پاسخ مثبت جمهوریاسلامی ایران به درخواست آمریکا مبنی بر مذاکره در خصوص عراق بعد از تقاضاهای مکرر این کشور، ذهن تحلیلگران سیاسی را به این سؤال معطوف نموده است که انگیزه طرف آمریکایی از ابرام بر موضوع مذاکره بر چه پایههایی استوار است و اساساً طرف مقابل با چه دیدگاهی مذاکره با ایران در خصوص عراق را تعقیب مینماید.
پس از ارسال پالسهای مسالمتآمیز و بسترسازی مناسب از سوی آمریکاییها جهت گفتگو با ایران، جمهوریاسلامی با رویکرد کمک به حل معضل عراق، به این واکنش پاسخ مثبت داده است. دولتمردان آمریکا قبل از برگزاری کنفرانس امنیتی بغداد در اسفند ماه سال گذشته، با رسانهای نمودن مقوله یاد شده و تست افکار عمومی دو کشور، به گونهای خبر مذکور را انعکاس دادند که در نشست بغداد، مذاکره پیرامون موضوع عراق بین دو کشور انجام میشود؛ ولی تحلیلگران و فعالان سیاسی آمریکا به دلیل فقدان شرایط مطلوب جهت مذاکره، به دولتمردان کشورشان نسبت به عدم نتیجه مورد انتظار هشدار دادند و در نهایت گفتگویی در بغداد انجام نگرفت.
مقطع دیگری که بحث مذاکره در صدر اخبار جهان قرار گرفت، در آستانه نشست شرمالشیخ در ماه جاری بود که بار دیگر آمریکاییها با فضاسازی، اذهان تحلیلگران را متوجه موضوع مذاکره نمودند و خانم رایس وزیر امور خارجه آمریکا در پاسخ به پرسش خبرنگاری اعلام نمود فرصت مذاکره فراهم نشد. به هر تقدیر، ایران با درخواست رسمی مذاکره از سوی آمریکا موافقت نموده است تا با بهرهگیری از قابلیتهای سیاسی، حقوقی و فرهنگی خویش، در تثبیت اوضاع عراق سهیم باشد. در خصوص نفس مذاکره، چند دیدگاه قابل تأمل است:
1- نگرش اول معتقد است که کاخ سفید در عراق دچار بحران شده و راه خروج از این باتلاق جز با تکیه بر همسایگان و بخصوص ایران امکانپذیر نیست. براساس این دیدگاه، آمریکاییها با محاسبه غلط و پیشفرضهای غیرکارشناسانه در آستانه فروپاشی قرار گرفتهاند، لذا راه نجات از این بنبست را گفتگو با ایران قلمداد مینمایند. همانگونه که در ماههای اخیر چالشهای موجود بین کنگره و قوه مجریه ادعای مذکور را تصدیق مینماید که پس از به قدرت رسیدن دمکراتها و سیطره آنان در کنگره، مهمترین موضوعی را که به چالش جدی کشیدند، بحث عراق بود؛ لذا بقای تیم نئومحافظه کار جورج بوش در گرو موفقیت در عراق میباشد و چنانچه آنان در عراق شکست بخورند و با ذلت از این کشور خارج شوند، ضربه مؤثری بر جناح جمهوریخواهان وارد خواهد شد و بازی انتخابات را در ریاست جمهوری آینده به رقیب خویش واگذار خواهند نمود. براین اساس، جمهوریاسلامی با توجه به موقعیت تضعیف شده نئومحافظهکاران میتواند با ورود به این حوزه، با تقویت جایگاه و وزنه سیاسیاش در حل و فصل مناقشات و منازعات منطقهای نقش قابل توجهی را ایفا نماید. بدین ترتیب، در شرایط حساس و تحولات جاری منطقه، موازنه قوا در حوزههای گوناگون با توجه به شکست راهبردهای آمریکا در خاورمیانه به نفع ایران رقم خواهد خورد و جایگاه قابل دفاعی جهت حضور در این مذاکره برای دولتمردان کشورمان فراهم خواهد گشت.
2- دیدگاه دوم معتقد است که ورود ایران به فاز مذاکره در خصوص عراق، نقطه عزیمت جهت حل دیگر موضوعات موجود بین دو کشور است و سردمداران کاخ سفید بستر عراق را موقعیت مناسبی جهت طرح دیگر موضوعات فیمابین مطرح مینمایند.
به فرض صحت ادعای دوم، ایران تاکنون بارها اعلام کرده است که ما جز اسرائیل با همه کشورهای دنیا میتوانیم مراوده داشته باشیم، اما در یک قالب منطقی و با رعایت احترام متقابل به نحوی که استیفای حقوق ملت ایران محرز شود. ولی در شرایط موجود این طرف مقابل است که با سوءنیت و بدون توجه به حقوق ملت ایران، در پی حل غیرمنصفانه مسایل است و مادامی که آمریکاییها از موضع استکباری با ایران سخن بگویند و حاضر نباشند هویت جمهوریاسلامی ایران را به عنوان یک بازیگر سیاسی دارای مشی استقلالطلبانه بپذیرند، مذاکره نمیتواند منافع ملت ایران را تأمین نماید. اکنون با توجه به دیدگاههای مذکور و وضعیت وخیم ایالاتمتحده در عراق و شکست این کشور و از سویی خروج آنها از عراق که در بطن جامعه آمریکا به یک مطالبه عمومی تبدیل گردیده، فضای لازم برای جمهوریاسلامی به منظور ارتقای مؤلفههای قدرت فراهم شده است. از اینرو، با ورود به جریان مذاکره پیرامون عراق میتوان ظرفیتهای قابل دفاع خویش را جهت پایان بخشیدن به بحران مذکور، به منصه ظهور رساند و بروز ترتیبات جدید قدرت در منطقه خاورمیانه را با دیپلماسی قوی و کارآمد اعلام نمود. از سوی دیگر، دستگاه دیپلماسی نباید از این موضوع مهم غافل باشد که کاخ سفید براساس عملکرد گذشتهاش در مناقشات منطقهای و فرامنطقهای، پیچیدگیهای قابل توجهی دارد و همواره شیطنتهای این کشور بر تعاملات بینالمللی سایه افکنده است. لذا ضرورت دارد، دولتمردان ضمن رعایت چارچوب مذاکرات بر اساس سه اصل مهم «عزت، حکمت و مصلحت» و با در نظر داشتن صیانت از اقتدار نظام مقدس جمهوریاسلامی در فرایند حل این معضلات، با هوشیاری و درایت لازم مذاکرات فیمابین را مدیریت نمایند. باید توجه داشت، ایالاتمتحده این مذاکره را با هدف مشارکت دیگر بازیگران منطقهای و همسایه عراق به منظور سهیم نمودن آنان در شکست عراق دنبال می نماید، همانگونه که بزرگنمایی آنان در خصوص نفوذ ایران در عراق با این هدف دنبال میشد که وانمود نمایند جمهوریاسلامی ایران در کشور مذکور دخالت نموده و از این رهگذر ایران را به عنوان یکی از عوامل طولانی شدن بحران عراق معرفی نمایند.
بدون تردید، مسئولان امور دیپلماسی به این موضوع واقف هستند که مقوله عراق یک معادله تکمجهولی نیست، بلکه حل این بحران منوط به مشارکت دیگر همسایگان و سایر عوامل تأثیرگذار داخلی عراق میباشد. دستاندرکاران سیاست خارجی جمهوریاسلامی با توجه به رعایت حسن همجواری و احترام متقابل و تشریک مساعی نسبت به پایان بخشیدن به منازعات موجود عراق، در چارچوب وظایف انسانی و اسلامی خویش، نه تنها از هرگونه تلاشی که به تأمین امنیت زندگی شهروندان مسلمان عراقی منجر شود، کوتاهی نخواهند نمود، بلکه کلیه توانمندیهای سیاسی و فرهنگی خویش را جهت تثبیت اوضاع عراق به کار خواهند گرفت تا به عنوان یک کشور اسلامی و تأثیرگذار در منطقه، به خشونتهای فرقهای عراق پایان دهند و دولتی باثبات و امن را در جوار مرزهای کشورمان شاهد باشیم.
اینک انتظار میرود کشورهای اسلامی در سالی که مزین به «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» است، با بهرهگیری از مؤلفههای انسجام اسلامی، همراه با دیگر بازیگران سیاسی مسلمان منطقه ـ که هرکدام به گونهای در مسیر تحولات عراق تأثیرگذار هستند ـ بتوانند بر اساس اصول وحدت بخش اسلامی، به وضعیت بغرنج عراق خاتمه داده و به سهم خود در کاهش آلام ملت مظلوم عراق سهیم باشند. شایسته است کشورهای پیرامون عراق، در سال جاری با پیشگامی نسبت به حل معضلات کشورهای اسلامی خاورمیانه بویژه عراق، به شکل عینی در یک همگرایی تحسینبرانگیز، انسجام اسلامی را تفسیر عملی نمایند.