تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۲  ، 
کد خبر : ۵۰۶۶۹

فوائد همسایگی ترکیه برای ایران


احمد نقیب‌زاده

از آغاز قرن نوزدهم به این سو همه کشورها در روابط خارجی خود از یک سو با ساختار جامعه بین‌الملل و از سوی دیگر با انبوهی کشورهای مختلف روبرو هستند و این هر دو تأثیر قاطعی بر تعیین اهداف و خط مشی روابط خارجی یک کشور بر جای می‌گذارند.

اما از میان این همه بازیگر در عرصه بین‌الملل، کشورهای همسایه از جایگاه مهمتری برخوردارند. زیرا هر تغییری اعم از مثبت یا منفی، ثبات یا بی‌ثباتی، قوت و ضعف و فقر و غنا در کشورهای همسایه تأثیر بلاواسطه و مستقیمی  بر وضعیت آن کشور خواهد داشت.

 نگاهی به تاریخ روابط ایران و ترکیه نشان می‌دهد که هر دو کشور با دقت و مراقبت تحولات کشور همسایه را زیر نظر داشته‌اند. ظهور امپراتوری عثمانی کم و بیش با ظهور صفویه در ایران تقارن دارد و از همان زمان موازنه قدرت، جنگ و صلح بین آنها عامل اصلی سیاستگزاری آنها در عرصه بین‌الملل و راقم روابط آنها با سایر قدرتهای آن زمان بوده است.

از آغاز قرن نوزدهم که هر دو کشور با تمدن و فرهنگ غرب آشنا شده و درصدد برآمدند از طریق الگو قرار دادن غرب به پیشرفت دست یابند، تأثیر متقابل یکدیگر را در حوزه مسائل اجتماعی و فرهنگی و بالاخره در مسابقه  غربگرایی به نمایش گذاشتند.

 صدور فرمان گلخانه از سوی سلطان عثمانی که خود می‌توانست سرآغاز قانون اساسی و مقدمه توسعه سیاسی در امپراتوری عثمانی باشد با اصلاحات امیرکبیر و میرزاحسین‌خان سپهسالار در ایران همسو و همزمان بود.

 پس از آن جامعه مدنی هر دو کشور در حال پرورش یک گروه نخبه غربگرا بود که نماد آن در ایران انقلاب مشروطه و در عثمانی انقلاب ترکان جوان بود. شکست راههای دموکراتیک در ایران و عثمانی، هر دو کشور را به سوی راه‌های  اقتدارگرایانه توسعه و تجدد سوق داد که نماد آن حکومت رضاشاه و جمهوری آتاترک بود.

در نظام جمهوری راه برای تحولات آرام گشوده است اما در نظام پادشاهی اگر به سلطنت مشروطه نینجامد، دگرگونی‌های سیاسی جز از طریق انقلاب میسر نیست. اما سرانجام در پایان قرن بیستم هر دو کشور از دو راه متفاوت به یک دموکراسی هدایت شده رسیدند که خود در میان اینهمه رژیم‌های استبدادی و دیکتاتوری در جهان سوم غنیمت است.

 این راه‌های مختلف که مورد استفاده ترکیه و ایران قرار گرفت در سیاست کنونی دو کشور تأثیر شگفتی بر جای گذاشته است. ترکیه مدتهاست که خود را برای ورود به عصر جهانی شدن آماده می‌کند اما ایران اسلامی قصد مقاومت در برابر آن را دارد.

علت این تفاوت در جهت‌گیری روابط خارجی دو کشور، استمرار آرام در سیاست غربی شدن از سوی ترکیه و واکنش منفی ایران در برابر این امر است که در انقلاب اسلامی 1357تبلور یافت.

ترکیه در فرایند غربگرایی تردیدی به خود راه نمی‌دهد و تا آنجا پیش می‌رود که خواهان الحاق به اتحادیه اروپا می‌شود. وحدت ملی در ترکیه و همسویی دولت و ملت چنان است که احزاب لائیک و مذهبی هم در این موضوع وحدت نظر دارند و این عزم جزم می‌رود تا ترکیه را به کشوری اروپایی که در عین‌حال دروازه غرب به سوی شرق اسلامی هم باشد تبدیل کند.

 گرچه به باور ما ترکیه مسلمان هرگز به درون اتحادیه اروپای مسیحی (نه تنها بنیانگذاران این اتحادیه مانند ژان مونه و شومان مسیحیان باورمندی بوده‌اند بلکه هرکس دیگری که از قرن 17 تا جنگ جهانی دوم مثل آبه دوسن پی‌یر، تزار آلکساندر، ویکتورهوگو و دیگران که در مورد وحدت اروپا سخن گفته‌اند فقط بر عنصر مسیحیت تاکید داشته‌اند) راه نخواهد یافت اما طرف ممتاز و مرجح اتحادیه اروپا خواهد بود. حتی تمام مخالفان اروپایی الحاق ترکیه در این امر که ترکیه متحد مطمئن غرب و طرف حساب ممتاز آن باشد اشتراک نظر داشته و ترکیه را دوست خوب خود تلقی می‌کنند.

حال فرض کنیم که ترکیه در چند سال آینده به عضویت اتحادیه اروپا در خواهد آمد، در این صورت وضعیت ایران چگونه خواهد بود؟ همان‌طور که در مورد پیشینه روابط دو کشور و حساسیت آنها نسبت به یکدیگر گفتیم، در دوران معاصر و آینده هم این تاثیرگذاری متقابل از بین نخواهد رفت.

نخست آن که الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا پیشرفت اقتصادی غیر قابل‌انکاری را نصیب این کشور خواهد کرد که مورد حسد بسیاری از همسایگانش قرار خواهد گرفت. همان‌طور که اسپانیا ده سال پس از الحاق به این اتحادیه شاهد جهش اقتصادی چشمگیری بود، در ترکیه نیز شاهد سرازیر شدن سرمایه و سرمایه‌گذاری‌های گسترده  سایر اعضای اتحادیه خواهیم بود.

  این جهش در کنار تلطیف قوانین، تعمیق دموکراسی از طریق توسعه مشارکت و سلامت انتخابات و پیوند احزاب ترکیه با احزاب بزرگ اروپا و خلاصه توسعه سیاسی، مبادلات علمی و پذیرش دانشجویان ترک در دانشگاه‌های معتبر اروپا، افتتاح شعب دانشگاه‌های اروپا در ترکیه، این کشور را به پیشرفت‌های علمی و فرهنگی بزرگی خواهد رساند که هیچ یک از کشورهای همسایه و خاورمیانه‌ای از آن برخوردار نبوده و نخواهند بود.

اروپائیها اتحادیه اروپا را ماشین صلح‌سازی توصیف کرده و می‌گویند دست‌کم 30 کشور عضو بین خود روابطی مسالمت‌آمیز دارند و به این ترتیب ترکیه با ورود به این اتحادیه به یکباره با 30 کشور اروپا روابطی دوستانه پیدا می‌کند.

در حوزه روابط خارجی هم از آنجا که دیگر ترکیه به تنهایی تصمیم نخواهد گرفت و روابطش با بسیاری از کشورهای همسایه و خاورمیانه در قالب سیاستهای اتحادیه اروپا تعریف خواهد شد و آن دسته از کشورهای منطقه که روابط خوبی با کشورهای اروپایی ندارند با آغوش باز ترکیه روبرو نخواهند شد و حتی مبادلات تجاری آنها با ترکیه نیز متحمل آسیبهای جدی خواهد شد. 

روابط ایران و ترکیه عضو اتحادیه اروپا، در صورت استمرار سیاستهای کنونی از همه کشورهای دیگر خاورمیانه بیشتر با مشکل روبرو خواهد شد. زیرا ترکیه دروازه ایران به سوی غرب تلقی شده و هرگونه اغتشاشی در این روابط پیامدهای سنگینی به بار خواهد آورد.

البته به همین‌سان اگر روابط ایران با غرب بهبود یابد نفع‌الحاق ترکیه برای ایران از همه کشورهای دیگر بیشتر است. با قرار گرفتن ایران در همسایگی اروپا نه تنها راه نزدیکی نصیبش می‌شود بلکه بر روابطش با قدرتهای دیگر همسایه مانند روسیه نیز تاثیر مثبتی بر جای می‌گذارد.  

نکته دیگر وضعیت منطقه‌ای ایران است که هم‌اکنون در رقابتی ناگفته با ترکیه قرار دارد. این رقابت با الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا به نفع ترکیه شدت بیشتری خواهد گرفت. زیرا نه تنها محصولات اروپا از طریق ترکیه در اختیار همسایگان ما قرار می‌گیرد بلکه قوت سیاسی ترکیه عضو ناتو و عضو اتحادیه اروپا دست‌کم در کشورهایی مانند آذربایجان کششی مضاعف ایجاد خواهد کرد.

چالش دیگری که الحاق احتمالی ترکیه فراروی ایران می‌گذارد تحولات علمی -  فرهنگی این کشور همسایه است که بر مطالبات مدنی مردم ایران بویژه جوانان می‌افزاید. به همان میزان که از مشکلات سیاسی ترکیه کاسته می‌شود بر مشکلات ایران افزوده می‌شود.

به طور کلی دموکراسی پیشرفته  ترکیه عضو اتحادیه هم بر مطالبات سیاسی جامعه ایران اثر خواهد گذاشت و لائیسیسم تقویت شده ترکیه به مصاف نظام سیاسی ـ مذهبی ایران آمده و تحریک‌های بیشتری را در جامعه مدنی ایران بر می‌انگیزد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات