رضا واعظی
فراخوان مجدد رهبر معظم انقلاب اسلامی به دستگاهها و مراکز ذیربط برای توسعه علم در کشور در دیدار رئیس و جمعی از همکاران دفتر همکارهای فناوری ریاست جمهوری نوعی پادزهر علیه حربه جدید نظام سلطه جهانی در عصر کنونی و آینده به شمار میآید.
اگر تاکنون نظام سلطه جهانی و استعمارگران عالم با تکیه بر حربههایی چون اقدام نظامی، وابستگی دولتها، تحریم اقتصادی و انزوای سیاسی دولتها و ملتها ضمن محدود ساختن کشورهای جهان سوم و ملتها از حقوق خود و عقب نگه داشتن آنها زمینه سلطه و چپاول را فراهم میکند اکنون استعمار فرانو با الگوها و روشهای جدیدی به میدان آمده است که مهمترین آن محروم ساختن ملتها و کشورها از علوم و فنآوری است. بویژه این که این راهکار بیشتر به علوم پایه معطوف شده است، زیرا علوم پایه، دیگر حوزهها را نیز فعال کرده و بارور خواهد ساخت و از این طریق زمینه بومی شدن علوم فراهم خواهد شد.
در واکاوی گرایش نظام سلطه نوین جهانی به سمت استفاده از حربه محرومسازی ملتها از علوم و در انحصار گرفتن علوم و فنون میتوان چند علت اساسی را بیان کرد:
1) اهمیت یافتن علم و فناوری در بستر توسعه همه جانبه و نقش زیر بنایی آن در رشد و شکوفایی در تمامی عرصهها.
2) دیدگاه منفی افکار عمومی جهان نسبت به راهکارهای گذشته از جمله حمله نظامی، تحریم اقتصادی و سیاسی. به این معنا که به دلیل افزایش آگاهی افکار عمومی و ارتباط تنگاتنگ ملتها و فرهنگها با یکدیگر افکار عمومی جهان، استفاده از حربههای اقتصادی، نظامی و سیاسی را نمیپسندد و حتی واکنش جدی نیز نسبت به آنها دارد. نمونههای آن را میتوان در مخالفت افکار عمومی جهان با حمله نظامی آمریکا به عراق و اعمال تحریم اقتصادی علیه کشورهایی چون کوبا و کره شمالی از سوی آمریکا مشاهده کرد.
3) تبعات منفی استفاده از حربههای قدیمی برای عاملان آن و حتی سایر کشورها بویژه در عرصه اقتصادی.
4) مزیتهای استفاده از حربه محدودیتها و محرومیتهای علمی. از آنجا که محرومیتهای علمی نمود کمتری دارد و در برخی عرصهها از جمله در جذب نخبگان کشورهای در حال توسعه و رواج پدیده فرار مغزها، نامرئی است و فواید و نتایج بیشماری را نیز در پی دارد. مراکز قدرت جهانی و نظام سلطه بینالملل این راه را برگزیده است. زیرا محروم ساختن ملتها از علم و فناوری بویژه علوم پایه، باعث عقبماندگی و افزایش فاصله کشورهای برخوردار از غیربرخوردار در نتیجه وابستگی به کشورهای برخوردار و سلطه آنها بر جهان خواهد شد و منافع مشروع و نامشروع آنها را فراهم خواهد ساخت.
بر این اساس که همگانی ساختن علوم پایه اهمیت مییابد و در غالب راهکاری قوی برای مقابله با شگردهای نوین استعمار فرانوین بکار میآید. آنچه در این میان مهم است وظایف خطیر و سنگین دستگاههای ذیربط برای فراهم ساختن زمینه توسعه علم و فناوری بویژه همگانی ساختن علوم پایه در کشور است.
زیرا تنها این راهکار است که انحصار علم را خواهد شکست و به نوعی استعمار فرانوین را خلع سلاح خواهد ساخت. مسلما حرکت در این مسیر از سویی مستلزم برنامهریزی دقیق آموزشی و پژوهش نهادهای مسئول بویژه در آموزش و پرورش و آموزش عالی است و از سوی دیگر نیازمند یافتن راهکارهای عملی و اجرایی برای حفظ نخبگان علمی و دانشگاهی در کشور و استفاده صحیح و بموقع از تواناییها و اندوختههای آنها در بارور ساختن حوزه علمی و تولید علم کشور بویژه در حوزه علوم پایه است.