مهدی امینیان
بعد از اتمام جنگ تحمیلی و رسیدن کشور به ثباتی امنیتی، گفتمانها و جریانهای مختلف سیاسی همواره در تلاش بودهاند تا گفتمان و استراتژی مورد نظر خویش را به عنوان استراتژی غالب در کشور به تایید مردم برسانند. زمانی گفتمان سازندگی و در برههای گفتمان اصلاحاتی به عنوان گفتمانهای غالب در کشور مطرح شده و هر کدام در طی هشت سال تلاش نمودند تا استراتژی مدنظر خویش را در تمامی ابعاد نظام به اجرا درآورند. گفتمان اصولگرایی که مطابق تعریف دقیق و حکیمانه مقاممعظم رهبری، بازگشت به خط اصیل انقلاب و آموزههای اسلام ناب محمدی(ص) است با شاخصههای خدمت، عدالت، کارامدی، معنویت و دوری از جنجال و تنش، توانسته است در چند سال اخیر به یک استراتژی پایدار در نگاه مردم و مسؤولان نظام تبدیل شده به گونهای که با توجه به شواهد و قرائن غیر قابل انکار از جمله انتخاباتهای سالهای اخیر و پیروزی قاطع اصولگرایان در آنها، کشور در مسیر اصولگرایی با گامهای بلند پیش رفته و مسیری بیبازگشت را طی مینماید. مردم در این انتخاباتها به صراحت اعلام داشتند، همواره خواهان بسط و گسترش گفتمانی میباشند که خدمترسانی، عدالتمحوری، کارامدی و پایبندی به اصول، آرمانها و اهداف انقلاب اسلامی و مردمسالاری دینی محوریترین مؤلفههای مانیفست ایشان بوده و صداقت و یکرنگی با مردم از شاخصههای اصلی رفتار و منش سیاسی ایشان باشد.
اصولگرایان که از منبع فکری واحدی برخوردار بوده و در مبانی، اصول و اهداف دارای کوچکترین اختلاف نمیباشند در دو انتخابات اخیر ریاست جمهوری و شوراها، بواسطه برخی تند مزاجیها، کم تحملیها و تکرویها که نشات گرفته از برخی اختلاف سلایق بوده است، شاهد دودستگی و یا چند دستگی در میان نیروهای خویش در خصوص کاندیداهای مورد نظر در این دو انتخابات بوده و به اجماع و اتفاق نظر جهت ارائه لیستی واحد یا تعیین کاندیدایی واحد نائل نیامدند.
در این میان از بعد از خارج شدن اصلاحاتیان از قدرت اجرایی و تقنینی توسط مردم، ایشان که به توفیق چندانی در ایجاد اجماع در میان جریانها و احزاب مختلف مدعی اصلاحات جهت کسب موفقیت در انتخابات مجلس هشتم نائل نیامدهاند، بهترین، کوتاهترین و سهلالوصولترین راهحل جهت موفقیت جریان متشتت و گسسته اصلاحات در انتخابات آتی مجلس و در آغوش کشیدن مراد خویش یعنی "قدرت" را در ایجاد اختلاف، تشتت و گسست در جبهه و اردوگاه اصولگرایان دیدهاند. اصلاحاتیان غیر مُصلِح !!! هدف بنیادین خویش را با تمام توان در بستر هجمه و تخریب گسترده چهره جریان اصولگرایی و در سه بعد پیگیری مینمایند:
الف- تخریب چهره دولت اصولگرا؛
ب- بسته نشان دادن دایره اصولگرایی به جهت انحصارطلبی؛
ج- تنوع سلایق و گروههای اصولگرا و سهمخواهی ایشان.
الف تخریب چهره دولت اصولگرا
تخریب چهره دولت خدوم، مردمی و عدالت طلب اصولگرایان در دو جهت پیگیری میشود:
1- طرحها و برنامههای در دست اقدام و یا در حال اجرای دولت: سیر تخریبی و سیاهنمایی علیه برنامهها و عملکرد دولت در زمینههای فرهنگی، سیاست خارجی و علیالخصوص برنامههای اقتصادی از دو سال پیش و از بدو تشکیل دولت اصولگرایی آغاز و تاکنون با شدت وحدت گستردهای از سوی اصولگرایان پیگیری میشود. عملیات و جنگروانی مدعیان اصلاحات علیه دولت اصولگرا از اوایل دیماه سال گذشته تاکنون را میتوان در سه محور رصد نمود:1- وضعیت وخیم اقتصادی برای کشور، و به شکست منجر شدن برنامههای اقتصادی دولت و ناامید کننده بودن بودجه 86 برای اقتصاد کشور؛ این امر را در مصادیقی چون موارد ذیل میتوان مشاهده نمود: افزایش نقدینگی و موج گرانیها در مقولات مختلف مانند خوراک، مسکن، اقلام صنعتی و غیره، کاهش قیمت نفتخام، عدم سرمایهگذاری خارجی در کشور و فرار سرمایههای داخلی و خارجی از کشور، کاهش مجدد نرخ سود بانکی، عدم فروش بنزین از سوی کشورهای غربی به ایران و بحران بنزین و حمل و نقل عمومی و سهمیهبندی آن از سوی دولت، تحریمهای بانکی ایران از سوی بانکهای غربی؛ 2- پرونده هستهای ایران و اعمال تحریمهای مختلف علیه ایران از سوی آمریکا و ایادی وی در شورای امنیت سازمان ملل بواسطه بیکفایتی دولت در رهبری مذاکرات هستهای با کشورهای اروپایی؛
مدعیان اصلاحات در نقدهای خویش تلاش فراوان نمودند تا از دولت چهرهای بیمنطق، ناآشنا با کار کارشناسی، غیر کارآمد، خودسر، تندرو و انحصارطلب (دقیقا برخلاف نظر مقام معظم رهبری در مورد دولت نهم)(1) نمایش داده و با سوءاستفاده از برخی نقدهای مشفقانه و دلسوزانه دیگر اصولگرایان در مجلس و در احزاب نسبت به دولت، ثابت نمایند که عملکرد "خودسرانه و انحصارطلبانه" دولت منجر به رنجش خاطر دیگر گروههای حاضر در جبهه اصولگرایی شده است. ایشان با حمایت صوری از برخی گروههای اصولگرایی در قالب اظهار نظرهایی چون، "جریان اصولگرایان در درون نظام هستند و نظام جمهوری اسلامی و مردم را قبول دارند و این جریانها ریشه و سابقه دارند"(2) و "این جریانها همواره قواعد بازی را قبول داشتند و بر سر مسائل کلی تفاهم بین آنها به چشم میخورد"(3)، تمام تلاش خویش را متوجه وادار نمودن این گروهها به موضعگیری علیه دولت نموده و این گروهها را در نقطه مقابل دولت قرار دهند به نحوی که امید هیچگونه تفاهم و نزدیکی میان دولت و دیگر اصولگرایان نرود. اصلاحاتیان با اتخاذ این استراتژی تلاش نمودند که اولا اقدام به مثله کردن این جبهه نموده و جریان اصولگرایی را از موج حمایتهای مردمی از برنامهها، شعارها و اهدافشان به شکلی یکدست و قابل توجه محروم کرده و آرای حامیان این جبهه را به چند قسمت تقسیم نمایند؛ ثانیا با ایجاد هراس و شک و تردید در دل مردم نسبت به حامیان گروهی و فردی دولت، از وزن آرای جبهه اصولگرایی به شدت کاسته و به حجم آرای خویش بیفزایند.
اصلاحاتیان در این راستا حتی به "احزاب قدیمی" جبهه اصولگرایی توصیه مینمایند به تشریح تفاوتهای خود با دیگر اصولگرایان پرداخته و در نهایت با تابلوی حقیقی حزب خویش (و نه تابلویی جدید) وارد عرصه انتخابات شوند.
2- معرفی دولت و جریان حامی دولت به عنوان گروههایی ناشناخته که در صدد دخالت و سنگاندازی بر سر راه اجماع اصولگرایان هستند: در این راستا اصلاحاتیان همواره در مقام اثبات این امر برآمدهاند که دولت اصولگرایان و حامیان دولت به جهت داشتن خوی "افراطیگری، انحصارطلبی، اقتدارگرایی و…" همواره درصدد دخالت مستقیم در عرصه انتخابات به هدف کنار گذاشتن تمامی جریانها و گروههای سیاسی حتی دیگر گروههای اصولگرا و یکطرفه نمودن انتخابات به نفع خود و حامیان خود بوده و در این راه از دستاویز قرار دادن هرگونه حربهای اعم از توهین و تخریب به شخصیتهای بزرگ سیاسی اعم از روحانی و غیر روحانی و تخریب تمامی گروهها و جناحهای سیاسی کشور ابائی ندارد.
این روند تخریبی علیه دولت که از حدود یک سال پیش آغاز گردید در تداوم خویش و در بحبوحه هشدارهای تمامی افراد مسؤول و غیرمسؤول پیرامون "جریانی مشکوک"(4)، "جریانی خزنده با برنامه حساب شده به دنبال هتک حرمت و حذف روحانیت"(5)، "جریانی بیریشه و بیهویت"(6) و…، منتهی به معرفی گروههای ناشناختهای شد که این گروهها، اقدام به حمایت از دولت نهم کرده و به واسطه منش و روش تند، رادیکال و تمامیتخواه خویش در صدد مصادره قدرت به نفع گروه خویش بوده و قصد دور زدن و محروم کردن دیگر گروههای سیاسی حتی اصولگرایان از قدرت سیاسی را دارند. جالب اینکه اصلاحاتیان در این مرحله نیز گاهی در لفافه و گاهی به صراحت، افراد نزدیک به رئیسجمهور و حامیان نزدیک وی در انتخابات را مصداق بارز این گروههای ناشناخته معرفی مینمایند.
به عنوان مثال میتوان به مصادیق ذیل اشاره نمود:
- آقای حسین مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی در مصاحبهای پیرامون هویت جریان احمدینژاد مدعی میشود: "اینجاست که احمدی نژاد باید بتواند یک جریان جدید بسازد و به نظر میرسد که هدف سفرهای استانی هم همین باشد، ساختن یک جریان جدید در برابر جریان اصولگرای حاکم بر مجلس هفتم. این جریان جدید به دنبال این خواهد بود که بتوانند در دوره بعد مجلس به مجلس راه پیدا کنند اما آیا جناح اصولگرا اجازه میدهد که احمدی نژاد یک جریان جدید را از نو خلق کند و همه اصولگرایان را هم کنار بگذارد".(7)
- روزنامههای اصلاحاتیان در چندین شماره خویش با معرفی گروهی با عنوان حامیان احمدینژاد (که البته به زعم ایشان گروهی برخاسته از دل دولت و مشاوران رئیسجمهور میباشد)، به بیان سهمخواهی این گروه از ائتلاف اصولگرایان و "اعمال فشارهای گسترده نمایندگان دولت و سهمخواهی آنها در شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان" پرداخته است. این روزنامهها مینویسند: "حامیان دولت که متشکل از افرادی از درون نهاد ریاست جمهوری و برخی مشاوران نزدیک رئیسجمهور است صرفا به دلیل اینکه احساس میکنند دولت از محبوبیت خاصی در میان افکار عمومی برخوردار است جبهه متحد اصولگرایان را تحت فشار گذاشته تا از حق رای بیشتری برای انتخاب لیست برخوردار شوند. نمایندگان دولت خواستار حضور یک فرد بیشتر در شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان به نمایندگی از دولت نهم شدند".(8) روزنامه اعتماد ملی در تیتر اول خود با نامیدن جمعیت آبادگران جوان به عنوان یاوران احمدی نژاد چنین تیتر میزند که: "آبادگران جوان و یاوران احمدینژاد شکل دادند: صفآرایی علیه ریشسفیدان اصولگرا".(9)
ب- بسته نشان دادن دایره اصولگرایی به جهت انحصارطلبی
بعد دوم عملیات تخریبی اصلاحاتیان جهت ایجاد شکاف در جبهه اصولگرایی، القاء و بزرگنمایی فوقالعاده دو ذهنیت و تأکید فراوان بر آنها میباشد:
1-در شورای مرکزی شش نفره جبهه متحد اصولگرایان تنها نمایندگان سه طیف اصلی اصولگرایان یعنی اصولگرایان تحولخواه، اصولگرایان سنتی و اصولگرایان حامی دولت حضور داشته و طراحی ساز و کارهای لازم جهت وحدت اصولگرایان در انتخابات مجلس هشتم و تعیین کاندیداهای جریان اصولگرایی در این انتخابات به دست این سه طیف میباشد. این امر به معنای انحصارطلبی اصولگرایانه، بستن و تنگ کردن دایره اصولگرایی و بیرون راندن و بیتوجهی محض نسبت به دیگر نیروهای فعال حاضر در این جریان سیاسی میباشد.
