«تونی بلر» روز گذشته در واپسین روزهای حضور خود در پست نخستوزیری انگلیس به دیدار بوش رفت تا یکبار دیگر بر پایبندی به سیاستهای دولت خود در قبال واشنگتن تاکید کند و از عملکرد خود در مقام نزدیکترین متحد بوش دفاع نماید. در همین رابطه، بلر در دیدار خود با بوش به صراحت تاکید کرد که از تصمیم خود برای مشارکت در جنگ عراق پشیمان نیست.
ولی واقعیتها با آنچه بلر تلاش میکند وانمود نماید متفاوت است.
نظرسنجیها، تونی بلر را به عنوان یکی از نامحبوبترین نخستوزیرهای حزب کارگر از زمان جنگ جهانی دوم معرفی کردهاند که در این اواخر، میزان محبوبیت او در افکار عمومی انگلیس، در خوشبینانهترین وضعیت از 26 درصد تجاوز نکرده است. در صحنه بینالمللی نیز تونی بلر از بیاعتبارترین سیاستمداران معاصر محسوب میشود. چرا که حاضر شد به دلیل تبعیت بیچون و چرا از دولت آمریکا، اعتبار خود را تا حد یک کارگزار مطیع و سفله تنزل دهد به گونهای که در رسانههای جمعی به «سگ دستآموز» بوش اشتهار یافت.
در فهرست دلایلی که شرایط کنونی را برای بلر ایجاد کرد، موضوع عراق در ردیف نخستوزیر قرار داشت. جنگ عراق، اعتبار بلر و همچنین حکومت انگلیس را در افکار عمومی داخل و خارج این کشور به شدت زیر سئوال برد و بلر هر اندازه در سالهای اخیر تلاش کرد نتوانست تلقی و نگرش منفی در این باره را تصحیح کند. برای افکار عمومی انگلیس مشاهده رفتار نخستوزیر این کشور و کرنشهای تحقیرآمیزی وی در برابر جنگطلبان کاخ سفید امری گران تلقی میشد و به خصوص اینکه دروغ بودن ادعاها و سخنرانیها و خطابههای او در قبل از جنگ را نمیتوانند فراموش کنند.
بلر در آن روزها برای توجیه تبعیت خود از واشنگتن در تهاجم به عراق پروندهای موسوم به «دوسیه صدام» جمعآوری کرده بود و در این پرونده، اطلاعات و آمارهایی در مورد وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق ارائه داد که علیرغم تلاشهای گسترده نتوانست حتی بخشی از درستی این ادعاهای خود خود درباره عراق را به اثبات برساند.
این رسوایی که منشاء آن وابستگی به صهیونیسم و حمایت از تیم جنگطلب حاکم بود تا آخرین روزهای صدارت بلر، گریبان وی را رها نکرد و مرحله به مرحله به بیاعتباری وی و حزب کارگر افزود به گونهای که در جریان تازهترین انتخابات شهرداریهای انگلیس، حزب کارگر متحمل سنگینترین شکست طی چند دهه اخیر گردید.
آنچه مسلم است انگلیسیها اکنون خود را در وضعیتی بسیار بدتر از زمان روی کار آمدن بلر میبینند. اکنون انگلیسیها در عین اینکه باید هر روز انتظار خبر مرگ سربازان خود را در عراق بکشند در داخل نیز احساس امنیت نمیکنند.
انفجارهای دو سال قبل لندن که طی آن 52 نفر کشته شدند هشدار و زنگ خطری برای انگلیسیها بود که حصارهای امنیتی شکسته شده و باید خود را برای مواجهه با بحرانهای اجتماعی و امنیتی آماده سازند.
انگلیسیها این شرایط بحرانی را نتیجه سیاستهای غلط بلر میدانند چنانکه در بررسی عوامل بروز انفجارهای لندن، اکثریت عمده محافل سیاسی و مطبوعاتی انگلیس، این حوادث را نتیجه عملکرد احمقانه دولت بلر عنوان کردند.
در این میان این نکته غیر قابل تردید است که شکستهای بلر در موقعیت جرج بوش نیز بیتاثیر نمیتواند باشد و قطعاً این خروج بیاعتبار بلر از قدرت، دامن بوش را نیز خواهد گرفت. وضعیت بلر این نکته را تداعی میکند که بوش نیز سرنوشتی بهتر از بلر نخواهد داشت و وی نیز با خفت باید مسند قدرت را ترک کند.
تجربه حکومت تونی بلر تاکیدی بر این واقعیت است که عصر کنونی، دوران افول قدرتهای استعماری است و استعمارگران و نوکران آنها هر روز در انزوای بیشتری قرار میگیرند.