تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۱۷  ، 
کد خبر : ۵۰۷۵۶

آزادی علمی در غرب از شعار تا عمل


به قلم: دکتر شهبازی
1- دیر زمانی است آزادی علمی بعنوان یکی از حقوق اساسی بشر شناخته شده و در اسناد مهم بین المللی مربوط به حقوق بشر نیز انعکاس یافته است. آزادی علمی به شکلی که در اسناد بین المللی و نوشته های دانشمندان عمدتا غربی مورد توجه قرار گرفته است، شامل دو بخش آزادی در زمینه آموزش و آزادی در زمینه پژوهش است. مجامع علمی در آموزش و تحقیق آزادند واین آزادی برخلاف آزادی بیان، صرفا «حق» نیست، بلکه وظیفه ای اجتماعی در جهت پیشبرد و توسعه دانش بشری است که نمی توان از آن اعراض کرد.
تنها محدودیت های قابل اعمال بر این حق، محدودیت هایی هستند که ماهیت اخلاقی دارند و یا مربوط به اصول اعتقادی ادیان الهی و باورهای دینی مردم می باشند.(1)
بیانیه کنفرانس جهانی حقوق بشر که در ژوئن سال 1993 میلادی به عنوان برنامه عملی حقوق بشر در جهان، در وین اتریش تدوین شد، صراحتا بر این حق اساسی بشر هم بعنوان یک آزادی و هم بعنوان «مسئولیت» تأکید کرده است. بند هـ ماده 2 بیانیه جهانی آموزش عالی برای قرن آینده نیز که در سال 1998 به تأیید 182 کشور عضو یونسکو رسید، «بهره مندی بدون محدودیت از آزادی علمی و خودگردانی و تلقی آنها بعنوان مجموعه حقوق و وظایف با حفظ احساس مسئولیت کامل و مقید بودن نسبت به جامعه» را یکی از اصول اساسی جامعه جهانی مبتنی بر دانش می داند و در بندهای دیگر بر تلاش برای پر کردن شکاف عمیق بین کشورهای صنعتی و کشورهای در حال توسعه در زمینه دانش و پژوهش تأکید می‌ورزد.
مطابق ماده 13 منشور حقوق اساسی اتحادیه اروپا نیز «تحقیقات علمی باید از هرگونه تعرض و فشار مصون باشد».
میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، کنوانسیون 1960 مبارزه با تبعیض در امر تعلیمات و بیانیه جهانی آموزش عالی برای قرن آینده (1998)، همچنین کشورها را متعهد می سازند که «به افراد خارجی که در کشور آنها به سر می برند همان فرصتی و امکانی را بدهند که اتباع خودشان برای دسترسی به آموزش دارند».
2- هر ساله برخی از کشورهای دنیا نظیر چین، ایران و مالزی که با سیاستهای دول غربی همراه نیستند، از منظر رعایت حقوق بشر مورد ارزیابی برخی نهادهای بین المللی و سازمانهای وابسته به دول غربی یا مستقر در اروپا و آمریکا قرار می گیرند و یکی از اتهامات ثابت آنها نقض آزادی های علمی است. در رابطه با ایران بهانه آنها از جنس ادعای تبعیض در دسترسی به آموزش عالی نسبت به پیروان یک فرقه است.
3- سالیانی است که بسیاری از دانشگاه های غربی خصوصا دانشگاه های آمریکایی اتباع برخی از کشورها از جمله ایران را خلاف موازین فوق الذکر از تحصیل در برخی شاخه های دانش محروم کرده یا مورد تبعیض جدی قرار داده اند به نحوی که اخذ پذیرش از دانشگاه های اروپایی و آمریکایی در برخی رشته ها به کلی غیرممکن شده است.
4- تاریخ یکی از شاخه های مهم دانش بشری است و اتفاقا آزادی پژوهش در این رشته در نوشته های غربی مربوط به آزادی علمی بسیار مورد تأکید قرارگرفته است. مسئله یهودستیزی و یهودی کشی حکومت نازی آلمان (بعنوان امری مذموم) و ابعاد آن مورد توجه بسیاری از دانشمندان جهان است، لیکن برخی دول غربی «با وضع قانون» هرگونه «تحقیق و پرسش» در خصوص این موضوع را «ممنوع» و رسما دانشمندانی را که در این رابطه به تحقیق می پردازند، محاکمه و مجازات می کنند. حتی از طرح پرسش استفهامی درخصوص این موضوع نیز دیدیم که برمی آشوبند و در عالیترین سطوح با کمک تبلیغات پرحجم، پرسش کننده را به هر صفت ناروا متصف می کنند حتی اگر منتخب یک ملت یعنی میلیون ها نوع «بشر» باشد.
5- دانش هسته ای یکی از شاخه های مهم دانش بشری است و در زمره علومی است که زیرساخت توسعه دانش بشر در بسیاری رشته های دیگر به شمار می روند. براساس موازین فوق الذکر و نیز ماده 4 معاهده منع تکثیر سلاح های هسته ای، پژوهش در این زمینه، هم از حقوق بنیادین بشر (آزادی علمی) و هم حق دولتهاست. ماده 4 NPT علاوه بر آنکه بر حق کشورهای عضو مبنی بر توسعه، تحقیق، تولید و استفاده صلح آمیز و بدون تبعیض از انرژی هسته ای تاکید می کند، همکاری کشورها در این زمینه و مبادلات علمی، تجهیزاتی و فناوری را نیز وظیفه دولتهای برخوردار و حق کشورهای عضو می‌داند.
بدیهی است که همانند همه شاخه های دیگر دانش، احتمال سوءاستفاده از این علم نیز وجود دارد (که خود دول غربی به غایت کرده اند). داروسازان می توانند داروی مرگ آور نیز تولید کنند، آیا با احتمال این خطر می توان دانش داروسازی را تعطیل کرد؟ کدام قید آزادی علمی این ممنوعیت و تعرض را توجیه می کند؟! منظور بنیانگذاران اتحادیه اروپا (آلمان، فرانسه و انگلیس) از «مصون بودن تحقیقات علمی از تعرض» در ماده 13 منشور حقوق اساسی اتحادیه چه بوده است؟
6- دولتهای غربی بویژه آمریکا و انگلیس چنان دغدغه حقوق بشر دارند که خدشه به حق آزادی بیان هیچکس در کشورهایی نظیر ایران را ولو آنکه آن بیان مخل امنیت عمومی و ملی باشد، برنمی تابند. شاید به زعم آنها محرومیت یک ملت از یکی از حقوق اساسی بشر (حق آزادی علمی و توسعه دانش)، ممنوعیت یک ملت و نسلهای آینده آن از دستیابی به یکی از شاخه های زیربنایی دانش، ممنوعیت نوع بشر در اکناف جهان از تحقیق در یک موضوع تاریخی (هولوکاست) و محرومیت همه فرزندان برخی ملتها از دسترسی به آموزش در برخی رشته ها، گزندی به حقوق بشر نمی رساند. شاید بعضی افراد بشر، به زعم آنها، فقط باید از برخی حقوق بهره مند باشند. راستی کدام «حق» و کدام «بشر» منظور دول غربی است؟
والسلام

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات