محسن یزدى قلعه
* شاید در ابتداى مصاحبه مناسب باشد که مقدمه اى از بحث حجاب در ترکیه و اساساً سیاست هاى اسلام زدایى که از زمان آتاتورک آغاز شد بیان کنید تا بهتر بتوانیم سیر این مسئله را در این کشور مسلمان دنبال کنیم... لطفاً بفرمایید.
در سال ۱۹۲۳ که جمهورى ترکیه توسط آتاتورک تشکیل شد و حکومت عثمانى از بین رفت، آتاتورک یکسرى تغییرات اساسى و ریشه اى را در ترکیه صورت داد که در این کشور به انقلاب هاى آتاتورک معروف است. این تغییرات وقتى ماهیت ضددینى خود را نشان داد اعتراض ها گسترش پیدا کرد چرا که آتاتورک از همان ابتدا نیت خود را آشکار نساخت. این اعتراض ها مربوط به یک قشر خاص هم نبود و تقریباً در تمام اقشار وجود داشت. مثلاً آتاتورک دو رفیق بسیار نزدیک داشت به نام مارشال فوزى چاک ماک و کاظم کازابکر که نظامى هم بودند و او را در تشکیل جمهورى ترکیه همراهى مى کردند. این دو نفر اتفاقاً به اصول و عقاید اسلامى پایبند بودند و وقتى دیدند که سیر تغییرات به این شکل درآمده اعتراض کردند ولى به هر حال آتاتورک به نوعى آنها را تبعید کرد. منظور این که این تغییرات به راحتى صورت نگرفت.
به هر حال یکى از این تغییرات اساسى نوع پوشش زن و مرد بود. طبق این تغییرات پوشیدن قبا، عمامه و کلاه هاى سنتى ممنوع شد. حتى الآن هم که بیش از ۸۰ سال از آن زمان مى گذرد روحانیون نمى توانند غیر از مسجد لباس روحانى بر تن کنند. به هر حال لباس هاى غربى جایگزین لباس هاى سنتى مردم شد.
* استناد قانونى این کار چه بود
** این مسئله در قانون مدنى ترکیه آمده و استناد آن هم به انقلاب هاى آتاتورک است. در مورد پوشش زنان هم استفاده از چادر و پوشیه منع گردید و خلاصه حجاب به این شکل برداشته شد.
* واکنش مردم ترکیه به این تغییرات چه بود
** قیام هاى شدیدى بوقوع پیوست که تعداد آن در تاریخ ترکیه بسیار زیاد است. مردم در بحث تغییر حروف، تغییر لباس، بحث حجاب و... اصلاً کوتاه نیامدند و شهداى بسیارى هم دادند. عکس هایى وجود دارد که تعدادى از آنها یکى از خیابان هاى اصلى آن زمان آنکارا را نشان مى دهد که در سرتاسر آن در دو طرف خیابان اجساد به دار آویخته مردم و خصوصاً روحانیون وجود دارد که به دلیل اعتراض به اقدامات ضددینى آتاتورک اعدام شده بودند. یا در سال ۱۹۳۰ شهر «منمن» به واسطه قیام علیه آتاتورک به توپ بسته شد و با خاک یکسان شد. موارد اینچنینى بسیار است و آمارهاى وحشتناکى هم در این مورد وجود دارد. شاهدان آن وقایع بعدها در خارج ترکیه خاطرات خود را به رشته تحریر درآوردند که این کتاب ها امروز در ترکیه ممنوع است.
اینها مى گفتند که چطور در فلان محل صدها روحانى و مردم عادى اعدام شدند. اتفاقاً آتاتورک براى این موارد دادگاه هایى تشکیل داده بود به نام «دادگاه استقلال» که قاضى آن را شخص خودش تعیین مى کرد و آنها هم علیه کسانى که در برابر انقلاب هاى آتاتورک مى ایستادند به اتهام ارتجاع احکام اینچنینى را صادر مى کردند. نگهدارى قرآن، به عربى خواندن اذان و حتى نماز و دست برنداشتن از پوشش اسلامى و حجاب ، جرم هاى مردم در این دوران بود.
* با این شرایط متدینین خود را چطور حفظ مى کردند؟
** آنهایى که این شرایط را نپذیرفتند دو دسته بودند؛ یا این که قیام کردند و بدون استثنا کشته و یا تبعید شدند و یا به زندان افتادند. آنهایى که قیام نکردند تقیه کردند و سعى کردند به شکل مخفیانه به وظایف خود عمل کنند.
* تا قبل از به قدرت رسیدن آتاتورک وضعیت حجاب در بین مردم ترکیه چگونه بود؟
** طبعاً دولت عثمانى یک دولت شریعت خواه معرفى شده بود و مردم هم مسلمان بودند. در آن زمان بیش از ۹۰ درصد مردم چادرى و کاملاً محجبه بودند و غیرچادرى ها هم محجبه بودند و اساساً بى حجابى یک عمل زشت و ناپسند بود.
* بعد از آتاتورک وضعیت به چه شکل پیگیرى شد؟
** در سال ۱۹۳۸ آتاتورک مرد و جانشین او به نام «عصمت اینونو» بر سر کار آمد. تا سال ۱۹۵۰ حزبى به نام حزب جمهوریخواه خلق که مؤسس آن خود آتاتورک بود در ترکیه حاکم بود و این کشور تا این زمان تک حزبى بود. بعد از سال ۱۹۵۰ «عصمت اینونو» وقتى دید که گرایش به اسلام شدید شد و مردم آرام آرام از فضاى بعد از مرگ آتاتورک استفاده کرده و اعتراض را گسترش دادند او که خود از طرفداران سرسخت آتاتورک بود مجبور شد که کمى فضا را براى مردم باز کند. به این شکل «عصمت اینونو» اجازه داد که حزب دومى هم در ترکیه فعالیت کند. این حزب به نام حزب دموکرات به ریاست «عدنان مندرس» تشکیل شد و مردم به سمت این حزب هجوم آوردند و از آن حمایت کردند. اعضاى این حزب انسان هاى مسلمانى بودند که به کشورشان علاقه داشتند. به هر حال اعضاى این حزب با حمایت گسترده مردم به مجلس راه یافتند و براى نخستین بار بود که در جمهورى جدید اشخاصى غیر از حزب آتاتورک وارد مجلس شدند. «عدنان مندرس» وقتى نخست وزیر شد دستور داد مساجدى که به آخور تبدیل شده و یا به هر شکل به غیر مسجد تغییر داده شده به همان شکل مسجد بازگردد تا مردم بتوانند عبادت کنند. قانون اذان را عوض کرد و به عربى برگرداند. مسئله مهمى که مطرح کرد این بود که پوشش مردم به ما مربوط نیست و هرکس هرطورى که مى خواهد پوشش خود را انتخاب کند؛ چه محجبه و چه بى حجاب. او به بهانه این که دولت لائیک است و نباید به این امور مردم کارى داشته باشد این موارد را آزاد کرد. در دوره دوم هم اینها دوباره با قاطعیت بیشترى رأى آوردند و دوباره حزب طرفدار آتاتورک شکست سختى خورد.
* واکنش لائیک ها به این تحولات چه بود؟
** کودتا. واکنش ارتش و خود «عصمت اینونو» به عنوان عنصر اصلى به این تحولات کودتا بود که پس از ۱۰ سال و در سال ۱۹۶۰ صورت گرفت. واکنش آنها به قدرى شدید بود که منتخبان مردم را به جزیره کوچکى منتقل کردند و عده زیادى از آنها را بشدت شکنجه و اعدام کردند. نکته جالب این که وقتى آنها را در دادگاه فرمایشى نظامى محاکمه مى کردند «عدنان مندرس» دو اتهام داشت که یکى از این اتهامات این بود که براى سگ فلان شخص غذاى امریکایى گرفته است! یعنى مى خواستند بگویند که اینها خائن هستند و مى بینید که چقدر دلیلشان هم مسخره بود.
به این شکل گرایش به اسلام سرکوب شد و دوباره زیرزمینى گردید. به هر حال دولت کودتا براى این که مردم را گول بزند سلیمان دمیرل را به عنوان یک شخص غیرنظامى و با ظاهرى مثبت به قدرت رساند در صورتى که دمیرل عضو لژهاى فراماسونرى بود.
* در این شرایط وضعیت مردم مسلمان چگونه بود؟
** به هر حال شرایط اینگونه پیش رفت که اسلامگرایى بشدت ضعیف شد چرا که افکار غیراسلامى به طور فزاینده اى در حال گسترش بود اما اتفاقى افتاد و ورق را کاملاً به نفع اسلام و اسلامگرایان برگرداند و آن انقلاب اسلامى ایران بود. خیلى از مسلمانان ناامید و گوشه نشین و برخى ملى گراها به یکباره از ناامیدى درآمدند و وارد صحنه شدند. فقط در شهر کوچک قونیه ۱۲۰ هزار نفر با پلاکاردهاى زنده باد خمینى در طرفدارى از انقلاب اسلامى ایران تظاهرات کردند. در آنکارا و استانبول هم همین طور. انقلاب اسلامى مثل یک معجزه خمودگى مسلمانان ترکیه را به یکباره از بین برد. یعنى همان طورى که آتاتورک یک شبه قانون را عوض کرد، انقلاب ایران هم یک شبه همه چیز را عوض کرد. مردم کم کم و سینه به سینه پیام انقلاب را به هم مى رساندند و از این که یک روحانى در رأس کار یک حکومت است شگفت زده و خوشحال بودند. آنها خوشحال بودند که انقلابى رخ داده که ثابت مى کند دین هم مى تواند حکومت تشکیل دهد و جامعه را اداره کند و به هر حال گویى یک انفجار بزرگ در ترکیه صورت گرفته باشد ، نوارهاى سخنان امام، مطهرى و شریعتى به سرعت در ترکیه ترجمه و پخش مى شد. ارتش براى جلوگیرى از گسترش انقلاب ایران در ترکیه و براى دفع اثرات آن در سال ۱۹۸۱ یعنى کمتر از ۱/۵ سال بعد از انقلاب ایران کودتا کرد و به شکل گسترده اى شروع به دستگیرى و اعدام افراد نمود. این شرایط به شکل وحشتناکى ادامه یافت تا شرایط را براى به قدرت رساندن «تورگوت اوزال» آماده دیدند و او به رئیس جمهورى رسید.
* اجازه بدهید به بحث حجاب برگردیم. وضعیت ممنوعیت حجاب در ترکیه با استناد به کدام قانون صورت مى گیرد؟
** در قانون اساسى ترکیه و در قوانین آن چیزى به نام ممنوعیت حجاب وجود ندارد. اتفاقاً در قوانین ترکیه لباس و پوشش زن و مرد کاملاً آزاد است و تنها چند چیز ممنوع است. اول عمامه داشتن مردها، دوم چادر و پوشینه زن ها در ادارات دولتى، سوم پوشیدن لباس روحانى در خارج از مسجد و چهارم نگذاشتن نوعى از کلاه هاى غربى براى مردان که البته الآن نگذاشتن این کلاه ها به صورت عرف درآمده و کسى هم کارى با این مسئله ندارد.
ممنوعیت حجاب در ترکیه یک امر قانونى نیست بلکه مسئله اى است که به پشت پرده مربوط مى شود. یعنى ارتش مى خواهد که مثلاً در دانشگاه ها حجاب نباشد پس این مسئله صورت مى گیرد. دو واقعه پیش آمد در طى سال هاى پس از آتاتورک که با این دو واقعه امروز خیلى درگیر هستیم. یکى تشکیل دادگاه قانون اساسى است که با کودتاى سال ۱۹۶۰ به وجود آمد و کار آن رصد قوانین و جلوگیرى از تضاد آن با قانون اساسى بود و اتفاق دیگر تشکیل شوراى عالى دانشگاه ها است. این شورا نیز محصول کودتاى سال ۱۹۸۱ است. این شورا در دست ماسون ها و صهیونیست ها بود. جالب این که نخستین رئیس این شورا شخصى بود به نام «احسان دوراماکى». او یک ترک لبنانى الاصل و مارونى مذهب است. یعنى این شخص مسلمان هم نبود. الآن هم اکثریت قریب به اتفاق این شورا ماسون و طرفداران صهیونیزم هستند.
* چرا این شورا تشکیل شد؟
** بعد از انقلاب اسلامى ایران اینها دیدند که گرایش به اسلام در تحصیلکرده ها در حال گسترش است چرا که قبل از انقلاب اسلامى ایران گرایش تحصیلکرده ها به اسلام بسیار اندک بود. مثلاً در بزرگترین دانشگاه پزشکى ترکیه که جزو دانشگاه هاى درجه اول در خاورمیانه است ۳-۲ نفر محجبه بودند یا در یکى از بزرگترین دانشگاه هاى ترکیه که شعبه هایى هم در شهرهاى این کشور دارد در کل ۱۶ دختر محجبه حضور داشتند. البته بعضى وقت ها برخى رؤساى دانشگاه ها اجازه مى دادند که دختران با حجاب وارد دانشگاه شوند اما این دانشگاه ها بسیار اندک بودند. یک مرتبه با انقلاب ایران این تعداد از افراد محجبه به شکل تصاعدى افزایش یافت به طورى که الآن ۶۷ درصد مردم ترکیه طرفدار حجاب و ۶۰ درصد این میزان محجبه هستند که عده زیادى از این ۶۰ درصد یا محصل و یا دانشجو هستند و یا تحصیلات عالیه دارند.
