تاریخ انتشار : ۱۸ مهر ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۷  ، 
کد خبر : ۵۰۸۷۸
روشنفکران حامی معین با شعاری تازه گردهم آمدند

گفت‌و‌گو؛ آیین اصلاح‌طلبی پیشرو


نخستین نشست «گفت‌وگو، آیین اصلاح‌طلبی پیشرو؛ نیازها و ضرورت‌ها» هفته گذشته با همکاری شاخه دانشجویان جبهه مشارکت در دفتر ماهنامه «آیین» برگزار شد. این نشست که تلاشی بود برای بررسی ضرورت‌ها و موانع گفت‌وگو میان نخبگان و آماده‌سازی فرصت برای تعامل آنان در آینده، با حضور نمایندگان چهار گروه از نخبگان کشور: «نخبگان دانشگاهی، روشنفکران و فعالان عرصه عمومی، فعالان سیاسی و هنرمندان» برگزار شد. همزمانی این نشست و سالگرد نهمین انتخابات ریاست‌ جمهوری بهانه‌ای شده بود تا برگزارکنندگان جلسه از نخبگانی دعوت به عمل آورند که در انتخابات سال هشتاد و چهار با گذر از موانع همکاری نیروهای موثر اجتماعی در ایران، در حمایت از دکتر مصطفی معین کاندیدای اصلاح‌طلبان پیشرو به میدان آمده بودند:‌ هادی خانیکی، مصطفی تاج‌زاده، محمدحسین رفیعی، خشایار دیهیمی، اسدالله امرایی، محمدامین قانعی‌راد، محسن کدیور و منیژه حکمت میهمانان جلسه‌ای بودند که در حضور چند نفر از اعضای شاخه دانشجویان حزب مشارکت و نیز دکترمصطفی معین ـ کاندیدای اصلاح‌طلبان پیشرو در انتخابات ریاست ‌جمهوری گذشته - برگزار شد؛ اگرچه دکتر معین بیشتر شنونده گفت‌وگوی چهار گروه نخبگان دعوت شده‌ای بود که دو سال پیش در انتخابات ریاست‌ جمهوری در کنار یکدیگر، مردم را به شرکت در انتخابات و رای به وی دعوت می‌کردند. گفت‌وگویی که گاه بسیار دوستانه و شاد بود و گاه کمی رنگ و بوی دلخوری‌های رایج سیاسی میان نخبگان جامعه را به خود می‌گرفت.

خانیکی: حامیان معین با مسائل ساده‌اندیشانه برخورد نکردند

در ابتدای جلسه دکتر‌هادی خانیکی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی و سردبیر ماهنامه آیین، با ذکر اهداف برگزار کنندگان جلسه و تاکید بر اینکه هدف ماهنامه آیین گشودن باب گفت‌وگو در عرصه‌ای بازتر از عرصه سیاست است گفت: جمعی اینجا گرد هم آمده‌‌اند که در انتخابات نهم فعالانه حضور یافتند و نقش داشتند، البته پیش از این نیز در مقاطعی مانند انقلاب ‌اسلامی و انتخابات دوم خرداد گروه‌های مختلف از فعالان سیاسی، دانشگاهی و روشنفکران و هنرمندان در کنار هم حضور یافته بودند ولی در انتخابات ریاست ‌جمهوری نهم این همکاری ملموس‌تر و مستقیم‌تر بود و کسانی که در این انتخابات نقش ایفا کردند هزینه بیشتری پرداختند؛ در حالی که این افراد کسانی بودند که با مسائل، ساده‌اندیشانه برخورد نمی‌کردند و مشکلات را هم پیش‌بینی می‌کردند. وی با ابراز اینکه در میان بخش‌هایی از اهل سیاست این احساس به وجود آمده که سیاست همه چیز نیست و سیاست را می‌توان با زبان‌های دیگری هم پیگیری کرد، ابراز امیدواری کرد که این جلسه سرآغازی باشد برای تعامل میان گروه‌های مختلف نخبگان، تعاملی که به اعتقاد او در شرایط امروز جامعه ما اگر دچار انسداد نشده باشد، دچار نوعی اختلال است.

ایجاد شبکه سه‌قطبی نخبگان

دکتر «محمدامین قانعی‌راد» جامعه‌شناس و عضو هیات‌ مدیره انجمن جامعه‌شناسی ایران، که به عنوان نماینده‌ای از جامعه دانشگاهی کشور و نخبگان آکادمیک در جمع حضور یافته بود، با تقسیم‌بندی نخبگان (در مفهوم کلی خود) به سه گروه نخبگان دانش (دانشگاهیان و فعالان آکادمیک)، نخبگان نهادی (مجموعه کسانی که در نهادها و سازمان‌های دولتی و خصوصی و نیز احزاب کار می‌کنند و با وضعیت نهادی و کارشناسی جامعه در ارتباط هستند) و نخبگان حوزه عمومی (روشنفکران، هنرمندان و حتی گروهی از روحانیون که مخاطبشان مردم و حوزه عمومی است) و با تاکید بر اینکه امروز، دانش سیاست و روشنفکری ما اثربخش نیست، گفت: «باید پروژه‌ای آغاز کنیم که ما را به این نتیجه برساند که چگونه می‌توان با نزدیک کردن این سه قطب به یکدیگر نوعی باروری متقابل درآنها ایجاد کرد، پروژه‌ای که باعث شود این سه گروه در آیینه یکدیگر بنگرند و در نگاه به این آیینه به عنوان یک «دگری»، خویشتن خود را شکل دهند.» وی با تاکید بر ضرورت حفظ تمایز میان سه قطب نخبگی کشور، پیدایش یک شبکه نخبگی سه قطبی که در آن هر یک از قطب‌ها با دو قطب دیگر دارای تعامل و گفت‌وگو هستند و آنها را دگری مهم خود می‌دانند، را خواستار شد.

دیهیمی: جبهه مشارکت بستر گفت‌وگوی نخبگان را فراهم آورد

«خشایار دیهیمی» نماینده روشنفکران حامی دکتر معین در انتخابات سال 84 در این جمع با تاکید بر این نکته که خود مانند دیگر حاضران جلسه اهل گفت‌وگو است و تلاش کرده که برای هم‌سخنان خود در این زمینه الگو باشد، گفت: «اما اگر کسانی در این میان علاقه‌ای به این کار نداشته باشند، چه کاری از دست من ساخته است؟ من تصورم این است که تنها سیاسیون هستند که امکاناتی در اختیار دارند و می‌توانند با ارائه این امکانات افراد بیشتری را به خود جذب کنند و گرنه چه کاری از دست امثال من ساخته است؟ حزب مشارکت می‌تواند امکانات بیشتری تدارک ببیند تا افراد جمع شوند. در دنیای امروز این کار را معمولا احزاب انجام می‌دهند. باشگاه‌ها و کلوپ‌هایی تشکیل می‌دهند که افراد همفکر و همگرا در محافلی که قابل دسترسی برای همه باشند گرد هم بیایند. حزب مشارکت هم می‌تواند با تاسیس یک پاتوق فرهنگی نقش موثری در این امر داشته باشد.» وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مفهوم «سپهر عمومی» در اندیشه‌هابرماس گفت: این سپهر عمومی یک مفهوم گنگ و پا در هوا نیست،‌ هابرماس خود از اماکن واقعی و موجود نام می‌برد. گفت‌وگو به ابزاری مادی نیازمند است. وی با تکیه بر این موضوع که ضرورتی که امروز برای گفت‌وگو احساس می‌شود ناشی از احساس خطری است که از حوادث سیاسی به نخبگان دست داده و اینکه مساله نهایتا منجر به نوعی اثربخشی سیاسی می‌شود، احزاب را مسوول مهیا ساختن شرایط این گفت‌وگو دانست.

رفیعی: احزاب و روشنفکران با حفظ استقلال گفت‌وگو کنند

دکتر حسین رفیعی استاد دانشگاه و از فعالان ملی ـ مذهبی در حالی سخن آغاز کرد که پیش از او‌هادی خانیکی به این مساله که سابقه نگاه ابزاری حزب توده به هنرمندان و روشنفکران موجب پیدایش نوعی بدبینی تاریخی به احزاب شده است، اشاره کرده بود. دکتر رفیعی هم با پذیرش بدنامی عرصه سیاسی در ایران و نقش حزب توده در این بدنامی تاکید کرد که باید سازوکاری اندیشیده شود که گروه‌های مختلف نخبگان، استقلال هم را به رسمیت بشناسند و هیچ گروهی احساس نکند که ممکن است از او برای اهداف سیاسی سوءاستفاده شود، وی نهادهایی مانند جبهه دموکراسی و حقوق ‌بشر و نیز نهادهای علمی ـ صنفی و مدنی چون انجمن جامعه‌شناسی را برای ایجاد این نگاه موثرتر از احزاب دانست.

تفکر خودی و غیرخودی، مانع گفت‌وگو

اسدالله امرایی، نویسنده و مترجم نیز در این نشست گفت: ما بحران تفاهم داریم، حرف هم را نمی‌فهمیم؛ وقتی هم حرف هم را می‌فهمیم و چند نفر آدم همفکر با خودمان را جایی می‌یابیم، فکر می‌کنیم همه عالم مثل ما فکر می‌کنند. وی با ذکر این نکات به عنوان مهمترین موانع گفت‌وگو در ایران گفت: من، هم با نویسندگانی که عضو کانون نویسندگان ایران هستند رفت‌وآمد دارم و هم با دوستان حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی. حوزه‌ای‌ها، کانونی‌ها را می‌کوبند و در طرف مقابل هم همین‌طور است، یعنی کانونی‌ها، حوزه‌ای‌ها را می‌کوبند. وی گفت: «گاه از برخی دوستان پرسیده‌ام: فحش دادن بد است یا اینکه چه کسی فحش می‌دهد، فحش را توجیه می‌کند؟» وی نگاه مطلق اندیش و مبتنی بر خودی، غیرخودی را مشکل تعامل و همکاری نخبگان در ایران دانست.

احساس خطر یک هنرمند

منیژه حکمت، کارگردان سینما در این نشست با بیان اینکه تصور می‌کند در 100 سال اخیر هرگز چهار گروه نخبگان مورد بحث تا این حد از هم دور نبوده‌اند، گفت: «وقتی خاطرات گذشتگان را مطالعه می‌کنیم، یا با آنهایی که هنوز بین ما هستند صحبت می‌کنیم، می‌بینیم که این چهار دسته اگر در گذشته رابطه متشکلی نداشته‌اند، لااقل روابط دوستانه‌ای داشته‌اند و در نشست‌ها و برنامه‌ها و میهمانی‌هایی یکدیگر را ملاقات می‌کردند.» وی ابراز نگرانی کرد که با ادامه روند موجود یک بار دیگر اتفاقی برای کشور بیفتد که موجب پشیمانی همه شود.

اظهارات کدیور و واکنش دیهیمی

اشاره خانم حکمت به شکست‌های گذشته با واکنش دکتر محسن کدیور روبه‌رو شد، وی شکست اصلاح‌طلبان را به این خاطر می‌دانست که مردم حرف‌های زیبای آنها را نمی‌فهمیدند، بنابراین معتقد بود برای پیشگیری از تکرار شکست گذشته، نخبگان باید به گفت‌وگو با مردم بپردازند نه با یکدیگر. این سخن کدیور با واکنش دیگر حاضران روبه‌رو شد. دیهیمی معتقد بود شکست اصلاحات به سبب دلسردی مردم و عملی نشدن وعده‌های خاتمی بود و تاج‌زاده در مقابل با اشاره به محبوبیت بالای خاتمی در جامعه (در حال حاضر و زمان انتخابات) شکست اصلاحات را معلول ضعف رسانه‌ای اصلاح‌طلبان می‌دانست. هر چند که پیش از آن امرایی با اشاره به وضعیت جهان، دنیا را متاثر از موج پوپولیسم دانسته بود که تاثیرش را بر ایران هم گذاشته است.

تاکید تاج‌زاده بر آسیب‌شناسی گفت‌وگو

مصطفی تاج‌زاده نیز در این جلسه با اشاره به اینکه در ایران موانع گفت‌وگوی نخبگان بیش از نبود یک پاتوق فرهنگی است و با اشاره به اینکه هر یک از چهار گروه فوق بین خودشان نیز قادر به گفت‌وگو نیستند، با اشاره به سخن کدیور که ضرورت گفت‌وگو را امری بدیهی دانسته بود پیشنهاد کرد در نشست بعدی این مساله به بحث گذاشته شود که چرا این مساله بدیهی در جامعه ما غیربدیهی فرض شده و به عمل نیامده است.

نشریه «آیین» که این خبر را در اختیار باشگاه احزاب قرار داده، قرار است در شماره بعدی خود گزارش کامل این جلسه را منتشر کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات