تاریخ انتشار : ۲۰ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۵  ، 
کد خبر : ۵۰۹۹۱

عوامل تغییر در سیاست منطقه‌اى اعراب


هادى محمودى
در خواست آشتى کشورهاى عربى با دولت جدید عراق از اولین طرح هاى مقام هاى بغداد و امریکا پس از سقوط صدام بود که به مدت ۵ سال روى میز وزارت خارجه کشورهاى عربى معطل ماند.
این تردید طولانى نیز دلیل روشنى داشت، دولت هاى عربى همه چیز را در باره آشتى با بغداد موکول به نتیجه جنگ قدرت مخالفان این کشور با بغداد کرده بودند . اما آنها این ایده خویش را در قالب یک پیشنهاد دیپلماتیک و به ظاهر موجه مطرح کردند.
دیپلمات هاى عرب با اشاره به پاره اى از تعرضات مشکوک به سفارت خانه هاى مصر و اردن مدعى شدند که هنوز بغداد امن نیست و تا برقرارى ثبات بلند مدت در عراق حاضر به گشایش سفارت خویش در این کشور نیستند.
در کنفرانس هاى مختلفى که طى این مدت پیرامون آینده عراق برگزار شد دیپلمات هاى عربى این موضوع را به صورت یکى از پیش شرط ها و بهانه هاى آشتى با بغداد مطرح ساختند.
تحمل این مشى دوگانه براى دولت مالکى بسیار دشوار بود که جبهه عربى از یک سو منبع تغذیه شورش ها هستند واز طرف دیگر شرط دوستى را فرونشاندن این موج ناامنى ها قرار مى دادند.
به هر حال دولت مالکى که برخى محافل عربى براى سقوط آن حتى شمارش معکوس گذاشته بودند آرام آرام توانست سیطره خویش را بر امور سیاسى وامنیتى کشور برقرار سازد.
عملیات هاى پى در پى در الانبار ، موصل و بصره مهم ترین میدان آزمون مالکى بود تا توانایى خویش را به رخ حریفان بکشاند.
او در این رشته حملات نظامى علاوه بر آنکه صلاحیت فرماندهى و رهبرى خویش را به اثبات رساند بلکه نخستین بار توانست سازمان از هم پاشیده نیروى امنیتى و ارتش بومى عراق را نوسازى کند.
این که همه عملیات هاى موصل و بصره به دست قواى امنیتى عراق انجام شد براى هر دو طرف عربى و امریکایى پیامى از شگفتى همراه داشت.
اعراب که شرط بازگشت دیپلمات هاى خویش را بهبود اوضاع امنیتى در عراق خوانده بودند پس از این راهى جز به رسمیت شناختن اقتدار و حاکمیت جدید بغداد نداشتند.
تاحدى که کاندولیزا رایس به ناچار اقرار کرد که «پیشرفت هایى در زمینه اوضاع امنیتى و همچنین مصالحه سیاسى در عراق به وجود آمده است و کشورهاى عربى باید به این پیشرفت ها توجه کنند».
البته مالکى در این نمایش توان نظامى خویش از تاکتیک دیگرى هم بهره جست و آن هجوم بى وقفه به پایگاه صدریون در بغداد و بصره بود.
این حملات از حیث سیاسى این پیام را براى جناح عربى در پى داشت که شبه نظامیان شیعه نیز به موازات شبه نظامیان سلفى مهار مى شوند.
به نحوى که حتى برخى از محافل عراقى اظهار عقیده کردند که مالکى از مهار جیش المهدى به عنوان ابزارى براى جلب اعتماد امریکا و اعراب استفاده مى کند.
البته در این اثنا بغداد نیز بى میل نبود که رسوبات بدبینى اعراب مبنى بر روابط یکطرفه دولت مالکى با ایران نیز زدوده شد. در واقع برخوردهاى بدون تبعیض حکومت بغداد به جناح هاى مختلف اثبات کرد که فرضیه اعراب تحت عنوان نفوذ پنهان ایران در نظام تصمیم گیر بغداد پندارى بیش نبوده است.
عامل دیگرى که در چرخش نگاه اعراب مؤثر واقع شد سیاست جذب گروه هاى ناراضى سنى از سوى دولت مرکزى عراق است.
در چند ماه اخیر سران ائتلاف حاکم بر بغداد و در رأسشان جلال طالبانى ، مالکى و حکیم تلاش ها و رایزنى هاى گسترده براى بازگشت گروه هاى ناراضى که دراعتراض به سیاست دولت این کشور کابینه را ترک کرده اند، انجام دادند.
این مذاکرات با احزاب و ائتلاف هاى سرشناسى مثل العراقیه و التوافق صورت گرفت که در صحنه سیاسى عراق به عنوان پل هاى ارتباط دولت هاى عربى شناخته شده اند.
این رایزنى ها در نهایت به نتیجه رسید و به زودى دولت مالکى با ترکیب تازه و حضور نمایندگان این گروه ها و على رغم غیبت وزراى صدریون شروع به کار خواهد کرد .
در واقع طرح بازسازى و ترمیم کابینه یکى دیگر از کارت هاى بازى مالکى بود. او از این اهرم براى جلب رضایت طرف هاى عربى و ترمیم سیاست خارجى خویش بهره جست.
اما سومین وشاید مهم ترین عامل تغییر رویکرد اعراب را باید در موقعیت امریکا و محاسباتى که محافل عربى از این موقعیت دارند جست و جو کرد.
زمزمه بازگشت اعراب به بغداد درست زمانى به گوش رسید که در واشنگتن و بغداد نگاه ها به سمت خروج نظامى امریکا از این منطقه چرخید.
افول قدرت بوش که کانون آن بحران عراق است موضوعى است که امروز بیش از همه همسایگان عربى عراق را به تکاپو وا داشته است و تردید نباید داشت که بحث بازگشت سفراى عربى به بغداد بخشى از راهبرد اعراب براى عراق پس از بوش است.
آنها دراین رجعت شتابزده سعى دارند براى بسیارى از نگرانى هاى خویش پاسخ یابند.
از یک طرف اعراب دغدغه رقابت با دیگر کشورهاى منطقه بویژه ایران و ترکیه را دارند و این مسئله را حتى به صورت بدبینانه و با عنوان نگرانى از افزایش نفوذ دولت هاى غیر عربى مطرح مى کنند واز طرف دیگر با تجربه اى که آنها روزهاى انتقال قدرت در سال ۲۰۰۳ دارند نمى خواهند جناح هاى تحت حمایت شان بیش از این در بلاتکلیفى و تردید منزوى و استحاله پیدا کنند.
با این پیش درآمد استقرار مراکز سفارت و فعال شدن کانون هاى دیپلماتیک یکى از ابزارهاى اصلى اعراب براى تجهیز جناح اعراب سنى در مسیر قدرت گیرى در ساختار سیاسى آینده بغداد است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات