفا برای اعضای حزب انتشار می یابد و جذابیتی برای عموم مردم ندارد. در حقیقت همین جاست که تفاوت یک روزنامه حزبی با یک بولتن حزبی مشخص میشود. در بولتن حزبی، همه مطالب، اعم از خبر، گفتوگو، تحلیل و گزارش صرفا با صبغه حزبی و از دیدگاه اعضای حزب بیان میشود اما در روزنامه حزبی، مواضع حزبی، بخش کوچکی را به خود اختصاص میدهند و اصل بر اطلاعرسانی آزادانه و صادقانه و بیطرفانه به مردم، خارج از چارچوبهای حزبی است. به همین دلیل هم در یک روزنامه حزبی، هیچ گاه تمامی خبرنگاران و نویسندگان روزنامه لزوما عضو حزب نیستند. بلکه همانگونه که حزب، با آگاهی از مطالبات مردم برای یافتن راهی برای حل این معضلات تلاش میکند، خبرنگاران و نویسندگان روزنامه حزبی هم همانند روزنامههای غیرحزبی برای انعکاس مطالبات و مشکلات مردم تلاش میکنند تا از طریق ادغام این دو راهکار، زمینه برای حل مشکلات عموم مردم و ساختن جامعهای بهتر فراهم شود.
این پیش زمینه دوم هم در روزنامه مردمسالاری تا حدود زیادی تحقق یافته است. در روزنامه مردمسالاری با وجود ارگان حزب مردمسالاری محسوب میشود، حجم مطالب مربوط به حزب که در روزنامه منتشر میشود بسیار اندک است و شاید در طول یک هفته، مجموع مطالبی که در مورد حزب یا از طرف اعضای حزب در قالب اطلاعیه، بیانیه، گفتوگو، نقد، تحلیل و یادداشت در روزنامه منتشر میشود به یک صفحه هم نمیرسد. با توجه به این که تعداد صفحات منتشر شده روزنامه مردمسالاری در طول یک هفته، 100 صفحه است میبینیم که حجم مطالب صرفا حزبی در روزنامهای که ارگان حزب است هیچ گاه از یک درصد تجاوز نمیکند و این بدین معناست که روزنامه مردمسالاری، تفاوت با بولتن حزبی را درک کرده و رسالت مطبوعاتی خود را، نسبت به عقبه حزبی خویش در اولویت قرار میدهد. ضمن این که اغلب خبرنگاران، نویسندگان و اعضای تحریریه روزنامه مردمسالاری، عضو فعال حزب مردمسالاری محسوب نمیشوند و میتوانند بدون هیچ خودسانسوری، رسالت خود را در قالب مطالب نوشتاری در روزنامه عرضه کنند. مروری بر سابقه روزنامه مردمسالاری هم نشان میدهد که هیچ گاه این روزنامه که ارگان حزب هم محسوب میشود، مسائل حزبی خاص را نسبت به نیازهای مردم در اولویت قرار نداده است و هر گاه گفتوگویی از اعضای حزب یا بیانیهای از طرف حزب در روزنامه انعکاس برجستهای داشته تنها به این دلیل انعکاس برجستهای یافته که آنچه بیان شده، با مطالبات عامه مردم انطباق بیشتری داشته و صرفا یک موضعگیری حزبی درون گروهی نبوده است؛ بلکه با عموم مردم مرتبط بوده است. در حالی که در شرایط حساسی برای حزب، همچون اعلام کاندیداتوری دبیر کل حزب مردمسالاری در انتخابات ریاست جمهوری نهم، شورای سردبیری روزنامه مردمسالاری برای حفظ استقلال و بیطرفی خود، حتی این موضوع را مطرح نکرد که خبر ثبتنام دبیر کل حزب در انتخابات، برجستهتر از سایر رویدادها باشد و عکس دبیر کل همراه با سایر افراد شاخصی که در همان روز برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری ثبتنام کردند ـ ابراهیم یزدی، به یک اندازه و در کنار هم منتشر شد. (نگاه کنید به روزنامه مردم سالاری، شماره، خرداد 1384) در حقیقت هیچ گاه در روزنامه مردمسالاری، اولویتهای حزبی به اولویت روزنامه تبدیل نشده تا مسایل حزیی، به مساله عموم مردم تبدیل شود و حتی در مواردی که کنگره سراسری حزب مردمسالاری برگزار شده، سعی بر آن بوده تا از تیترهایی استفاده شود که برای عموم مردم جذابیت و البته کارکرد داشته باشد و صرفا کاربرد حزبی و درون گروهی برای آن تعریف نشود، چرا که همانگونه که ذکر شد در حزب مردمسالاری، تفاوت بین روزنامه حزبی و بولتن حزبی به خوبی شناخته شده است.
بنابراین روزنامه مردمسالاری سعی کرده دو پیش زمینه را برای تبدیل روزنامه ارگان حزب به روزنامهای که وسیله ارتباط جمعی هم باشد و رسالت اطلاعرسانی خود را طبق تعاریف و استانداردهای روزنامهنگاری جهان ایفا کند فراهم سازد. اول این که حزب مردمسالاری به عنوان عقبه روزنامه مردمسالاری، از آنجا که حزبی از پایین به بالا و برخاسته از متن جامعه است، سعی داشته در ارتباط نزدیک با عموم اقشار جامعه، تعامل خوبی با عموم مردم برقرار کند و با آگاهی از مطالبات و نیازهای مردم، مواضعی اتخاذ کند که پس از انعکاس در روزنامه، مورد توجه عموم مردم قرار گیرد و دوم این که در روزنامه مردمسالاری، با وجود آن که ارگان حزب محسوب میشود و در اولویت قرار گرفتن خبرهای حزبی هم در آن نمیتواند موضوع عجیبی باشد، اما با این وجود پرداختن به مطالبات و نیازهای عموم مردم از دیدگاه نویسندگان و خبرنگاران روزنامه که اغلب تعلق حزبی هم به مردمسالاری ندارند و رسالت مطبوعاتی خود را صرفا در چارچوب روزنامه مردمسالاری دنبال میکنند در اولویت روزنامه قرار دارد. به همین دلیل میتوان ادعا کرد که روزنامه مردمسالاری، اگر چه روزنامهای حزبی است، اما تا حد امکان سعی کرده رسالت اطلاعرسانی خود را در اولویت قرار دهد و به همین دلیل با وجود احترامی که برای نظر آقای جوانفکر قائل هستیم نمیتوانیم روزنامه مردمسالاری را صرفا یک ارگان حزبی بدانیم، «نه وسیله ارتباط جمعی».
البته پرداختن به موضوع احزاب و رسانهها در کشور ما - ایران - به عنوان کشوری در حال توسعه، کار چندان راحتی نیست و نیاز به بررسیهای گستردهای دارد. اما این نکته واضح و مبرهن است که در کشوری که نهادهای مدنی در آن به خوبی پا نگرفته و این تشکلها با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم میکنند و احزاب نیز به جایگاهی که شایسته آن هستند دست نیافتهاند، نمیتوان به راحتی در مورد دوری مطبوعات از رسالت خود سخن گفت. ضمن این که فقدان احزاب قدرتمند و تاثیر گذار در ایران ـ که البته این خلا» به برکت دولت سیدمحمد خاتمی که فضا را برای فعالیت احزاب و نهادهای مدنی فراخ تر ساخت ـ موجب شده برخی از رسانهها کارکرد حزبی پیدا کنند، بدون آن که مارک حزب بر پیشانی خود داشته باشند. وقتی روزنامههایی مثل مردمسالاری، اعتماد ملی، همبستگی و کارگزاران ـ و البته پیش از اینها مشارکت ـ به صراحت و شفافیت خود را ارگان حزب معرفی میکنند و با احترام به مردم، عملکرد حزبی و رسانهای خود را در معرض دید و داوری عموم قرار میدهند، طبیعتا عملکردی شایسته تقدیر از خود به نمایش میگذارند چرا که هیچ چیز برای پنهان کردن از مردم ندارند و مردم را مخاطب اصلی و داور نهایی عملکرد خود میدانند. اینها روزنامههایی حزبی هستند که این موضوع را به صراحت بیان کردهاند و واهمهای از این موضوع ندارند. چون سعی کردهاند در گفتار و کردار خود شفاف باشند.
اما در این میان روزنامههایی هستند که اگر چه در ظاهر، ارگان هیچ حزبی نیستند، اما با احزاب پنهان ارتباط نزدیکی دارند و ارگان احزاب بی شناسنامه محسوب میشوند. این روزنامهها ـ که همگان آن را میشناسند ـ با نیرنگ زدن تودهها و عملکردی مخفی و ظاهر فریب سعی در فریب دادن مخاطبان دارند. به همین دلیل به نظر میرسد که زیانهای روزنامههایی که با عملکرد غیرشفاف، به عنوان ارگان احزاب پنهان و بدون شناسنامه فعالیت میکنند، به مراتب بیش از روزنامههایی باشد که خود را به صراحت ارگان حزب شناسنامه داری میدانند.
و اما یک نکته دیگر، ای کاش پیش از نفی روزنامههای حزبی، به یاد بیاوریم که روزنامهای مثل جمهوری اسلامی هم که از بدو پیروزی انقلاب اسلامی منتشر میشود روزنامهای حزبی بوده است که بسیاری از بزرگان نظام در انتشار آن نقش داشتهاند.