داریوکریستیانی/PINR *
ترجمه: کاوه شجاعی
در روزهای سیام و سی و یکم اکتبر امسال در خلیج فارس یک مانور بین المللی دریایی به فرماندهی ارتش آمریکا برگزار شد. این بیست و پنجمین تمرین نظامی«پروژه گسترش امنیت» (PSI) بود که جورج بوش در سال 2003 فرمان تشکیل آن را داده بود. شرکتکنندگان در مانور نظارت و کنترل کشتیهای مظنون به حمل سلاحهای کشتار جمعی را تمرین کردند.
شش کشور ایالات متحده آمریکا، انگلیس، ایتالیا، فرانسه، استرالیا و بحرین در این مانور شرکت داشتند. دولتهای دیگری به نظیر امارات متحده عربی، قطر، کویت، پاکستان، کره جنوبی و ژاپن هم بعنوان ناظر در این عملیات حضور داشتند. عملیات «لبه حمله» نام داشت و هدف آن جلوگیری از ورودی یک کشتی انگلیسی «برگ تمشک» بود که محموله اتمی فرضی را حمل میکرد. دریانوردان بحرینی و ایتالیایی وظیفه سد کردن راه «برگ تمشک» را برعهده داشتند.
مانور در 30 کیلومتری آبهای ایران برگزار شد. تحلیلگران برخی رسانههای غربی بیشتر اعلام کرده بودند که مانور علامتی هشدارآمیز به تهران از سوی واشنگتن است. اما فرماندهان عملیات در مصاحبههای مختلف این ادعاها را رد کردند. در هرحال وزارت خارجه ایران اعلام کرد که ارتش این مانور را به دقت زیر نظر خواهد گرفت. مقامات ایران این عملیات را عملی ماجراجویانه خواندند که کمکی به بهبود وضعیت امنیت در خلیج فارس نخواهد کرد. کمی بعد ایران مانور ده روزه «پیامبراعظم 2» را آغاز کرد که درآن موشکهای دور برد شهاب 3 آزمایش شد. مانور ایرانی پاسخی روشن به تمرینهای نظامی آمریکا در خلیج فارس بود.
نقش بحرین در مانور آمریکایی را نمیتوان نادیده گرفت. این امر نشانهای آشکار از این حقیقت است که سیاستهای منامه در منطقه طی سالهای آینده تغییر خواهد کرد.
چرا بحرین به مانور پیوست؟
بحرین تنها کشور عربی بود که به طور موثر در مانور خلیج فارس شرکت کرد. تعداد زیادی از کشورهای عربی نظیر قطر، امارات متحده و کویت به عنوان ناظر حضور داشتند و حتی عربستان درآن شرکت نکرد. حضور بحرین نشانهای روشن از تمایل منامه برای گسترش روابط با ایالات متحده تلقی شده است. بحرین آمریکا را بهترین وسیله برای تضمین امنیت ملی خود میداند.
این امر نشان می دهد که هنوز قدرتهای خارجی می خواهند نقشهایی اساسی را در منطقه ایفا کنند و تعدادی از کشورهای حوزه خلیج فارس هم به این امر راضیاند. پس از پایان عصر بریتانیا در منطقه – در سال 1971 – ایالات متحده به قدرت خارجی اصلی خلیج فارس تبدیل شد.از زمان جنگ خلیج فارس درسال1991 آمریکا برجسته ترین قدرت نظامی منطقه بوده است. از1991 بحرین یکی از هم پیمانان اصلی آمریکا محسوب می شود. آنها ناوگان پنجم دریایی ایالات متحده را میزبانی میکنند. با وجود بهبود روابط میان ایران و بحرین در آوریل دهه اخیر،مانور دریایی ماه گذشته نشانه مثبتی در پیوندهای تهران – منامه به شمار نمیرود. قدرت روبه گسترش ایران توازن قوا در منطقه را به هم زده است و اعراب نمیتوانند از این استراتژی جدید ایران راضی باشند. بحرین هم از این امر مستثنی نیست.70درصد جمعیت بحرین را شیعیان تشکیل می دهند و خاندان سنی آل خلیفه برآن فرمان میراند.
سنی ها در بحرین کنترل بخش اعظم دولت، ارتش و سازمانهای اقتصادی را برعهده دارند. دولت بحرین در طول سالهای اخیر برنامه جنجالی عطای تبعیت به کارگرانی را که از کشورهای عربی روانه کشور میشوند پیش برده است. تحلیل گران هدف اصلی این برنامه را کاهش میزان تفاوت جمعیتی میان شیعیان و سنیها توصیف کردهاند.
عدهای معتقدند قدرت رو به گسترش ایران شیئی در منطقه، دولت حمدبن عیسی آل خلیفه را نگران کرده است چون باعث دلگرمی گروههای مخالف شیعه در بحرین می شود. به خصوص اینکه نباید فراموش کرد بحرین پیش از این به ایران تعلق داشته است و در همین قرن بیستم از این کشور جدا شده است. شاید همین نگرانی ها از قدرت یافتن شیعیان بود که دولت های عرب را به حمایت از صدام در جریان جنگ ایران و عراق(1988-1980) وا داشت. علاوه براین کشورهایی با جمعیت بالای شیعه نظیر بحرین یا کویت همیشه در تنظیم روابط خود با تهران بسیار با احتیاط عمل میکنند، چون به این نتیجه رسیدهاند که شیعیان علاقه زیادی به ایران دارند و هرگونه اقدام برخلاف منافع تهران باعث نارضایتی شدید اکثریت مردم از دولت میشود.
بحرین این روزها برگزاری انتخابات پارلمانی را انتظار میکشد و این انتخابات آزمونی مهم برای دولت محسوب می شود که روابطش با واشنگتن را گرمتر کرده است.
عده زیادی در داخل بحرین معتقدند که شیعیان این کشور به شدت از اوضاع کنونی
ناراضیاند، با این حال پادشاه بحرین همچنان متحدی وفادار برای ایالات متحده آمریکا محسوب میشود.
قدرت گرفتن ایران تنها دلیل نزدیکی بیش از حد بحرین به آمریکا نیست. بحرین میخواهد به عنوان شریک اصلی استراتژیک آمریکا در منطقه شناخته شود. بدین گونه منامه در برابر کشورهایی نظیر عربستان صعودی نیز قد علم خواهد کرد. البته دلیل دیگری هم وجود دارد. اگر اهمیت ژئواستراتژیک بحرین برای واشنگتن ثابت شود کاخ سفید درصورت سرکوب شورشهای احتمالی داخلی توسط دولت رویکردی آرام تر را پیش می گیرد و جلوی منامه را در برخورد با شیعیان و دیگر گروههای اسلامی نخواهد گرفت. بحرین هم به دنبال قدرت در منطقه است و هم به روزهای پس از انتخابات میاندیشد که ممکن است ثبات داخلی در معرض خطر قرار گیرد.
نتیجهگیری
حضور بحرین در مانور اخیر خلیج فارس به فرماندهی آمریکا نشانه تمایل شدید بحرین و عمق بخشیدن به رابطهاش با ایالات متحده است و این به خاطر آرایش جدید قدرت در منطقه رخ می دهد. منطقه ای که آمریکا به قدرت اصلی خارجی آن تبدیل شده و قدرت اصلی داخلیاش جز ایران نیست.