در سه جای قانون اساسی از مجلس خبرگان رهبری نام برده شده است:
1ـ اصل یکصد و هفتم که انتخاب رهبری نظام را به عهده مجلس خبرگان قرار داده است.
2ـ اصل یکصد و هشتم: قانون مربوط به تعداد و شرایط خبرگان، کیفیت انتخاب آنها، آییننامه داخلی جلسات آنان برای بررسی نخستین دوره باید به وسیله فقهای اولین شورای نگهبان تهیه و با اکثریت آرای آنان تصویب شود و به تصویب نهایی رهبر انقلاب برسد. از آن پس هرگونه تعییر و تجدیدنظر دراین قانون و تصویب سایر مقررات مربوط به وظایف خبرگان، در صلاحیت خود آنان است.
3ـ بند 4 اصل یکصد و هفتاد و هفتم اعلام میدارد 5 نفر از اعضای شورای بازنگری قانون اساسی از اعضای مجلس خبرگان رهبری خواهد بود.
آنچه در قانون اساسی (اصل 107) به صورت صریح به عنوان وظایف مجلس خبرگان نام برده شده، انتخاب رهبری میباشد. ولی ذکری از وظیفه نظارتی این مجلس به میان نیامده است، اما در اصل 111 برکناری رهبر بر عهده خبرگان گذاشته شده است. طبیعی است خبرگانی که اختیار عزل رهبری را دارد، به طریق اولی باید اختیار ارزیابی عملکرد و نظارت بر کار وی را داشته باشد. همچنین در اصل 108، تصویب سایر مقررات مربوط به وظایف رهبری یاد شده است. معلوم میشود اعضای مجلس خبرگان میتوانند به غیر تعیین رهبر وظایفی از جمله کار نظارت بر رهبری را برای خود تعریف نمایند.
اصولا انجام هر کاری نیاز به نظارت دارد و وظیفه نظارت به عهده مرجع مافوق میباشد و بر همین اساس است که اعضای محترم مجلس خبرگان رهبری کار نظارت بر نحوه عملکرد رهبری نظام و نهادهای تحت نظر ایشان را جزو وظایف خود میدانند و به احتمال زیاد هم آییننامه اجرایی آن را تهیه و تصویب کردهاند. حال چنانچه آنها به طور قطع با توجه به چنین وظایفی اهمیت وجود نهاد مجلس خبرگان به مراتب افزایش خواهد یافت.
با عنایت به توضیحات فوق، برای بررسی شیوه کار مجلس خبرگان در رابطه با وظایف نظارت 3 رویکرد میتوان تصور نمود:
الفـ ادامه روند گذشته که نماد آن در برگزاری یکی دو نشست سالیانه تجلی مییافت و هیچ خروجی از نحوه عملکرد مجلس عاید جامعه نمیشد که در این صورت انتخاب رییس مجلس از اهمیت چندانی برخوردار نیست و هر یک از اعضا میتوانند در آن منصب قرار گیرند.
بـ مجلس خبرگان با جریان حاکم در جهت سختگیریها و شدت عملهای بیشتر و قبض بیشتر فضای سیاسی کشور شود و عملا در خدمت اقتدارگرایی قرار گیرد، که مجلس رییسی با ویژگیهای چنین فضایی را نیاز دارد.
جـ مجلس در جهت اجرای وظایف قانونی خود حرکت نماید که در آن صورت انتخاب رییس مجلس خبرگان از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد بود. چنین رییسی باید دارای ویژگیهای زیر باشد:
1ـ چون وظایف رهبری از ابعاد مختلفی برخوردار است لذا میبایست از تخصص و تجربه لازم در امر حکومتداری برخوردار باشد.
2ـ این فرد باید دارای سابقه درخشان مبارزاتی و حضور در انقلاب باشد.
3ـ پس از پیروزی انقلاب اسلامی دارای نقش مهم اجرایی در اداره کشور بوده و مورد وثوق امام راحل(ره) بوده باشد.
4ـ از وجاهت کافی در نزد شخصیتهای انقلاب و نظام مردم برخوردار باشد.
5ـ علاوه بر ابعاد فقاهت و علوم حوزوی، علم رجال معاصر او نیز خوب باشد تا شناخت لازم از چهرههای دوران انقلاب و نظام جمهوری اسلامی داشته باشد.
با توجه به مراتب فوق از بین اعضای دوره چهارم مجلس خبرگان هیچ یک به اندازه حضرت آیتالله هاشمی رفسنجانی از شرایط چنین انتخابی برخوردار نیست.