حسین شریعتمداری
اظهارات اخیر آقای دکتر لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان درباره مذاکره با آمریکا، از ورود ایران به ورطه هولناکی حکایت می کند که آمریکا و متحدانش سال های متمادی در انتظار آن بوده اند و بارها برای کشاندن ایران به پای میز مذاکره -بخوانید کشاندن ایران به این ورطه هولناک- تلاش کرده و تاکنون نیز در تمامی موارد ناکام بوده اند، بنابراین بسیار تأسف انگیز و تعجب آور است که در شرایط کنونی به این خواسته استراتژیک آمریکا پاسخ مثبت داده می شود و عواقب و پی آمدهای خطرناک آن از نگاه مسئولان محترم کشورمان پنهان می ماند!
داستان از آنجا آغاز شد که چند روز قبل، آقای سیدعبدالعزیز حکیم، رئیس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق، از ایران درخواست کرد درباره مسائل عراق با آمریکایی ها به مذاکره نشسته و از این طریق به برقراری ثبات و امنیت در این کشور اشغال شده کمک کند و در پی این درخواست، آقای دکتر لاریجانی طی مصاحبه ای اعلام کرد؛
«مدتهاست که آمریکایی ها این تقاضا را مطرح کرده اند. سفیر آمریکا چندین بار اعلام کرده که حل بعضی از مشکلات در عراق را نیازمند مذاکره با ایران می داند ولی، ما به حرف های آنها اعتماد نداریم... اما، این بار، آیت الله حکیم که از رهبران برجسته اسلامی عراق است و اکثر خانواده ایشان در راه استقلال شهید شده اند، این خواسته را بیان کرده است و با توجه به این درخواست و جدای از درخواست های قبلی و برای حل مسائل عراق و مشکلات این کشور و برای ایجاد آزادی واقعی در این کشور، این درخواست را می پذیریم و افرادی را برای مذاکره مشخص می کنیم که این مذاکرات را در حوزه عراق انجام دهند و به آینده عراق کمک کنند»!!
و اما، اگرچه در حسن نیت و دلسوزی آقای لاریجانی تردیدی نیست ولی درباره اظهارات ایشان که می تواند موضع رسمی جمهوری اسلامی ایران تلقی شود گفتنی هایی هست.
1- توضیح آقای لاریجانی که این درخواست از سوی آیت الله حکیم صورت پذیرفته و ایران به درخواست های مشابه قبلی که از جانب سفیر آمریکا در عراق صورت پذیرفته بود، توجهی نکرده است، به یک شوخی شبیه تر است تا سخنی جدی و منطقی، چرا که به هرحال پای مذاکره با آمریکا در میان است و چه فرقی می کند که واسطه این مذاکره آقای حکیم باشد یا یکی از مقامات رسمی آمریکا!... چرا سر خودمان را کلاه می گذاریم؟!
2- برای اطلاع مسئولان محترم کشورمان -اگر اطلاع ندارند- اشاره به این نکته ضروری است که چند ساعت بعد از اعلام آمادگی ایران برای مذاکره، شبکه سراسری S.B.P آمریکا در تفسیری با کنایه از تسلیم ایران بعد از 27 سال سخن گفت و «آدام ارلی» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، که به همین منظور در جمع خبرنگاران حاضر شده بود، در پاسخ به یک خبرنگار که پرسیده بود «این درخواست ابتدا از سوی ایران مطرح نشده، بلکه پیشنهاد مذاکره دو ماه قبل، از جانب «زلمای خلیل زاد» سفیر آمریکا در عراق ارائه شده بود»، گفت؛ «دولت ایران یک دولت تروریست است و در ناآرامی های عراق دست دارد بنابراین پیشنهاد سفیر آمریکا برای مذاکره با ایران از نوع احضار سفیر یک کشور و هشدار به وی بوده است»!...
توجه بفرمائید...! ذلت از این بیشتر؟!... ما ادعا می کنیم که درخواست مکرر آمریکا برای مذاکره را نپذیرفته ایم و تنها به خاطر گل روی آقای حکیم حاضر به مذاکره شده ایم!... و آمریکایی ها می گویند، منظور سفیر ما در عراق، مذاکره نبوده، بلکه هشدار به ایران برای دست کشیدن از تروریسم و خودداری از دخالت در ناآرامی های عراق بوده است!...
3- ممکن است گفته شود -و بارها گفته شده است- که مذاکره با آمریکا و برقراری رابطه با این کشور چه اشکال و ایراد منطقی دارد؟ مگر جمهوری اسلامی ایران با برخی دیگر از کشورها که در دشمنی و کینه توزی با ایران تابلو دارند، رابطه ندارد؟ بنابراین می توانیم ضمن برقراری رابطه با آمریکا، مواضع سیاسی خاص خودمان را داشته باشیم. همانگونه که با انگلیس و... رابطه داریم!
در این استدلال به ظاهر منطقی یک نکته بااهمیت و سرنوشت ساز نادیده گرفته شده است، نکته ای که چند سال قبل، رهبر معظم انقلاب با نگاه حکیمانه و تیزبین خود به آن اشاره داشتند و آن این که؛ آمریکا از ایران، فقط «مذاکره» می خواهد و نه «رابطه». به بیان دیگر، مقصود آمریکا از مذاکره با ایران، برخلاف آنچه در عرف مذاکرات در نظر گرفته می شود، حل و فصل مشکلات فیمابین و رسیدن به یک رابطه منطقی و دیپلماتیک نیست، بلکه مقصود آمریکا از مذاکره، اعلام تسلیم پذیری جمهوری اسلامی ایران و حذف این «الگو» از فرهنگ سیاسی، انقلابی و مبارزاتی جهان اسلام است. چرا..؟! بخوانید؛
4- مقاومت 27 ساله جمهوری اسلامی ایران در برابر باج خواهی و زورگویی آمریکا و متحدانش، ایران اسلامی را به پرچمدار مبارزه با سلطه جهانی و یک الگوی موفق برای حرکت های آزادی خواهانه و استقلال طلبانه تبدیل کرده است به گونه ای که امروزه، نهضت های اسلامی در جهان اسلام، با الهام گرفتن از 27 سال ایستادگی و مقاومت ایران اسلامی، به حرکت خود ادامه می دهند و جمهوری اسلامی ایران را عقبه استراتژیک و نمونه موفق و پیشتاز برای جنبش های مقاومت می دانند. انتفاضه فلسطین از 27 سال مقاومت ایران در مقابل باج خواهی و زورگویی آمریکا ریشه گرفته، حزب الله لبنان، حرکت اسلامی در بحرین، پیروزی اسلامگرایان در ترکیه، الجزیره و... که عرصه را بر آمریکا و متحدانش تنگ کرده اند، همگی با نگاه به الگوی ایران اسلامی شکل گرفته و به حرکت خود ادامه می دهند.
هدف آمریکا از کشاندن ایران به پای میز مذاکره، ابلاغ این پیام به حرکت های اسلامی در تمامی جهان اسلام است که ایران نیز بعد از 27 سال مقاومت چاره ای جز تسلیم در برابر آمریکا نداشت!
تا با ارسال این پیام سایر حرکت های اسلامی را از ادامه ایستادگی و مقاومت ناامید کنند، به بیان دیگر آمریکایی ها این مذاکره را، فقط برای «مذاکره» می خواهند و نه هیچ چیز دیگر.
آیا مسئولان محترمی که از مذاکره با آمریکا سخن می گویند، از درک این نکته بدیهی عاجزند؟ و آیا هرگز اندیشیده اند که چه متاع گرانبهایی را به بهای اندک می فروشند؟!
آنچه گذشت، فقط یک «تحلیل سیاسی» نیست -اگرچه از این زاویه نیز هشداردهنده است- بلکه واقعیت غیرقابل انکاری است که قبل از ما، دشمنان تابلودار ایران اسلامی، بارها بر آن تأکید ورزیده اند و عجیب است که مسئولان دیپلماسی خارجی کشورمان از این نکته بدیهی غافل هستند.
5- هنوز دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان لب از سخنان اخیر نبسته و نفس تازه نکرده بود که شاهد -از غیب که نه- از سوی آمریکا و متحدان اروپایی اش رسید. آمریکایی ها بلافاصله بعد از انعکاس اظهارات اخیر آقای لاریجانی، از تسلیم ایران بعد از 27 سال سخن گفتند و با بوق و کرنا، این «تسلیم پذیری»! -به زعم خود- را بر اوراق روزنامه ها، صفحه تلویزیون ها و تلکس خبرگزاری های خود نشانده و به همه دنیا مخابره کردند و این توهم پراکنی همچنان ادامه دارد...
6- در بخشی از اظهارات آقای لاریجانی آمده است که «این مذاکرات تنها در حوزه عراق انجام خواهد گرفت»! که باید گفت، مقصود آمریکا، کشاندن ایران به پای میز مذاکره با اهداف یادشده است و چه فرقی می کند که این مذاکرات در کدام «حوزه» و درباره چه موضوعی باشد؟ اگرچه در مورد مذاکره پیرامون مسائل عراق نیز، بلافاصله برخوردی حقارت آمیز داشته و آن را در حدّ تذکر و هشدار به یک کشور دانسته اند. آنهم تذکر و هشدار از سوی سفیر کشوری که حضورش در عراق، غیرقانونی، اشغالگرانه و باج خواهانه است. بنابراین، بهتر است به اصل ماجرا اشاره شده و صورت مسئله را تغییر ندهند، زیرا در هر دو صورت، ملت مسلمان و پاکباخته ایران اجازه نمی دهد که دستآورد 27 سال مقاومت و خون دادن و خون دل خوردن مردم این مرز و بوم اینگونه ذلیلانه زیر پای آمریکا لگدمال شود و این دستآورد الهی و حاصل خون شهیدان بر سر میز مذاکره به یغما برود.
7- و بالاخره، دبیر شورای عالی امنیت ملی، یکی از مسئولان بلندپایه دولت اصولگراست، و به یقین، اظهارات تأسف آور ایشان نمی تواند بدون هماهنگی قبلی با مجموعه دولت و دستگاه سیاست خارجی کشورمان باشد. و اگر غیر از این بود، تاکنون بایستی بارها از سوی سایر مسئولان اجرایی نظام تکذیب می شد. با توجه به این نکته باید خطاب به آنان گفت به هوش باشید و هرچه زودتر با اعلام این که هیچگونه مذاکره ای با آمریکا نخواهید داشت، از این ورطه هولناک و دام ویرانگری که برای ایران اسلامی تدارک دیده اند، خارج شوید.