تاریخ انتشار : ۱۸ مهر ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۱  ، 
کد خبر : ۵۰۷۳۳
ناتوانی صهیونیست‌ها آشکارتر می‌شود

تشکیل دولت اسرائیل فقط یک خیال است

مقدمه: رژیم اشغالگر صهیونیستی در حالی 60 سالگی اشغال قدس را جشن می‌گیرد! که دیگر این «سرزمین دزدی» جای امنی برای آنان نیست. هرتزل معتقد بود که برپایی «رژیم صهیونیستی» نتیجه ناتوائی صهیونیست‌ها در آمیختن با جوامعی بود که در آن زندگی می‌کردند. اعتقاد رایج رهبران جنبش جهانی صهیونیسم آن بود که اعراب در میان صهیونیست‌ها دارای فرهنگ اروپایی و صاحب ابزار تولید و ساخت، ذوب خواهند شد ولی برخلاف انتظار وی، تمامی عرب‌های فلسطینی احساسات ملی فوق‌العاده‌ای نشان دادند.

«اسحاق ابستین» (1862- 1943) یکی از رهبران جنبش صهیونیستی بود که معتقد بود مسئله ساکنان عرب محوری‌ترین چالشی است که جنبش صهیونیسم با آن مواجه خواهد بود و بر این اساس خواستار هم‌پیمانی با آنان شد و همواره تاکید می‌کرد که فلسطین خانه این دو ملت سامی ریشه‌دار و اصیل است!

جنبش صهیونیسم حقیقت خطر جنبش ملی فلسطینی را درک نکرد مگر 60 سال پس از این سخنان و اکنون دریافته است که تاسیس دولتی یهودی در میان انبوهی از ساکنان عرب فلسطینی ناممکن است و احساسات تنفر و انزجار از مستعمره‌نشینان یهود در میان ساکنان عرب که کم‌کم با مهاجرت یهودیان به سرزمین خود و خرید زمین‌های آنان مقاومت می‌کنند، روز به روز در حال افزایش است.

در سال 1917 بریتانیا پیمان بالفور را مبنی بر تاسیس سرزمین ملی یهودیان صادر کرد ولی مشکل اصلی پیش روی جنبش صهیونیستی در چگونگی بنای یک زیرساخت اقتصادی برای در برگرفتن مهاجران یهودی از اروپا نهفته بود.

در سال 1936 مسئله درگیری عربی یهودی آشکارا خود را نشان داد و در سال 1947 جنبش صهیونیسم تاسیس «دولت یهودی» را که جنگی را با نتایج نامشخص در برابر دولت‌های عربی می‌طلبید، اعلام کرد.

باور اشتباه

بی‌شک این اعتقاد جنبش صهیونیستی که یهودیان در حال مهاجرت به سرزمینی بدون ملت می‌روند، باوری اشتباه و سطحی و چه بسا گمراه‌کننده بود و همینطور این باور که ساکنان عرب تنها به بهبود اوضاع اقتصادی خود توجه داشتند.

کشته شدن مستعمره‌نشینان صهیونیست در القسطل در نزدیکی قدس اشتباه بودن روایت «سرزمین قدیمی جدید» را در به تصویر کشیدن فلسطین به عنوان پناهگاهی برای ملت یهود، اثبات کرد.

جنگ‌های عربی اسرائیل از جنگ سال 1948 تا جنگ سه‌گانه ضد مصر در سال 1956 و جنگ جولای سال 1967 و جنگ فرسایشی سال 1970و جنگ اکتبر سال 1973 و دو جنگ لبنان در سال‌های  1982 و 2006 مشخص کرده است که اسرائیلی‌ها از رهگذر این درگیری‌ها خسارت جانی بسیار در حدود چند 10 هزار نفری محتمل شده‌اند. اسرائیلی‌ها اگر می‌دانستند که اسرائیل تنها مکانی است که در آن از یهودیان متنفر خواهند بود و یهودیان برای گرفتن ماسک‌های ضد گاز شیمیایی مجبورند بعد از 60 سال از تاسیس دولتشان در صف‌های طولانی بایستند تا به ادعای خودشان مانند نسل 50 سال پیش که در اتاق گاز خفه شدند از بین نرود؛ هرگز این هروله‌وار رویای جنبش صهیونیسم را تجربه نمی‌کردند.

بودجه نظامی اسرائیل به نسبت درآمد سرانه ناخالص ملی آنها در مقایسه با تمام کشورهای دیگر بیشتر است و این بودجه از سال 1973 که درآمد یک سال کامل اقتصاد داخلی اسرائیل را مختص خود می‌کرد، رو به افزایش نهاد است. همچنین بخش بسیار زیادی از سرمایه‌گذاری‌ها در صنایع نظامی به رشد و شکوفایی نمی‌انجامد بلکه باری بر دوش اقتصاد صهیونیستی است.

علاوه بر این خدمت سربازی 3 ساله برای پسران جوان و 5/1 ساله برای دختران جوان و علاوه بر آن خدمت نیروهای ذخیره سالانه یک ماه، درست در اوج آمادگی ذهنی برای تحقیق و پژوهش باعث ناتوانی جوانان در ادامه تحصیل به شکل مناسب می‌شود. اسرائیلی‌ها می‌پندارند که امنیت مهم‌تر از اقتصاد است و بنابراین اقتصادی با ویژگی‌های استبدادی شکل داده‌اند.

با وجود 60 سال از تاسیس این رژیم نامشروع و اعتراف بسیاری کشورهای غربی به آن هنوز بسیاری کشورهای اسلامی آن را به رسمیت نمی‌شناسند و برخی کشورهای دیگر نیز آشکارا به خواست خود در نابودی اسرائیل اشاره می‌کنند و اسرائیل در جهانی که سلاح اتمی در آن رواج بیشتری می‌یابد، بیشتر در معرض خطر قرار می‌گیرد.

اسرائیل هر 10 سال یک جنگ را تجربه می‌کند و اکنون سرگرم درگیری با مقاومت فلسطینی به رهبری حماس و جهاد اسلامی است و عجیب نیست که صهیونیست‌ها برامنیت خود انگشت گذارند، اما نکته اینجاست که این رژیم سفاک امنیت خود را به دستاویزی بدل کرده است که با استناد به آن حتی در زمانی که به دلیل توان بازدارندگی بالای خود در معرض هیچ گونه خطری هم که نیست، می‌کوشد مزاحمان و موانع بر سر راه طرحهای شیطان خود را با وارونه جلوه دادن حقایق حذف یا دست کم تضعیف کند و با این بهانه رفتارهایی همچون بازداشت اداری (بدون جرم و بر اساس ادعاهای صهیونیست‌ها مبنی بر این که بر اساس تحقیقات به نتایجی رسیده‌ایم و فرد مورد نظر بایستی در حبس باشد تا بتوان با تحقیقات بیشتر بروی وی مسئله را اثبات کرد یا از عدم صحت آن اطمینان یافت) یا اقرار گرفتن با روش‌های شکنجه وحشیانه و ضد انسانی را مرتکب می‌شود که در یک دولت به ادعای خودشان دموکراتیک به هیچ وجه قابل تفسیر نیست.

اسرائیل که ادعا می‌کرد قلعه دموکراسی و حمایت از حقوق بشر و اقلیت‌ها در منطقه خاورمیانه است اکنون در معرض گزارش‌های سالانه سازمان‌های منطقه‌ای و جهانی حقوق بشر قرار می‌گیرد و به خاطر جنایت بی‌رحمانه ضد ملت فلسطین محکوم می‌شود.

بافت جمعیتی

بحران دیگری که موسسان جنبش صهیونیسم با آن مواجه شدند مسئله «بافت جمعیتی» تحت تاثیر جهان عربی اسلامی احاطه‌کننده فلسطین بود که اصل اندیشه بنیانگذاری دولت یهودی بر اساس تحقق و حفظ اکثریت یهودی با روشهای دموکراتیک را نقض کرد. وجود اکثریت فلسطینی، اقلیت صهیونیستی را از تحمیل یک دولت یهودی به فلسطینیان باز می‌دارد و این خود نقطه اختلاف بن گوریون و جابوتنسکی در تقسیم غرب فلسطین بود چرا که بن گوریون تاسیس دو دولت عربی و یهودی در کرانه باختری رود اردن را تایید می‌کرد حال آنکه جابوتنسکی ترجیح می‌داد تا زمان تامین یک اکثریت یهودی دست نگهدارند و آنگاه دولت واحد یهودی را تاسیس کنند.

همانطور که جابوتنسکی با طرح شورای بیل در سال 1937 مخالفت کرد، مناخیم بیگن نیز با طرح تقسیم فلسطین که سازمان ملل پس از 10 سال آن را تصویب کرده بود، مخالفت کرد. اما بن گورین این دو طرح را از رهگذر تمایل سه تحقق یک حاکمیت هر چه سریع‌تر و این باور که وجود دولت یهودی باعث تسریع در فرآیند مهاجرت خواهد شد، مورد تایید قرار داد که البته به نتیجه‌ای نینجامید.

زمانی که بن گوریون موسس اسرائیل در 14 می سال 1948 اعلامیه استقلال اسرائیل به عنوان پناهگاه امن یهودیان را قرائت کرد، لازم بود که 60 سال بگذرد تا مشخص شود که صلح و دموکراسی دو طرف نقیض وجود این رژیم هستند. چرا که اسرائیل نمی‌تواند دولتی دموکراسی باشد. چون این امر صفت دولت یهودی را از آن سلب می‌کند و آن را به دولتی لائیک بدل خواهد کرد که مجبور است به همه افراد جدا از وابستگی‌های دینی‌شان حقوق مساوی بدهد و این امر به اعراب اجازه می‌دهد که اکثریت ساکن این دولت «دموکرات» را تشکیل دهند و این به معنی فنای اسرائیل خواهد بود.

اسرائیل همچنین خواستار صلح نیست چرا که این امر نقیض وجودی این رژیم است و نقش کارکردی آن به عنوان ستون امپریالیسم پیشرفته در جهان عرب را از این رژیم سلب خواهد کرد و تنها افق بقای آن را از بین خواهد برد.

از این رو باید گفت که سرزمین‌های اشغالی تحت سلطه صهیونیست‌های اسرائیلی دیگر پناهگاه روحی یهودیان و مکان امن آنان نخواهد بود بلکه رفتارهای شاد و نابهنجار این رژیم باعث شده است که یهودیان جهان، به خصوص یهودیان آمریکا که بزرگ‌ترین توده جمعیتی یهودی در برابر اسرائیل هستند، زندگی خود در آن جوامع را به حالت عادی در آورند و حیاتی معمول و متمایز از شرایط نابخردانه رژیم صهیونیستی را دنبال کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات