تحولات سیاسی جاری جمهوری فدراتیو روسیه و کنارهگیری "میخاییل فرداکف" از مقام نخستوزیری این کشور پهناور نشستن "ویکتور زوبکف" بر صندلی وی بیانگر دو واقعیت مهم است. نخست اینکه سنت انتخاب جانشین برای رییسجمهور از بوریس یلتسین فقید به ولادیمیر پوتین جوان رسیده و دوم اینکه پوتین دوست ندارد همان اشتباهی را کند که یلتسین فقید درباره جانشین خودش (پوتین) کرد؛ بلکه او با بهرهگیری از همان سیاست دست به تاکتیک جدیدی زده است تا با تیر دو نشان بزند هم به منتقدان داخلی و خارجی ثابت کند که به اصول دموکراسی پایهریزی شده در روسیه نوین بوسیله یلتسین پایبند است و هم شانس خود را برای بدست گرفتن دوباره قدرت بالا ببرد. ویکتور زوبکف 66 ساله بهترین گزینه برای رسیدن پوتین به اهداف خود است بنابراین پوتین نیز بسان خلف خود 6 ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری با گماردن شخصی به پست نخستوزیری زمینه به قدرت رسیدن وی را فراهم کرده است. البته پوتین نشان داده که بیمیل نیست تا با تغییر در قانون اساسی راه را برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری برای بار سوم باز کند اما فشارهای مخالفان در داخل و خارج روسیه او را در این کار ناکام گذاشت.
با این وجود ولادیمیر پوتین میگوید احزاب هنوز در روسیه به قدرتی که در غرب دارند نرسیده است پس اشخاص باید به جای حزب قدرت برسند. بسیاری از کارشناسان اعتقاد دارند ساختار شخصیتی پوتین به گونهای است که او به تمرکز قدرت در مرکز اعتقاد بیشتری دارد اما برای حفظ ظاهر مجبور است به دموکراسی احترام بگذارد. یلتسین هم اگر در اواخر دوره ریاست جمهوریاش دچار چند حمله قلبی نمیشد به این آسانی قدرت را رها نمیکرد. او تنها 5 ماه مانده به پایان دومین دوره ریاست جمهوریاش بر روسیه در یک اقدام ناگهانی ولادیمیر پوتین را که یک فرد گمنام بود به نخستوزیری برگزید. با توجه به اینکه در کارنامه سیاسی خود سرکوب شدید شورشیان چچنی، انحلال پارلمان، به توپ بستن دوما و تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری سال 1996 را دارد نقض کردن قانون اساسی و نامزد کردن خود برای بار سوم برای او امری کاملا ساده مینمود اما همچنان که اشاره شد وضعیت جسمانی اجازه این کار را به او نداد. در اواخر دور دوم ریاست جمهوری یلتسین، رسانهها و مخالفان دولت او را به دلیل ناتوانی در انجام کار تحت فشار قرار داده بودند. مردم روسیه به این باور رسیده بودند که کشورشان رییسجمهور بیمار نمیخواهد. شاید همین موضوع موجب شد تا اولین رییسجمهور روسیه پس از فروپاشی شوروی به یک چهره جوان بیشتر اعتماد کند و راه را برای به قدرت رسیدن او هموار.
ناگفته نماند که پوتین نیز در طول 5 ماه نخستوزیری با سرکوب شدید شورشیان چچنی، مبارزه موفق با فساد مالی و اداری لیاقت و کاردانی خودش را نشان داد. اینگونه بود که او توانست بر رقیبان قدرتمندی چون ژنرال لبداف و گنادی زیگانف غلبه کند و پیروز انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 شود. پوتین توانست در طول ریاست جمهوریاش اوضاع نابسامان اقتصادی روسیه را سر و سامان بخشد، تورم را مهار کرده و قدرت اقتصادی روسها را بالا ببرد. افزایش جهانی قیمت نفت نیز به برنامههای توسعهای پوتین برای روسیه کمک کرد. مسکو همچنین در دوره ریاست جمهوری پوتین به عنوان یک قدرت مطرح و تاثیرگذار جهانی ظاهر شد. قدرت نظامی روسیه بالا رفت و این در نتیجه افزایش قیمت نفت و بهبود اقتصاد بیمار روسیه بود. مردم روسیه یک بار دیگر به او اعتماد کردند و در انتخابات ریاست جمهوری 2004 با بیش از هفتاد درصد او را برای دومین بار به مقام ریاست جمهوری برگزیدند. اقدامات اصلاحگرانه پوتین با حرارت ادامه یافت و روسیه با پیوستن به جرگه کشورهای صنعتی جهان موفقیت دیگری به دست آورد. نام "جی هفت" با پیوستن روسیه به جمع این کشورها به "جی هشت" تغییر یافت. با این وجود غربیها به انتقادهای خود از دولت روسیه در نقض حقوق بشر و رعایت نکردن دموکراسی همچنان ادامه دادند.
عجیب اینکه بوریس یلتسین نیز به جمع منتقدان دولت پیوست و پوتین را به نقض دموکراسی متهم کرد. ادامه انتقادها از دولت موجب پروندهسازیهای جدیدی علیه وی شد. پوتین که مدتی مامور مبارزه با فساد مالی بود و راه پروندهسازی علیه رقیبان را بلد است او پیش از این نیز "خودرفسکی" میلیاردر روسی و رییس شرکت "یوکاس" را به اتهام پرداخت نکردن مالیات به پشت میلههای زندان فرستاده بود. خودرفسکی به 8 سال زندان محکوم شد و شرکت نفتی یوکاس نیز ورشکست شد. ولادیمیر پوتین با توسل به همین شیوه دستور تحقیق روی پرونده فساد مالی رییسجمهور پیشین را صادر کرد. خودرفسکی که متوجه خطر پروندهسازی پوتین علیه خود شده بود از ادامه انتقاد علیه دولت پوتین خودداری کرد. شاید رییسجمهور فقید روسیه به دلیل اعتمادی که به پوتین کرد تا آخر عمرش خود را سرزنش کرده باشد. اکنون تنها شش ماه به پایان دو دور ریاست جمهوری پوتین بر روسیه باقی مانده است رییسجمهور جوان اما مرموز و کارکشته روسیه اگرچه الگوی را در جانشینی خود به کار برده است اما او جانب احتیاط را رها نکرده است. پوتین به جای اعتماد به سرگئی ایوانف جوان ترجیح داده از یک چهره سیاسی پا به سن گذاشته در پست نخستوزیری استفاده کند. پوتین نشان داده که نمیتواند براساس دوستی که با سرگئی ایوانف دارد به او اعتماد کند در حال که پیش از این گفته میشد ایوانف جانشین پوتین خواهد شد. برای پوتین گزینهای همانند زوبکف 66 ساله به مراتب قابل قبولتر از ایوانف جوان است. به علاوه او دوست ندارد مرتکب همان اشتباهی شود که یلتسین شد. بنابراین پوتین با در نظر گرفتن منافع شخصی خود به بازگشت دوباره به قدرت دست به قمار زد و زوبکف را به ایوانف ترجیح داد. بعضی از تحلیلگران معتقدند احتمالا زوبکف پس از انتخاب شدن به مقام ریاست جمهوری از مقام خود کنارهگیری خواهد کرد تا راه برای ریاست جمهوری دوباره پوتین باز شود. اما اگر زوبکف به مقام ریاست جمهوری برسد و تمام چهار سال را در این پست بماند سال 2012 را باید سال بازگشت دوباره پوتین به قدرت بدانیم. چرا که روسیه در طول 8 سال ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین چنان به وی وابسته شده که به نظر میرسد هیچ رییسجمهوری بدون کمک وی قادر به حکومت در روسیه نخواهد بود.