تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۹  ، 
کد خبر : ۵۰۹۲۴
جنگ قدرت را عشق است

خدمت؛ شاید وقتی دیگر

مقدمه: عباس پازوکی گروه سیاسی، با گذشت 8 ماه از انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب شهردار احمدی‌نژاد به عنوان رئیس‌جمهور ایران، به نظر می‌رسد هر روز اختلافات درون گروهی محافظه‌کاران شدت بیشتری پیدا می‌کند و به عقیده برخی کارشناسان و نخبگان، اختلافات شدید درون گروهی نه تنها سبب نا‌کار‌‌آمدی محافظه‌کاران شده، بلکه منافع ملی را در بسیاری از موارد دچار مخاطرات جدی کرده است. از همین رو موضوع اصلی این شماره از صفحه "مرور" را به شعله‌ور شدن آتش اختلافات میان طیفهای جناح حاکم اختصاص دادیم.

شعار کارآمدی
جناح محافظه‌کار ایران پس از انتخابات چهارمین دوره مجلس که همزمان با رد صلاحیت گسترده نامزدهای جناح چپ بود توانست اکثر منصب حکومتی را از آن خود کند. اما امیال و آرزوهای سران این جناح قدرتمند و ثروتمند بسیار بزرگتر از این بود که تنها به داشتن کرسی‌هایی در دولت میانه روی اکبر هاشمی اکتفا کنند. لذا برنامه‌ریزی برای یکپارچه‌سازی حاکمیت و قبضه کامل دولت را آغاز کردند. این برنامه‌ریزی با هوشمندی اکبر هاشمی‌رفسنجانی و هدایت برخی نزدیکانش برای تشکیل حزب کارگزاران تا حدی ناکام ماند. درست در زمانی که مشهورترین تشکیل جریان چپ یعنی مجمع روحانیون مبارز سیاست‌ خانه‌نشینی را برگزیده بود، حزب دولت ساخته کارگزاران سازندگی با حضور در انتخابات مجلس پنجم اقلیتی قوی را از آن خود کرد. اقلیتی که بسیاری از اعضایش را چپ‌های مشهوری چون عبد‌الله نوری تشکیل می‌دادند. شاید همین تجربه بود که مجمع روحانیون را در آستانه انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری وادار به تغییر راهبرد و حضور در انتخابات کرد. انتخاباتی که نتیجه‌اش شکست سخت نامزد واحد همه تشکل‌های  محافظه‌کار یعنی علی اکبر ناطق نوری و پیروزی نامزد واحد همه اصلاح‌طلب یعنی سید‌محمد خاتمی بود.
علی اکبر ناطق نوری پس از این انتخابات سوگند یاد کرد که هرگز در هیچ انتخاباتی نامزد نشود، اما او که شاهد پیروزی زنجیره‌ای اصلاح‌طلبان در انتخابات شورای شهر و مجلس ششم بود تصمیم گرفت از انتخابات دومین دوره شوراها وارد بازی شود.
او و یاران نزدیکش همچون عسگر اولادی و باهنر دست به تشکیل شورای هماهنگی نیروهای انقلاب زدند و به منظور شرکت تشکیلاتی در انتخابات شورای شهر اشخاص گمنامی چون حسین فدایی و علی دارابی و محمود احمدی‌نژاد را که اعضای جمعیت ایثار‌گران انقلاب اسلامی و شاخه سیاسی شورای هماهنگی نیروهای انقلاب که تشکیل‌دهنده آباد‌گران بودند به کار گرفتند. کمیته سیاسی شورای هماهنگی تصمیم می‌گیرد از عناوین دیگری برای ایام انتخابات استفاده کند چون نیک می‌دانند محافظه‌کاران وجهه خوبی میان مردم ندارند و در نهایت پیشنهاد افرادی چون احمدی‌نژاد برای استفاده از تابلوی "آباد‌گران" علی‌رغم مخالفت سنتی‌هایی چون اعضای جمعیت موتلفه پذیرفته می‌شود. احمدی‌نژاد طی حکمی به عنوان مسئول این انتخابات برگزیده می‌شود و مهره‌ چینی را آغاز می‌کند.
انتخابات در غیاب اغلب مردم برگزار شد و نیروهای شورای هماهنگی انقلاب که توسط احمدی‌نژاد انتخاب شده بودند وارد شورای شهر تهران شدند. منتخبین احمدی‌نژاد، او را به عنوان شهردار انتخاب کردند. انتقاد برخی وزارت کشوری‌‌ها از ایام استانداری احمدی‌نژاد و نیز مخالفت‌های وزیر وقت اطلاعات نیز بی‌فایده بود و محمد‌رضا باهنر در دیدار با یونسی به وی گفت: "باید با او موافقت کنید. ما او را برای ریاست جمهوری در نظر گرفته‌ایم."
شهردار احمدی‌نژاد شروع به کار کرد. او بیش از هر چیز به نمایش‌های تبلیغاتی اهمیت می‌داد. وام ازدواج به جوانان و پرداخت بن‌های بیست و پنج هزار تومانی به فرهنگیان و بن‌های 12000 تومانی به دانش‌آموزان تهرانی از جمله اقدامات احمدی‌نژاد و شهرداری تهران بود که مورد انتقاد اصلاح‌طلبان قرار گرفت. آنها این اقدامات شهردار تهران را به "نمایش‌های تبلیغاتی" خواندند و هدف از این کارها را آمادگی برای انتخابات ریاست جمهوری ارزیابی کردند.
انتخابات ریاست جمهوری
بالاخره انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری فرا رسید و احمدی‌نژاد نیز نامزد این انتخابات شد. هرچند حامیان مشهوری چون ناطق نوری، محمد‌رضا باهنر و اعضای جمعیت موتلفه را پشت سر خود نمی‌دید اما او می‌دانست دوره نفوذ موتلفه‌‌ای‌‌‌ها به سر آمده و می‌تواند با بهره‌گیری از یک نیروی تشکیلاتی و منسجم دیگر به اهدافش برسد. لذا در برابر بزرگانی چون محمد‌باقر قالیباف، محسن رضایی، احمد توکلی و علی لاریجانی قد علم کرد و تا آخر ماند. پیش‌بینی او درست از آب درآمد و او پیروز این مسابقه بزرگ و تاریخی شد.
این در حالی بود که اصلاح‌طلبان حکومتی با اشتباه در تحلیل‌های خود و فاصله گرفتن از طبقات فرودست جامعه، پایگاه قوی خود را در افکار عمومی تا حد زیادی از دست داده بودند و ترجیح دادند تا پس از انتخابات و اتخاذ راهبرد مناسب بپردازند. آنها راهبرد سکوت و نظاره را انتخاب کردند تا هم حاکمیت یکپارچه بهانه‌جویی نکند و هم فرصت برنامه‌ریزی منطقی پیدا کنند.
آغاز اختلافات
جناح محافظه‌کار اما علی رغم اینکه سعی می‌کرد ظاهراً خود را متحد و منسجم نشان دهد، آبستن حوادث تلخی بود. از یک سو سران این جناح خود را از پیروزی احمدی‌نژاد جوان خوشحال نشان می‌دادند و از سوی دیگر در جلسات درونی از نحوه انتصابات رئیس‌جمهوری گلایه‌‌مند بودند. بعدها این گلایه‌‌‌مندی تبدیل به یکی از داغ‌ترین اختلافات درون جناحی تاریخ سیاسی ایران شد.
در روزهایی که رئیس‌جمهور اعضای کابینه‌اش را معرفی می‌کرد، بسیاری از سران این جناح احساس خطر می‌کردند. آنها از دو چیز نگران بودند؛ اول اینکه از عناصر مشهور این جناح در کابینه استفاده نشد و دوم اینکه افراد معرفی شده فاقد تجربه لازم بودند و بعضاً از تخصص لازم نیز برخوردار نبودند و این می‌توانست اعتبار محافظه‌کاران را به کلی از بین ببرد و این شعار چپ‌ها که "جناح راست توان اداره نانوایی را هم ندارد" به اثبات برساند.
هر چند باید اذعان کرد برخی از افراد متنفذ جناح سنتی توانستند با رئیس‌جمهور وارد معامله شوند و نیروهای خود را رهسپار وزارتخانه‌های کلیدی کنند. از جمله این افراد محمد‌رضا باهنر نایب رئیس کرمانی مجلس هفتم بود که بسیاری از وزارتخانه‌های مهم را از آن یاران نزدیک خود کرد.
به هر حال کابینه رئیس‌جمهور و انتصابات بعدی سبب شد دامنه اختلافات محافظه‌کاران بسیار گسترده شود. برخی گروهها و افراد سرشان بی‌کلاه ماند و برخی به اندازه‌ای که انتظار داشتند نتوانستند سهم بگیرند. برخی هم سهم گرفتند اما سهمشان در حد نام و شهرتشان نبود و بالاخره کمتر کسی به جز افراد نزدیک به رئیس‌جمهور از این کابینه راضی بود. بعدها و در انتصاب مدیران میانی نیز به گونه‌ای رفتار شد که نارضایتی تعداد زیادی از چهره‌های برجسته جناح حاکم را بر انگیخت.
افشاگری‌های درون گروهی
انتصابات دولت نهم، فقط سبب نشد بلکه باعث انشقاق در جناح حاکم شد. آنها به چند گروه تقسیم شدند و هر گروه تلاش خود را برای دریافت سهم خود از حاکمیت آغاز کرد. اگر گروهی در این تلاش ناکام می‌ماند در اولین اقدام یک سایت راه می‌انداخت و اول با زبان خوش می‌خواست سهمش را بدهند و بعد که می‌دید زورش نمی‌رسد شروع می‌کرد به افشاگری علیه دیگری. اینگونه شد که بعد از چند ماه وضعیت جناح محافظه‌کار شبیه به آدمهای گرسنه‌ای شده که دور یک میز جمع شده‌اند و هنگامی که مرغ بریان را روی میز می‌گذارند همه دستها به طرف آن دراز می‌شود و بعد هم دعوا بر سر اینکه "چرا تو بیشتر خوردی؟" شاید در ایامی که سریال طنز نقطه چین برنامه‌هایی را درباره شبکه‌های ماهواره‌ای لوس‌آنجلسی پخش می‌کرد، کمتر کسی باور می‌کرد روزی منسجم‌ترین جناح سیاسی کشور در سایتهای خود به گونه‌ای با هم درگیر شوند که روی "ددی" و "بامشاد" را سفید کنند، اما این اتفاق افتاد.
پس از آنکه درگیری محافظه‌کاران بر سر کسب پست و مقام شدت بیشتری گرفت، برخی هواداران رئیس‌جمهور از رسانه ملی خواستند به مدد طیف رئیس‌جمهور بشتابند و عملکرد دولت را به گونه‌ای تبلیغ کند که صدای سایتهای هم جناحی اما منتقد به گوش کسی نرسد. صدا و سیما نیز خیلی تلاش کرد تا رئیس‌جمهور و دولتش تحت پوشش خبری مناسبی قرار دهد. اما برخی هواداران رئیس‌جمهور راضی نشدند و سرانجام فاطمه رجبی همسر غلامحسین الهام در یادداشتی که سایت انتخاباتی احمدی‌نژاد آنرا منتشر کرد، به شدت ضرغامی را زیر سوال برد و مدیران صدا و سیما را طیف برره‌ای مادی‌گرا خواند. او تهدید کرد در صورت ادامه بایکوت خبری رئیس‌جمهور! مردم تکلیف صدا و سیما را روشن خواهند کرد.
