مترجم: امیرحسین نوریزاده
این روزها ایهود باراک، وزیر دفاع رژیم صهیونیستی و مشاوران او، عمده وقت خود را صرف بررسی سند حیاتی در دفتر کار باراک میکنند. این سند در واقع مجموعهای از تحلیلهای 5 گروه مطالعاتی در وزارت اطلاعات، وزارت دفاع، شورای امنیت ملی و سازمان طراحی نیروی نظامی اسرائیل پیرامون عواقب خروج نیروهای آمریکایی از عراق و تاثیر آن بر منافع استراتژیک اسرائیل در منطقه است.
به اعتقاد این تحلیلگران، خروج نیروهای آمریکایی میتواند به ایجاد نوعی سونامی سیاسی در منطقه بیانجامد که به تمامی متحدان آمریکا ضربه خواهد زد و البته اسرائیل در این میان بیشترین ضربه را متحمل خواهد شد. این روزها انتظار میرود پس از طرح گزارش ژنرال پترائوس، فرمانده نیروهای آمریکایی در مورد عراق در کنگره آمریکا، خروج نیروها از اوایل سپتامبر آغاز شود و تحلیلگران رژیم صهیونیستی معتقدند بهترین دلیل برای ابراز اطمینان از انجام این عقبنشینی زودهنگام، افزایش 25 درصدی کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل تا میزان 30 میلیارد دلار در 10 سال آینده و همچنین معامله تسلیحاتی 20 میلیارد دلاری با عربستان سعودی است.
در واقع این کمکها میتواند به نوعی پیشدستی آمریکا به منظور برطرف کردن شوک ناشی از عقبنشینی نیروهای آمریکایی تلقی شود. این عقبنشینی حتی باعث شد تا ملک عبدالله، شاه عربستان، سفر خود به واشنگتن را به نشانه اعتراض لغو کند و در عوض برای تقویت روابط با ایران تلاش کند.
تحلیلگران اسرائیلی بر این باور هستند که این عقبنشینی میتواند 3 تهدید جدی را ایجاد کند. از یک سو از این عقبنشینی به عنوان شکست نیروهای آمریکایی در کشورهای اسلامی و در بین جنبشهای رادیکال اسلامی نام برده میشود و موجب افزایش تلاشهای آنها برای بیثباتتر کردن منطقه خواهد شد اما بزرگترین ضرر این اقدام آمریکا شاید بیثباتی رژیم اردن باشد که در شرایط فعلی مهمترین شریک استراتژیک اسرائیل در منطقه محسوب میشود و در واقع به عنوان یک سپر حفاظتی بین اسرائیل و هلال شیعی عمل میکند. مطالعات اسرائیلی حاکی از آن است که عراق پس از خروج نیروهای آمریکایی به پایگاه اصلی تروریستهایی بدل خواهد شد که یکی از اهداف آنها تقویت نیروهای اپوزیسیون اردن به منظور ساقط کردن رژیم این کشور خواهد بود. سوریه نیز در ادامه این روند اجازه فعالیت به مخالفان دولت اردن را در خاک خود خواهد داد.
پس از سقوط دولت اردن، این کشور بدل به پایگاه جدیدی از دشمنان اسرائیل خواهد شد و همه شرایط به سالهای اولیه تأسیس دولت صهیونیستی برمیگردد. بنا به تحقیقات صورت گرفته بهترین راهحل برای جلوگیری از وقوع این ماجرا حمایت همهجانبه از دولت اردن و حل مشکل کمبود آب در این کشور و تقویت نیروهای امنیتی اردن و انتقال تکنولوژی پیشرفته نظامی به این کشور است. سومین و آخرین نتیجه این اقدام نیروهای آمریکایی میتواند کاهش فشارهای فعلی بر ایران و آزادی عمل بیشتر این کشور در دنبال کردن برنامه اتمی باشد.
از سوی دیگر ایران این امکان را پیدا میکند تا حمایت بیشتری از سوریه در برابر فشارهای روزافزون آمریکا داشته باشد؛ با توجه به اینکه سوریه تا پایان سال 2009 روند مدرنیزه کردن ارتش را به پایان خواهد برد و این همزمان با پایان دوره دوم ریاست جمهوری بوش خواهد بود. در اسناد دولتی در اسرائیل همچنین اشاره شده که عقبنشینی نیروهای آمریکایی میتواند فرصت لازم را برای حمله نیروهای آمریکایی به تأسیسات اتمی ایران فراهم کند چون در شرایط فعلی این هراس در بین دولتمردان آمریکایی وجود دارد که در صورت حمله هوایی به تأسیسات اتمی ایران، نیروهای نظامی ایران دست به اقدام تلافیجویانه علیه نیروهای آمریکایی در عراق خواهند زد.
اما اشلومو اوینری، مدیر اسبق وزارت امور خارجه اسرائیل، در مورد تلاشهای دولت این کشور به منظور تداوم حضور نیروهای آمریکایی در عراق بدبین است و در این زمینه میگوید: همه چیز برای نیروهای آمریکایی در عراق پایان یافته است و گرچه آنها وانمود میکنند که ممکن است شرایط تغییر کند ولی تا به حال حضورشان موفقیتآمیز نبوده است. آنها دیر یا زود بایستی از عراق عقبنشینی کنند و هر چه این عقبنشینی زودتر باشد بهتر است، چرا که جایگاه آمریکا در عرصه بینالمللی کمتر ضربه خواهد خورد. به عقیده اوینری این آسیبها به جایگاه بینالمللی آمریکا میتواند تبعات سنگینی داشته باشد، چرا که پرستیژ بینالمللی آمریکا در واقع یکی از ارکان قدرت اسرائیل محسوب میشود.