در این راستا روزنامههای منتسب به جریان اصلاحات ضمن درج و بزرگنمایی بیش از حد برخی از اعتراضات و گلایههای دلسوزانه درون جناحی (که صرفا در راستای اتخاذ سازوکاری بهینه و مناسبتر در خصوص ایجاد اجماع در جبهه اصولگرایان و کسب موفقیت بیشتر در انتخابات مجلس هشتم میباشد)، تلاش گستردهای را نموده تا در این قالب بتوانند ذهنیت فوق را القاء نمایند. به عنوان مثال روزنامه اعتماد ملی که از بدو تاسیس خویش سیاست تخریب دولت و جریان اصولگرایی را به عنوان مهمترین و اساسیترین سیاست روزنامه البته به تبعیت از حزب اعتماد ملی برگزیده است، در خبر مبسوطی تحت عنوان تیتر "صفآرایی آبادگران جوان علیه ریشسفیدان اصولگرا"، ضمن بزرگنمایی برخی اعتراضات این جمعیت به نحوه عملکرد شورای 5+6 از قول سخنگوی این جمعیت مینویسد: "خیلی از اصولگرایان هستند که از حق و حقوق و وقت خود میگذرند و اسمی هم از آنها نیست. بگذارید آنها هم وسط بیایند، اینها هم اصولگرا هستند. چرا از اصولگرایان دیگر میترسید و دایره اصولگرایی را تنگ میبینید؟ در اصولگرایی خیلیها مطرح هستند به همین دلیل در استانها دخالت نمیکنیم و تنها کمک میکنیم. برخی دوستان ما هرجا تمامیتخواهی کردند کار خراب شد، اما ما در آبادگران تلاش کردیم تا با چراغ خاموش حرکت کنیم و تبلیغ نداشته باشیم و این باعث شد که موفقیتهای خوبی داشته باشیم".(10)
2- القاء این ذهنیت که گروههای حاضر در جبهه اصولگرایی و بالاخص گروهها و احزاب نوپا مانند آبادگران و آبادگران جوان، تمایل فراوان به تکروی و ارائه لیستی جداگانه و مستقل نسبت به دیگر گروهها در انتخابات داشته و اقدامات این گروهها جهت ایجاد همگرایی و اجماع، اقداماتی صوری و ظاهری و نوعی بازی سیاسی میباشد. نیز از طریق مصاحبههای مطبوعاتی و اینترنتی رسانههای اصلاحاتی با گروهها و احزاب اصولگرا و بزرگنمایی و تحریف مواضع رسمی ایشان و درج اخبار انحرافی و مغالطهآمیز در جهت القاء ذهنیت تکروی این گروهها پیگیری میشود.
روزنامههای اصلاحاتی با القاء عدم اجماع جریان اصولگرایی بالاخص طیف جدید اصولگرایان حول منشور اصولگرایی، در خصوص مواضع اصولگرایان جوان به نقل از منتسبین به این طیف مینویسند: "خواهم گفت که این گروه 11 نفره و پنج نفره در یک ماه مانده به انتخابات چقدر با هم وحدت دارند، اینها را چند بار امتحان کردهایم؛ این صحیح نیست که گروهی که اسمشان فلان است برای ما تصمیم بگیرند در حالی که انتهای تصمیمات آنها هم تفرقه است. خیلیها از این گروه 11 نفره اثرگذار و جریانساز هستند اما کسی حرف آنها را گوش نمیکند. فقط موج درست میکنند. ما حتما فهرست خواهیم داد ولی به دنبال سهمخواهی نیستیم اما خواهان شایستهسالاری هستیم، اگر کسانی که به دنبال ائتلاف هستند در پی شایستهسالاری باشند با آنها همگرا خواهیم بود و الا مستقل عمل خواهیم کرد".(11)
ج- تنوع سلایق و گروههای اصولگرا و سهم خواهی ایشان
اصلاحاتیان همواره در این تلاش میباشند که وجود گروههای متعدد در جریان اصولگرایی را به عنوان نشانهای از اختلاف، گسست و تشتت آراء و اهداف در این جریان سیاسی و سهم خواهی ایشان از قدرت نشان داده و امکان اجماع و ائتلاف میان ایشان را نزدیک به صفر بنمایانند.
روزنامه اعتماد تحت تیتر اصلی شماره 1442 خویش با عنوان "سهمخواهی در اردوگاه اصولگرایان"، ضمن معرفی ترکیب حاضر در شورای شش نفره از میان طیفهای اصولگرا، در ادامه مینویسد: "ترکیب فوق به اندازه کافی برای نشان دادن میزان اختلاف سلیقه و وسعت تعدد تفکرات در میان اصولگرایان کفایت میکند، اما اگر این موضوع را نیز در نظر بگیریم که هریک از جزیانات ذکر شده تعدادی کاندیدا از سوی گروه و تشکل متبوع خود دارند و قائل به گنجاندن آنها در لیست نهایی هستند، معضل جدید جریان اصولگرایان یعنی "سهمطلبی" معنا پیدا میکند".
در انتهای این نوشتار در سخنی با دوستان خدوم اصولگرا توجه ایشان را بدین امر جلب مینمایم که اصولگرایان باید به وضوح و روشنی بدانند و البته میدانند که پیمان قلبی مردم با اصولگرایی بر اساس ملاکهای روشن و قابل لمس منعقد شده و نمیتوان عقد اخوت دائمی با هیچ فرد یا گروهی را از آن استنباط نمود. مردم تا زمانی اقدام به حمایت و پشتیبانی از سیاستها، اهداف و برنامههای جریانات سیاسی مینمایند که این جریانات، در قالب و چارچوب اصولگرایی اصیل حرکت کرده و خود را به شدت مقید به رعایت قواعد و اصول آن بدانند. تفرق و اختلاف در میان اصولگرایان، از دیدگاه مردم یکی از مصادیق روشن عدم پایبندی اصولگرایان به قواعد اصولگرایی اصیل تلقی شده و به طور حتم بازخوردی بسیار منفی در میان مردم داشته و منتج به رویگردانی مردم از گفتمان "اصولگرایی" در انتخاباتهای بعد خواهد شد. لذا بر تمامی گروههای حاضر در جریان اصولگرایی فرض است که با حل و فصل اختلافات صرفا سلیقهای خویش و حصول اجماع و یکرنگی بیشتر، بیش از پیش به یاری یکدیگر در خدمترسانی مطلوب به مردم و برطرف نمودن معضلات و مشکلات فراروی ایشان شتافته و با اثبات مجدد پایبندی خویش به اصولگرایی اصیل، نتیجهای بس شگرف و عاقبتی خوش برای گفتمان اصولگرایی در انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفند ماه سال جاری و انشاءالله در انتخاباتهای بعدی رقم زنند.
منابع در دفتر نشریه موجود است