این انتقادات شاید تندترین انتقاداتی بود که طیف هوادار رئیس‌جمهور نسبت به برخی نهادهای حکومتی مطرح می‌کرد. این در حالی بود که محمدعلی ابطحی رئیس دفتر و مشاور سابق خاتمی در سایتش نوشت: اگر احمدی‌نژاد بایکوت خبری شده، در مورد خاتمی چه قضاوتی دارید؟
در ادامه درگیریهای محافظه‌کاران دو سایت مشهور خدمت و بازتاب نیز به شدت به تخریب یکدیگر پرداختند. سایت خدمت متعلق به یاران انتخاباتی احمدی‌نژاد و بازتاب منسوب به محسن رضایی است. در همین حال سایت عارف نیوز که به طیف برخی چهره‌های کابینه که از طیف‌های دیگر هستند شروع کرده است. این سایت هر وزیر یا مدیری که با او همراه نباشد را متهم می‌کند که نفوذی دوم خردادی‌‌‌هاست. سایت فردا نیز متعلق به معتدل‌های جناح حاکم است که البته نقش مهمی در رأی نیاوردن وزرای نفت احمدی‌نژاد ایفا کرد. انتشار عکسهایی از منزل میلیاردی یکی از وزرای پیشنهادی احمدی‌نژاد باعث شد او انصراف خود را از وزارت اعلام کند.
شاید این اتفاق برای اولین بار در تاریخ سیاسی ایران رخ می‌دهد که به محض انتشار شایعه‌ای از انتصاب یک مدیر جدید، سایت رقیب به شدت او را تخریب می‌کند تا نیروی منسوب به خود را جایگزین کند.
کار به شورای شهر تهران کشید
در حالی که دعوای محافظه‌کاران از شدت زیادی برخوردار شده بود، کم‌کم خبرهایی از اختلافات درونی شورای شهری‌ها، در سطح جامعه منتشر شد.
ماجرا از این قرار بود که شورای شهریها، پس از رئیس‌جمهور شدن شهردار مدت زیادی سرگرم بحث و بررسی درباره انتخاب شهردار جدید بودند. اما هیچگاه نتوانستند تفاهم پیدا کنند و کم‌کم اختلافات آنان پر رنگ شد. اما محمد‌باقر قالیباف که از نظامی‌گری کناره‌گیری کرده بود و تصمیم جدی داشت در عرصه‌های اجرایی خود‌نمایی کند، موفق شد با اختلاف یک رأی از شورای شهر، رأی اعتماد بگیرد و به عنوان دومین شهردار منتخب آباد‌گران بر کرسی شهرداری تهران تکیه زند. برخی پیش‌بینی می‌کردند ممکن است اختلافات ایجاد شده بر سر انتخابات شهردار ادامه پیدا کند و چنین هم شد. شورای شهر تهران به دو طیف هفت ـ هشت نفره تقسیم شد. گروه اکثریت با محوریت مهندسین چمران شامل چهره‌های مشهورتر شورا همچون رسول خادم، محمود خسروی‌وفا، حبیب ‌اللهی، کاشانی، بیادی، شریعتمداری و شیبانی بودند و گروه اقلیت نیز که پر سر و صدا‌ترین آنها واعظ آشتیانی بود از چهره‌هایی چون دانشجو، زیاری، شکیب، زری‌‌بافان، سلطان‌خواه و معتمدی‌آذر تشکیل می‌شد.
قالیباف اما می‌دانست که کار راحتی ندارد و باید بر خیلی از مشکلات فائق آید. اما ناگهان با یک موج تخریبی مواجه شد. تنها پس از یک مدت کوتاه خبر رسید یک تشکل دانشجویی حکومتی قصد دارد به مناسبت 16 آذر علیه اشرافی‌گری شهردار تهران راهپیمائی کند. معلوم بود که اوضاع از چه قرار است و چه کاسه‌ای زیر نیم کاسه است. همین که یک تشکل دانشجویی در میان این همه مسائل مهم مملکتی به موضوع شهرداری تهران می‌پردازد، مشکوک بود.
قالیباف نیز اقدام مخالفان خود را جوسازی خواند و خبر سکنی گزیدن در خانه اشرافی شهرداران پیش از احمدی‌نژاد را جعلی اعلام کرد. هواداران شهردار قالیباف معتقد بودند عده‌ای از شهرداری او راضی نیستند و به دنبال تخریبش هستند چرا که برخی فکر می‌کنند ممکن است شهردار قالیباف، دوباره هوای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری به سرش بزند و…
به هر حال اکنون دو جلسه شورای شهر تهران با آبستراکسیون اقلیت تشکیل نشده و مردم تهران که به شدت گرفتار معضلاتی چون ترافیک، آلودگی هوا، وضع نابسامان حمل و نقل عمومی و… هستند از دعوای اعضای آباد‌گر شورای شهر تهران به شدت نگرانند. در همین زمینه سخنان شریعتمداری عضو گروه هشت شورا نیز قابل تأمل است.
وی تأکید کرده: "زمان انتخابات شهردار تهران نیز بعضی دوستان اصرار داشتند که یکی از افراد منتسب دولت شهردار شود که نشد و متأسفانه شروع به ایجاد حاشیه کردند."
دولت چه کرد؟
در حالی که نگرانی‌های جدی در مورد اختلاف میان اعضای شورای شهر تهران وجود دارد به نظر می‌رسد که دولت احمدی‌نژاد نیز بنا ندارد به رفع مشکلات تهران کمک کند. این در حالی است که احمدی‌نژاد در دوران شهرداری خود، تندترین انتقادات را نثار سید محمد خاتمی رئیس‌جمهور وقت کرد. احمدی‌نژاد، خاتمی را متهم کرد که دولتش به رفع مشکلات تهران کمک نکرده. انتظار می‌رفت با روی کار آمدن احمدی‌نژاد دولت وی تلاشی جدی برای رفع معضلات تهران انجام دهد. بویژه که اعضای شورای تهران نیز از منتخبین و دوستان رئیس‌جمهور بودند. اما شاید روی کار آمدن قالیباف سبب شد پرونده کمک به تهران مختومه شود. چرا باید دولت به شهرداری کمک کند که شاید در انتخابات بعد رقیبش باشد؟
در همین حال نباید از کنار اعتراضات گسترده کارگران شرکت واحد نیز گذشت. شاید اگر دولت احمدی‌نژاد می‌خواست و اراده می‌کرد این ماجرا بهتر ختم می‌شد و کار به جاهای باریک نمی‌کشید. شاید در این زمینه باید ضعیف نشان داده شود تا…
مشکل مردم هستند
متأسفانه برخی طیفهای جناح محافظه‌کار اعتقاد جدی به نقش مردم در اداره کشور ندارند و بیش از هر چیز برای دولت و حاکمیت ارزش و اعتبار قائلند. هم از این روست که یک عضو فراکسیون اکثریت شورای شهر تهران درباره اقلیت گفته: "این افراد فعالیت و نفس وجود شورا را محکوم می‌کنند و مخالف توسعه و اثبات توانمندی‌های مردم هستند. وی درباره اینکه شرکت نیافتن 7 نفر عضو شورا به دلیل مخالفت با بحث شورایاری‌هاست گفت: شورایاری‌ها در بیش از 10 شهر تشکیل شده است و این افراد نمی‌خواهند که شورایاری‌ها فعالیت جدی و مستمر خود را داشته باشند.
این منبع آگاه تصریح کرد: این افراد به دنبال محدود کردن فعالیت شورایاری‌ها هستند و تمایلی به ارتباط مردم با شورایاری‌ها و شورای شهر ندارند." وی در گفتگو با خبرگزاران حضور نیافتن 7 عضو شورای اسلامی شهر تهران در جلسات اخیر را شیوع تفکر دولت محور در شورا توسط برخی از اعضای نزدیک به دولت دانست.
یک عضو دیگر اکثریت نیز تأکید کرده: "شورایاری‌ها قدرت و حق مردم است و متأسفانه خیلی‌ها مخالف تشکیل شورایاری‌‌ها هستند. وی تصریح کرد: این افراد می‌خواهند تنها راه ارتباط مردم با مسوولین را قطع کنند." اینکه چرا عده‌ای از حامیان دولت رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد، برای کم رنگ شدن نقش مردم در اداره شهر تهران حاضرند با سلب آرامش مردم و معطل گذاشتن کارها، دست به اقدامات غیر‌قانونی بزنند معلوم نیست.
لغو عضویت گروه هفت
غیبت اعضای گروه هفت در جلسات شورای شهر در حالی ادامه پیدا کرده که به گفته یک عضو گروه هشت "براساس قانون اصلاح شده شورا، 3 جلسه غیبت متوالی غیرموجه باعث سلب عضویت این افراد خواهد شد و اگر این روند ادامه داشته باشد، قانون برای این افراد نیز اجرا خواهد شد."
همچنین خیّر حبیب‌اللهی عضو کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای اسلامی شهر تهران در گفت‌‌‌و‌‌‌گو با خبرنگاران تأکید کرد: "این افراد اگر 3 جلسه غیبت غیرموجه در جلسات رسمی داشته باشند، حتما سلب عضویت خواهند شد و افراد علی‌البدل جایگزین آنها می‌شوند. شریعتمداری عضو دیگر گروه هشت و رئیس کمیسیون برنامه و بودجه شورا نیز نکات مهمی را افشا کرد. وی درباره حضور نیافتن آشتیانی در دو جلسه اخیر و اخبار منتشر شده مبنی بر سفر کاری ـ ورزشی وی به خارج از کشور؛ طی هفته آتی گفت: "ایشان باید تکلیف خود را مشخص کنند. اینکه نماینده شورا هستید یا اینکه برای خود فضای کار دیگر مهیا کرده‌اید.
وی با بیان اینکه آشتیانی یک ماه نیم است در جلسات کمیسیون برنامه و بودجه نیز شرکت نکرده، گفت: باید ایشان مشخص کنند که کار مردم اولویت دارد یا دوچرخه‌سواری؟ پاسخ ایشان در این زمینه حق مردم است."اما علی‌رغم تصریح قانون مبنی بر لغو عضویت افرادی که سه جلسه غیبت متوالی غیر موجه داشته‌اند، به نظر می‌رسد نزدیکی گروه هفت به دولت و شخص رئیس‌جمهور سبب شود اوضاع به طور قانونی پیش نرود و این افراد همچنان هم عضو شورا باشند و هم با مردم مخالفت کنند.
شیشه اعتماد مردم نازک است
اختلافات محافظه‌کاران محدود به شورا نیست. بلکه کرسی‌های مجلس و مصوبات و عملکرد نمایندگان نیز بخشی مهم از اختلافات این جناح و موضوع افشاگری‌های آنان است.
یکی از موارد افشاگری‌های آنان مربوط به شعار ساده زیستی است. این جناح که از ثروت و قدرت کلانی برخوردار است در چندین انتخابات گذشته تلاش کرد خود را حامی طبقات محروم جامعه نشان دهد و با پرچم ساده زیستی و دوری از تجمل وارد ارکان حکومتی شود. این در حالی است که برخی گزارشها از واقعیات تلخی در این زمینه حکایت دارد و همین امر سبب برخی اختلافات در میان اصولگرایان واقعی جناح و دیگر طیفها شده است.
افشای تحقیق برخی نمایندگان از جمله این موارد بود: براساس تحقیقی که اخیرا برخی نمایندگان مجلس انجام داده‌اند، حقوق نمایندگان مجلس هفتم در بدترین شرایط 85 درصد بیشتر از آخرین دریافتی‌های آخر سال نمایندگان مجلس هفتم نیز به نسبت نمایندگان مجلس ششم حدود 100 درصد افزایش یافته است همچنین براساس اطلاعات اداره مالی مجلس، حدود 90 درصد نمایندگان مجلس هفتم تاکنون خودرو گران‌قیمت زانتیا دریافت کرده‌اند.
باید محافظه‌کاران این موضوع را درک کنند که شیشه اعتماد مردمک بسیار نازک است و با تکرار شعارهایی که هیچ تطابقی با عمل ندارد ممکن است این شیشه ترک بردارد و از این ناحیه همه ضرر می‌کنند. بنابراین بهتر است محافظه‌کاران در مورد سهم خود از قدرت آتش بس اعلام کنند و با مصالحه کمی هم به خدمت کردن به مردم بپردازند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات