میخائیل کامینین سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه با تاکید بر اینکه خط مشی مسکو عبارت از این است که پدیدار شدن یک بلوک نظامی قدرتمند که روسیه در آن عضویت ندارد به مرزهای این کشور یک تهدید مستقیم برای امنیت روسیه محسوب میشود، تصریح کرد: «اظهارات مبتنی بر این که روند گسترش ناتو به سمت شرق بر ضد روسیه نیست، نمیتواند ما را متقاعد و آرام سازد.»
ژنرال «یوری بالویفسکی» رئیس ستاد کل نیروهای مسلح روسیه نیز در اظهاراتی استقرار سپر ضدموشکی آمریکا در اروپای شرقی را به علت تحکیم و اقتدار یافتن روسیه دانست و گفت: «ما همیشه مستقیم و آشکارا گفتهایم که پاسخی شایسته و غیرمتقارن برای آنچه که در نزدیکی مرزهای ما ساخته میشود، پیدا میکنیم.»
وی همچنین تهدید کرد در صورت عضویت اوکراین و گرجستان به ناتو، روسیه مجبور به انجام اقدامات نظامی برای دفاع از منافع امنیتی روسیه خواهد شد.
مقامات کرملین معتقدند هیچ یک از به اصطلاح «کشورهای مشکلزا» که آمریکا به بهانه وجود آنها به دنبال اجرایی کردن طرح خود است، موشکی با برد 8-5 هزار کیلومتری که واقعاً اروپا را تهدید کند، ندارند و در آینده قابل پیشبینی نخواهند داشت.
مخالفت با گسترش ناتو
از نظر مسکو همچنین روند گسترش ناتو به تأمین امنیت اروپا ربطی ندارد و فقط به عنوان یک عامل تحریککننده سطح اعتماد متقابل را تنزل میدهد. به طور کلی توسعه مداوم ناتو، ایجاد زیرساختهای نظامی در خاک اعضای جدید، بحران پیرامون پیمان نیروهای مسلح معمولی در اروپا (CFE)، کوزوو و برنامه استقرار تجهیزات ضد موشکی آمریکایی در اروپا مسائلی است که باعث کشمکش میان روسیه و آمریکا شده است به طوری که مقامات کرملین برای جلوگیری از اجرای برخی برنامهها تهدید به اقدام نظامی کردهاند. اما تجارب گذشته نشان میدهد که همواره فاصله زیادی میان حرف تا عمل روسها وجود دارد و به نوعی تناقضی آشکار را میتوان ملاحظه کرد که البته از بعد تامین و حفظ منافع ملی امری دور از ذهن نیست. نمونه بارز آن، مسئله استقلال کوزوو است که در ماههای اخیر رخ داد و به رغم تهدیدهای مکرر، اقدامات کرملین در حد حرف باقی ماند. در سایر زمینهها نیز این تناقض به شکل آشکاری خود را نشان داده است. تحلیلگران بر این اعتقادند که مقامات روسی سیاستهایی غیرقابل پیشبینی دارند؛ در جاهایی خیلی جدی و علیه سیاستهای آمریکا صحبت میکنند اما در عمل، اقدامی متفاوت دارند که نمونه آشکار آن سیاستهای منطقهای مسکو است. بحث گسترش ناتو به شرق و نزدیکی آن به مرزهای روسیه و نیز استقرار سپر ضد موشکی آمریکا بدون شک تهدیدی مستقیم علیه مسکو محسوب میشود اما مقامات کرملین به رغم سیاستهای ظاهری ضدآمریکایی که ارثیه گذشتگان خود است، برای حفظ منافع ملی خود نیازمند تعامل و رسیدن به توافقی دوستانه در پشت پرده با واشنگتن هستند. کارشناسان بر این اعتقادند که روسها برای منافع اقتصادی، مالی و پولی خود حتی حاضر به زیر پا گذاشتن اخلاقیات هم هستند تلاش روسیه در مقطع کنونی برای وصل شدن به اقتصاد جهانی به ویژه سازمان تجارت جهانی است و این هدف را میتوان یکی از برنامههای محوری میدویدیف رئیسجمهور آینده روسیه دانست که قرار است 18 اردیبهشت سال جاری قدرت را از پوتین تحویل بگیرد.
اختلافات پا برجاست
این سخنان میدویدیف و نیز ابراز خرسندی مقامات واشنگتن از توافقات راهبردی حاصل شده میان پوتین و بوش روسای جمهوری روسیه و آمریکا در نشست اخیر سوچی، میتوان به تامین شده نظر دو طرف پی برد. هر چند پوتین اعلام کرده بود: «از لحاظ راهبردی هیچ تغییری در دیدگاه ما نسبت به طرحهای آمریکا اتفاق نیفتاده است.» به رغم تهدیدهایی که علیه مسکو وجود دارد، مقامات کرملین با اقدامات زیرکانه خود همواره تهدیدها را نیز به فرصت تبدیل میکنند و از قبل آن به دنبال دستیابی به امتیازاتی هستند. روسها به رغم این تهدیدات دارای اهرمهایی برای بازدارندگی و نیفتادن در مواضع ضعف هستند. وابستگی اروپا به انرژی روسیه و نیز روابط خوب اقتصادی آلمان و فرانسه با مسکو موجب شد که کشورهای اروپایی با مد نظر داشتن باقی نظام امنیتی در اروپا، الحاق اوکراین و گرجستان به برنامه عملکرد برای عضویت در ناتو را به آینده (ماه دسامبر) موکول کنند. گسترش ناتو بدون در نظر گرفتن روسیه و قطع رابطه با آن مشکلات و چالشهای عمدهای را برای اروپا به ویژه در زمینه انرژی ایجاد میکند و تحلیلگران بر این اعتقادند که آمریکاییها نیز حاضر به ایجاد چنین چالشی در اروپا که همپیمانان عمده آن را نیز در میگیرد، نیستند. چنانکه بوش نتوانست متحدان اروپایی خود را برای پیوستن گرجستان و اوکراین به ناتو متقاعد کند. البته ناظران سیاسی نیز بر این اعتقادند که اروپاییها نیز اجازه ندادند تا به مبارزه انتخاباتی آمریکا کشانده شوند زیرا بوش میخواست به آمریکاییها نشان دهد که جمهوریخواهان توانایی گسترش ناتو تا اعماق شرق را دارند، اما بین اروپا و آمریکا یک اقیانوس قرار دارد و این در حالی است که روسیه بخشی از اروپاست. در سیاست کشورهای بزرگ اروپایی مناقشه با رئیسجمهور جدید روسیه قبل از سرکار آمدنش، جایی ندارد. این شکست واشنگتن اما منجر به اتخاذ یک تصمیم هم شد و آن اینکه، درهای ناتو کماکان بر روی گرجستان و اوکراین باز است. علاوه بر این تجهیزات تسلیحاتی، موشکی و نیز دارا بودن زرادخانه هستهای توسط روسیه خود نوعی بازدارندگی را ایجاد کرده و آمریکاییها نیز خود بر این مسئله واقفند که نمیتوانند روسیه را به این راحتی از صحنه حذف کنند. روسها در برابر اینکه سپر ضد موشکی آمریکاییها در اروپا نصب شود به شدت مقاومت خواهند کرد. اما این مقاومت وقتی در هم خواهد شکست که امتیازات لازم را بگیرند. پایان اجلاس بخارست نشان داد که روسها در قبال گرفتن امتیاز یا امتیازات حاضرند از خطوط قرمزی که ترسیم کردهاند به نحو قابل ملاحظهای چشمپوشی کنند چون آنها در چارچوب منافع ملیشان حرکت میکنند.