سیاستهای تهاجمی دولت بوش وجهه آمریکا را در سطح بینالمللی بویژه در جهان اسلام بشدت مخدوش کرده است. در چنین شرایطی اعلام مشارکت دهها کشور در آناپولیس از جمله 16 کشور عربی برای دولت بوش شاید یک موفقیت به حساب آید تا با هدف خنثیسازی موج فشار دموکراتها با خرسندی در پی بهرهبرداری سیاسی از آن باشد. براساس این هدف، آمریکا بیش از آنکه در اندیشه مضمون و محتوای نشست بوده باشد، بهفکر سطح برگزاری و تعداد شرکتکنندگان بود و حتی گرفتن عکسهای یادگاری مسوولان شرکتکننده هم توانست تا حدودی این هدف بوش را تامین کند.
در بخش دوم اهداف آمریکا نیز میتوان گفت کنفرانس آناپولیس در شرایطی برگزار شد که فعالیتهای تبلیغاتی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 آمریکا با هدف تعیین نامزد نهایی جمهوریخواهان و دموکراتها مدتهاست شروع شده و حتی در روزهای اخیر به اوج خود رسیده است، در چنین شرایطی بوش که دولتی متشکل از نومحافظهکاران جمهوریخواه است تحت شدیدترین فشارهای داخلی است. این فشارها ریشه در سیاستهای جنگافروزانهای دارد که در دولت بوش و در پی هجوم نظامی به افغانستان، عراق و تهدید نظامی ایران به اوج رسیده است.
بوش که نمیخواهد سرنوشت همپیمانان سابق وی چون خوزه ماریا ازنار در اسپانیا، تونی بلر در انگلیس و جان هاوارد در استرالیا دامنگیر او و حزبش شود، نیازمند وارد آوردن شوک به افکار عمومی آمریکاست که بارها فریاد زده خواستار جایگزینی سیاست صلح بهجای سیاست جنگ است، در نتیجه برگزاری کنفرانس صلح آناپولیس آنهم در کمتر از یک سال مانده به پایان عمر این دولت، تنها به یک شوک گذرا برای افکار عمومی آمریکا قابل تعبیر بوده و هست.
امریکا همچنین در آناپولیس در اهداف بلندمدت خود 3 چیز دیگر را نیز هدف قرار داده بود؛ فراهم کردن زمینه برای طرح ادعای تایید بینالمللی نقشه راه که بوش آن را تهیه کرده است، تلاش برای تایید بینالمللی محمود عباس و سوم به رسمیت شناخت حق وجود برای اسرائیل از جانب کشورهایی است که تاکنون رابطهای با اسرائیل نداشتهاند که عربستان و سوریه نمونه این کشورها بهشمار میآیند.
برخی کارشناسان آناپولیس را نتهای آخر موسیقی وداع بوش میدانند و معتقدند بوش پی برده است که تاکنون نواختن وی برای افکار عمومی جهان گوشخراش بوده است، در نتیجه باید در پس نواختن نتهایی باشد که بتواند این خاطره بد را از ذهن مردم جهان بزداید، هرچند عملکرد بوش آنقدر با نتهای گوشخراشی همراه بوده که با چنین تک نتهایی قابل جبران نیست.
اهداف تشکیلات خودگردان در آناپولیس
بررسی اهداف تشکیلات خودگران فلسطین در آناپولیس نیازمند ذکر چالشهای اساسی موجود میان فلسطین و اسرائیل است. این چالشها را میتوان در امور زیر خلاصه کرد:
ایجاد کشور مستقل فلسطینی و مقوله گستره توان دولت مستقل؛ گروههای مقاومت فلسطینی خواستار تشکیل دولت مستقل در تمامی اراضی فلسطین و تشکیلات خودگردان خواستار تشکیل آن در نوار غزه و کرانه غربی هستند که از اختیارات کامل برخوردار باشد؛ اما اسرائیل خواستار تشکیل دولتی در فلسطین است که توان تسلیحاتی نداشته باشد و کنترل امنیت مرزهای زمینی و هوایی آن بهدست اسرائیل باشد، ضمن آنکه ارتباط میان 2 بخش نوار غزه و کرانه غربی تنها از خاک اسرائیل میسر باشد.
مرزهای اسرائیل و سرنوشت شهرکهای صهیونیستنشین: طرح این مبحث در شرایطی است که برخی از گروههای صاحب نفوذ فلسطینی حق وجودی برای رژیم صهیونیستی قائل نیستند و این رژیم را تحمیل غرب به جهان اسلام میدانند.
مساله بیتالمقدس: اسرائیل در سال 1967 بخش شرقی و کاملا عربی بیتالمقدس را اشغال کرد و پس از اشغال، براساس ادعای صهیونیزم، بیتالمقدس را تنها پایتخت دولت ادعایی یهود دانست و ادعا کرد، سرنوشت بیتالمقدس قابل مذاکره نیست. در شرایطی که فلسطینیان نیز بیتالمقدس را پایتخت دائمی فلسطین میدانند، پیچیدگی این مشکل سبب ارائه پیشنهادی از طرف ایهودباراک درسال 2000 و در نشست کمپدیوید شده بود تا دو طرف به تقسیم بیتالمقدس رضایت دهند.
