علی دارابی
در آغازین روزهای بیست و هشتمین بهار انقلاب بیگمان از مهمترین کارها که باید در دستور کار نهادهای مختلف، قوای سهگانه، رسانهها و مطبوعات، نخبگان حوزه و دانشگاه و سایر اندیشمندان قرار گیرد «بازخوانی دکترین رهبری» است.
این مهم بر آن که بر درستی و صحت راه، طی شده پس از ارتحال حضرت امام خمینی(ره) تاکید میورزد. ما را به دستاوردهایی که بدان دست یازیدهایم متوجه میسازد.
اما با این همه این بازخوانی به مدد دستگاهها و نهادهای مختلف خواهد آمد تا آنان را در تبیین درست و عملیاتی کردن رهنمودهای رهبری آن گونه که بایسته است رهنمون سازد.
چرا که برابر اعتقادات دینی و ساختار نظام جمهوری اسلامی و نیز اصول مندرج در قانون اساسی که سند میثاق ملی کشور محسوب میشود ولی فقیه و رهبری در راس نظام اسلامی عهدهدار سیاستگذاری کلان، هدایت عمومی جامعه و نظارت عالیه بر امور است و اتفاقا «دکترین» نیز در دایرةالمعارف علوم سیاسی به معنای «اصول یک نظام فکری یا سیاست و خط مشی» و به عبارت دیگر «مجموعهای از عقاید یا اصول و قواعد یک مکتب» را در بر میگیرد که امروزه با بهرهگیری از مفهوم «پارادایم» که به مثابه «سرمشق فکری یا الگوی نظری» است کاربرد بسیار گستردهای در ادبیات سیاسی پیدا کرده است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از ارتحال حضرت امام خمینی(ره) در مسئولیت «رهبری نظام» سه وجه یک رهبری عالی مقام را چون امام(ره) همزمان هدایت کردهاند: در مقام اجتهاد و فقاهت، مرجعیت و روحانیت به باز تعریف مفاهیم فقهی و تئوریزه کردن اندیشههای اسلامی پرداختهاند. در مقام رهبری هدایت عمومی و عبور سلامت جامعه از چالشها و بحرانهای فرارو، تحکیم و تقویت پایههای نظام و ارکان آن همت گماشتهاند و در مقام فرماندهی کل قوا هدایت و ساماندهی نیروهای مسلح و کارآمدی شایان آن را مد نظر داشتهاند. البته ارزیابی دستاوردهای گرانسنگی که در این عرصه برای نظام به ارمغان آورده شده است فرصت و مجالی دیگر را میطلبد.
اما اگر بخواهیم با اندکی تسامح و مدارا برای تبیین و استنتاج بهتر بحث از واژه «گفتمان» که به معنای «کلام، رای و عقیده» است و در ادبیات سیاسی سالیان اخیر از سوی آنتونیو گرامشی به صورت ضمنی و میشل فوکو فیلسوف اجتماعی فرانسوی آشکارا مورد استفاده قرار گرفته است، نیز بهره گیریم، به مفاهیم و واژههایی میرسیم که بوضوح فضای فرهنگی ـ اجتماعی و سیاسی کشور را دگرگون کرده و فرصتهایی که برای نظام به وجود آورده است حکایت از صحت و درستی «دکترین» و «گفتمانها» و حسن تدبیر و هدایتهای عالیهای دارد که برای تحقق آنها صورت گرفته است.
در میان دکترینها «گسترش روابط صلحآمیز با جهان و بسط مناسبات دوستانه با کشورهای اسلامی و همزیستی مسالمتآمیز با کشورهای همسایه در پرتو گسترش اسلام، نظام جمهوری اسلامی را به عنوان مردمیترین الگوی اداره جوامع» در عرصه بینالملل میتوان مورد توجه قرار داد. رهبر معظم انقلاب اسلامی «مردمسالاری دینی» را به عنوان بهترین مدل برای اداره جوامع در عصر حاضر که دمکراسی لیبرال را به چالش میکشاند معرفی کردند.
در عرصه داخلی «پالایش و ساماندهی فضای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی کشور با تکیه بر عقلانیت اعتدال و تعمیم نظارت عمومی و فرهنگ کار و تلاش» را باید مورد توجه قرار داد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی نامگذاری سالها را برای فرهنگسازی اهداف مورد نظر به طور گسترده به استخدام گرفتند: وفاق و وحدت نیروهای سیاسی، اصلاحطلبی اسلامی و تفکیک آن از اصلاحطلبی آمریکایی، اصولگرایی اصلاحطلبانه و تمییز آن از واپسگرایی، پاسخگویی مسئولانه و پرسشگری متعهدانه، خدمتگزاری مسئولان به مردم، جنبش نرمافزاری و تولید علم، وجدان کاری و انضباط اجتماعی، مشارکت سیاسی و کرامت شهروندان، سادهزیستی و مذمت اشرافیگری و تجملگرایی مسئولان حکومتی، توسعه همه جانبه، پایدار و متوازن و پرهیز از توسعه تک بعدی، و... را میتوان در فهرست این گفتمانهای مهم جای داد.
اما بیگمان «جوانگرایی در عرصه مدیریت کشور، عدالتخواهی به مثابه گفتمان مسلط جامعه، تولی و تبری و بازشناسی دوست و دشمن و تلاش برای نهادینه کردن فرهنگ کار، تلاش، تولید و سازندگی را باید از برجستگی ویژهای به حساب آورد.
اگر امروز جامعه ایران به جایگاه والایی در عرصه بینالمللی و داخلی دست یافته است در پرتو تبیین دکترین رهبری و تحقق گفتمانهای رهبر فرزانه انقلاب اسلامی بوده است. اما قوای سهگانه، نهادهای مختلف بویژه نهادهای فرهنگی و رسانهها برای تحقق همه اهداف پیش گفته رسالت بس خطیری دارند. بیاییم در آغاز بهار بیست و هشتم انقلاب، بازخوانی دکترین و گفتمانهای رهبری را برای پویایی انقلاب سرلوحه امور قرار دهیم.