تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۷  ، 
کد خبر : ۵۰۶۹۱
گفت‌وگوی «ایران» با سیدصدرالدین قبانچی عضو ارشد مجلس اعلا و امام جمعه نجف

تغییر نگاه بازیگران صحنه عراق

علی موسوی خلخالی مقدمه: شاید هیچ حادثه‌ای مانند غائله پ‌ک‌ک نمی‌توانست این‌گونه توجه افکار عمومی و دیپلمات‌ها را از وقایع درون عراق دور کند. در حالی که آتش ناامنی و ترور در عراق هنوز شعله‌ور است، مرزهای ملتهب شمال عراق اکنون دستور کار همه جلسات مهمی است که میان تصمیم‌گیران سیاسی از بغداد تا نیویورک برپا می‌شود تا حدی که حتی تخصصی‌ترین نشست جهانی با حضور همسایگان عراق هم بحران‌زدایی از مرزهای شمالی را وجهه همت خویش می‌سازد. در روزهایی که دیپلماسی قدرت‌های منطقه سرگرم تلاشی همه جانبه برای فرونشاندن غائله شمال عراق است با «سیدصدرالدین قبانچی» چهره شاخص مجلس اعلا در حاشیه دومین همایش بین‌المللی «علما و فرهیختگان شیعه و سنی» پیرامون اوضاع سیاسی عراق در منطقه به گفت‌وگو نشستیم. وی اکنون در عین حضور در کادر مجلس اعلا، امام جمعه نجف و مؤسس دانشگاه علوم دینی امام مهدی(عج) در نجف اشرف است.

* آقای قبانچی اگر موافق باشید بحث را از مرزهای ناامن شمال عراق شروع کنیم، کلاً تحلیل شما و مجلس اعلا درباره این رشته بحران در شمال عراق چیست؟

** همه بر جلوگیری از ادامه فعالیت‌های حزب کارگران کردستان در شمال کشور علیه دولت ترکیه متفق‌القولند. در همین حال بر این موضوع که باید از حمله ترکیه به عراق جلوگیری شود نیز اجماع نظر دارند. ما امیدواریم از طریق مذاکرات و ادامه گفت‌وگو‌ها میان دولت عراق با دولت ترکیه این موضوع به بهترین شکل حل و فصل شده و بحران هر چه سریع‌تر رفع شود.

* همزمان با شروع بحران شمال عراق به تازگی شاهد گردهمایی بازیگران جهانی و کشورهای منطقه‌ای درباره بحران عراق بودیم. سؤالی که به طور جدی در ذهن افکار عمومی مطرح شده این است که چرا این دست اجلاس‌ها گرهی از تراژدی عراق نمی‌گشاید؟

** نشست‌های سابق در شرم‌الشیخ یا پایتخت‌های عربی با یک نیت سیاسی معین و مشخصی برگزار می‌شد و اهداف ملت عراق را دنبال نمی‌کرد. اما اکنون به نظر می‌آید این روند تغییر کرده و به سمت و سوی صحیح خود متمایل شده است. این در حالی است که در گذشته این نشست‌ها در حمایت از عراق جدید تشکیل نمی‌شد بلکه بر عکس برای تخریب و تضعیف عراق جدید تشکیل می‌شد. در آن نشست‌ها درباره مقاومت، اشغال عراق، فتنه طایفه‌گری و غیره صحبت می‌شد. اما از عراق جدید و مشکلات حقیقی آن هیچ بحثی به میان نمی‌آمد یا مثلاً درباره بعثی‌ها و لزوم توجه به حقوق آنها بحث می‌شد. برای دولت عراق تکلیف تعیین می‌کردند که آنها را به حکومت بازگردانند و به خواسته‌هایشان رسیدگی شود، یعنی اوهام کامل. به عبارت دیگر همه در آن اجلاس تلاش داشتند در امور داخلی عراق دخالت کنند.

* فکر می‌کنید چه عواملی در تغییر مسیر این نشست‌ها مؤثر بوده است؟

** جای دارد در اینجا نقش مرجعیت دینی بویژه مرجعیت نجف اشرف که در هدایت امور و تثبیت نظام عراق جدید تلاش بی‌وقفه‌ای کرده‌اند یاد کنم، به مرحله‌ای رسیدیم که باید با تشکیل نظام جدید واقعیات را روی زمین دنبال می‌کردیم. در همین راستا کنفرانس‌ها نیز به جهت صحیح خود متمایل شدند و در حقیقت برای دفاع از کیان و استقلال عراق تشکیل شدند. خوشبختانه اکنون دیگر همانند گذشته در کنفرانس‌ها خبری از گریه کردن برای صدام و بعثی‌ها نیست و همه با درک یک واقعیت یعنی عراق جدید در آن شرکت می‌کنند. حتی اکنون یک نگاه واقع‌بینانه عربی به وجود آمده که در راستای حفظ منافع عراق جدید گام برمی‌دارد. به اعتقاد من اکنون باید همه بدانند که این مردم عراق هستند که برای خود و آینده کشورشان تصمیم می‌گیرند. نباید دیگران از خارج از مرز‌ها برای ما فتوا صادر کنند و برای ما تصمیم بگیرند. اکنون ملت عراق خودمختار است که به چیزی تن دهد یا چه چیزی را انتخاب کند. لازم است که آنها نیز به انتخاب آنها و شعور ملت عراق احترام بگذارند. همان‌طور که در ایران، امام خمینی(ره) به ملت ایران یاد داد که ملت خود هر آنچه صلاحشان است را انتخاب کنند و دیگران نیز وظیفه دارند به انتخاب آنها احترام بگذارند و از آن حمایت کنند. نظامی که تاکنون با گذشت نزدیک به ۳۰ سال پابرجا است و روز به روز نیز به قدرتش اضافه می‌شود.

اکنون ما نیز از چنین وضعیتی برخورداریم. باید برای تحقق اراده ملت همت گماشت. باید از فضاهای آزادی که اکنون در عراق ایجاد شده نهایت استفاده را کرد. ما از تصمیم‌گیران و کشورهای حاضر در این همایش‌ها می‌خواهیم که از این فرصت استفاده کرده و از آزادی‌های ملت عراق حمایت کنند.

* آقای قبانچی به نظر می‌آید که پشت حوادث ناگوار اخیر یعنی کشمکش ترکیه و مناطق شمال عراق اتفاقات مشکوک دیگری رخ داد، مانند طرح تقسیم عراق که جوزف بایدن در کنگره آمریکا مطرح کرد و آنکارا را به خشم آورد. ارزیابی شما در این باره چیست؟

** ابتدا این نکته را روشن کنم که برخی در برداشت اشتباه خویش طرح سناتورهای آمریکایی را با قانون فدرالیسم موجود در عراق خلط می‌کنند اما طرح فدرالیسمی که در عراق تصویب شده است، چیزی است که در قانون اساسی کشور به آن تأکید شده و در بسیاری از کشورهای جهان به اجرا درآمده است. این طرح با هدف وحدت و یکپارچگی عراق مطرح شده و هیچ ارتباطی با تقسیم و تجزیه عراق ندارد و بر عکس معتقدیم فدرالیسم باعث تقویت وحدت می‌شود و بر این باوریم که در صورتی که اقلیم‌ها و ایالت‌ها بر اساس قانون و مصالحه تشکیل شوند، کشور به سمت یک اتحاد و یکپارچگی حرکت خواهد کرد. برای اثبات این ادعا حتی می‌توانیم به نگاه امروز کردهای عراق اشاره کنیم. کرد‌ها در زمان دیکتاتوری صدام به دنبال جدایی از عراق بودند. زیرا هدف کشتار بی‌سابقه صدام و مورد آزار و اذیت دولت مرکزی قرار داشتند و از استبداد آن رنج می‌بردند. اما اکنون به دنبال وحدت ملی عراق هستند زیرا اکنون عراق برای آنها عزیز است و زندگی برایشان بسیار عادلانه‌تر و زیباتر از گذشته شده است.

اگر نظام فدرالیسم آن گونه که در قانون اساسی ما آمده طراحی شود که بتواند حقوق تمام اقلیم‌ها را تأمین کرده و به خواسته‌های همه عمل کند، باعث می‌شود که وحدت کشور تقویت شود. فدرالیسم در حقیقت یک نظام یکپارچه است، اما آنچه نماینده کنگره آمریکا مطرح کرد با وجود این که به مرکزیت عراق تأکید داشت اما بر اساس تقویت تفکر تجزیه عراق بود که در آن خطوط قرمز زیرپا گذاشته شده است. در آن طرح عراق یکپارچه و واحد مدنظر نیست. هیچ تردیدی در این نیست که طرح سناتورهای آمریکا شائبه و نشانه تجزیه عراق را در بر دارد و طرحی پراشتباه است. اما یک فدرالیسم حقیقی از لحاظ وحدت عربی نیز می‌تواند به ما کمک‌های بسیاری کند. ما در آن صورت بهتر می‌توانیم کشور را اداره کنیم. همان طور که این نظام در امارات متحده عربی و نزدیک به ۷۰ کشور دیگر جهان به اجرا در آمده و مورد حمایت آنها قرار گرفته است.

* بالاخره در اینجا این سؤال مهم مطرح می‌شود که شما برای ایام پس از خروج نیروهای آمریکایی از عراق چه اندیشه‌ای دارید؟ دولت عراق پس از عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی با چه فرمولی می‌خواهند عراق را اداره و قدرت را توزیع کند؟

** من معتقدم طرح عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی از عراق بایستی به صورت میدانی مورد بررسی قرار گیرد. دولت عراق و نظام سیاسی حاکم در عراق صلاحیت این را دارد که خود به بررسی این موضوع بپردازد. به این معنا که با توجه به ظرفیت‌ها و مشکلات موجود در عراق، نیروهای آمریکایی باید به صورت تدریجی نیروهای خود را از عراق خارج کنند. دولت عراق بر این باور است که آن نهادهای علمی و نظامی قدرتمند که بتواند به واسطه آنها در برابر تهدیدهای جاری در کشور مقابله کند را اکنون در اختیار ندارد. دولت عراق معتقد است تا زمانی که چنین امکاناتی تأمین نشده و نیروهای عراقی توانایی لازم را به دست نیاورده‌اند نباید ارتش آمریکا از عراق خارج شود. اما با این حال نظریات دولت عراق با کارشناسانی که به صورت میدانی اوضاع را دنبال می‌کنند تفاوت دارد. ممکن است نظرات دولت نیز به مرور و با توجه با نظرات کارشناسان تغییر کند.

* درباره نگاه مجلس اعلا به عنوان یک نهاد تأثیرگذار در عراق پیرامون بحث خروج آمریکا چه چیزی برای گفتن دارید؟

** مجلس اعلا نیز خود جزئی از این دولت است. از این رو با نظرات دولت نیز هماهنگی دارد. ما نیز بر همین اعتقادیم. البته به طور کل باید بگویم همه بر این باوریم که باید اشغال کشور پایان یابد. در عراق همه بر پایان اشغال عراق اجماع دارند. اما باید با تبادل آرا دید کدام یک اولویت دارد. تعیین جدول زمان‌بندی شده یا تعیین جدول سیاسی. ما اعتقاد به جدول سیاسی داریم نه به جدول زمانی. جدول زمانی یعنی تعیین یک سقف زمان‌بندی شده برای خروج نیروهای خارجی مثلاً ۶ ماه، یک سال یا ۲ سال. اما وقتی به درون عراق می‌نگریم و اوضاع ملتهب امنیتی و سیاسی آن را تحت نظر قرار می‌دهیم، می‌بینیم که کشور نیازمند یک جدول سیاسی است.

عراق اکنون همانند یک بیماری است که به بیمارستان منتقل شده. پزشک نمی‌تواند چیزی را تضمین یا تجویز کند یا بگوید مثلاً بیمار ظرف ۶ ماه بیمارستان را ترک کند. بلکه برعکس پزشک با توجه با وضعیت بیمار تصمیم می‌گیرد که آیا می‌تواند وی را از بیمارستان مرخص کند یا خیر. ما نمی‌توانیم با تعیین یک جدول زمانی بیمار را از بیمارستان خارج کنیم. ممکن است در طول این مدت بیمار بهبود نیابد. این تشخیص بر عهده پزشک است. ما نمی‌توانیم واقعیات را در نظر نگیریم. بنابراین معتقدیم باید جدول سیاسی برای عراق در نظر گرفته شود سپس درباره چگونگی خروج نیروهای آمریکایی از عراق تصمیم بگیریم.

* بحث عراق آینده در محافل آمریکایی و عربی با اتهام‌هایی علیه ایران همراه است به این صورت که مدعی هستند ایران نفوذ مطلق در عراق دارد یا در امور داخلی عراق دخالت می‌کند. نظر شما در این باره چیست؟

** ما در اینجا باید درباره دو موضوع صحبت کنیم. نخست حسن‌همجواری با کشورهای همسایه عراق. ایران بزرگترین کشور همسایه عراق است و دو کشور ایران و عراق مشترکات بسیاری از جمله در زمینه‌های فکری، مذهبی، تاریخی و اقتصادی با یکدیگر دارند. ایران همچنین در زمان دیکتاتوری صدام در کنار ملت عراق و گروه‌های مخالف دیکتاتوری نظام صدام بود که ما از آن بسیار سپاسگزاریم. از این رو ما باید از تمام عواملی که باعث تقویت روابط ما با ایران می‌شود و می‌تواند دوستی‌های ما را گسترش دهد، حمایت کنیم. ما نباید اجازه دهیم طرحی اجرا شود که میان ما و ایران جدایی بیندازد. ما نباید اجازه دهیم هم در ایران و هم در عراق دشمنی‌ها گسترش یابند. ما هرگونه دشمن‌تراشی این چنینی را رد می‌کنیم و در برابر آن می‌ایستیم و اجازه نمی‌دهیم هرگونه دخالتی چه دخالت سیاسی، چه دخالت فرهنگی و چه دخالت اجتماعی میان ما و ایرانی‌ها جدایی بیندازد.

موضوع دوم اراده ملت و دولت عراق است. در همین راستا ما به حفظ استقلال عراق کاملاً اعتقاد داریم. ما در عین حال که به دوستی عراق با کشورهای همسایه کاملاً پایبندیم و معتقدیم نباید تشدید بحران‌ها میان ایران و آمریکا و تلاش برای دشمن‌تراشی علیه خواسته به حق ایرانی‌ها در روابط ما با آنها خلل ایجاد کند. به اعتقاد ما، بحران موجود میان روابط ایران و آمریکا یک مسأله جدایی است که موجب نمی‌شود، در امور داخلی عراق دخالتی صورت گیرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات