احمد عسگری
حزب مردم سالاری، امروز چهارمین کنگره سراسری خود را برگزار میکند. در آستانه این کنگره و بدین بهانه، بد نیست نکاتی چند را مرور کنیم:
1ـ حزب مردم سالاری یکی از نخستین و جدیترین احزاب مردمی و اصلاحطلب خارج از حاکمیت بوده که از زمان تشکیل تا به امروز، همواره توانسته با حفظ رویهی انتقادی خود، غالب مسائل کشور را در زمینههای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را از منظر توده و عامه مردم ایران بررسی کند. گذشته از مواضع انتقادی مردمسالاری نسبت به احزاب اصلاحطلب درون حاکمیت، این حزب و اعضای آن مبتکر و مبدا این طرح جریان سوم (یا جناح سوم) در فضای سیاسی ایران بودهاند که منجر به شتاب در تحولات سیاسی سالهای آغاز دهه 80 هجری شمسی گشته و در نهایت جبههای از احزاب دارای دیدگاههای نسبتا نزدیک به نام «جبهه تحکیم دموکراسی» شده است. پافشاری و ادامه رویه انتقاد مردم سالاری بر فضای چند قطبی در فضای سیاسی ایران، میتواند سبب ایجاد فضای مناسب و باز و سالم برای سالهای پیش رو و تضعیف منطق اقتدارگرایی در فضای کشور شود. به نظر میرسد مناسب است در کنگره چهارم حزب راهکارهای حرکت به سوی فضای چند قطبی در جامعه و سیاست ایران به طور جدی مورد بررسی و در صورت لزوم بازنگری قرار گیرند.
2- حزب مردم سالاری طی سالیان اخیر، با وجود ایفای نقش نسبتا جدی در تحولات سیاسی کشور و با توجه به حضور کمرنگ اعضا و کادرهای تشکیلاتی این حزب در حاکمیت، کمتر مقوله «نوسازی و توسعه تشکیلات» پرداخته است. به نظر میرسد در مسیر تحولات فضای کشور پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم و حرکت همه احزاب و گروههای سیاسی کشور به سمت بازسازی تشکیلاتی، حزب مردم سالاری نیز نیازمند پرداختن به مقوله توسعه تشکیلات است. در حالی که در سالیان گذشته در کنار نقشآفرینی و حضور جدی حزب مردم سالاری در فضای کشور، این حزب با داشتن دفاتر نسبتا فعال در مراکز استانها، کمتر به ایجاد دفاتر جدید در شهرستانها و جذب منظم اعضا و هواداران جدید پرداخته است، مناسب است با توجه بدین مهم (توسعه تشکیلات) به تقویت مرتبطین و اعضای و ایجاد دفاتر جدید حزب در کشور پرداخته و راهکارهایی جدیتر از گذشته برای توسعه تشکیلات در کنگره چهارم حزب اندیشیده شود.
3ـ حزب مردمسالاری بنابر آنچه گفته شد، بر اساس لزوم توجه به امر اصلاحطلبی در خارج از حاکمیت شکل گرفت و بر همین اساس از همان روزهای نخست لزوم توجه مجدد و بیشتر به جامعه مدنی را یادآوری و تدبیر اصلاحطلبان برای تقویت جامعه مدنی را خواستار گشت؛ با این وجود طی سالیان گذشته حزب مردمسالاری کمتر به صورت مستقیم با مباحث مرتبط با جامعه مدنی ایران پرداخته است و شاید به قول یکی از چهرههای اصلاحطلب بتوان گفت «توجه مردم سالاری» به جامعه مدنی و جنبشها و پویشهای مدنی نظیر جنبش دانشجویی و پویش دانشآموزی کمتر از توجه اصلاحطلبان درون حاکمیت بوده است».
واقعیت این است که طی سالهای پس از حماسه دوم خرداد. به دلیل تهاجم پیدرپی نیروهای مخالف با توسعه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به جامعه مدنی، بالا جبار به احزاب اصلاحطلب پناه بدند و این امر سبب شد تا بسیاری از فعالیتهای صنفی، فرهنگی و مدنی بیش از آنچه میبایست، رنگ و بوی فعالیت سیاسی و حزبی یابد برای نمونه میتوان به محدود شدن پویش دانشآموزی ایران تا حد شاخه دانشآموزی در حزب مردم سالاری و یا انتساب بخشی از اعتراضات جنبش دانشجویی به انتصاب رئیس جدید دانشگاه تهران به کمیته دانشجویی ستاد مصطفی معین کاندیدای اصلاحطلبان پیشرو اشاره کرد که نشان میدهد با تجدید جامعه مدنی ایران، مدعیان اصولگرایی اصولا نیرویی به جز دانشجویان حامی معین را رویاروی خود نمیپندارند. با شرایط گفته شده، احزاب اصلاحطلب نظیر مردم سالاری که با وجود اعتقاد بسیار جدی به جامعه مدنی به خصوص در حوزه جوانان، دانشجویان و دانشآموزان از هم اکنون بر محور خواستهها، مطالبات مشترک و با تقویت کمیتههای دانشآموزی و دانشجویی خود به سمت جامعه مدنی گسترده و قدرتمند در ایران حرکت کنند. به نظر میرسد در صورت حرکات سنجیده در حوزه مباحث جوانان و فعالیتهای صنفی، فرهنگی و مدنی نظیر پویش دانشآموزی، جنبش دانشجویی، جنبش فرهنگیان، جنبش کارگری و نظایر آن، جامعه مدنی با تصدیق مواضع حزب مردم سالاری آمادگی خود را برای کمک به گسترش و انسجام فعالیتهای این حزب کمک جدی خواهند کرد.
حزب مردمسالاری ایران، در کنگره چهارم در آستانه یک تحول بزرگ و جدی قرار گرفته است، استفاده صحیح از فرصتهای پیش روی این حزب، کمک خواهد کرد تا مردم سالاری به یکی از احزاب طراز اول در حوزه سیاست ایران و یکی از بازیگران اصلی سیاست کشور مبدل شود.