محمد اسکندری
از فردا شاهد تشکیل کنفرانس پاییزی صلح در شهر آناپولیس واقع در ایالات مریلند آمریکا خواهیم بود. نشستی که با شانتاژهای خبری بالا در راستای ایجاد صلح مابین رژیم اشغالگر قدس و فلسطینیان صورت میگیرد. باید دانست این اجلاس از درونمایهای متفاوت نسبت به نقاب زیبای "صلح پاییزی" برخوردار است و در غایت وجودی خود به دنبال هدفی متضاد با صلح و ثبات میگردد. این اجلاس از نیمه پنهانی برخوردار است که نمایشگر سیاستهای شوم جریان سلطه است. لذا لازم است به نکاتی در سمتوسوی علل تشکیل این نشست و نتایج آن اشاره شود.
1- پس از پیروزیهای متواتر برادران فلسطینی در نوار غزه و پیروزی حماس در انتخابات، رژیم اشغالگر قدس این جریان را تحتالشعاع دو راهبرد خود قرار داد. ابتدا ایجاد نفاق و انشقاق در میان احزاب و گروههای داخلی و پس از آن اعمال فشارها از خارج با رهبری جریان سلطه. این دو مولفه، اصلیترین پایههای دکترین سیاسی آمریکا و اسرائیل را شامل میشد که متاسفانه در ابتدای امر برادران فلسطینی با عدم توجه به اقتضائات موجود عامل بسیاری از جداییها و عدم انسجامها در مقابل تحرکات اسرائیل فراهم آوردند. اکنون ما در قسمت ثانویه این پارادایم هستیم که اصلیترین سرفصل آن را همین کنفرانس به اصطلاح صلح شامل میشود. این اجلاس که در آن از اکثر مقامات بلندپایه کشورهای تاثیرگذار در سیاست جهانی و مجامع و کنفرانسهای معتبر در نزد افکارعمومی دعوت به عمل آمده است به منظور حلوفصل مناقشات بین سران فلسطینی و اسرائیلی تشکیل شده است. البته در این بین سرانآمریکایی - صهیونیستی این اجلاس از سران حماس که منتخب اکثریت آرای مردم فلسطین میباشند دعوت ننموده و "محمود عباس" را بهعنوان نماینده مردم فلسطین انتخاب کردهاند. محمود عباسی که حتی سازشکارتر از "یاسر عرفات" نسبت به منافع مردم مظلوم فلسطین در برابر غرب است. این مقامات در دانشکده نظامی آناپولیس دور هم جمع خواهند شد تا شاید بتوانند رای به تجزیه فلسطین اشغالی دهند و قطعنامههای شورای امنیت مبنی بر بازگشت آوارگان به مناطق اشغالی را با یک اجماع خودساخته سرپوشانی کنند و این قطعنامهها را مخالف با نظر افکارعمومی جلوه دهند و پس از این تجزیه کمکم یاد و خاطره فلسطین را به دیار نسیان بسپارند. به حتم مهمترین هدف در این اجلاس همین میباشد. اما میتوان بدون حضور یکی از طرفین اصلی مناقشه، صلحی پایدار ایجاد کرد؟
یقینا "محمود عباس" نظراتی همسو با ایالاتمتحده دارد اما طرف اصلی فلسطینی، دولت دستنشانده غربی "محمود عباس" نیست و این حماس است که از احقاق حقوق حقه مردم مظلوم فلسطین حتی ذرهای کوتاه نمیآید. لذا باید گفت اجلاس آناپولیس در بدو تولد مرده بود و نباید چشم هیچ امیدی بر نتایج این کنفرانس در راستای بازگرداندن حقوق مردم فلسطین بست.
2- ایالاتمتحده در آستانه انتخابات ریاست جمهوری قرار دارد و تیم نومحافظهکار بوش چیزی جز شکستهای متوالی در افغانستان، عراق و جنگ 33 روزه با حزبالله لبنان در پیش روی خود ندارد لذا لازم میداند تا با جلب نظر کشورهای آسیایی و اروپایی راه را برای نمایش تلاشهای جمهوریخواهان برای صلحجهانی باز کند. این سیاست هیچگاه خواستار نتیجه قطعی نیست بلکه بهصورت مقطعی خواستار به ترسیم کشیدن تلاشهای یک کشور در ایجاد صلح و ثبات است. سفرهای اخیر "ملکه جنگ" به خاورمیانه در راستای تحقق صلح خود گواهی تام بر این موضوع است. "کاندولیزا رایس" با سفرهای متمادی خود به کشورهای خاورمیانه خواستار جلبنظر سران این کشورها شد. در این سفرها وی حتی نتوانست "ایهود المرت" را مجبور به اندکی عقبنشینی از سیاستهای افراطی خود کند تا بدین وسیله راه را برای ارضای مطالباتی که تضمینکننده حضور اعراب در آناپولیس بود هموار سازد.
3- پس از ناکامی باورنکردنی ارتش چهارم جهان در مقابل گروه چریکی چند هزار نفری حزبالله مناسبات جهانی به انزوای این رژیم متمایل گشت و عرصه را در بحثهای سیاسی - امنیتی - اقتصادی بر مسندنشینان تلاویو سخت نمود. به همین خاطر تلاویو سعی کرد تا مناسبات خود را با کشورهای جهان و علی الخصوص کشورهای عربی افزایش دهد. یکی از اهداف تشکیل نشست آناپولیس میتواند در همین سمتوسوی تعریف شده باشد. ایجاد مناسبات و تعاملات سیاسی با اعراب که موجب بازگشتن تلاویو به صحنه سیاست جهانی و بیرون آمدن اسرائیل از محیط نابهسامان اخیر، میتواند در حواشی کنفرانس صلح پاییزی به عینیت رسد. لذا کشورهای عربی نباید آتیه سیاسی خود را در گروی پیشنهادات واهی اسرائیل به عاریه بگمارند. به اذعان قریب به اتفاق اصحاب سیاست در اجلاس آناپولیس آنچه تاکنون خاموش مانده است خاموش خواهد ماند و مسایل مهمی همچون دیوار حایل، بازگشت هزاران تن از آوارگان فلسطینی و ... در دستورکار این اجلاس قرار نخواهد گرفت. بنابراین این اجلاس نمیتواند راهگشای چالشهای اساسی موجود در فلسطین باشد.
در نهایت باید گفت تمام قراین و شواهد حکایت از آن دارد که نشست آناپولیس در زمره پروسههای سیاسی - امنیتی کاخسفید در راستای حفظ و صیانت از ماهیت وجودی رژیم اشغالگر قدس قرار دارد. لذا هیچگونه نتیجهای باب میل آزادیخواهان در فلسطین بدست نخواهد آمد بلکه محتمل است اسراییل بتواند همچون کنفرانسهای اسلو، مادرید و کمپدیوید حقوق فلسطینیان را پایمال نماید.
4- همچنین باید گفت که در این برهه از زمان هرگاه نامی از صلح در تقابل با فلسطین برده شده، مردم فلسطین را تاب نیامده است زیرا اصلاح آمریکایی برای فلسطینیان جز یک دروغ بزرگ نیست. دروغی با درونمایهای از جنگ و شونت و کشتار زنان و کودکان بیگناه. کشورهای عربی و داعیهداران احترام به آزادی و عقاید دموکراتیک باید بدانند که آزادی در نظام سیاسی فلسطین جز با آزاد گذاشتن مردم و برپایی انتخاباتی مردم محور تحقق پیدا نخواهد کرد و تمسک به اینچنین نشستهایی جز نادیده گرفتن حقوق اولیه مردم فلسطین تاویلی نخواهد داشت. لذا بر ملتهای مسلمان که مانع از حرکت سران خود به سوی کنفرانس صلح پاییزی شوند و از این اجحاف بر حقوق حقه مردم مظلوم فلسطین جلوگیری نمایند. اتحادیه اروپایی، سازمان ملل، کنفرانس اسلامی و ... باید بر پایی انتخابات آزاد در فلسطین پافشاری کنند و مانع از خدشهدار شدن اندک وجهه مشروع جهانی خود شوند. حرکت بهسوی اجلاسهایی همچومن آناپولیس نهتنها موجبات ثبات و بعضا صلح در سرزمینهای اشغالی نمیشود بلکه ملزومات بروز تنش و آشوب را در سرتاسر دنیا فراهم میکند. زیرا هر ملتی در قبال از بین رفتن آرمانها، ایستارها و آنچه تاکنون برای حفظ امنیت و تمامیت ارضی خود صرف کرده است هوشیار است و ملت مظلوم فلسطین نیز از این قانون مستثنی نیست. شرکت سران کشورهای جهان و علیالخصوص کشورهای اسلامی و عرب در اجلاس آناپولیس برای فلسطینیان به مثابه پشتپا زدن به ایثارها و ازخود گذشتگیهای آنان تلقی میشود و هرگز این ملت عملکرد کشورها را فراموش نخواهد کرد. لذا انسانیتر است که سران کشورهای جهان این کنفرانس را تحریم کنند و خواستار ایجاد دولتی منتخب از سوی فلسطینیان شوند.