* پراکندگى افراد محجبه در ترکیه بیشتر در روستاهاست یا در شهرها هم حجاب وجود دارد؟
** حجاب هم در روستاها و هم در شهرهاى ترکیه وجود دارد و این طور نیست که فقط زنان روستایى محجبه باشند. اتفاقاً سیستم به این دلیل نگران است که حجاب در شهرهاى بزرگ بسیار گسترش داشته است. اگر این مسئله فقط محدود به روستاها مى شد که این همه جنجال به وجود نمى آمد و آنها هم کارى نداشتند. نگرانى سیستم لائیک ترکیه این است که حجاب در بین تحصیلکرده ها و ادارات دولتى در حال گسترش است. امروز خانم هایى حجاب دارند که وکیل هستند، دکتر یا مهندس هستند و مثلاً اگر فلان خانم وکیل مجبور هم باشد به عنوان تقیه روسرى خود را باز کند و در دادگاه شرکت نماید همه مى دانند که این خانم طرفدار حجاب است و فعلاً مجبور است که حجاب نداشته باشد. یا خانم هایى که قاضى هستند ولى طرفدار حجاب هستند و خارج از دادگاه نیز محجبه هستند.
به هر حال «شوراى عالى دانشگاه ها» به واسطه این نگرانى به وجود آمد. این شورا به وجود آمد که محجبه ها به دانشگاه ها راه پیدا نکنند و پیشرفت نکنند. ببینید حجابى که از نظر عده اى اهمیتى ندارد و از روسرى به عنوان یک پارچه یک مترى یاد مى کنند چقدر تأثیر دارد و چقدر برنامه ریزى ها و کودتاها و... را به دنبال داشته است.
* کار این شورا چیست؟
** در ترکیه دانشگاه ها مستقل هستند ولى این شورا به وجود آمد و امور مربوط به دانشگاه ها به این شورا واگذار شد و لائیک ها از این طریق حجاب را در دانشگاه ها کنترل کردند. رئیس این شورا را هم رئیس جمهور انتخاب مى کند و البته رئیس فعلى آن را آقاى عبدالله گل رئیس جمهور فعلى ترکیه که اسلامگرا است انتخاب کرده و این مسئله لائیک ها را به تکاپو انداخته است چرا که تا به حال رئیس جمهورها همه لائیک بودند و ارتش از این بابت نگران نبود اما امروز «پروفسور اوزجان» رئیس این شوراست و نخستین رئیسى است که ماسون نیست بلکه مسلمان است و نماز مى خواند و همسرش محجبه است. اینهایى که عرض مى کنم هرکدام یک انقلاب است و نباید آن را ساده گرفت.
«پروفسور اوزجان» اول که آمد طى یادداشتى اعلام کرد که طبق قانون ترکیه پوشش آزاد است. این جزو اختیارات او بود ولى دانشگاه ها آن را اجرا نکردند. این اتفاقات همه مغایر با قانون اساسى و خلاف قانون است. بحث آزادى پوشش (که طبعاً حجاب نیز جزئى از آن است) در قانون اساسى آمده و رئیس شوراى عالى دانشگاه ها نیز که طبق قانون چنین وظیفه اى دارد به آن تأکید کرده است الآن اجرا نمى شود چرا که ارتش بر دانشگاه ها و مسئولان آن سیطره دارد.
* اجازه بدهید بحث را به روزتر کنیم. الآن شما وضعیت حزب اسلامگراى حاکم ترکیه را چطور مى بینید؟
** به نظر من الآن یک سالى است که علیه حزب اسلامگراى آقاى اردوغان کودتاى خزنده آغاز شده است.
* یعنى کودتایى براى مبارزه با حجاب...
** به نظر من محوریت این مسئله حجاب است. لائیک ها مى گویند ما کارى به حجاب نداریم دروغ مى گویند. اردوغان چاره اى ندارد که جورى موضع گیرى کند که در تناقض با لائیسم نباشد چرا که در غیر این صورت آخر کار زندان و تعطیلى حزب و... است. لائیک ها هم از گرایش اسلامى مردم مى ترسند به همین خاطر به دروغ مى گویند ما کارى به حجاب نداریم ولى حجاب سیاسى شده است و طرفداران خمینى مى خواهند در ترکیه حاکم شوند. اخیراً رئیس حزب جمهوریخواه خلق که مؤسس اولیه آن آتاتورک بود صریحاً موضع گرفت و گفت که اینها مى خواهند حجاب را مطرح کنند تا ترکیه را تبدیل به «ایران خمینى» کنند. البته لائیک ها این مسئله را مطرح مى کنند تا بتوانند از آن بهره بردارى سیاسى کنند.
به هر حال این حزب الآن با یک اکثریت قاطع از سوى مردم طرفدارى مى شود ولى ارتش با سیطره اى که دارد مانع از کار این حزب (حزب حاکم) مى شود. اینطور شد که حزب جمهوریخواه خلق با شکایت به دادگاه قانون اساسى عنوان کرد که اگر این قوانین منجر به آزادى حجاب در دانشگاه ها شود و اردوغان سیاست هاى خود را ادامه دهد، ترکیه تبدیل به «رژیم خمینى» مى شود. آنها گفتند که حزب عدالت و توسعه (حزب حاکم) تبدیل به حزب شریعت خواهى شده و با لائیسم مبارزه مى کند پس باید تعطیل شود و اسم افراد را هم داده که اردوغان نخست وزیر و عبدالله گل رئیس جمهور و وزرا هم جزو آن هستند که باید دستگیر و محاکمه شوند. دادگاه قانون اساسى ترکیه هم گفته که به این دلیل باید حزب عدالت و توسعه تعطیل شود در صورتى که این کار خلاف قانون است و کار این دادگاه این نیست که بخواهد فلان حزب تعطیل شود. مجلس در ترکیه بالاترین مقام و مبتنى بر رأى مردم است. چطور مى شود حزبى که مردم به آن رأى داده و وارد مجلس شده اند را تعطیل کرد. الآن بحث حقوقدانان همین است. اینها هم کارهاى غیرقانونى است که با فشار در حال انجام است.
* شما از کودتا علیه اردوغان سخن گفتید. در این باره بیشتر توضیح دهید.
** همان طور که گفتم الآن مدتى است که کودتا علیه دولت فعلى ترکیه کلید خورده است. شکل این کودتا جدید است و نظامى ها براى این که وجهه خود را میان مردم خراب تر نکنند وارد این ماجرا نشدند. این بار این کودتا توسط رؤساى دانشگاه ها، دادگاه قانون اساسى ترکیه که ۱۱ نفر قاضى عضو آن هستند که دو نفر از آنها مسلمان و باقى ۹ نفر لائیک هستند و برخى رسانه هاى داخلى و خارجى ترکیه در حال شکل گیرى است و مرحله به مرحله پیش مى رود. الآن بسیارى از مطبوعات ترکیه اسم این کودتا را، کودتاى قضات و یا کودتاى ارتش در پوشش قضات گذاشته اند.
* گروه هاى دیگرى هم در پس پرده کودتا وجود داشتند؟
** بله. اتفاقاً در اینجا نکته جالبى وجود دارد. آقاى اردوغان وقتى بر اصول خودش پافشارى کرد و از آن طرف نظامى ها هم بر حرف خودشان اصرار کردند، نظامى ها آماده شدند تا علیه اردوغان کودتا کنند. طبق نوشته مطبوعات ترکیه معلوم شد که گروهى مأمور کشتن اردوغان و برخى وزراى او شده است. بعد از مدتى کار اطلاعاتى، دولت اردوغان متوجه شد که گروهى به نام «ارگنکن» هستند که افراد آن از امریکایى هاى ترک تبار تشکیل شده اند. این گروه، به گروه سوپرناتو یا همان گلادیوى معروف هستند که ارتش سرى امریکا در کشورهاى عضو ناتو است.
البته این گروه قبلاً هم در ترکیه بوده و الآن هم هست و فعالیت مى کند. این گروه خیلى قدرتمند و مخفى عمل مى کند و از آن به عنوان دولت پشت پرده ترکیه یاد مى کنند. نکته اى که پیش آمد این بود که اردوغان این گروه را افشا کرد و عده اى از آنان را دستگیر نمود. فلان نویسنده، فلان رئیس دانشگاه، فلان ارتشبد بازنشسته و... را از هر قشرى که عضو این گروه بودند افشا کرد. الآن این گروه به هر حال از جمله گروه هاى فعال و اصلى در کودتا علیه دولت فعلى هستند.
این کودتایى که کلید خورد چند نکته مهم را با خود داشت. اول این که براى نخستین بار یک راهپیمایى بزرگ در استانبول به نام ۷۰ میلیون قدم براى جلوگیرى از کودتا اتفاق افتاد. قبل از این در ترکیه هیچ گاه علیه کودتا، تظاهراتى صورت نگرفته بود چرا که با آن بشدت برخورد مى شد. دوم این که مشخص شد یک سازمان اطلاعاتى غیررسمى مخفى به نام گروه فعال جمهوریت در ترکیه وجود دارد. این سازمان غیر از سازمان اطلاعاتى ارتش است و یک سازمان جداگانه اى است که البته غیرقانونى هم هست. ارتش زیرنظر رئیس جمهور و وابسته به نخست وزیر است ولى نه رئیس جمهور و نه نخست وزیر هیچ کدام از این سازمان خبردار نیستند. کار این گروه مخفى این است که در رده هاى مختلف ارتش افراد اسلامگرا و مخالف امریکا و اسرائیل را شناسایى مى کند و در مواردى کودتا هم مى کند. مطبوعات ترکیه این مسئله را افشا کردند که این سازمان مخفى غیرقانونى به ریاست یک فرمانده نظامى بازنشسته به نام ژنرال «اریرگور» اداره مى شود. اخیراً در مطبوعات ترکیه فاش شد که این گروه طرح عملیاتى به نام «لاهیکا۱» را براى کودتا در دست اجرا دارد و هر اقدامى که علیه دولت و حزب حاکم صورت گرفته توسط این گروه سازماندهى شده است. مواردى که پیگیرى مى کردند این بود که باید کارى کنیم که مطبوعات طرفدار ارتش باشند، نباید در اذهان طورى وانمود شود که ارتش ضددین است. باید براى این موارد کار فرهنگى صورت گیرد و سریال هاى تلویزیونى ساخته شود و...
* به نظر شما فرجام طرح کودتا به کجا مى انجامد؟
** راستش نمى توان قاطع به این سؤال جواب داد ولى شرایطى که الآن در ترکیه حاکم است یک شرایط کاملاً جدید و بى سابقه است. به هر حال الآن در ارتش هم به دلیل نفوذ برخى مسلمانان در آن انشعاباتى وجود. مثلاً از رده هاى پائین وارد ارتش مى شوند و وقتى به درجه سرهنگى مى رسیدند و مشخص مى شد که آنها نماز مى خوانند از ارتش اخراج مى شدند و نمونه هاى این مسئله بسیار زیاد است. ولى به هر حال ارتش على رغم این که هنوز قدرتمند است ولى قدرت آن مانند قبل نیست.
الآن این درگیرى به اوج رسیده است. آن گروه امریکایى ـ اسرائیلى بشدت فعال است. در خبرها آمده بود که گروهى از دانشمندان مسلمان ترک که فعالیت هاى محرمانه تسلیحاتى داشتند و روى سلاح هایى که اسرائیل به ترکیه نفروخته بود کار مى کردند تا خودشان بتوانند به تکنولوژى آن دست پیدا کنند ربوده و یا کشته شدند. مشخص است که اینها را موساد دزدیده و کشته است که مشخصات دو تن از آنان در مطبوعات آمد که یکى از آنها «مهندس حسین باش بیلن» نام داشت. این درگیرى ها جدى و ابعاد آن وسیع است. این درگیرى، درگیرى قدرت هاى داخل و خارج ترکیه در برابر اسلام است. به هر حال به نظر من اردوغان و حزب او در این درگیرى آسیب خواهند دید و در مقابل گمان نکنم که تا آخر هم ارتش به شکل مستقیم و علنى وارد معرکه شود. اگرچه فرمانده نیروى زمینى ترکیه که طبق عرف رئیس بعدى ستاد ارتش نیز خواهد شد و جالب است بدانید پدر و پدربزرگش در اسرائیل دفن هستند و خودش هم کنار دیوار ندبه در فلسطین اشغالى عکس دارد، از این که اخبار مربوط به شرایط جدید و کودتا در مطبوعات منعکس شده احساس نارضایتى کرد و دولت و اسلامگرایان را نیز به شکل ضمنى تهدید نمود.
به هر حال اینها یک رویارویى است؛ رویارویى بزرگ اسلامگرایان با لائیک ها در داخل و خارج ترکیه.