حق بازگشت آوارگان: آمار آوارگان فلسطینی که در پی اشغال خانهها و سرزمینشان آواره شدهاند به بیش از 4 میلیون نفر میرسد. اسرائیل میداند بازگشت این تعداد به اراضی اشغالی، ترکیب جمعیتی بسیاری از مناطق اشغالی را به سود اعراب سنگین خواهد کرد و این تهدیدی برای دولت ادعایی یهود است، در نتیجه به هر نحو ممکن در پی رد آن است.
کنترل بر منابع آبی: اسرائیل 80 درصد منابع آبهای زیرزمینی کرانه غربی را در تصرف خود دارد؛ اما فلسطینیان خواستار تقیسم عادلانه منابع آبی هستند.
پیشنهاد اسرائیل برای به رسمیت شناختن وجهه یهودی دولت مورد ادعای اسرائیل: این شرط اگرچه سالهاست در منابع صهیونیزم کنجانده شده است؛ اما از زبان اولمرت و به توصیه تندروهای افراطی حاضر در کابینهاش بیان شده است. فلسطینیان به رسمیت شناختن تابعیت یهود دولت عبری را به معنی کوتاه آمدن از حق بازگشت آوارگان میدانند.
تعیین جدول زمانبندی برای نهایی شدن مذاکرات صلح: فلسطینیان در این زمینه نهایت زمان را پایان دوران ریاست جمهوری بوش (ژانویه 2009) قرار دادهاند؛ اما اسرائیل از هرگونه الزام در این زمینه خودداری میکند.
با در نظر گرفتن این موارد و تضاد آرای میان گروههای فلسطینی با تشکیلات خودگردان، هیات اعزامی تشکیلات خودگردان با توجه به اینکه نمایندگی بخشی از فلسطین را بهعهده داشت، نمیتوانست و نتوانست این چالشها را حل کند. این هیات در شناسایی اهداف خود در آناپولیس سردرگم بود.
به گواه حتی کارشناسان غربی و اسرائیلی، عباس در داخل فلسطین جایگاه و شخصیتی ضعیف دارد که تداوم این ضعف میتواند تهدیدی برای آینده سیاسیاش باشد. در نتیجه برای حفظ جایگاه خود نیازمند تکیه بر آمریکا و اسرائیل است و برای تحقق این هدف، بهترین گزینه مشارکت در آناپولیس بوده است.
عربها در شرایطی در کنفرانس آناپولیس حاضر شدند که به خواسته اصلی آنان مبنی بر گنجانده شدن اختلافات اساسی اعراب با اسرائیل در مذاکرات پاسخی آشکار داده نشد، ضمن آنکه شرط ابتدایی آنان مبنی بر اصالت دادن به طرح صلح اعراب نیز با مخالفت جدی اسرائیل مواجه شد.
در مقابل طرفهای اسرائیلی مذاکره کننده با تشکیل خودگردان، با مشروط کردن اجرایی شدن مفاد توافقات احتمالی در آناپولیس به اجرایی شدن بند اصلی طرح نقشه راه - مبنی بر ریشهکن شدن گروههای تروریستی فلسطینی (مقاومت) یا طرح به رسمیت شناختن اراضی اشغالی بهعنوان اراضی تاریخی دولت یهود - اعراب را در موضع دشواری قرار دادند. با این اوصاف عربها در نشست اخیر قاهره تصمیم به شرکت در کنفرانس گرفتند تا ثابت شود شرکت کردن اعراب در این نشست کاملا از موضع ضعف بوده است.
محمدالسید سعید، کارشناس مسائل سیاسی در مصر و سردبیر روزنامه البدیل در بیان اهداف مصر در آناپولیس میگوید: مشارکت مصر در آناپولیس تنها با هدف اظهار دوستی حسنی مبارک با کاخسفید صورت گرفت، مهمترین شرط حسنی مبارک برای شرکت در آناپولیس این بود که به کاخسفید اعلام کرد مصر در آن شرکت میکند؛ اما در مقابل، آمریکا فشار بر مصر در زمینه اوضاع داخلی کشور را کاهش دهد.
در این میان، مشارکت سوریه جای بحثی جداگانه دارد؛ سوریه پس از آن تصمیم به حضور در نشست گرفت که سفارت آمریکا در دمشق در نامهای رسمی به وزارت خارجه سوریه اعلام کرد، آمریکا شرط سوریه برای مشارکت در این کنفرانس را پذیرفته است. سوریه مشارکت خود را مشروط به گنجانده شدن مبحث بلندیهای اشغالی جولان در مباحث نشست عنوان کرده بود، در نتیجه برخلاف مشارکت کشورهای عربی، سوریه از موضع قدرت در این کنفرانس شرکت کرد، اما از آنجا که اسرائیل با درخواست بحث درباره جولان مخالفت کرده است، دست دمشق نیز از این نشست خالی ماند.
در این میان، آنچه از نتایج نشست آناپولیس برمیآید، این است که سابقه چنین نشستهایی نشاندهنده بینتیجه بودن آن دستکم برای فلسطینیان است؛ مردمی که تاکنون نهتنها از این کنفرانسها نتایج مثبتی دریافت نکردهاند، بلکه از منابع و سرزمینهای وسیعی که از سال 1967 در اختیار داشتند، محروم شده و تنها در قسمت اندکی در نوار غزه ساکن شدهاند.