دکتر صادق زیباکلام
پس از گذشت 28 سال که مسئولان و بزرگان اصولگرا خارج از قوه مجریه بودند، در حال حاضر تمام قدرت را از آن خود کردند و این قدرت برای نخستین بار در کشور یکدست شده به طوری که طی این 28 سال هیچگاه قوهای سهگانه از یکدستی کنونی برخوردار نبوده است.
در حال حاضر اصولگرایان تمامی قدرت را در دست دارند و حتی در زمان حضرت امام(ره) نیز قوای سهگانه این یکدستی را نداشت و شاهد جریانات متفاوتی در ترکیب قوای سهگانه بودیم. معتقدم این یکدستی باعث شده که دولت نهم برای خود یک رسالت تاریخی ـ عقیدتی در سیاست خارجی قائل باشد که عبارت است از یک ستیز تاریخی با آمریکا یا به تعبیری «استکبار جهانی». در این ایده که یک تضاد بنیادین میان کشورهای در حال توسعه و جهان اول یا امپریالیسم وجود دارد و اصولگرایان به آن اعتقاد دارند، ابتدا از سوی مارکسیستها مطرح شد و در عصر جنگ سرد کشورهای اروپای شرقی معتقد بودند که یک رسالت تاریخی و تضاد بنیادین در سطح جهان میان آنها و امپریالیسم و کشورهای در حال توسعه تضاد وجود دارد، با نقدهای زیادی روبهرو شده است. گرچه این تفکر در ایران ابتدا از سوی مارکسیستها عنوان شد، اما این تفکر در میان جریانات اسلامگرا نیز وجود دارد.
اما در ایران در حال حاضر بسیاری از مارکسیستها دیگر چنین اعتقاد ندارند و به این دیدگاه پایبندی ندارند و منتقد آن شدهاند. جریانات اصولگرا تا 20-15 سال پیش به این تفکر اعتقادی جدی داشتند اما امروزه شاهد هستیم بسیاری از اسلامگرایان هم در ایران این ایده را کنار گذاشتهاند و به آن اعتقاد ندارند. اما در ایران یک جریان فکری که ما به آن میگوییم، پس از گذشت بیش از نیم قرن هنوز به این مسئله اعتقاد دارند و با یکدست شدن حاکمیت عملا این ایده غالب سیاست خارجی ایران را تشکیل میدهد و تمامی روابط ما در سیاست خارجی متاثر از این نگاه است که میان ایران و نظام سلطه یا امپریالیسم تضاد و تقابل وجود دارد.
به عنوان مثال پرونده هستهای برای ما به مثابه بخشی از تضاد با آمریکاست و همچنین سیاست ما در عراق و افغانستان و نزدیکی با کشورهای آمریکای لاتین نیز برای همین اساس است. در حالی که نزدیکی با کشورهایی مانند ونزوئلا و نیکاراگوا هیچ توجیه اقتصادی ندارد از رسالت تاریخی تضاد با آمریکا پیروی میکند. در سیاست خارجی کشورها آنچه که منافع ملی گفته میشود و منافع اقتصادی و سیاسی ما در کوتاهمدت و بلندمدت است کمتر وجود دارد، بلکه انگیزه غالب در تعیین سیاست خارجی ما همان تضاد با آمریکاست. چرا که دولت نهم یک دولت ایدئولوژی محور است و نگاهش به جهان براساس نگاه ایدئولوژیک است.