تاریخ انتشار : ۲۱ آذر ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۲  ، 
کد خبر : ۵۱۰۰۱
نفوذ اسرائیل در آفریقا و خطرهای آن بر جهان عربی و اسلامی

ضرورت توجه به گوهر سیاه


 ایلیا جزایری
روابط اسرائیلی - آفریقایی از سال 2003 میلادی شاهد پیشرفت چشم‌گیری بود. برخی کارشناسان عقیده دارند دلیل این پیشرفت، حمله آمریکا به عراق است از آن جهت که اسرائیل شریک و همپیمان استراتژیک ایالات متحده است و این حمله، میزان بسیار زیادی از آزادی را به اسرائیل در تعامل با کشورهای آفریقایی در چارچوب خواست این کشورها برای نزدیکی با قدرتمندترین کشور دنیا، داده است. از میان 53 کشور آفریقایی، 46 کشور با اسرائیل روابط دیپلماتیک دارند که 11تای آنها در حد سفارتخانه است. با توجه به اینکه اسرائیل در سطح جهان 72 سفارتخانه، 13 کنسولگری و چهار هیات نمایندگی دارد، هیات‌های دیپلماتیک این رژیم در آفریقا، 48درصد هیات‌های آن را در جهان شکل می‌دهد. اسرائیل از آغاز قرن جاری، راهکارهای جدیدی را برای ارتباط با کشورهای آفریقایی اتخاذ کرد یا به بازسازی راهکارهای قدیمی بر پایه داده‌های جدیدی جهانی پرداخت.
راهکار ایدئولوژیکی و فرهنگی
این راهکار بر پایه این ادعا استوار است که یهودیان و سیاهپوستان آفریقا به طور یکسان قربانی تبعیض ‌نژادی شدند، هر دو گروه از گذشته‌ای دردناک و طولانی برخوردار هستند. این مسئله این تصور را در آفریقا به وجود می‌آورد که سیاست اسرائیل در این قاره نه‌تنها برای حمایت از ملت یهود است بلکه هدف کمک و پشتیبانی از سیاهپوستان آفریقایی که مورد تعرض و ظلم نژادی قرار گرفته‌اند را نیز در خود جای داده است. موسی الیشم رئیس میز آفریقا در وزارت امور خارجه اسرائیل ادعا می‌کند پیشرفت روابط قومی میان اسرائیل و آفریقا از این دید جهانی سرچشمه گرفته است که یهودی‌ها و سیاهپوستان، نژاد درجه پایین‌تر هستند به‌علاوه اینکه به دلیل تجارت برده و کشتار یهودی‌ها در گذشته، هر دو قوم از «تجربه روانی» همسانی برخوردارهستند (الجزیره 27/6/2008). اسرائیل در سال 2002 به‌طور رسمی «پروژه دژ بزرگ آفریقا» را در کمیسیون میراث جهانی یونسکو مطرح کرد. هدف این پروژه در ظاهر خود همکاری فرهنگی میان کشورهایی است که دژ ممتد از دره‌های اردن تا جنوب آفریقا را تشکیل می‌دهند. اما در حقیقت اسرائیل می‌خواهد برای ادامه نفوذ خود در آفریقا با استفاده از راهکارهای سفر برای محاصره جهان عرب از یک سو و قراردادن مسئله بیت‌المقدس در چارچوبی فرهنگی- جغرافیایی از سوی دیگر که آن را از تنش سیاسی با فلسطینی‌ها، جهان عرب و اسلام دور می‌کند، بر خود وجهه‌ای فرهنگی بخشد.
راهکار مبارزه با بنیادگرایی
اسرائیل خود را به‌عنوان خط مقدم دفاع از غرب در مقابل بنیادگرایی اسلامی مطرح می‌کند. این رژیم همچنین همواره سعی می‌کند آفریقایی‌ها را از «موج اسلامگرایی» و «جنبش‌های سیاسی اسلامی» بترساند و در جهت مقابله با این «امواج» به‌عنوان «کارشناس اول» در این مسائل، به دولت‌های آفریقایی خدمات ارائه دهد. اسرائیل توجه ویژه‌ای به شاخ آفریقا دارد به دلایل مختلف که شاید مهم‌ترین آنها؛ وجود سودان به‌عنوان کشوری قدرتمند و اسلامگرا در آن باشد. اسرائیل از آن بیم دارد که شاخ آفریقا به ویژه ساحل آن، به منطقه نفود سودان تبدیل شود، مسئله‌ای که منافع استراتژیک این رژیم را به‌خطر می‌اندازد. اسرائیل همچنین به نیجریه به‌عنوان یک کشور بزرگ مسلمان آفریقایی توجه ویژه‌ای دارد. فشارهای ایالات متحده باعث گشوده شدن درب‌های نیجریه در برابر شرکت‌های اسرائیلی شد. اسرائیلی‌ها بارها بیم خود را از انتشار اسلام در آفریقا ابراز کرده‌اند چرا که آن را پدیده‌‌ای می‌دانند که به منافع اسرائیل، ضربه‌های سختی وارد می‌کند. تسفی مازال قائم‌مقام مدیرکل امور آفریقا در وزارت امور خارجه اسرائیل می‌گوید: در جهان کوچک و بسته است هرچه در گوشه‌ای از آن رخ می‌دهد، بر گوشه‌های دیگر نیز تاثیر می‌گذارد به‌ویژه در آفریقا که از ناحیه جغرافیایی، آن را همسایه اسرائیل می‌دانیم. چنانچه اسلام در آفریقا منتشر شود، اسرائیل بسیار ضرر خواهد دید (الجزیره 30/6/2008).
راهکار جامعه مدنی و توسعه
اسرائیل حمایت از سازمان‌های جامعه مدنی و دموکراسی را به‌عنوان راهکاری برای نفوذ در تارو پود جامعه آفریقا پیش روی خود قرار داد. به‌علاوه اینها با پایه‌گذاری مراکز درمانی در مناطق بیابانی آفریقا در کشورهایی همچون پتسوانا برای دستیابی به این هدف، به فعالیت‌ برای مبارزه با بیماری «ایدز» پرداخت. این راهکار از مهم‌ترین و کارآمدترین راهکارها برای به دست آوردن دل‌ها و اندیشه‌های ملت‌های آفریقایی در این مقطع زمانی به‌شمار می‌آید. از سویی دیگر اسرائیل از فقر و عقب‌ماندگی که بر قاره آفریقا سایه افکنده است، بهره‌برداری می‌کند، این رژیم خود را با عنوان «دولت دوست» که به‌رغم «تبعیض و ظلم» توانسته به «پیشرفت و توسعه» دست یابد و به‌گونه‌ای که می‌تواند الگوی کشورهای آفریقایی باشد، خود را مطرح کرده و دست همکاری را به سوی کشورهای این قاره دراز کرده است. این ادعای اسرائیل که حاضر است بدون هیچ «چشمداشتی» به ارائه«کمک‌های فنی و تکنولوژیکی» بپردازد، باعث شد دوستی‌هایی در میان رهبران قاره سیاه برای خود دست و پا کند و ضمن برقراری روابط دیپلماتیک، قراردادهای اقتصادی را با این کشورها منعقد کند. اسرائیل بسیاری از مراکز آموزشی ویژه آفریقا را تاسیس کرده است از جمله سازمان «کوه کارمن» در شهر حیفا که در زمینه توسعه به آموزش زنان آفریقایی می‌پردازد.
 سازمان «آموزش شهرک‌نشینی» که به آموزش در زمینه‌های کشاورزی و برنامه‌ریزی منطقه‌ای می‌پردازد.
 سازمان کشاورزی که به آموزش کارشناسان و ارائه کمک‌های فنی می‌پردازد.
 موسسه «آموزش خارجی‌ها» که حیطه فعالیت آن توسعه در آفریقاست.
 دانشکده «آفرو آسیایی هستدروت» که حوزه فعالیت آن فعال‌سازی اتحادیه‌های کارگری است.
راهکار امنیتی
اسرائیل در بسیاری از کشورهای آفریقایی از مصداقیت بالایی در عرصه‌های اطلاعاتی و آموزش‌های نظامی برخوردار است. این رژیم از ابتدا کنش‌های خود در این قاره را بر این مسائل استوار کرد و آن را به شکل شرکت‌های امنیتی به فعالیت رساند. در این چارچوب، می‌توان دو نوع از شرکت‌ها را از یکدیگر تفکیک کرد: شرکت‌های مزدور که برجسته‌ترین آنها، شرکت‌های «لیودان» و «شبح‌نقره‌ای» است که به آموزش شبه‌نظامیان قبیله‌ای برای حمایت از سران و شخصیت‌ها می‌پردازد؛ شرکت‌هایی که وظیفه آنها اجرای نقشه‌ها و برنامه‌های اسرائیلی در آفریقاست، از این شرکت‌ها می‌توان از «یول باریلی» و «اباک» نام برد که فرانسوی هستند اما مدیران‌شان یهودی می‌باشند. در حیطه سیاست، اسرائیل به پشتیبانی از نظام‌های حاکم همکار و هوادار خود در قاره آفریقا می‌پردازد. همچنین این رژیم اپوزیسیون کشورهای مخالف خود را برای بی‌ثباتی در آنها، تقویت می‌کند.
اهداف اسرائیل در آفریقا
اسرائیل در ورای نفوذ خود در آفریقا، اهداف بزرگی را دنبال می‌کند:
اهداف استراتژیکی
آفریقا از نظر اسرائیل به چند دلیل از اهمیت استراتژیکی ویژه‌ای برخوردار است: 1- آفریقا تونل‌های تجاری مهم بین‌المللی و خلیج‌های بسیار مهم در اقیانوس‌های هند و اطلس را در خود جای داده است. 2- آفریقا ذخایر نفت عظیمی دارد. کنفرانس بازرگانی و توسعه‌ای سازمان ملل متحد، ذخیره نفت آفریقا را در حدود 80 میلیارد بشکه ارزیابی کرده است. 3- آفریقا در حال حاضر تونل مهم تجارت دریایی برای اسرائیل است به‌گونه‌ای که 20 درصد از تجارت دریایی اسرائیل، از سواحل شاخ آفریقا صورت می‌گیرد. همچنین پروازهای شرکت اسرائیل «العال» به سوی خاورمیانه، از آسمان اریتره صورت می‌گیرد.
اهداف سیاسی
اهداف سیاسی اسرائیل در آفریقا، خروج این رژیم از محدودیت‌ها، به دست آوردن مشروعیت بین‌المللی، برقراری روابط دیپلماتیک با بیشترین تعداد ممکن از کشورهای آفریقایی به عنوان راه ورود به دیگر فعالیت‌های اقتصادی و امنیتی با هدف از میان برداشتن چهره نژادپرست رژیم صهیونیستی را در برمی‌گیرد. دستیابی به این هدف از راه فعالیت‌های تبلیغاتی و فرهنگی و ارائه کمک‌های متنوع به علاوه تلاش برای به‌دست آوردن پشتیبانی سیاهپوستان آمریکا صورت می‌گیرد. دریای سرخ، از اهمیت بالایی برای منافع تجاری و استراتژیکی اسرائیل برخوردار است، چراکه این رژیم در تجارت خود با آفریقا، آسیا و استرالیا، به این دریا متکی است. با توجه به نبود پایگاه‌های عربی حاکم بر دریای سرخ و به علاوه، استقلال اریتره در سال 1993، دوری آن از نظام عربی، اسرائیل سعی می‌کند خواسته‌های خود در دریای سرخ را تامین کند.
اهداف اقتصادی
بعد اقتصادی در استراتژی اسرائیل برای نفوذ در آفریقا، از اهمیت بالایی برخوردار است. این بعد برای دولت عبری، مجموعه‌ای از اهداف را تامین می‌کند:
1- گشوده شدن بازار برای محصولات اسرائیلی. 2- دستیابی به مواد اولیه لازم برای صنعت و تولیدات در اسرائیل. 3- اشتغال کارگران و کارشناسان فنی اسرائیل در کشورهای آفریقایی.
اسرائیل برای دستیابی به این اهداف، مجموعه‌ای از راهکارها را پیش گرفته است از جمله: 1- به دست آوردن امتیازهایی برای جست‌وجوی نفت در آفریقا و تاسیس چند شرکت در این زمینه 2- جابه‌جا کردن اموال فراوان با نام تاجران یهودی که دارای تابعیت برخی کشورهای آفریقایی هستند 3- از طریق کارشناسان اروپایی هوادار اسرائیل 4- احتکار تجارت برخی از کالاها و در دست گرفتن انحصار در برخی بازارها از جمله: در دست گرفتن انحصار بازار مواد غذایی و آب میوه در اتیوپی، قهوه در اوگاندا، کنجد و باقالی در سودان و... (الجزیره) 5- اشباع برخی بازارها با برخی کالاها همچون اتفاق‌هایی که در کنیا و اتیوپی رخ داد که با هدف بستن راه همکاری‌های آفریقایی- آفریقایی و آفریقایی- عربی، بازارهای آنها را با محصولات ارزان قیمت اشباع کرد.
اسرائیل سعی دارد کنترل صنعت معدن در قاره آفریقا را به کنترل خود در آورد. در این زمینه اهمیت ویژه‌ای به استخراج و بهره‌برداری از الماس در کنگو، سیرالئون، غنا و آفریقای مرکزی و اورانیوم در نیجریه می‌دهد. اسرائیلی‌ها امروزه بزرگ‌ترین شرکت‌هایی که اقتصاد در آفریقا را رهبری می‌کنند، را در اختیار دارد از جمله شرکت‌های کشاورزی «اگریب أب» «الرا»، «موتورولا» و شرکت تجاری «سولیل ونیه».
خطرهای سیاست آفریقایی اسرائیل به جهان عرب و اسلام
اسرائیل با سایه افکندن بر کشورهای آفریقایی سعی دارد با حفظ برتری نظامی و به دست آوردن مشروعیت بین‌المللی و کنترل منطقه، به محاصره کشورهای عربی و اسلامی به ویژه مصر و جلوگیری از هرگونه نفوذ آنها در آفریقا تحت‌ نظریه حفظ امنیت اسرائیل بپردازد. اسرائیل همچنین همواره سعی می‌کند اختلافات عربی با برخی کشورهای آفریقایی را تعمیق بخشد و با افزایش نفوذ خود در کشورهایی که سرچشمه‌های رود نیل را در اختیار دارند با راهکار برپایی پروژه‌های کشاورزی که بر آب‌گیری از دریاچه ویکتوریا تکیه دارند، امنیت کشورهای عربی متکی بر رود نیل را در خطر اندازد. به علاوه، این رژیم با بهره از دشمنی تاریخی میان اتیوپی و عرب‌ها، توانایی‌های آن برای تاثیر بر سیاست‌های اوگاندا، تشویق و حمایت از جنبش‌های جدایی‌طلب جنوب سودان و آفرینش جریان مخالف کشورهای عربی در مناطق ساحل شرقی آفریقا، می‌خواهد به اهداف درازمدت خود در هیمنه بر منطقه دست یازد. به همان اندازه که آفریقا عمقی استراتژیک برای جهان عرب و اسلام به دلیل روابط تاریخی و فرهنگی و اقتصادی شکل می‌دهد، می‌تواند به دلیل وجود دریای مشترک مدیترانه، سرچشمه‌های رود نیل و روابط مرزی در شمال آفریقا، منشأ تهدید نیز باشد. بی‌شک اسرائیل در چارچوب تلاش برای محاصره و تضعیف جهان عربی و اسلامی، توجه ویژه‌ای به آفریقا دارد به همین دلیل ناتوانی کشورهای عربی و اسلامی در بنای استراتژی‌های نو در روابط با قاره آفریقا بدون شک درها را برای تحکم اسرائیل بر سرنوشت‌شان خواهد گشود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات