تاریخ انتشار : ۱۶ آذر ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۱  ، 
کد خبر : ۵۰۹۳۱

مسئولان حتماً بخوانند


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
در اسفندماه گذشته یک موسسه دولتی حدود 200 واحد آپارتمانی خود را در یکی از شهرها به مزایده گذاشت . در این مزایده یک سرمایه دار به دلیل اینکه پیشنهاد داده بود یکجا همه آپارتمان ها را بخرد برنده اعلام شد و افرادی که خریداران جز بودند کنار گذاشته شدند. در اواخر بهار امسال همان سرمایه دار واحدهای خریداری شده را با حدود دو برابر قیمت خریداری شده به صورت جزئی یعنی تک واحدی در معرض فروش قرار داد و به سلامتی همه ملت ایران خانه هائی را که متری 900 هزار تومان خریده بود اکنون به متری یک میلیون و سیصد تا یک میلیون وهفتصد هزار تومان می فروشد و از این معامله بسیار شیرین حدود 15 میلیارد تومان ناقابل سود می برد!
یک نگاه به این واقعه اینست که می گویند : نوش جانش ! این 15 میلیارد تومان از شیر مادر به این آقای سرمایه دار حلال تر است زیرا سرمایه اش و فکرش را به کار انداخته و سود خوبی برده .
اما نگاه دیگر اینست که می پرسد : این آقای سرمایه دار این پول را از کجا آورده که توانسته یکجا 200 واحد را بخرد آن دستگاه دولتی چرا واحدها را به خریداران جز نفروخته و اجازه داده یکنفر همه را بخرد و بعد از سه چهارماه با دو برابر کردن قیمت همان ها را به همان مردم یعنی همان مشتریان جز بفروشد و 15 میلیارد تومان به جیب بزند این شیوه که این موسسه دولتی عمل کرده آیا مشروع است آیا راه صحیح این نبود که با فروش واحدها به مشتریان جز حدود 200 خانواده را صاحب خانه می کردیم و جلوی پولدارتر شدن یک پولدار را می گرفتیم آیا همین شیوه ها موجب گرانی مسکن نمی شود اصولا این قبیل راه ها برای پولدارتر شدن چقدر مشروعیت دارد کسی که کاری تولیدی انجام نداده چرا باید در سه چهارماه 15 میلیارد تومان به جیب بزند دستگاه های دولتی آیا مجازند برای راحت کردن خودشان و برای یکجا دریافت کردن پول به جای کمک به مردم عادی و صاحب خانه کردن آنها هرچه دارند را یکجا در اختیار یک سرمایه دار قرار دهند و او را یک شبه صاحب میلیاردها تومان کنند و...
قطعا کسانی هستند که با تکیه بر فرضیه ها و آموزه های اقتصاد سرمایه داری برای همه این سئوال ها پاسخ هائی دست وپا می کنند و به توجیه آنچه آن موسسه دولتی انجام داده است می پردازند ولی خود آنها هم اگر به وجدان های خود مراجعه کنند به این نتیجه خواهند رسید که با این قبیل شیوه ها فقط پولدارها پولدارتر و فقرا فقیرتر می شوند و فاصله طبقاتی هر روز افزایش می یابد.
خدا رحمت کند امام خمینی را که میفرمودند جنگ بین فقر و غنا همیشه وجود داشته و وجود خواهد داشت .
انتظار مردم و اعتقاد امام خمینی این بود که نظام جمهوری اسلامی خود را همواره به جنگیدن برای فقرزدائی موظف بداند و در جنگ فقر و غنا طرف فقرا را بگیرد و البته تا امروز در شعار و حتی برنامه ریزی ها نیز همینگونه بوده ولی در عمل چطور آیا همین واقعه که مشابه آن هر روز در گوشه و کنار کشور رخ میدهد از مصادیق تلاش برای فقرزدائی و مبارزه با ثروت اندوزی های نامشروع است
چند روز قبل خبر فروش یکجای سهام فولاد خوزستان به یک سرمایه دار به مبلغ هزار میلیارد تومان را همه رسانه ها با افتخار تمام ! به اطلاع مردم رساندند ولی هیچکس نپرسید این خریدار هزار میلیارد تومان را از کجا آورده و اصولا اینکه یکنفر بتواند چنین خرید کلانی بکند چه افتخاری است و جایگاه این رویداد در برنامه خصوصی سازی کجاست؟
آیا ما برای نجات بورس و یا پیشبرد خصوصی سازی به هر کاری باید تن بدهیم آیا از خود پرسیده ایم با این اتفاقاتی که میافتد کشور را به کدام طرف می بریم به جهنم سرمایه داری یا به بهشت عدالت؟
با این فاصله طبقاتی که هر روز در اثر این قبیل عملکردها بیشتر و بیشتر می شود میخواهیم چه کنیم با خیل عظیم مستاجرانی که در روزهای گرم تابستان با صاحبخانه های پراشتهائی که هر روز بر مبلغ اجاره میافزایند میخواهیم چه کنیم با گروه گروه جوانهائی که به دلیل نداشتن سرپناه ـ حتی اجاره ای ـ نمی توانند ازدواج کنند و معلوم نیست به چه سرنوشتی مبتلا خواهند شد میخواهیم چه کنیم با کارتن خواب ها که هر روز تعدادشان بیشتر میشود قرار است چه کنیم با اعتیاد و خودکشی و سایر مفاسد اجتماعی که از عوارض فقرند و هر روز آمارشان بالا می رود چه می توانیم بکنیم با خیل عظیم بیکاران چطور؟
آیا با این عملکردهای اقتصادی می توانیم انتظار داشته باشیم بیکاری کم شود و مردم صاحب خانه شوند و مستاجرها خانه به دوش نشوند و آمار اعتیاد و خودکشی پائین بیاید ! همه اینها را می توان انجام داد و در جنگ فقر و غنا می توان بر فقر غلبه کرد و جامعه را از نکبت تبعیض و ناداری و فاصله طبقاتی نجات داد و به عدالت رساند بشرط آنکه از عالم شعار دادن به وادی عمل برسیم و دست از توجیه کردن های غیرموجه و ملال آور برداریم بشرط آنکه اسلام را در چهره و سیره علی و ابوذر جستجو کنیم نه در عملکرد معاویه بشرط آنکه مشکل را در شیوه های عملی خود که دو نمونه از آن را در همین مقاله برشمردیم بیابیم نه در مافیاهای فرضی . اگر دنبال مافیا می گردید اینها مافیاهای واقعی هستند که در بدنه حضور دارند و بسیار راحت خون مردم را میمکند و حمایت هم می شوند و بر همه منت هم میگذارند و طلبکاری هم می کنند و تسهیلات هم میخواهند و هر روز فربه تر هم می شوند.
مسئولان اگر در پی حل مشکل مردم هستند و شعارهای تبلیغاتی نمیدهند این مطالب را بخوانند این واقعیت ها را ببینند و در صدد چاره باشند. مطمئن باشید هر راهی غیر از این بروید این کلاف را سردرگم تر خواهید کرد.والسلام

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات